فوج

دیوان اشعار مسعود سعد سلمان
امروز پنجشنبه 26 تیر 1399
تبليغات تبليغات

دیوان اشعار مسعود سعد سلمان

شبی که سخن سرای زندانی در دخمه ای سرد و تاریک، در دل کوههای بی فریاد ، باخود

می گفت چرا در اندیشه فردا باشند،چون هیچ امیدی نیست که همین امشب را نیز به پایان

برم ، نیک می دانست که سرانجام کار آدمی مرگ است ، اما سخنی که با خون دل او

رنگین شده،تا روز رستا خیز پایدار خواهد ماند...

دسته بندي: شعر, مسعود سعد سلمان,

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد