اقبال لاهوری
  • اقبال لاهوری(ارمغان حجاز)

    ارمغان حجاز(اقبال لاهوری) دل ما بیدلان بردند و رفتند دل ما بیدلان بردند و رفتند مثال شعله افسردند و رفتند ...

    ارمغان حجاز(اقبال لاهوری) دل ما بیدلان بردند و رفتند دل ما بیدلان بردند و رفتند مثال شعله افسردند و رفتند بیا یک لحظه با عامان درآمیز که خاصان باده ها خوردند و رفتند سخن ها رفت از بود و نبودم سخن ها ر ...

    بیشتر بخوانید
  • پس چه باید کرد(اقبال لاهوری)

    بخوانندهٔ کتاب سپاه تازه برانگیزم از ولایت عشق که در حرم خطری از بغاوت خرد است زمانه هیچ نداند حقیقت او ر ...

    بخوانندهٔ کتاب سپاه تازه برانگیزم از ولایت عشق که در حرم خطری از بغاوت خرد است زمانه هیچ نداند حقیقت او را جنون قباست که موزون بقامت خرد است به آن مقام رسیدم چو در برش کردم طواف بام و در من سعادت خرد ...

    بیشتر بخوانید
  • جاوید نامه(اقبال لاهوری)

    جاوید نامه(اقبال لاهوری) دیباچه خیال من به تماشای آسمان بود است بدوش ماه و به آغوش کهکشان بود است گمان مب ...

    جاوید نامه(اقبال لاهوری) دیباچه خیال من به تماشای آسمان بود است بدوش ماه و به آغوش کهکشان بود است گمان مبر که همین خاکدان نشیمن ماست که هر ستاره جهان است یا جهان بود است مناجات آدمی اندر جهان هفت رنگ ...

    بیشتر بخوانید
  • زبور عجم(اقبال لاهوری)

    به خوانندهٔ کتاب زبور می شود پردهٔ چشمم پر کاهی گاهی دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی وادی عشق بسی دور ...

    به خوانندهٔ کتاب زبور می شود پردهٔ چشمم پر کاهی گاهی دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی وادی عشق بسی دور و درازست اما طی شود جادهٔ صد ساله به آهی گاهی در طلب کوش و مده دامن امید زدست دولتی هست که یاب ...

    بیشتر بخوانید
  • پیام مشرق(اقبال لاهوری)

    پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله ای امیر ...

    پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله ای امیر کامگار ای شهریار نوجوان و مثل پیران پخته کار چشم تو از پردگیهای محرم است دل میان سینه ات جام جم ...

    بیشتر بخوانید