ای خدا مرا داوری كن و دعوای مرا با قوم بیرحم فیصل فرما

فوج

ای خدا مرا داوری كن و دعوای مرا با قوم بیرحم فیصل فرما
امروز جمعه 20 تیر 1399
تبليغات تبليغات

مزامیر,_psalm م2تا 5

كتاب دوم الی پنجم: مزامیر42 150

 

مزامیر فصل 42

برای سالار مغنیان. قصیده بنی قورح

1چنانكه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد.

2 جان من تشنه خداست تشنه خدای حی كه كی بیایم و بحضور خدا حاضر شوم. 3 اشكهایم روز و شب نان من میبود چون تمامی روز مرا میگفتند: “خدای تو كجاست؟” 4 چون اینرا بیاد میآورم جان خود را بر خود میریزم. چگونه با جماعت میرفتم و ایشان را بخانه خدا پیشروی میكردم به آواز ترنم و تسبیح در گروه عید كنندگان.

5 ای جانم چرا منحنی شده ای و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید دار زیرا كه او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت.

6 ای خدای من جانم در منحنی شد. بنابراین تو را از زمین اردن یاد خواهم كرد از كوههای حرمون و از جبل مصغر. 7 لجَه به لجَه ندا میدهد از آواز آبشارهای تو جمیع خیزابها و موجهای تو بر من گذشته است. 8 در روز یَهُوَه رحمت خود را خواهد فرمود و در شب سرود او با من خواهد بود و دعا نزد خدای حیات من. 9 به خدا گفته ام: “ای صخره من جرا مرا فراموش كرده ای؟ چرا به سبب ظلم دشمن ماتم كنان تردد بكنم؟” 10 دشمنانم به كوبیدگی در استخوانهایم مرا ملامت میكنند چونكه همه روزه مرا میگویند: “خدای تو كجاست؟”

11 ای جان من جرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشته ای؟ بر خدا امید دار زیرا كه او را باز حمد خواهم گفت كه نجات روی من و خدای من است.

مزامیر فصل 43

 

1ای خدا مرا داوری كن و دعوای مرا با قوم بیرحم فیصل فرما و از مرد حیله گر و ظالم مرا خلاصی ده. 2 زیرا تو خدای قوت من هستی. چرا مرا دور انداختی؟ جرا به سبب ستم دشمن ماتم كنان تردد بكنم؟3 نور و راستی خود را بفرست تا مرا هدایت نمایند و مرا به كوه مقدس تو و مسكنهای تو رسانند. 4 آنگاه به مذبح خدا خواهم رفت بسوی خدایی كه آقا و خرمی من است. و تو را ای خدا خدای من با بربط تسبیح خواهم خواند.

5 ای جان من چرا منحنی شده ای؟ و چرا در من پریشان گشته ای؟ امید بر خدا دار زیرا كه او را باز حمد خواهم گفت كه نجات روی من و خدای من است.

مزامیر فصل 44

 

برای سالار مغنیان. قصیده بنی قورح

1ای خدا به گوشهای خود شنیده ایم و پدران ما ما را خبر داده اند از كاری كه در روزهای ایشان و در ایام سلف كرده ای. 2 تو به دست خود امتها را بیرون كردی اما ایشان را غرس نمودی. قومها را تباه كردی اما ایشان را منتشر ساختی. 3 زیرا كه به شمشیر خود زمین را تسخیر نكردند و بازوی ایشان ایشان را نجات نداد بلكه دست راست تو و بازو و نور روی تو. زیرا از ایشان خرسند بودی.

4 ای خدا تو پادشاه من هستی پس بر نجات یعقوب امر فرما. 5 به مدد تو دشمنان خود را خواهیم افكند و به نام تو مخالفان خویش را پایمال خواهیم ساخت. 6 زیرا بر كمان خود توكل نخواهم داشت و شمشیرم مرا خلاصی نخواهد داد. 7 بلكه تو ما را از دشمنان ما خلاصی دادی و مبغضان ما را خجل ساختی. 8 تمامی روز بر خدا فخر خواهیم كرد و نام تو را تا به ابد تسبیح خواهیم خواند سلاه. 9 لیكن الآن تو ما را دور انداخته و رسوا ساخته ای و با لشكرهای ما بیرون نمیآیی. 10 و ما را از پیش دشمن رو گردان ساخته ای و خصمان ما برای خویشتن تاراج میكنند. 11 ما را مثل گوسفندان برای خوراك تسلیم كرده ای و ما را در میان امتها پراكنده ساخته ای. 12 قوم خود را بی بها فروختی و از قیمت ایشان نفع نبردی. 13 ما را نزد همسایگان ما عر گردانیدی. اهانت و سخریه نزد آنانی كه گرداگرد مایند. 14 ما را در میان امتها ضرب المثل ساخته ای جنبانیدن سر در میان قومها 15 و رسوایی من همه روزه در نظر من است و خجالت رویم مرا پوشانیده است 16 از آواز ملامت گو و فحاش از روی دشمن و انتقام گیرنده.

17 این همه بر ما واقع شد. اما تو را فراموش نكردیم و در عهد تو خیانت نورزیدیم. 18 دل ما به عقب برنگردید و پایهای ما از طریق تو انحراف نورزید. 19 هر چند ما را در مكان اژدرها كوبیدی و ما را به سایه موت پوشانیدی. 20 نام خدای خود را هرگز فراموش نكردیم و دست خود را به خدای غیر برنیفراشتیم. 21 آیا خدا اینرا غوررسی نخواهد كرد؟ زیرا او خفایای قلب را میداند. 22 هر آینه بخاطر تو تمامی روز كشته میشویم و مثل گوسفندان ذبح شمرده میشویم. 23 ای یَهُوَه بیدار شو! چرا خوابیده ای؟ برخیز و ما را تا به ابد دور مینداز. 24 چرا روی خود را پوشانیدی و ذلت و تنگی ما را فراموش كردی؟ 25 زیرا كه جان ما به خاك خم شده است و شكم ما به زمین چسبیده. 26 به جهت اعنت ما برخیز و بخاطر رحمانیت خود ما را فدیه ده.

مزامیر فصل 45

 

برای سالار مغنیان بر سوسنها. قصیده بنی قورح.

سرود حبیبات

1دل من به كلام نیكو میجوشد. انشاء خود را درباره پادشاه میگویم. زبان من قلم كاتب ماهر است.

2 تو جمیل تر هستی از بنی آدم و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است. بنابراین خدا تو را مبارك ساخته است تا ابدالآباد. 3 ای جبار شمشیر خود را بر ران خود ببند یعنی جلال و كبریایی خویش را. 4 و به كبریایی خود سوار شده غالب شو به جهت راستی و حلم و عدالت و دست راستت چیزهای ترسناك را به تو خواهد آموخت. 5 به تیرهای تیز تو امتها زیر تو می افتند و به دل دشمنان پادشاه فرو میرود.

6 ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است عصای راستی عصای سلطنت تو است. 7 عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی. بنابراین خدا خدای تو تو را به روغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح كرده است. 8 همه رختهای تو مر و عود و سلیخه است از قصرهای عاج كه به تارها تو را خوش ساختند. 9 دختران پادشاهان از زنان نجیب تو هستند. ملكه به دست راستت در طلای اوفیر ایستاده است. 10 ای دختر بشنو و ببین و گوش خود را فرا دار و قوم خود و خانه پدرت را فراموش كن 11 تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود زیرا او یَهُوَهتو است پس او را عبادت نما. 12 و دختر صور با ارمغانی و دولتمندان قوم رضامندی تو را خواهند طلبید.

13 دختر پادشاه تماما در اندرون مجید است و رختهای او با طلا مرصًع است. 14 به لباس طرازدار نزد پادشاه حاضر میشود. باكره های همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد. 15 به شادمانی و خوشی آورده میشوند و به قصر پادشاه داخل خواهند شد. 16 به عوض پدرانت پسرانت خواهند بود و ایشان را بر تمامی جهان آقاان خواهی ساخت. 17 نام تو را در همه دهرها ذكر خواهم كرد. پس قومها تو را حمد خواهند گفت تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 46

 

برای سالار مغنیان سرود بنی قورح بر علاموت

1خدا ملجا و قوت ماست و مددكاری كه در تنگیها فورا یافت میشود. 2 پس نخواهیم ترسید اگر چه جهان مبدل گردد و كوهها در قعر دریا به لرزش آید. 3 اگر چه آبهایش آشوب كننده و بجوش آیند و كوهها از سركشی آن متزلزل گردند سلاه.

4 نهری است كه شعبه هایش شهر خدا را فرحناك میسازد و مسكن قدوس حضرت اعلی را. 5 خدا در وسط اوست پس جنبش نخواهد خورد. خدا او را اعانت خواهد كرد در طلوع صبح. 6 امتها نعره زدند و مملكتها متحرك گردیدند. او آواز خود را داد. پس جهان گداخته گردید. 7 یَهُوَه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعه بلند ما سلاه.

8 بیایید كارهای یَهُوَه را نظاره كنید كه چه خرابیها در جهان پیدا نمود. 9 او جنگها را تا اقصای جهان تسكین میدهد كمان را میشكند و نیزه را قطع میكند و ارابه ها را به آتش میسوزاند.

10 باز ایستید و بدانید كه من خدا هستم در میان امتها متعال و در جهان متعال خواهم شد. 11 یَهُوَه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعه بلند ما سلاه.

مزامیر فصل 47

 

برای سالار مغنیان. مزمور بنی قورح

1ای جمیع امتها دستك زنید. نزد خدا به آواز شادی بانگ برآورید. 2 زیرا یَهُوَه متعال و مهیب است و بر تمامی جهان خدای بزرگ. 3 قومها را در زیر ما مغلوب خواهد ساخت و طایفه ها را در زیر پایهای ما. 4 میراث ما را برای ما خواهد برگزید یعنی جلالت یعقوب را كه دوست میدارد سلاه.

5 خدا به آواز بلند صعود نموده است یَهُوَه به آواز كرنا. 6 تسبیح بخوانید خدا را تسبیح بخوانید. تسبیح بخوانید پادشاه ما را تسبیح بخوانید. 7 زیرا خدا پادشاه تمامی جهان است. به خردمندی تسبیح بخوانید. 8 خدا بر امتها سلطنت میكند. خدا بر تخت قدس خود نشسته است. 9 آقاان قومها با قوم خدای ابراهیم جمع شده اند زیرا كه سپرهای جهان از آن خداست. او بسیار متعال میباشد.

مزامیر فصل 48

 

سرود و مزمور بنی قورح

1یَهُوَه بزرگ است و بینهایت مجید در شهر خدای ما و در كوه مقدس خویش 2 جمیل در بلندی اش و شادی تمامی جهان است كوه صهیون در جوانب شمال قریه پادشاه عظیم. 3 خدا در قصرهای آن به ملجای بلند معروف است. 4 زیرا اینك پادشاهان جمع شدند و با هم در گذشتند. 5 ایشان چون دیدند متعجب گردیدند. و در حیرت افتاده فرار كردند. 6 لرزه بر ایشان در آنجا مستولی گردید و درد شدید مثل زنی كه می زاید. 7 تو كشتیهای ترشیش را به باد شرقی شكستی. 8 چنانكه شنیده بودیم همچنان دیده ایم در شهر یَهُوَه صبایوت شهر خدای ما خدا آنرا تا ابدالآباد مستحكم خواهد ساخت سلاه.9 ای خدا در رحمت تو تفكر كرده ایم در اندرون هیكل تو. 10 ای خدا چنانكه نام تو است همچنان تسبیح تو نیز تا اقصای زمین. دست راست تو از عدالت پر است. 11 كوه صهیون شادی میكند و دختران یهودا به وجد میآیند به سبب داوریهای تو. 12 صهیون را طواف كنید و گرداگرد او بخرامید و برجهای وی را بشمارید. 13 دل خود را به حصارهایش بنهید و در قصرهایش تأمل كنید تا طبقه آینده را اطلاع دهید. 14 زیرا این خدا خدای ماست تا ابدالآباد و ما را تا به موت هدایت خواهد نمود.

مزامیر فصل 49

 

برای سالار مغنیان. مزمور بنی قورح

1ای تمامی قومها این را بشنوید! ای جمیع سكنه ربع مسكون این را گوش گیرید! 2 ای عوام و خواص! ای دولتمندان و فقیران جمیعا! 3 زبانم به حكمت سخن میراند و تفكر دل من فطانت است. 4 گوش خود را به مثلی فرا میگیرم. معمای خویش را بر بربط میگشایم. 5 چرا در روزهای بلا ترسان باشم چون گناهِ پاشنه هایم مرا احاطه میكند 6 آنانی كه بر دولت خود اعتماد دارند و بركثرت توانگری خویش فخر مینمایند. 7 هیچ كس هرگز برای برادر خود فدیه نخواهد داد و كفاره او را به خدا نخواهد بخشید. 8 زیرا فدیه جان ایشان گرانبهاست و ابداً بدان نمیتوان رسید 9 تا زنده بماند تا ابدالآباد و فساد را نبیند. 10 زیرا می بیند كه حكیمان میمیرند و جاهلان و ابلهان با هم هلاك میگردند و دولتٍ خود را برای دیگران ترك میكنند. 11 فكر دل ایشان اینست كه خانه های ایشان دائمی باشد و مسكنهای ایشان دُور به دُور و نامهای خود را بر زمینهای خود مینهند. 12 لیكن انسان در حرمت باقی نمیماند بلكه مثل بهایم است كه هلاك میشود.13 این طریقه ایشان جهالت ایشان است و اعقاب ایشان سخن ایشان را می پسندند سلاه. 14 مثل گوسفندان در هاویه رانده میشوند و موت ایشان را شبانی میكند و صبحگاهان راستان بر ایشان حكومت خواهند كرد و جمال ایشان در هاویه پوسیده خواهند شد تا مسكنی برای آن نباشد. 15 لیكن خدا جان مرا از دست هاویه نجات خواهد داد زیرا كه مرا خواهد گرفت سلاه.

16 پس ترسان مباش چون كسی دولتمند گردد و جلال خانه او افزوده شود! 17 زیرا چون بمیرد چیزی از آن نخواهد برد و جلالش در عقب او فرو نخواهد رفت. 18 زیرا در حیات خود خویشتن را مبارك میخواند و چون بر خود احسان میكنی مردم ترا می ستایند. 19 لیكن به طبقه پدران خود خواهد پیوست كه نور را تا به ابد نخواهند دید. 20 انسانی كه در حرمت است و فهم ندارد مثل بهایم است كه هلاك میشود.

مزامیر فصل 50

 

مزمور آساف

خدا خدا یَهُوَه تكلم میكند و زمین را از مطلع آفتاب تا به مغربش میخواند. 2 از صهیون كه كمال زیبایی است خدا تجلّی نموده است. 3 خدای ما میآید و سكوت نخواهد نمود. آتش پیش روی او می بلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود. 4 آسمان را از بالا میخواند و زمین را تا قوم خود را داوری كند: 5 “مقدسانِ مرا نزد من جمع كنید كه عهد را با من به قربانی بسته اند.” 6 و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد زیرا خدا خود داور است سلاه.

7 “ای قوم من بشنو تا سخن گویم و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم كه خدا خدای تو من هستم. 8 درباره قربانی هایت تو را توبیخ میكنم و قربانی های سوختنی تو دائما در نظر من است. 9 گوساله ای از خانه تو نمیگیرم و نه بزی از آغل تو. 10 زیرا كه جمیع حیوانات جنگل از آن منند و بهایمی كه بر هزاران كوه میباشند. 11 همه پرندگان كوهها را میشناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند. 12 اگر گرسنه میبودم تو را خبر نمیدادم زیرا ربع مسكون و پری آن از آن من است. 13 آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم؟ 14 برای خدا قربانی تشكر را بگذران و نذرهای خویش را به حضرت اعلی وفا نما. 15 پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجید بنمایی.”

16 و اما به شریر خدا میگوید: “ترا چه كار است كه فرایض مرا بیان كنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟ 17 چونكه تو از تأدیب نفرت داشته ای و كلام مرا پشت سر خود انداخته ای. 18 چون دزد را دیدی او را پسند كردی و نصیب تو با زناكاران است. 19 دهان خود را به شرارت گشوده ای و زبانت حیله را اختراع میكند. 20 نشسته ای تا به ضد برادر خود سخن رانی و درباره پسر مادر خویش غیبت گویی. 21 اینرا كردی و من سكوت نمودم. پس گمان بردی كه من مثل تو هستم. لیكن تو را توبیخ خواهم كرد. و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد. 22 ای فراموش كنندگان خدا در این تفكر كنید! مبادا شما را بدرم و رهاننده ای نباشد. 23 هر كه قربانی تشكر را گذراند مرا تمجید میكند و آنكه طریق خود را راست سازد نجات خدا را به وی نشان خواهم داد.”

مزامیر فصل 51

 

برای سالار مغنیان. مزمور داود وقتی كه ناتان نبی

بعد از در آمدنش به بتشبع نزد او آمد

1ای خدا به حسب رحمت خود بر من رحم فرما به حسب كثرت رأفت خویش گناهانم را محو ساز. 2 مرا از عصیانم به كلی شست و شو ده و از گناهم مرا طاهر كن. 3 زیرا كه من به معصیت خود اعتراف میكنم و گناهم همیشه در نظر من است. 4 به تو و به تو تنها گناه ورزیده و در نظر تو این بدی را كرده ام تا در كلام خود مصدُق گردی و در داوری خویش مزكّی شوی.

5 اینك در معصیت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گردید. 6 اینك به راستی در قلب راغب هستی. پس حكمت را در باطن من به من بیاموز. 7 مرا با زوفا پاك كن تا طاهر شوم. مرا شست و شو كن تا از برف سفید تر گردم. 8 شادی و خرمی را به من بشنوان تا استخوانهایی كه كوبیده ای به وجد آید. 9 روی خود را از گناهانم بپوشان و همه خطایای مرا محو كن. 10 ای خدا دل طاهر در من بیافرین و روح مستقیم در باطنم تازه بساز. 11 مرا از حضور خود مینداز و روح قدوس خود را از من مگیر. 12 شادی نجات خود را به من باز ده و به روح آزاد مرا تأیید فرما. 13 آنگاه طریق تو را به خطاكاران تعلیم خواهم داد و گناه كاران بسوی تو بازگشت خواهند نمود. 14 مرا از خونها نجات ده! ای خدایی كه خدای نجات من هستی! تا زبانم به عدالت تو ترنّم نماید. 15 یَهُوَها لبهایم را بگشا تا زبانم تسبیح تو را اخبار نماید. 16 زیرا قربانی را دوست نداشتی والا میدادم. قربانی سوختنی را پسند نكردی. 17 قربانیهای خدا روح شكسته است. خدایا دل شكسته و كوبیده را خوار نخواهی شمرد. 18 به رضامندی خود بر صهیون احسان فرما و حصارهای اورشلیم را بنا نما. 19 آنگاه از قربانیهای عدالت و قربانیهای سوختنی تمام راضی خواهی شد و گوساله ها بر مذبح تو خواهند گذرانید.

مزامیر فصل 52

 

برای سالار مغنیان. قصیده داود وقتیكه دوآغ ادومی

آمد و شاؤل را خبر داده گفت كه داود به خانه اخیملك رفت

1ای جبار چرا از بدی فخر میكنی؟ رحمت خدا همیشه باقی است. 2 زبان تو شرارت را اختراع میكند مثل استٌرِه تیز ای حیله ساز! 3 بدی را از نیكویی بیشتر دوست میداری و دروغ را زیادتر از راستگویی سلاه. 4 همه سخنان مهلك را دوست میداری ای زبان حیله باز!

5 خدا نیز تو را تا به ابد هلاك خواهد كرد و تو را ربوده از مسكن تو خواهد كَند و ریشه تو را از زمین زندگان سلاه. 6 عادلان این را دیده خواهند ترسید و بر او خواهند خندید: 7 “هان این كسی است كه خدا را قلعه خویش ننمود بلكه به كثرت دولت خود توكّل كرد و از بدی خویش خود را زورآور ساخت.”

8 و اما من مثل زیتون سبز در خانه خدا هستم. به رحمت خدا توكّل میدارم تا ابدالآباد. 9 تو را همیشه حمد خواهم گفت زیرا تو این را كرده ای. و انتظار نام تو را خواهم كشید زیرا نزد مقدسان تو نیكوست.

مزامیر فصل 53

 

برای سالار مغنیان بر ذوات اوتار. قصیده داود

1 احمق در دل خود میگوید كه خدایی نیست. فاسد شده شرارت مكروه كرده اند و نیكوكاری نیست.

2 خدا از آسمان بر بنی آدم نظر انداخت تا ببیند كه فهیم و طالب خدایی هست. 3همه ایشان مرتد شده با هم فاسد گردیده اند. نیكوكاری نیست یكی هم نی. 4 آیا گناهكاران بی معرفت هستند كه قوم مرا میخورند چنانكه نان میخورند و خدا را نمیخوانند؟ 5 آنگاه سخت ترسان شدند جایی كه هیچ ترس نبود. زیرا خدا استخوانهای محاصره كننده تو را از هم پاشید. آنها را خجل ساخته ای زیرا خدا ایشان را رد نموده است.

6 كاش كه نجات اسرائیل از صهیون ظاهر میشد. وقتی كه خدا اسیری قوم خویش را برگردانَد یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادی خواهد كرد.

مزامیر فصل 54

 

برای سالار مغنیان. قصیده داود بر ذوات اوتار

وقتیكه زیفیان نزد شاؤل آمده گفتند آیا داود نزد ما خود را پنهان نمیكند؟

1ای خدا به نام خود مرا نجات بده و به قوت خویش بر من داوری نما. 2 ای خدا دعای مرا بشنو و سخنان زبانم را گوش بگیر.3 زیرا بیگانگان به ضد من برخاسته اند و ظالمان قصد جان من دارند و خدا را در مد نظر خود نگذاشته اند سلاه. 4 اینك خدا مددكار من است. یَهُوَه از تأیید كنندگان جان من است. 5 بدی را بر دشمنان من خواهد برگردانید به راستی خود ریشه ایشان را بكن. 6 قربانیهای تَبرّعی نزد تو خواهم گذرانید و نام تو را ای یَهُوَه حمد خواهم گفت زیرا نیكوست 7 چونكه از جمیع تنگیها مرا خلاصی داده ای و چشم من بر دشمنانم نگریسته است.

مزامیر فصل 55

 

برای سالار مغنیان. قصیده داود بر ذوات اوتار

1ای خدا به دعای من گوش بگیر و خود را از تضرع من پنهان مكن! 2 به من گوش فراگیر و مرا مستجاب فرما! زیرا كه در تفكر خود متحیرم و ناله میكنم3 از آواز دشمن و به سبب ظلم شریر زیرا كه ظلم بر من می اندازند و با خشم بر من جفا میكنند. 4 دل من در اندرونم پیچ و تاب میكند و ترسهای موت بر من افتاده است. 5 ترس و لرز به من در آمده است. وحشتی هولناك مرا در گرفته است. 6 و گفتم كاش كه مرا بالها مثل كبوتر میبود تا پرواز كرده استراحت می یافتم. 7 هر آینه بجای دور میپریدم و در صحرا مأوا میگزیدم سلاه. 8 میشتافتم بسوی پناهگاهی از باد تند و از طوفان شدید.

9 ای یَهُوَه آنها را هلاك كن و زبانهایشان را تفریق نما زیرا كه در شهر ظلم و جنگ دیده ام. 10 روز و شب بر حصارهایش گردش میكنند و شرارت و مشقت در میانش میباشد. 11 فسادها در میان وی است و جور و حیله از كوچه هایش دور نمیشود. 12 زیرا دشمن نبود كه مرا ملامت میكرد والّا تحمل میكردم و خصم من نبود كه بر من سربلندی مینمود والّا خود را از وی پنهان میساختم 13 بلكه تو بودی ای مرد نظیر من! ای یار خالص و دوست صدیق من! 14 كه با یكدیگر مشورت شیرین میكردیم و به خانه خدا در انبوه میخرامیدیم. 15 موت بر ایشان ناگهان آید و زنده بگور فرو روند. زیرا شرارت در مسكنهای ایشان و در میان ایشان است.

16 و اما من نزد خدا فریاد میكنم و یَهُوَه مرا نجات خواهد داد. 17 شامگاهان و صبح و ظهر شكایت و ناله میكنم و او آواز مرا خواهد شنید. 18 جانم را از جنگی كه بر من شده بود بسلامتی فدیه داده است. زیرا بسیاری با من مقاومت میكردند. 19 خدا خواهد شنید و ایشان را جواب خواهد داد او كه از ازل نشسته است سلاه. زیرا كه در ایشان تبدیلها نیست و از خدا نمیترسند. 20 دست خود را بر صلح اندیشان خویش دراز كرده و عهد خویش را شكسته است. 21 سخنانِ چربِ زبانش نرم لیكن دلش جنگ است. سخنانش چربتر از روغن لیكن شمشیرهای برهنه است. 22 نصیب خود را به یَهُوَه بسپار و تو را رزق خواهد داد. او تا به ابد نخواهد گذاشت كه مردِ عادل جنبش خورد. 23 و تو ای خدا ایشان را به چاه هلاكت فرو خواهی آورد. مردمان خونریز و حیله ساز روزهای خود را نیمه نخواهند كرد. لیكن من بر تو توكل خواهم داشت.

مزامیر فصل 56

 

برای سالار مغنیان بر فاخته ساكت در بلاد بعیده.

مكتوب داود وقتی كه فلسطینیان او را در جتّ گرفتند

1ای خدا بر من رحم فرما زیرا كه انسان مرا بشدت تعاقب میكند. تمامی روز جنگ كرده مرا اذیت مینماید. 2 خصمانم تمامی روز مرا بشدت تعاقب میكنند. زیرا كه بسیاری با تكبر با من می جنگند.3 هنگامی كه ترسان شوم من بر تو توكّل خواهم داشت.

4 در خدا كلام او را خواهم ستود. برخدا توكّل كرده نخواهم ترسید. انسان به من چه میتواند كرد؟ 5 هر روزه سخنان مرا منحرف میسازند. همه فكرهای ایشان درباره من بر شرارت است. 6 ایشان جمع شده كمین میسازند. بر قدمهای من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند. 7 آیا ایشان به سبب شرارت خود نجات خواهند یافت؟ ای خدا امتها را در غضب خویش بینداز. 8 تو آوارگیهای مرا تقریر كرده ای! اشكهایم را در مشك خود بگذار. آیا این در دفتر تو نیست؟ 9 آنگاه در روزی كه تو را بخوانم دشمنانم رو خواهند گردانید. اینرا میدانم زیرا خدا با من است.

10 در خدا كلام او را خواهم ستود. در یَهُوَه كلام او را خواهم ستود. 11 بر خدا توكّل دارم پس نخواهم ترسید. آدمیان به من چه میتوانند كرد؟ 12 ای خدا نذرهای تو بر من است. قربانیهای حمد را نزد تو خواهم گذرانید. 13 زیرا كه جانم را از موت رهانیده ای. آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نور زندگان به حضور خدا سالك باشم؟

مزامیر فصل 57

 

برای سالار مغنیان بر لاتهلك. مكتوب داود وقتیكه

از حضور شاؤل به مغاره فرار كرد.

1ای خدا بر من رحم فرما بر من رحم فرما! زیرا جانم در تو پناه میبرد و در سایه بالهای تو پناه میبرم تا این بلایا بگذرد. 2 نزد خدای تعالی آواز خواهم داد نزد خدایی كه همه چیز را برایم تمام میكند. 3 از آسمان فرستاده مرا خواهد رهانید. زیرا تعاقب كننده سخت من ملامت میكند سلاه. خدا رحمت و راستی خود را خواهد فرستاد. 4 جان من در میان شیران است. در میان آتش افروزان میخوابم یعنی آدمیانی كه دندانهایشان نیزه ها و تیرهاست و زبان ایشان شمشیر برنده است. 5 ای خدا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر تمامی جهان. 6 دامی برای پایهایم مهیا ساختند و جانم خم گردید. چاهی پیش رویم كندند و خود در میانش افتادند سلاه.

7 دل من مستحكم است خدایا دل من مستحكم است. سرود خواهم خواند و ترنم خواهم نمود. 8 ای جلال من بیدار خواهم شد. 9 ای یَهُوَه تو را در میان امتها حمد خواهم گفت. تو را در میان قومها تسبیح خواهم خواند. 10 زیرا رحمت تو تا آسمانها عظیم است و راستی تو تا افلاك. 11 خدایا بر آسمانها متعال شو و جلال تو بر تمامی جهان.

مزامیر فصل 58

 

برای سالار مغنیان برلاتهلك. مكتوم داود

1آیا فی الحقیقت به عدالتی كه گنگ است سخن میگویید؟ و ای بنی آدم آیا به راستی داوری مینمایید؟ 2 بلكه در دل خود شرارتها بعمل میآورید و ظلم دستهای خود را در زمین از میزان در میكنید. 3 شریران از رحم منحرف هستند از شكم مادر دروغ گفته گمراه میشوند. 4 ایشان را زهری است مثل زهر مار مثل افعی كر كه گوش خود را میبندد 5 كه آواز افسونگران را نمیشنود هر چند مهارت افسون میكند.

6 ای خدا دندانهایشان را در دهانشان بشكن. ای یَهُوَه دندانهای شیران را خرد بشكن. 7 گداخته شده مثل آب بگذرند. چون او تیرهای خود را می اندازد در ساعت منقطع خواهند شد. 8 مثل حلزون كه گداخته شده میگذرد. مثل سقط زن آفتاب را نخواهند دید. 9 قبل از آنكه دیگهای شما آتش خارها را احساس كند آنها را چه تر و چه خشك خواهد رٌفت.

10 مردِ عادل چون انتقام را دید شادی خواهد نمود. پایهای خود را به خون شریر خواهد شست. 11 و مردم خواهند گفت: “هر آینه ثمره ای برای عادلان هست. هر آینه خدایی هست كه در جهان داوری كند.”

مزامیر فصل 59

 

برای سالار مغنیان بر لاتهلك. مكتوم داود وقتیكه

شاؤل فرستاد كه خانه را كشیك بكشند تا او را بكشند

1ای خدایم مرا از دشمنانم برهان! مرا از مقاومت كنندگانم برافراز! 2 مرا از گناهكاران خلاصی ده! و از مردمان خونریز رهایی بخش! 3 زیرا اینك برای جانم كمین میسازند و زورآوران به ضد من جمع شده اند بدون تقسیر من ای یَهُوَه و بدون گناه من 4 بی قصورِ من می شتابند و خود را آماده میكنند. پس برای ملاقات من بیدار شو و ببین. 5 اما تو ای یَهُوَه خدای صبایوت خدای اسرائیل بیدار شده همه امتها را مكافات برسان و بر غدارانِ بدكار سفقت مفرما سلاه. 6 شامگاهان برمیگردند و مثل سگ بانگ میكنند و در شهر دور میزنند. 7 از دهان خود بدی را فرو می ریزند. در لبهای ایشان شمشیرهاست. زیرا میگویند: “كیست كه بشنود؟”

8 و اما تو ای یَهُوَه بر ایشان خواهی خندید و تمامی امتها را استهزا خواهی نمود. 9 ای قوت من بسوی تو انتظار خواهم كشید زیرا خدا قلعه بلند من است. 10 خدای رحمت من پیش روی من خواهد رفت خدا مرا بر دشمنانم نگران خواهد ساخت. 11 ایشان را به قتل مرسان. مبادا قوم من فراموش كنند. ایشان را به قوت خود پراكنده ساخته به زیرانداز ای یَهُوَه كه سپر ما هستی! 12 به سببِ گناهِ زبان و سخنان لبهای خود در تكبر خویش گرفتار شوند و به عوض لعنت و دروغی كه میگویند 13 ایشان را فانی كن در غضب فانی كن تا نیست گردند و بدانند كه خدا در یعقوب تا اقصای زمین سلطنت میكند. سلاه. 14 و شامگاهان برگردیده مثل سگ بانگ زنند و در شهر گردش كنند. 15 و برای خوراك پراكنده شوند و سیر نشده شب را بسر برند.

16 و اما من قوت تو را خواهم سرایید و بامدادان از رحمت تو ترنم خواهم نمود. زیرا قلعه بلند من هستی و در روز تنگی ملجای منی. 17 ای قوت من برای تو سرود میخوانم زیرا خدا قلعه بلند من است و خدای رحمت من.

مزامیر فصل 60

 

برای سالار مغنیان بر سوسنِ شهادت. مكتوم داود برای تعلیم وقتیكه با

اَرَم نهرین و اَرَم صوبه از در مقاتله بیرون آمد و یوآب برگشته دوازده

هزار نفر از ادومیان را در وادی الملح كٌشت

1ای خدا ما را دور انداخته پراكنده ساخته ای! خشمناك بودی بسوی ما رجوع فرما! 2 زمین را متزلزل ساخته آنرا شكافته ای! شكستگیهایش را شفا ده زیرا به جنبش آمده است. 3 چیزهای مشكل را به قوم خود نشان داده ای. باده سرگردانی به ما نوشانیده ای. 4 علَمی به ترسندگان خود داده ای تا آنرا برای راستی برافرازند سلاه. 5 تا حبیبان تو نجات یابند. به دست راست خود نجات ده و مرا مستجاب فرما.

6 خدا در قدوسیت خود سخن گفته است. پس وجد خواهم نمود: “شكیم را تقسیم میكنم و وادی سكّوت را خواهم پیمود. 7 جِلعاد از آن من است منَسی از آن من. افرایم خود سرمن است و یهودا عصای سلطنت من. 8 موآب ظرف طهارت من است و بر اَد‏ُوم كفش خود را خواهم انداخت. ای فلسطین برای من بانگ برآور!”

9 كیست كه مرا به شهر حصین درآورد؟ و كیست كه مرا به ادوم رهبری كند؟ 10 مگر نه تو ای خدا كه ما را دور انداخته ای و با لشكرهای ما ای خدا بیرون نمیآیی؟ 11 مرا از دشمن اعانت فرما زیرا معاونت انسان باطل است. 12 با خدا ظفر خواهیم یافت. زیرا اوست كه دشمنان ما را پایمال خواهد كرد.

مزامیر فصل 61

 

برای سالار مغنیان بر ذوات اوتار. مزمور داود

1 ای یَهُوَه فریاد مرا بشنو و دعای مرا اجابت فرما! 2 از اقصای جهان تو را خواهم خواند هنگامی كه دلم بیهوش میشود. مرا به صخره‌ای كه از من بلندتر است هدایت نما. 3 زیرا كه تو ملجای من بوده‌ای و برج قوی از روی دشمن. 4 در خیمة تو ساكن خواهم بود تا ابدالآباد. زیر سایة بالهای تو پناه خواهم برد سلاه. 5 زیرا تو ای خدا نذرهای مرا شنیده‌ای و میراث ترسندگان نام خود را به من عطا كرده‌ای. 6 بر عمر پادشاه روزها خواهی افزود و سالهای او تا نسلها باقی خواهد ماند. 7 به حضور خدا خواهد نشست تا ابدالآباد. رحمت و راستی را مهیا كن تا او را محافظت كنند. 8 پس نام تو را تا به ابد خواهم سرایید تا هر روز نذرهای خود را وفا كنم.

 

 

مزامیر فصل 62

 

برای یدوتون سالار مغنیان. مزمور داود

1جان من فقط برای خدا خاموش میشود زیرا كه نجات من از جانب اوست. 2 او تنها صخره و نجات من است و قلعه بلند من. پس بسیار جنبش نخواهم خورد. 3 تا به كی بر مردی هجوم میآورید تا همگی شما او را هلاك كنید مثل دیوارِ خمشده و حصارِ جنبش خورده؟ 4 در این فقط مشورت میكنند كه او را از مرتبه اش بیندازند. و دروغ را دوست میدارند. به زبان خود بركت میدهند و در دل خود لعنت میكنند سلاه.

5 ای جان من فقط برای خدا خاموش شو زیرا كه امید من از وی است. 6 او تنها صخره و نجات من است و قلعه بلند من تا جنبش نخورم. 7 بر خداست نجات و جلال من. صخره قوت من و پناه من در خداست.

8 ای قوم همه وقت براو توكّل كنید و دلهای خود را بحضور وی بریزید. زیرا خدا ملجای ماست سلاه.

9 البته بنی آدم بطالت اند و بنی بشر دروغ. در ترازو بالا میروند زیرا جمیعا از بطالت سبكترند. 10 بر ظلم توكّل مكنید و بر غارت مغرور مشوید. چون دولت افزوده شود دل در آن مبندید.

11 خدا یك بار گفته است و دو بار این را شنیده ام كه قوّت از آن خداست.

12 ای یَهُوَه رحمت نیز از آن تو است زیرا به هر كس موافق عملش جزا خواهی داد.

مزامیر فصل 63

 

مزمور داود هنگامی كه در صحرای یهودا بود

1ای خدا تو خدای من هستی. در سحر تو را خواهم طلبید. جان من تشنه تو است و جسدم مشتاق تو در زمینِ خشك تشنه بی آب. 2 چنانكه در قدس بر تو نظر كردم تا قوت و جلال تو را مشاهده كنم. 3 چونكه رحمت تو از حیات نیكوتر است. پس لبهای من ترا تسبیح خواهد خواند. 4 از اینرو تا زنده هستم تو را متبارك خواهم خواند. و دستهای خود را به نام تو خواهم برافراشت. 5 جان من سیر خواهند شد چنانكه از مغز و پیه و زبان من به لبهای شادمانی تو را حمد خواهد گفت 6 چون تو را بر بستر خود یاد میآورم و در پاسهای شب در تو تفكر میكنم. 7 زیرا تو مددكار من بوده ای و زیر سایه بالهای تو شادی خواهم كرد. 8 جان من به تو چسبیده است و دست راست تو مرا تأیید كرده است. 9 و اما آنانی كه قصد جان من دارند هلاك خواهند شد و در اسفل زمین فرو خواهند رفت. 10 ایشان به دم شمشیر سپرده میشوند و نصیب شغالها خواهند شد. 11 اما پادشاه در خدا شادی خواهد كرد و هر كه بدو قسم خورَد فخر خواهد نمود زیرا دهان دروغگویان بسته خواهد گردید.

مزامیر فصل 64

 

برای سالار مغنیان. مزمور داود

1ای خدا وقتی كه تضرع مینمایم آواز مرا بشنو و حیاتم را از خوف دشمن نگاه دار! 2 مرا از مشاورت شریران پنهان كن و از هنگامه گناهكاران. 3 كه زبان خود را مثل شمشیر تیز كرده اند و تیرهای خود یعنی سخنان تلخ را بر زه آراسته اند. 4 تا در كمینهای خود بر مرد كامل بیندازند. ناگهان بر او می اندازند و نمیترسند. 5 خویشتن را برای كار زشت تقویت میدهند. درباره پنهان كردن دامها گفتگو میكنند. میگویند: “كیست كه ما را ببیند؟” 6 كارهای بد را تدبیر میكنند و میگویند: “تدبیر نیكو كرده ایم.” و اندرون و قلب هریك از ایشان عمیق است.

7 اما خدا تیرها بر ایشان خواهد انداخت و ناگهان جراحتهای ایشان خواهد شد 8 و زبانهای خود را برخود فرود خواهند آورد و هر كه ایشان را بیند فرار خواهد كرد. 9 و جمیع آدمیان خواهند ترسید و كار خدا را اعلام خواهند كرد و عمل او را درك خواهند نمود. 10 و مرد صالح در یَهُوَه شادی میكند و بر او توكّل میدارد و جمیع راست دلان فخر خواهند نمود.

مزامیر فصل 65

 

برای سالار مغنیان. مزمور و سرود داود

1ای خدا تسبیح در صهیون منتظر توست و نذرها برای تو وفا خواهد شد. 2 ای كه دعا میشنوی نزد تو تمامی بشر خواهند آمد! 3 گناهان بر من غالب آمده است. تو تقصیرهای مرا كفّاره خواهی كرد. 4 خوشابحال كسی كه او را برگزیده و مٌقّرب خود ساخته ای تا به درگاههای تو ساكن شود. از نیكویی خانه تو سیر خواهیم شد و از قدوسیت هیكل تو.

5 به چیزهای ترسناك در عدل ما را جواب خواهی داد ای خدایی كه نجات ما هستی ای كه پناه تمامی اقصای جهان و ساكنان بعیده دریا هستی 6 و كوهها را به قوت خود مستحكم ساخته ای و كمر خود را به قدرت بسته ای 7 و تلاطم دریا را ساكن میگردانی تلاطم امواج آن و شورش امتها را. 8 ساكنان اقصای جهان از آیات تو ترسانند. مطلَع های صبح و شام را شادمان میسازی. 9 از زمین تفقد نموده آنرا سیراب میكنی و آنرا بسیار توانگر میگردانی. نهر خدا از آب پر است. غله ایشان را آماده میكنی زیرا كه بدین طور تهیه كرده ای. 10 پشته هایش را سیراب میكنی و مرزهایش را پست میسازی. به بارشها آنرا شاداب مینمایی. نباتاتش را بركت میدهی. 11 به احسان خویش سال را تاجدار میسازی و راههای تو چربی را میچكاند. 12 مرتعهای صحرا نیز میچكاند و كمر تلها به شادمانی بسته شده است. 13 چمنها به گوسفندان آراسته شده است و درّه ها به غله پیراسته از شادی بانگ میزنند و نیز می سرایند.

مزامیر فصل 66

 

برای سالار مغنیان. سرود و مزمور

1ای تمامی زمین برای خدا بانگ شادمانی بزنید! 2 جلال نام او را بسرایید و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید! 3 خدا را گویید: “چه مهیب است كارهای تو! از شدت قوت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند كرد! 4 تمامی زمین تو را پرستش خواهند كرد و تو را خواهند سرایید و به نام تو ترنم خواهند نمود.” سلاه.

5 بیایید كارهای خدا را مشاهده كنید. او در كارهای خود به بنی آدم مهیب است. 6 دریا را به خشكی مبدل ساخت و مردم از نهر با پا عبور كردند. در آنجا بدو شادی نمودیم. 7 در توانایی خود تا به ابد سلطنت میكند و چشمانش مراقب امتها است. فتنه انگیزان خویشتن را برنیفرازند سلاه. 8 ای قومها خدای ما را متبارك خوانید و آواز تسبیح او را بشنوانید. 9 كه جانهای ما را در حیات قرار میدهد و نمیگذارد كه پایهای ما لغزش خورد.

10 زیرا ای خدا تو ما را امتحان كرده ای و ما را غال گذاشته ای چنانكه نقره را غال میگذارند. 11 ما را به دام در آوردی و باری گران بر پشتهای ما نهادی. 12 مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی و به آتش و آب در آمدیم. پس ما را بجای خرم بیرون آوردی. 13 قربانیهای سوختنی به خانه تو خواهم آورد. نذرهای خود را به تو وفا خواهم نمود 14 كه لبهای خود را بر آنها گشودم و در زمان تنگی خود آنها را به زبان خود آوردم. 15 قربانیهای سوختنی پرواری را نزد تو خواهم گذرانید. گوساله ها و بزها را با بخور قوچها ذبح خواهم كرد سلاه.

16 ای همه خدا ترسان بیایید و بشنوید تا از آنچه او برای جان من كرده است خبر دهم. 17 به دهانم نزد او آواز خود را بلند كردم و تسبیح بلند بر زبان من بود. 18 اگر بدی را در دل خود منظور میداشتم یَهُوَه مرا نمی شنید. 19 لیكن خدا مرا شنیده است و به آواز دعای من توجه فرموده 20 متبارك باد خدا كه دعای مرا از خود و رحمت خویش را از من برنگردانیده است.

مزامیر فصل 67

 

برای سالار مغنیان. مزمور و سرود بر ذوات اوتار

1خدا بر ما رحم كند و ما را مبارك سازد و نور روی خود را بر ما متجلی فرمایدا! سلاه. 2 تا راه تو در جهان معروف گردد و نجات تو به جمیع امتها. 3 ای خدا قومها تو را حمد گویند. جمیع قومها تو را حمد گویند. 4 امتها شادی و ترنم خواهند نمود زیرا قومها را به انصاف حكم خواهی نمود و امتهای جهان را هدایت خواهی كرد سلاه. 5 ای خدا قومها تو را حمد گویند. جمیع قومها تو را حمد گویند. 6 آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد و خدا خدای ما ما را مبارك خواهد فرمود. 7 خدا ما را مبارك خواهد فرمود. و تمامی اقصای جهان از او خواهند ترسید.

مزامیر فصل 68

 

برای سالار مغنیان مزمور و سرود داود

1خدا برخیزد و دشمنانش پراكنده شوند! و آنانی كه از او نفرت دارند از حضورش بگریزند! 2 چنانكه دود پراكنده میشود ایشان را پراكنده ساز و چنانكه موم پیش آتش گداخته میشود همچنان شریران به حضور خدا هلاك گردند. 3 اما صالحان شادی كنند و در حضور خدا به وجد آیند و به شادمانی خرسند شوند. 4 برای خدا سرود بخوانید و به نام او ترنم نمایید و راهی درست كنید برای او كه در صحراها سوار است. نام او یَهُوَه است! به حضورش به وجد آیید! 5 پدر یتیمان و داور بیوه زنان خداست در مسكن قدس خود! 6 خدا بی كسان را ساكن خانه میگرداند و اسیران را به رستگاری بیرون میآورد لیكن فتنه انگیزان در زمینِ تفتیده ساكن خواهند شد.

7 ای خدا هنگامی كه پیش روی قوم خود بیرون رفتی هنگامی كه در صحرا خرامیدی سلاه. 8 زمین متزلزل شد و آسمان به حضور خدا بارید این سینا نیز از حضور خدا خدای اسرائیل. 9 ای خدا باران نعمتها بارانیدی و میراثت را چون خسته بود مستحكم گردانیدی. 10 جماعت تو در آن ساكن شدند. ای خدا به جود خویش برای مساكین تدارك دیده ای.

11 یَهُوَه سخن را میدهد. مبشرات انبوه عظیمی میشوند. 12 ملوك لشكرها فرار كرده منهزم میشوند و زنی كه در خانه مانده است غارت را تقسیم میكند.13 اگر چه در آغلها خوابیده بودید لیكن مثل بالهای فاخته شده اید كه به نقره پوشیده است و پرهایش به طلای سرخ. 14 چون قادر مطلق پادشاهان را در آن پراكنده ساخت مثل برف بر صَلمون درخشان گردید. 15 كوه خدا كوه باشان است كوهی با قله های افراشته كوه باشان است. 16 ای كوههای با قله های افراشته چرا نگرانید بر این كوهی كه خدا برای مسكن خود برگزیده است؟ هر آینه یَهُوَه در آن تا به ابد ساكن خواهد بود. 17 ارابه های خدا كرورها و هزارهاست. یَهُوَه در میان آنهاست و سینا در قدس است. 18 بر اعلی علیین صعود كرده و اسیران را به اسیری برده ای. از آدمیان بخششها گرفته ای. بلكه از فتنه انگیزان نیز تا یَهُوَه خدا در ایشان مسكن گیرد. 19 متبارك باد یَهُوَهی كه هر روزه متحمل بارهای ما میشود و خدایی كه نجات ماست سلاه. 20 خدا برای ما خدای نجات است و مفّرهای موت از آن سلطان تعالی یَهُوَه است. 21 هر آینه خدا سر دشمنان خود را خرد خواهد كوبید و كله مویدار كسی را كه در گناه خود سالك باشد.

22 یَهُوَه گفت: “از باشان باز خواهم آورد. از ژرفیهای دریا باز خواهم آورد. 23 تا پای خود را در خون فرو بری و زبان سگان تو از دشمنانت بهره خود را بیابد.” 24 ای خدا طریقهای تو را دیده اند یعنی طریقهای خدا و پادشاه مرا در قدس. 25 در پیش رو مغنیان میخرامند و در عقب سازندگان و در وسط دوشیزگان دف زن. 26 خدا را در جماعتها متبارك خوانید و یَهُوَه را از چشمه اسرائیل. 27 آنجاست بنیامین صغیر حاكم ایشان و رؤسای یهودا محفل ایشان. رؤسای زبولون و رؤسای نفتالی. 28 خدایت برای تو قوت را امر فرموده است. ای خدا آنچه را كه برای ما كرده ای استوار گردان. 29 به سبب هیكل تو كه در اورشلیم است پادشاهان هدایا نزد تو خواهند آورد. 30 و وحش نی زار را توبیخ فرما و رمه گاوان را با گوساله های قوم كه با شمشهای نقره نزد تو گردن می نهند. و قومهایی كه جنگ را دوست میدارند پراكنده ساخته است. 31 آقاان از مصر خواهند آمد و حبشه دستهای خود را نزد خدا بزودی دراز خواهد كرد.

32 ای ممالك جهان برای خدا سرود بخوانید. برای یَهُوَه سرود بخوانید سلاه. 33 برای او كه بر فلك الافلاك قدیمی سوار است. 34 اینك آواز خود را میدهد آوازی كه پرقوت است. 35 خدا را به قوت توصیف نمایید. جلال وی بر اسرائیل است و قوت او در افلاك. 36 ای خدا از قدسهای خود مهیب هستی. خدای اسرائیل قوم خود را قوت و عظمت میدهد. متبارك باد خدا.

مزامیر فصل 69

 

برای سالار مغنیان بر سوسنها. مزمور داود

1خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به جان من در آمده است. 2 در خَلاب ژرف فرو رفته ام جایی كه نتوان ایستاد. به آبهای عمیق در آمده ام و سیل مرا می پوشاند. 3 از فریاد خود خسته شده ام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است. 4 آنانی كه بی سبب از من نفرت دارند از مویهای سرم زیاده اند و دشمنانِ ناحقِ من كه قصد هلاكت من دارند زورآورند. پس آنچه نگرفته بودم رد كردم.

5 ای خدا تو حماقت مرا میدانی و گناهانم از تو مخفی نیست. 6 ای سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت منتظرین تو به سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل طالبان تو به سبب من رسوا نگردند. 7 زیرا به خاطر تو متحمل عار گردیده ام و رسوایی روی من مرا پوشیده است. 8 نزد برادرانم اجنبی شده ام و نزد پسران مادر خود غریب. 9 زیرا غیرت خانه تو مرا خورده است و ملامتهای ملامت كنندگان تو بر من طاری گردیده. 10 روزه داشته جان خود را مثل اشك ریخته ام. و این برای من عار گردیده است. 11 پلاس را لباس خود ساخته ام و نزد ایشان ضرب المثل گردیده ام. 12 دروازه نشینان درباره من حرف میزنند و سرود میگساران گشته ام. 13و اما من ای یَهُوَه دعای خود را در وقت اجابت نزد تو میكنم. ای خدا در كثرت رحمانیت خود و راستی نجات خود مرا مستجاب فرما. 14 مرا از خَلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرت كنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم. 15 مگذار كه سیلان آب مرا بپوشاند و ژرفی مرا ببلعد و هاویه دهان خود را بر من ببندد. 16 ای یَهُوَه مرا مستجاب فرما زیرا رحمت تو نیكوست. به كثرت رحمانیتت بر من توجه نما 17 و روی خود را از بنده ات مپوشان زیرا در تنگی هستم. مرا بزودی مستجاب فرما. 18 به جانم نزدیك شده آنرا رستگار ساز. به سبب دشمنانم مرا فدیه ده.

19 تو عار و خجالت و رسوایی مرا میدانی و جمیع خصمانم پیش نظر تو اند. 20 عار دلِ مرا شكسته است و بشدت بیمار شده ام. انتظار مشفقی كشیدم ولی نبود و برای تسلی دهندگان اما نیافتم. 21 مرا برای خوراك زردآب دادند و چون تشنه بودم مرا سركه نوشانیدند. 22 پس مائده ایشان پیش روی ایشان تله باد و چون مطمئن هستند دامی باشد. 23 چشمان ایشان تار گردد تا نبینند و كمرهای ایشان را دائما لرزان گردان. 24 خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد. 25 خانه های ایشان مخروبه گردد و در خیمه های ایشان هیچكس ساكن نشود. 26 زیرا بر كسی كه تو زده ای جفا میكنند و دردهای كوفتگان تو را اعلان مینمایند. 27 گناه بر گناه ایشان مزید كن و در عدالت تو داخل نشوند. 28 از دفتر حیات محو شوند و با صالحین مرقوم نگردند.

29 و اما من مسكین و دردمند هستم. پس ای خدا نجات تو مرا سرافراز سازد. 30 و نام خدا را با سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود. 31 و این پسندیده خدا خواهد بود زیاده از گاو و گوساله ای كه شاخها و سمها دارد. 32 حلیمان این را دیده شادمان شوند و ای طالبان خدا دل شما زنده گردد 33 زیرا یَهُوَه فقیران را مستجاب میكند و اسیران خود را حقیر نمی شمارد. 34 آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند. آبها نیز و آنچه در آنها می جنبد. 35 زیرا خدا صهیون را نجات خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سكونت نمایند و آنرا متصرف گردند. 36 و ذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی كه نام او را دوست دارند در آن ساكن خواهند گردید.

مزامیر فصل 70

 

برای سالار مغنیان. مزمور داود به جهت یادگاری

1خدایا برای نجات من بشتاب! ای یَهُوَه به اعانت من تعجیل فرما! 2 آنانی كه قصد جان من دارند خجل و شرمنده شوند و آنانی كه در بدی من رغبت دارند رو برگردانیده و رسوا گردند 3 و آنانی كه هه هه میگویند به سبب خجالت خویش رو برگردانیده شوند.

4 و اما جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی كنند و دوست دارندگان نجات تو دائما گویند: “خدا متعال باد!” 5 و اما من مسكین و فقیر هستم. خدایا برای من تعجیل كن. تو مددكار و نجات دهنده من هستی. ای یَهُوَه تأخیر منما.

مزامیر فصل 71

 

1در تو ای یَهُوَه پناه برده ام پس تا به ابد خجل نخواهم شد. 2 به عدالت خود مرا خلاصی ده و برهان. گوش خود را به من فراگیر و مرا نجات ده. 3 برای من صخره سكونت باش تا همه وقت داخل آن شوم. تو به نجات من امر فرموده ای زیرا صخره و قلعه من تو هستی. 4 خدایا مرا از دست شریر برهان و از كف بدكار و ظالم.

5 زیرا ای سلطان تعالی یَهُوَه تو امید من هستی و از طفولیتم اعتماد من بوده ای. 6 از شكم بر تو انداخته شده ام. از رحم مادرم ملجای من تو بوده ای و تسبیح من دائما درباره تو خواهد بود. 7 بسیاری را آیتی عجیب شده ام. لیكن تو ملجای زورآور من هستی. 8 دهانم از تسبیح تو پر است و از كبریایی تو تمامی روز.

9 در زمان پیری مرا دور مینداز چون قوتم زایل شود مرا ترك منما. 10 زیرا دشمنانم بر من حرف میزنند و مترصّدان جانم با یكدیگر مشورت میكنند 11 و میگویند: “خدا او را ترك كرده است. پس او را تعاقب كرده بگیرید زیرا كه رهاننده ای نیست.”

12 ای خدا از من دور مشو. خدایا به اعانت من تعجیل نما. 13 خصمان جانم خجل و فانی شوند. و آنانی كه برای ضرر من میكوشند به عار و رسوایی ملبس گردند. 14 و اما من دائما امیدوار خواهم بود و بر همه تسبیح تو خواهم افزود. 15 زبانم عدالت تو را بیان خواهد كرد و نجاتت را تمامی روز. زیرا كه حد شماره آنرا نمیدانم. 16 در توانایی سلطان تعالی یَهُوَه خواهم آمد و از عدالت تو و بس خبر خواهم داد.

17 ای خدا از طفولیتم مرا تعلیم داده ای و تا الآن عجایب تو را اعلان كرده ام. 18 پس ای خدا مرا تا زمان پیری و سفید مویی نیز ترك مكن تا این طبقه را از بازوی تو خبر دهم و جمیع آیندگان را از توانایی تو. 19 خدایا عدالت تو تا اعلی علیین است. تو كارهای عظیم كرده ای. خدایا مانند تو كیست؟

20 ای كه تنگیهای بسیار و سخت را بما نشان داده ای رجوع كرده باز ما را زنده خواهی ساخت و برگشته ما را از عمقهای زمین برخواهی آورد. 21 بزرگی مرا مزید خواهی كرد و برگشته مرا تسلی خواهی بخشید. 22 پس من نیز تو را با بربط خواهم ستود یعنی راستی تو را ای خدای من و تو را ای قدوس اسرائیل با عود ترنم خواهم نمود. 23 چون برای تو سرود میخوانم لبهایم بسیار شادی خواهد كرد و جانم نیز كه آن را فدیه داده ای. 24 زبانم نیز تمامی روز عدالت تو را ذكر خواهد كرد. زیرا آنانی كه برای ضرر من می كوشیدند خجل و رسوا گردیدند.

مزامیر فصل 72

 

مزمور سلیمان

1ای خدا انصاف خود را به پادشاه ده و عدالت خویش را به پسر پادشاه! 2 و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساكین تو را به انصاف. 3 آنگاه كوهها برای قوم سلامتی را بار خواهند آورد و تلها نیز در عدالت. 4 مساكین قوم را دادرسی خواهد كرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. 5 از تو خواهند ترسید مادامی كه آفتاب باقی است و مادامی كه ماه هست تا جمیع طبقات. 6 او مثل باران بر علفزارِ چیده شده فرود خواهد آمد و مثل بارشهایی كه زمین را سیراب میكند. 7 در زمان او صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتی خواهد بود مادامی كه ماه نیست نگردد. 8 و او حكمرانی خواهد كرد از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای جهان. 9 به حضور وی صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاك را خواهند لیسید. 10 پادشاهان ترشیش و جزایر هدایا خواهند آورد. پادشاهان شَبا و سبا ارمغانها خواهند رسانید. 11 جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند كرد و جمیع امتها او را بندگی خواهند نمود. 12 زیرا چون مسكین استغاثه كند او را رهایی خواهد داد و فقیری را كه رهاننده ای ندارد. 13 برمسكین و فقیر كَرم خواهد فرمود و جانهای مساكین را نجات خواهد بخشید. 14 جانهای ایشان را از ظلم و ستم فدیه خواهد داد و خون ایشان در نظر وی گرانبها خواهد بود.

15 و او زنده خواهد ماند و از طلای شبا بدو خواهد داد. دائما برای وی دعا خواهد كرد و تمامی روز او را مبارك خواهد خواند. 16 و فراوانی غله در زمین بر قله كوهها خواهد بود كه ثمره آن مثل لُبنان جنبش خواهد كرد. و اهل شهرها مثل علف زمین نشو و نما خواهند كرد. 17 نام او تا ابدالآباد باقی خواهد ماند. اسم او پیش آفتاب دوام خواهد كرد. آدمیان در او برای یكدیگر بركت خواهند خواست و جمیع امتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند. 18 متبارك باد یَهُوَه خدا كه خدای اسرائیل است. كه او فقط كارهای عجیب میكند. 19 و متبارك باد نام مجید او تا ابدالآباد. و تمامی زمین از جلال او پر بشود.

آمین و آمین.

 

دعاهای داود بن یسی تمام شد.

 

كتاب سوم: مزامیر73 89

 

مزامیر فصل 73

 

مزمور آساف

1 هر آینه خدا برای اسرائیل نیكوست یعنی برای آنانی كه پاك دل هستند. 2 و اما من نزدیك بود كه پایهایم از راه در رود و نزدیك بود كه قدمهایم بلغزد.3 زیرا بر متكبران حسد بردم چون سلامتی شریران رادیدم. 4 زیرا كه در موت ایشان قیدها نیست و قوت ایشان مستحكم است. 5 مثل مردم در زحمت نیستند و مثل آدمیان مبتلا نمیباشند.

 6 بنابراین گردن ایشان به تكبر آراسته است و ظلم مثل لباس ایشان را میپوشاند. 7 چشمان ایشان از فربهی بدر آمده است و از خیالات دل خود تجاوز میكنند.8 استهزا میكنند و حرفهای بد میزنند و سخنان ظلم آمیز را از جای بلند میگویند. 9 دهان خود را بر آسمانها گذارده اند و زبان ایشان در جهان گردش میكند. 10 پس قوم او بدینجا برمیگردند و آبهای فراوان بدیشان نوشانیده میشود. 11 و ایشان میگویند “خدا چگونه بداند و آیا حضرت اعلی علم دارد؟” 12 اینك اینان شریر هستند كه همیشه مطمئن بوده در دولتمندی افزوده میشوند.

13 یقینا من دل خود را عبث طاهر ساخته و دستهای خود را به پاكی شسته ام. 14 و من تمامی روز مبتلا میشوم و تأدیب من هر بامداد حاضر است. 15 اگر میگفتم كه چنین سخن گویم هر آینه بر طبقه فرزندان تو خیانت میكردم. 16 چون تفكر كردم كه اینرا بفهمم در نظر من دشوار آمد. 17 تا به قدسهای خدا داخل شدم. آنگاه در آخرت ایشان تأمل كردم. 18 هر آینه ایشان را در جایهای لغزنده گذارده ای. ایشان را به خرابیها خواهی انداخت. 19 چگونه بغتَتاً به هلاكت رسیده اند! تباه شده از ترسهای هولناك نیست گردیده اند. 20 مثل خوابِ كسی چون بیدار شده ای یَهُوَه همچنین چون برخیزی صورت ایشان را ناچیز خواهی شمرد.

21 لیكن دل من تلخ شده بود و در اندرون خود دلریش شده بودم. 22 و من وحشی بودم و معرفت نداشتم و مثل بهایم نزد تو گردیدم. 23 ولی من دائماً با تو هستم. تو دست راست مرا تأیید كرده ای. 24 موافق رأی خود مرا هدایت خواهی نمود و بعد از این مرا به جلال خواهی رسانید. 25 كیست برای من در آسمان؟ و غیر از تو هیچ چیز را در زمین نمیخواهم. 26 اگر چه جسد و دل من زائل گردد لیكن صخره دلم و حصه من خداست تا ابدالآباد. 27 زیرا آنانیكه از تو دورند هلاك خواهند شد. و آنانی را كه از تو زنا میكنند نابود خواهی ساخت. 28 و اما مرا نیكوست كهبه خدا تقّرب جویم. بر سلطان تعالی یَهُوَه توكّل كرده ام تا همه كارهای تو را بیان كنم.

مزامیر فصل 74

 

قصیده آساف

1 چرا ای خدا ما را ترك كرده ای تا به ابد و خشم تو بر گوسفندان مرتع خود افروخته شده است؟ 2 جماعت خود را كه از قدیم خریده ای بیادآور و آنرا كه فدیه داده ای تا سبط میراث تو شود و این كوه صهیون را كه در آن ساكن بوده ای. 3 قدمهای خود را بسوی خرابه های ابدی بردار زیرا دشمن هرچه را كه در قدس تو بود خراب كرده است. 4 دشمنانت در میان جماعت تو غرش میكنند و علَمهای خود را برای علامات برپا مینمایند. 5 و ظاهر میشوند چون كسانی كه تبرها را بر درختان جنگل بلند میكنند. 6 و الآن همه نقشهای تراشیده آنرا به تبرها و چكشها خرد میشكنند. 7 قدسهای تو را آتش زده اند و مسكن نام تو را تا به زمین بی حرمت كرده اند. 8 و در دل خود میگویند: “آنها را تماماً خراب میكنیم.” پس جمیع كنیسه های خدا را در زمین سوزانیده اند.

9 آیات خود را نمی بینیم و دیگر هیچ نبی نیست. و در میان ما كسی نیست كه بداند تا به كی خواهد بود. 10 ای خدا دشمن تا به كی ملامت خواهد كرد؟ و آیا خصم تا به ابد نام تو را اهانت خواهد نمود؟ 11 چرا دست خود یعنی دست راست خویش را برگردانیدی؟ آنرا از گریبان خود بیرون كشیده ایشان را فانی كن.

12 و خدا از قدیم پادشاه من است. او در میان زمین نجاتها پدید میآورد. 13 تو به قوت خود دریا را منشق ساختی و سرهای نهنگان را در آبها شكستی. 14 سرهای لویاتان را كوفته و او را خوراك صحرانشینان گردانیده ای. 15 تو چشمه ها و سیلها را شكافتی و نهرهای دائمی را خشك گردانیدی. 16 روز از آنِ توست و شب نیز از آنِ تو. نور و آفتاب را تو برقرار نموده ای. 17 تمامی حدود جهان را تو پایدار ساخته ای. تابستان و زمستان را تو ایجاد كرده ای.

18 ای یَهُوَه اینرا بیاد آور كه دشمن ملامت میكند و مردم جاهل نام تو را اهانت مینمایند. 19 جانِ فاخته خود را به جانور وحشی مسپار و جماعت مسكینان خود را تا به ابد فراموش مكن. 20 عهد خود را ملاحظه فرما زیرا كه ظلمات جهان از مسكنهای ظلم پر است. 21 مظلومان به رسوایی برنگردند. مساكین و فقیران نام تو را حمد گویند. 22 ای خدا برخیز و دعوای خود را برپا دار و بیادآور كه احمق تمامی روز تو را ملامت میكند. 23 آواز دشمنان خود را فراموش مكن و غوغای مخالفان خود را كه پیوسته بلند میشود.

مزامیر فصل 75

 

 

قصیده آساف

1 تو را حمد میگوییم! ای خدا تو را حمد میگوییم! زیرا نام تو نزدیك است و مردم كارهای عجیب تو را ذكر میكنند. 2 هنگامی كه به زمان معین برسم براستی داوری خواهم كرد. 3 زمین و جمیع ساكنانش گداخته شده اند. من اركان آنرا برقرار نموده ام سلاه. 4 متكبران را گفتم: “فخر مكنید!” و به شریران كه “شاخ خود را میفرازید. 5 شاخهای خود را به بلندی میفرازید. و با گردن كشی سخنان تكبرآمیز مگویید.” 6 زیرا نه از مشرق و نه از مغرب و نه از جنوب سرافرازی میآید.

7 لیكن خدا داور است. اینرا به زیر می اندازد و آنرا سرافراز مینماید. 8 زیرا در دست یَهُوَه كاسه ای است و باده آن پرجوش. از شراب ممزوج پر است كه از آن می ریزد. و اما دُردهایش را جمیع شریران جهان افشرده خواهند نوشید. 9 و اما من تا به ابد ذكر خواهم كرد و برای خدای یعقوب ترنم خواهم نمود. 10 جمیع شاخهای شریران را خواهم برید و اما شاخهای صالحین برافراشته خواهد شد.

مزامیر فصل 76

 

برای سالار مغنیان بر ذوات اوتار.

مزمور و سرود آساف

1 خدا در یهودا معروف است و نام او در اسرائیل عظیم! 2 خیمه او است در شالیم و مسكن او در صهیون. 3 در آنجا برقهای كمان را شكست. سپر و شمشیر و جنگ را سلاه. 4 تو جلیل هستی و مجید زیاده از كوههای یغما! 5 قوی دلان تاراج شده اند و خواب ایشان را درربود و همه مردان زورآور دست خود را نیافتند. 6 از توبیخ تو ای خدای یعقوب بر ارابه ها و اسبان خوابی گران مستولی گردید. 7 تو مهیب هستی تو! و در حین غضبت كیست كه به حضور تو ایستد؟ 8 از آسمان داوری را شنوانیدی. پس جهان بترسید و ساكت گردید. 9 چون خدا برای داوری قیام فرماید تا همه مساكین جهان را خلاصی بخشد سلاه 10 آنگاه خشم انسان تو را حمد خواهد گفت و باقی خشم را بر كمر خود خواهی بست. 11 نذر كنید و وفا نمایید برای یَهُوَه خدای خود. همه كه گرداگرد او هستند هدیه بگذرانند نزد او كه مهیب است. 12 روح رؤسا را منقطع خواهد ساخت و برای پادشاهان جهان مهیب میباشد.

مزامیر فصل 77

 

برای سالار مغنیان بر یدوتون. مزمور آساف

1 آواز من بسوی خداست و فریاد میكنم آواز من بسوی خداست. گوش خود را به من فرا خواهدگرفت. 2 در روز تنگی خود یَهُوَه را طلب كردم. در شب دست من دراز شده بازكشیده نگشت و جان من تسلی نپذیرفت. 3 خدا را یاد میكنم و پریشان میشوم. تفكر مینمایم و روح من متحیر میگردد سلاه. 4 چشمانم را بیدار میداشتی بی تاب میشدم و سخن نمیتوانستم گفت. 5 درباره ایام قدیم تفكر كرده ام. درباره سالهای زمانهای سلف. 6 سرود شبانه خود را بخاطر میآورم و در دل خود تفكر میكنم و روح من تفتیش نموده است. 7 مگر خدا تا به ابد ترك خواهد كرد و دیگر هرگز راضی نخواهد شد. 8 آیا رحمت او تا به ابد زایل شده است؟ و قول او باطل گردیده تا ابدالآباد؟ 9 آیا خدا رأفت را فراموش كرده؟ و رحمتهای خود را در غضب مسدود ساخته است؟ سلاه.

10 پس گفتم این ضعف من است. زهی سالهای دست راست حضرت اعلی! 11 كارهای یَهُوَه را ذكر خواهم نمود زیرا كار عجیب تو را كه از قدیم است به یاد خواهم آورد 12 و در جمیع كارهای تو تأمل خواهم كرد و در صنعتهای تو تفكر خواهم نمود.

13 ای خدا طریق تو در قدوسیت است. كیست خدای بزرگ مثل خدا؟ 14 تو خدایی هستی كه كارهای عجیب میكنی و قوت خویش را بر قومها معروف گردانیده ای. 15 قوم خود را به بازوی خویش رهانیده ای یعنی بنی یعقوب و بنی یوسف را. سلاه. 16 آبها تو را دید ای خدا آبها تو را دیده متزلزل شد. لجه ها نیز سخت مضطرب گردید. 17 ابرها آب بریخت و افلاك رعد بداد. تیرهای تو نیز به هر طرف روان گردید. 18 صدای رَعد تو در گردباد بود و برقها ربع مسكون را روشن كرد. پس زمین مرتعش و متزلزل گردید. 19 طریق تو در دریاست و راههای تو در آبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست. 20 قوم خود را مثل گوسفندان راهنمایی نمودی به دست موسی و هارون.

مزامیر فصل78

 

قصیده آساف

1 ای قوم من شریعت مرا بشنوید! گوشهای خود را به سخنان دهانم فراگیرید! 2 دهان خود را به مثَل باز خواهم كرد به چیزهایی كه از بنای عالم مخفی بود تنطق خواهم نمود 3 كه آنها را شنیده و دانسته ایم و پدران ما برای ما بیان كرده اند. 4 از فرزندان ایشان آنها را پنهان نخواهیم كرد. تسبیحات یَهُوَه را برای نسل آینده بیان میكنیم و قوت او و اعمال عجیبی را كه او كرده است. 5 زیرا كه شهادتی در یعقوب برپا داشت و شریعتی در اسرائیل قرار داد و پدران ما را امر فرمود كه آنها را به فرزندان خود تعلیم دهند 6 تا نسل آینده آنها را بدانند و فرزندانی كه میبایست مولود شوند تا ایشان برخیزند و آنها را به فرزندان خود بیان نمایند 7 و ایشان به خدا توكّل نمایند و اعمال خدا را فراموش نكنند بلكه احكام او را نگاه دارند. 8 و مثل پدران خود نسلی گردنكش و فتنه انگیز نشوند نسلی كه دل خود را راست نساختند و روح ایشان بسوی خدا امین نبود.

9 بنی افرایم كه مسلح و كمان كش بودند در روز جنگ رو بر تافتند. 10 عهد خدا را نگاه نداشتند و از سلوك به شریعت او ابا نمودند 11 و اعمال و عجایب او را فراموش كردند كه آنها را بدیشان ظاهر كرده بود 12 و در نظر پدران ایشان اعمال عجیب كرده بود در زمین مصر و در دیار صوعن. 13 دریا را منشَق ساخته ایشان را عبور داد و آبها را مثل توده برپا نمود. 14 و ایشان را در روز به ابر راهنمایی كرد و تمامی شب به نور آتش. 15 در صحرا صخره ها را بشكافت و ایشان را گویا از لجه های عظیم نوشانید. 16 پس سیلها را از صخره بیرون آورد و آب را مثل نهرها جاری ساخت. 17 و بار دیگر بر او گناه ورزیدند و بر حضرت اعلی در صحرا فتنه انگیختند 18 و در دلهای خود خدا را امتحان كردند چونكه برای شهوات خود غذا خواستند. 19 و بر ضد خدا تكلم كرده گفتند: “آیا خدا میتواند در صحرا سفره ای حاضر كند؟” 20 اینك صخره را زد و آبها روان شد و وادیها جاری گشت. “آیا میتواند نان را نیز بدهد. و گوشت را برای قوم خود حاضر سازد؟”

21 پس خدا این را شنیده غضبناك شد و آتش در یعقوب افروخته گشت و خشم بر اسرائیل مشتعل گردید. 22 زیرا به خدا ایمان نیاوردند و به نجات او اعتماد ننمودند. 23 پس ابرها را از بالا امر فرمود و درهای آسمان را گشود 24 و منَ را بر ایشان بارانید تا بخورند و غله آسمان را بدیشان بخشید. 25 مردمان نان زورآوران را خوردند و آذوقه ای برای ایشان فرستاد تا سیر شوند. 26 باد شرقی را در آسمان وزانید و به قوت خود باد جنوبی را آورد 27 و گوشت را برای ایشان مثل غبار بارانید و مرغان بالدار را مثل ریگ دریا. 28 و آن را در میان اُردوی ایشان فرود آورد گرداگرد مسكنهای ایشان. 29 پس خوردند و نیكو سیر شدند و موافق شهوات ایشان بدیشان داد. 30 ایشان از شهوت خود دست نكشیدند و غذا هنوز در دهان ایشان بود 31 كه غضب خدا بر ایشان افروخته شده تنومندان ایشان را بكشت و جوانان اسرائیل را هلاك ساخت.

32 با وجود این همه باز گناه ورزیدند و به اعمال عجیب او ایمان نیاوردند. 33 بنابراین روزهای ایشان را در بطالت تمام كرد و سالهای ایشان را در ترس. 34 هنگامی كه ایشان را كُشت او را طلبیدند و بازگشت كرده درباره خدا تفحص نمودند 35 و به یادآوردند كه خدا صخره ایشان و خدای تعالی ولی ایشان است. 36 اما به دهان خود او را تملّق نمودند و به زبان خویش به او دروغ گفتند 37 زیرا كه دل ایشان با او راست نبود و به عهد وی مؤتمن نبودند.

38 اما او به حسب رحمانیتش گناه ایشان را عفو نموده ایشان را هلاك نساخت بلكه بارها غضب خود را برگردانیده تمامی خشم خویش را برنینگیخت. 39 و به یاد آورد كه ایشان بشرند بادی كه میرود و بر نمیگردد. 40 چند مرتبه در صحرا بدو فتنه انگیختند و او را در بادیه رنجانیدند. 41 و برگشته خدا را امتحان كردند و قدوس اسرائیل را اهانت نمودند 42 و قوت او را بخاطر نداشتند روزی كه ایشان را از دشمن رهانیده بود 43 كه چگونه آیات خود را در مصر ظاهر ساخت و معجزات خود را در دیار صوعن. 44 و نهرهای ایشان را به خون مبدل نمود و رودهای ایشان را تا نتوانستند نوشید. 45 انواع پشه ها در میان ایشان فرستاد كه ایشان را گزیدند و غوكهایی كه ایشان را تباه نمودند 46 و محصول ایشان را به كِرم صد پا سپرد و عمل ایشان را به ملخ داد. 47 تاكستان ایشان را به تگرگ خراب كرد و درختان جمَیز ایشان را به تگرگهای درشت. 48 بهایم ایشان را به تگرگ سپرد و مواشی ایشان را به شعله های برق. 49 و آتش خشم خود را بر ایشان فرستاد غضب و غیظ و ضیق را به فرستادن فرشتگان شریر. 50 و راهی برای غضب خود مهیا ساخته جان ایشان را از موت نگاه نداشت بلكه جان ایشان را به وبا تسلیم نمود. 51 و همه نخستزادگان مصر را كُشت اوایل قوت ایشان را در خیمه های حام.

52 و قوم خود را مثل گوسفندان كوچانید و ایشان را در صحرا مثل گله راهنمایی نمود. 53 و ایشان را در امنیت رهبری كرد تا نترسند و دریا دشمنان ایشان را پوشانید. 54 و ایشان را به حدود مقدس خود آورد بدین كوهی كه به دست راست خود تحصیل كرده بود. 55 و امتها را از حضور ایشان راند و میراث را برای ایشان به ریسمان تقسیم كرد واسباط اسرائیل را در خیمه های ایشان ساكن گردانید.

56 لیكن خدای تعالی را امتحان كرده بدو فتنه انگیختند و شهادات او را نگاه نداشتند. 57 و برگشته مثل پدران خود خیانت ورزیدند و مثل كمان خطا كننده منحرف شدند. 58 و به مقامهای بلند خود خشم او را به هیجان آوردند و به بتهای خویش غیرت او را جنبش دادند. 59 چون خدا این را بشنید غضبناك گردید و اسرائیل را به شدت مكروه داشت. 60 پس مسكن شیلو را ترك نمود آن خیمه ای را كه در میان آدمیان برپا ساخته بود 61 و (تابوت) قوت خود را به اسیری داد و جمال خویش را به دست دشمن سپرد 62 و قوم خود را به شمشیر تسلیم نمود و با میراث خود غضبناك گردید. 63 جوانان ایشان را آتش سوزانید و برای دوشیزگان ایشان سرودِ نكاح نشد. 64 کاهنان ایشان به دم شمشیر افتادند و بیوه های ایشان نوحه گری ننمودند.

65 آنگاه یَهُوَه مثل كسی كه خوابیده بود بیدار شد مثل جباری كه از شراب میخروشد 66 و دشمنان خود را به عقب زد و ایشان را عار ابدی گردانید. 67 و خیمه یوسف را رد نموده سبط افرایم را برنگزید. 68 لیكن سبط یهودا را برگزید و این كوه صهیون را كه دوست میداشت. 69 و قدس خود را مثل كوههای بلند بنا كرد مثل جهان كه آنرا تا ابدالآباد بنیاد نهاد. 70 و بنده خود داود را برگزید و او را از آغلهای گوسفندان گرفت. 71 از عقب میشهای شیرده او را آورد تا قوم او یعقوب و میراث او اسرائیل را رعایت كند. 72 پس ایشانرا به حسب كمال دل خود رعایت نمود و ایشان را به مهارت دستهای خویش هدایت كرد.

مزامیر فصل79

 

مزمور آساف

1 ای خدا امتها به میراث تو داخل شده هیكل قدس تو را بی عصمت ساختند. اورشلیم را خرابه ها نمودند. 2 لاشهای بندگانت را به مرغان هوا برای خوراك دادند و گوشت مقدسانت را به وحوش صحرا. 3 خون ایشان را گرداگرد اورشلیم مثل آب ریختند و كسی نبود كه ایشان را دفن كند. 4 نزد همسایگان خود عار گردیده ایم و نزد مجاوران خویش استهزا و سخریه شده ایم. 5 تا كی ای یَهُوَه تا به ابد خشمناك خواهی بود؟ آیا غیرت تو مثل آتش افروخته خواهد شد تا ابدالآباد؟ 6 قهر خود را بر امتهایی كه تو را نمیشناسند بریز و بر ممالكی كه نام تو را نمیخوانند! 7 زیرا كه یعقوب را خورده و مسكن او را خراب كرده اند.

8 گناهان اجداد ما را بر ما بیاد میاور. رحمتهای تو بزودی پیش روی ما آید زیرا كه بسیار ذلیل شده ایم. 9 ای خدا ای نجات دهنده ما به خاطر جلال نام خود ما را یاری فرما و ما را نجات ده و بخاطر نام خود گناهان ما را بیامرز. 10 چرا امتها گویند كه خدای ایشان كجاست؟ انتقام خون بندگانت كه ریخته شده است بر امتها در نظر ما معلوم شود. 11 ناله اسیران به حضور تو برسد به حسب عظمت بازوی خود آنانی را كه به موت سپرده شده اند برهان. 12 و جزای هفت چندان به آغوش همسایگان ما رسان برای اهانتی كه به تو كرده اند ای یَهُوَه. 13 پس ما كه قوم تو و گوسفندان مرتع تو هستیم تو را تا به ابد شكر خواهیم گفت و تسبیح تو را نسلاً بعد نسل ذكر خواهیم نمود.

 

مزامیر فصل 80

 

مزمور آساف

 1 ای شبانِ اسرائیل بشنو! ای كه یوسف را مثل گله رعایت میكنی! ای كه بر كروبیین جلوس نموده ای تجلی فرما! 2 به حضور افرایم و بنیامین و منَسی توانایی خود را برانگیز و برای نجات ما بیا! 3 ای خدا ما را باز آور و روی خود را روشن كن تا نجات یابیم!

4 ای یَهُوَه خدای صبایوت تا به كی به دعای قوم خویش غضبناك خواهی بود 5 نان ماتم را بدیشان میخورانی و اشكهای بی اندازه بدیشان مینوشانی؟ 6 ما را محل منازعه همسایگان ما ساخته ای و دشمنان ما در میان خویش استهزا مینمایند. 7 ای خدای لشكرها ما را بازآور و روی خود را روشن كن تا نجات یابیم! 8 موی را از مصر بیرون آوردی. امتها را بیرون كرده آنرا غرس نمودی. 9 پیش روی آن را وسعت دادی. پس ریشه خود را نیكو زده زمین را پر ساخت. 10 كوهها به سایه اش پوشانیده شد و سروهای آزاد خود به شاخه هایش. 11 شاخه های خود را تا به دریا پهن كرد و فرعهای خویش را تا به نهر. 12 پس چرا دیوارهایش را شكسته ای كه هر راهگذری آن را میچیند؟ 13 گرازهای جنگل آنرا ویران میكنند و وحوش صحرا آنرا میچرند.

14 ای خدای لشكرها رجوع كرده از آسمان نظر كن و ببین و از این مو تفقد نما 15 و از این نهالی كه دست راست تو غرس كرده است و از آن پسری كه برای خویشتن قوی ساخته ای! 16 مثل هیزم در آتش سوخته شده و از عتاب روی تو تباه گردیده اند! 17 دست تو بر مرد دست راست تو باشد و بر پسر آدم كه او را برای خویشتن قوی ساخته ای. 18 و ما از تو رو نخواهیم تافت. ما را حیات بده تا نام تو را بخوانیم. 19 ای یَهُوَه خدای لشكرها ما را بازآور و روی خود را روشن ساز تا نجات یابیم.

مزامیر فصل 81

 

برای سالار مغنیان برجتّیت. مزمورآساف.

 1 ترنّم نمایید برای خدایی كه قوت ماست. برای خدای یعقوب آواز شادمانی دهید! 2 سرود را بلند كنید و دف را بیاورید و بربط دلنواز را با رباب! 3 كَرِنّا را بنوازید در اول ماه در ماه تمام و در روز عید ما. 4 زیرا كه این فریضه ای است در اسرائیل و حكمی از خدای یعقوب. 5 این را شهادتی در یوسف تعیین فرمود چون بر زمین مصر بیرون رفت جایی كه لغتی را كه نفهمیده بودم شنیدم.

6 “دوشِ او را از بار سنگین آزاد ساختم و دستهای او از سبد رها شد. 7 در تنگی استدعا نمودی و تو را خلاصی دادم. در سترِ رعد تو را اجابت كردم و تو را نزد آب مریبه امتحان نمودم. سلاه. 8 “ای قوم من بشنو و تو را تأكید میكنم و ای اسرائیل اگر به من گوش دهی. 9 در میان تو خدای غیر نباشد و نزدِ خدای بیگانه سجده منما. 10 من یَهُوَه خدای تو هستم كه تو را از زمین مصر برآوردم. دهان خود را نیكو بازكن و آنرا پر خواهم ساخت. 11 لیكن قوم من سخن مرا نشنیدند و اسرائیل مرا ابا نمودند. 12 پس ایشان را به سختی دلشان ترك كردم كه به مشورتهای خود سلوك نمایند. 13 ای كاش كه قوم من به من گوش میگرفتند و اسرائیل در طریقهای من سالك میبودند. 14 آنگاه دشمنان ایشان را بزودی به زیر می انداختم و دست خود را برخصمان ایشان برمیگردانیدم. 15 آنانی كه از یَهُوَه نفرت دارند بدو گردن می نهادند. اما زمان ایشان باقی میبود تا ابدالآباد. 16 ایشان را به نیكوترین گندم می پرورد و تو را به عسل از صخره سیر میكردم.”

مزامیر فصل 82

 

مزمور آساف

 1 خدا در جماعت خدا ایستاده است در میان خدایان داوری میكند: 2 “تا به كی به بی انصافی داوری خواهیدكرد و شریران را طرفداری خواهید نمود؟ سلاه. 3 فقیران و یتیمان را دادرسی بكنید. مظلومان و مسكینان را انصاف دهید. 4 مظلومان و فقیران را برهانید و ایشان را از دست شریران خلاصی دهید.

5 “نمیدانند و نمیفهمند و در تاریكی راه میروند و جمیع اساس زمین متزلزل میباشد. 6 من گفتم كه شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی. 7 لیكن مثل آدمیان خواهید مرد و چون یكی از آقاان خواهید افتاد!”

 ای خدا برخیز و جهان را داوری فرما زیرا كه تو تمامی امتها را متصرف خواهی شد.

مزامیر فصل 83

 

سرود و مزمور آساف

 1 ای خدا تو را خاموشی نباشد! ای خدا ساكت مباش و میارام! 2 زیرا اینك دشمنانت شورش میكنند و آنانی كه از تو نفرت دارند سر خود را برافراشته‌اند. 3 بر قوم تو مكاید می اندیشند و بر پناه آوردگان تو مشورت میكنند. 4 و میگویند: “بیایید ایشان را هلاك كنیم تا قومی نباشند و نام اسرائیل دیگر مذكور نشود.”

5 زیرا به یك دل با هم مشورت میكنند و بر ضد تو عهد بسته اند. 6 خیمه های اَدُوم و اسماعیلیان و موآب و هاجریان. 7 جبال و عمَون و عمالیق و فَلَسطین با ساكنان صور. 8 آشور نیز با ایشان متفق شدند و بازویی برای بنی لوط گردیدند سلاه.

9 بدیشان عمل نما چنانكه به مدیان كردی چنانكه به سیسرا و یابین در وادی قیشون 10 كه در عیندوُر هلاك شدند و سرگین برای زمین گردیدند. 11 آقاانِ ایشان را مثل غُراب و ذِئب گردان و جمیع امرای ایشان را مثل ذَبح و صَلمنّاع 12 كه میگفتند: “مساكن خدا را برای خویشتن تصرف نماییم.”

13 ای خدای من ایشان را چون غبار گردباد بساز و مانند كاه پیش روی باد. 14 مثل آتشی كه جنگل را میسوزاند و مثل شعله ای كه كوهها را مشتعل میسازد. 15 همچنان ایشان را به تند باد خود بران و به طوفان خویش ایشان را آشفته گردان. 16 رویهای ایشان را به ذلت پر كن تا نام تو را ای یَهُوَه بطلبند. 17 خجل و پریشان بشوند تا ابدالآباد و شرمنده و هلاك گردند. 18 و بدانند تو كه اسمت یَهُوَه میباشد به تنها بر تمامی زمین متعال هستی.

مزامیر فصل 84

 

برای سالار مغنیان برجتّیت. مزمور بنی قورح

 1 ای یَهُوَه صبایوت چه دل پذیر است مسكنهای تو! 2 جان من مشتاق بلكه كاهیده شده است برای صحنهای یَهُوَه. دلم و جسدم برای خدای حی صیحه میزند. 3 گنجشك نیز برای خود خانه ای پیدا كرده است و پرستوك برای خویشتن آشیانه ای تا بچه های خود را در آن بگذارد در مذبحهای تو ای یَهُوَه صبایوت كه پادشاه من و خدای من هستی. 4 خوشابحال آنانی كه در خانه تو ساكنند كه تو را دائماً تسبیح میخوانند سلاه. 5 خوشابحال مردمانی كه قوت ایشان در تو است و طریقهای تو در دلهای ایشان. 6 چون از وادی بكا عبور میكنند آنرا چشمه میسازند و باران آن را به بركات میپوشاند. 7 از قوت تا قوت میخرامند و هر یك از ایشان در صهیون نزد خدا حاضر میشوند.

8 ای یَهُوَه خدای لشكرها! دعای مرا بشنو! ای خدای یعقوب گوش خود را فراگیر! سلاه. 9 ای خدایی كه سپر ما هستی ببین و به روی مسیح خود نظر انداز. 10 زیرا یكروز در صحنهای تو بهتر است از هزار. ایستادن بر آستانة خانة خدای خود را بیشتر میپسندم از ساكن شدن در خیمه های اشرار. 11 زیرا كه یَهُوَه خدا آفتاب و سپر است. یَهُوَه فیض و جلال خواهد داد و هیچ چیز نیكو را منع نخواهد كرد از آنانی كه به راستی سالك باشند. 12 ای یَهُوَه صبایوت خوشابحال كسی كه بر تو توكّل دارد.

مزامیر فصل 85

 

برای سالار مغنیان. مزمور بنی قورح

 1 ای یَهُوَه از زمین خود راضی شده ای. اسیری یعقوب را باز آورده ای. 2 عصیان قوم خود را عفو كرده ای. تمامی گناهان ایشان را پوشانیده ای سلاه. 3 تمامی غضب خود را برداشته و از حدت خشم خویش رجوع كرده ای. 4 ای خدای نجات ما ما را برگردان و غیظ خود را از ما بردار. 5 آیا تا به ابد با ما غضبناك خواهی بود؟ و خشم خویش را نسلاً بعد نسل طول خواهی داد؟ 6 آیا برگشته ما را حیات نخواهی داد تا قوم تو در تو شادی نمایند؟

7 ای یَهُوَه رحمت خود را بر ما ظاهر كن و نجات خویش را به ما عطا فرما. 8 آنچه خدا یَهُوَه میگوید خواهم شنید زیرا به قوم خود و به مقدسان خویش به سلامتی خواهد گفت تا بسوی جهالت برنگردند. 9 یقیناً نجات او به ترسندگان او نزدیك است تا جلال در زمین ما ساكن شود. 10 رحمت و راستی با هم ملاقات كرده اند. عدالت و سلامتی یكدیگر را بوسیده اند. 11 راستی از زمین خواهد رویید و عدالت از آسمان خواهد نگریست. 12 یَهُوَه نیز چیزهای نیكو را خواهد بخشید و زمین ما محصول خود را خواهد داد. 13 عدالت پیش روی او خواهد خرامید و آثار خود را طریقی خواهد ساخت.

مزامیر فصل 86

 

دعای داود

1 ای یَهُوَه ای یَهُوَه گوش خود را فراگرفته مرا مستجاب فرما زیرا مسكین و نیازمند هستم! 2 جان مرا نگاه دار زیرا من متّقی هستم. ای خدای من بندة خود را كه بر تو توكّل دارد نجات بده. 3 ای یَهُوَه بر من كرم فرما زیرا كه تمامی روز تو را میخوانم! 4 جان بندة خود را شادمان گردان زیرا ای یَهُوَه جان خود را نزد تو برمیدارم. 5 زیرا تو ای یَهُوَه نیكو و غفّار هستی و بسیار رحیم برای آنانی كه تو را میخوانند. 6 ای یَهُوَه دعای مرا اجابت فرما و به آواز تضّرع من توجه نما! 7 در روز تنگی خود تو را خواهم خواند زیرا كه مرا مستجاب خواهی فرمود.

8 ای یَهُوَه در میان خدایان مثل تو نیست و كاری مثل كارهای تو نی. 9 ای یَهُوَه همة امتهایی كه آفریده ای به حضور تو سجده خواهند كرد و نام تو را تمجید خواهند نمود. 10 زیرا كه تو بزرگ هستی و كارهای عجیب میكنی. تو تنها خدا هستی.

11 ای یَهُوَه طریق خود را به من بیاموز تا در راستی تو سالك شوم. دل مرا واحد ساز تا از نام تو ترسان باشم. 12 ای یَهُوَه خدای من تو را به تمامی دل حمد خواهم گفت و نام تو را تمجید خواهم كرد تا ابدالآباد. 13 زیرا كه رحمت تو به من عظیم است و جان مرا از هاویة اسفل رهانیده ای. 14 ای خدا متكبران بر من برخاسته اند و گروهی از ظالمان قصد جان من دارند و تو را در مد نظرخود نمیآورند. 15 و تو ای یَهُوَه خدای رحیم و كریم هستی. دیر غضب و پر از رحمت و راستی. 16 بسوی من التفات كن و بر من كرم فرما. قوت خود را به بنده ات بده و پسر كنیز خود را نجات بخش. 17 علامت خوبی را به من بنما تا آنانی كه از من نفرت دارند آنرا دیده خجل شوند زیرا كه تو ای یَهُوَه مرا اعانت كرده و تسلّی داده ای.

مزامیر فصل 87

 

مزمور و سرود بنی قورح

1 اساس او در كوههای مقدس است. 2 یَهُوَه دروازه های صهیون را دوست میدارد بیشتر از جمیع مسكنهای یعقوب. 3 سخنهای مجید دربارة تو گفته میشود ای شهر خدا! سلاه. 4 رَهب و بابل را از شناسندگان خود ذكر خواهم كرد. اینك فلسطین و صور و حبش این در آنجا متولد شده است. 5 و دربارة صهیون گفته خواهد شد كه این و آن در آن متولد شده اند. و خود حضرت اعلی آنرا استوار خواهد نمود. 6 یَهُوَه چون امتها را مینویسد ثبت خواهد كرد كه این در آنجا متولد شده است سلاه. 7 مغنیان و رقص كنندگان نیز. جمیع چشمه های من در تو است.

مزامیر فصل 88

 

سرود و مزمور بنی قورح برای سالار مغنیان بر محلَت لَعَنوت

قصیده هیمانِ اَزراحی

1 ای یَهُوَه خدای نجات من شب و روز نزد تو فریاد كرده ام. 2 دعای من به حضور تو برسد به نالة من گوش خود را فراگیر. 3 زیرا كه جان من از بلایا پر شده است و زندگانی ام به قبر نزدیك گردیده. 4 از فروروندگان به هاویه شمرده شده ام و مثل مرد بی قوت گشته ام. 5 در میان مردگان منفرد شده مثل كُشتگان كه در قبر خوابیده اند كه ایشان را دیگر به یاد نخواهی آورد و از دست تو منقطع شده اند. 6 مرا در هاویة اسفل گذاشته ای در ظلمت در ژرفیها. 7 خشم تو بر من سنگین شده است و به همة امواج خود مرا مبتلا ساخته ای سلاه. 8 آشنایانم را از من دور كرده و مرا مكروه ایشان گردانیده ای. محبوس شده بیرون نمیتوانم آمد. 9 چشمانم از مذلت كاهیده شد. ای یَهُوَه نزد تو فریاد كرده ام تمامی روز. دستهای خود را به تو دراز كرده ام.

10 آیا برای مردگان كاری عجیب خواهی كرد؟ مگر مردگان برخاسته تو را حمد خواهند گفت؟ سلاه. 11 آیا رحمت تو در قبر مذكور خواهد شد؟ و امانت تو در هلاكت؟ 12 آیا كار عجیب تو در ظلمت اعلام میشود و عدالت تو در زمین فراموشی؟ 13 و اما من نزد تو ای یَهُوَه فریاد برآورده ام و بامدادان دعای من در پیش تو میآید. 14 ای یَهُوَه چرا جان مرا ترك كرده و روی خود را از من پنهان نموده ای. 15 من مستمند و از طفولیت مشرف بر موت شده ام. ترسهای تو را متحمل شده متحیر گردیده ام. 16 حدَت خشم تو بر من گذشته است و خوفهای تو مرا هلاك ساخته. 17 مثل آب دور مرا گرفته است تمامی روز و مرا از هر سو احاطه نموده. 18 یاران و دوستان را از من دور كرده ای و آشنایانم را در تاریكی.

مزامیر فصل 89

 

قصیدة ایتانِ ازراحی

1 رحمتهای یَهُوَه را تا به ابد خواهم سرایید. امانت تو را به دهان خود نسلاً بعد نسل اعلام خواهم كرد. 2 زیرا گفتم رحمت بنا خواهد شد تا ابدالآباد

 و امانت خویش رادر افلاك پایدار خواهی ساخت. 3 با برگزیدة خود عهد بسته ام. برای بنده خویش داود قسم خورده ام. 4 كه ذریت تو را پایدار خواهم ساخت تا ابدالآباد و تخت تو را نسلاً بعد نسل بنا خواهم نمود سلاه.

5 و آسمانها كارهای عجیب تو را ای یَهُوَه تمجید خواهند كرد و امانت تو را در جماعت مقدسان. 6 زیرا كیست در آسمانها كه با یَهُوَه برابری تواند كرد؟ و از فرزندان زورآوران كِه را با یَهُوَه تشبیه توان نمود؟ 7 خدا بینهایت مهیب است در جماعت مقدسان و ترسناك است بر آنانی كه گرداگرد او هستند. 8 ای یَهُوَه خدای لشكرها كیست ای یاه قدیر مانند تو؟ و امانت تو تو را احاطه میكند. 9 بر تكبر دریا تو مسلط هستی. چون امواجش بلند میشود آنها را ساكن میگردانی. 10 رهب را مثل كشته شده خرد شكسته ای. به بازوی زورآور خویش دشمنانت را پراكنده نموده ای. 11 آسمان از آن تو است و زمین نیز از آن تو. ربع مسكون و پری آن را تو بنیاد نهاده ای. 12 شمال و جنوب را تو آفریده ای. تابور و حرمون به نام تو شادی میكنند. 13 بازوی تو با قوت است. دست تو زورآور است و دست راست تو متعال. 14 عدالت و انصاف اساس تخت تو است. رحمت و راستی پیش روی تو میخرامند.

15 خوشابحال قومی كه آواز شادمانی را میدانند. در نور روی تو ای یَهُوَه خواهند خرامید. 16 در نام تو شادمان خواهند شد تمامی روز و در عدالت تو سرافراشته خواهند گردید. 17 زیرا كه فخر قوت ایشان تو هستی و به رضامندی تو شاخ ما مرتفع خواهد شد. 18 زیرا كه سپر ما از آن یَهُوَه است و پادشاه ما از آن قدوس اسرائیل. 19 آنگاه در عالم رؤیا به مقدس خودخطاب كرده گفتی كه نصرت را بر مردی زورآور نهادم و برگزیده ای از قوم را ممتاز كردم. 20 بنده خود داود را یافتم واو را به روغن مقدس خود مسح كردم. 21 كه دست من با او استوار خواهد شد. بازوی من نیز او را قوی خواهد گردانید. 22 دشمنی بر او ستم نخواهد كرد و هیچ پسر ظلم بدو اذیت نخواهد رسانید. 23 و خصمان او را پیش روی وی خواهم گرفت و آنانی را كه از او نفرت دارند مبتلا خواهم گردانید. 24 و امانت و رحمت من با وی خواهد بود و در نام من شاخ او مرتفع خواهد شد. 25 دست او را بر دریا مستولی خواهم ساخت و دست راست او را بر نهرها. 26 او مرا خواهد خواند كه تو پدر من هستی خدای من و صخرة نجات من. 27 من نیز او را نخست زاده خود خواهم ساخت بلندتر از پادشاهان جهان. 28 رحمت خویش را برای وی نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد و عهد من با او استوار خواهد بود. 29 و ذریت وی را باقی خواهم داشت تا ابدالآباد و تخت او را مثل روزهای آسمان.

30 اگر فرزندانش شریعت مرا ترك كنند و در احكام من سلوك ننمایند 31 اگر فرایض مرا بشكنند و اوامر مرا نگاه ندارند 32 آنگاه معصیت ایشان را به عصا تأدیب خواهم نمود و گناه ایشان را به تازیانه ها. 33 لیكن رحمت خود را از او بر نخواهم داشت و امانت خویش را با باطل نخواهم ساخت. 34 عهد خود را نخواهم شكست و آنچه را از دهانم صادر شد تغییر نخواهم داد. 35 یك چیز را به قدوسیت خود قسم خوردم و به داود هرگز دروغ نخواهم گفت. 36 كه ذریت او باقی خواهد بود تا ابدالآباد و تخت او به حضور من مثل آفتاب 37 مثل ماه ثابت خواهد بود تا ابدالآباد و مثل شاهد امین در آسمان سلاه.

38 لیكن تو ترك كرده ای و دور انداخته ای و با مسیح خود غضبناك شده ای. 39 عهد بنده خود را باطل ساخته ای و تاج او را برزمین انداخته بی عصمت كرده ای. 40 جمیع حصارهایش را شكسته و قلعه های او را خراب نموده ای. 41 همه راه گذران او را تاراج میكنند و اونزد همسایگان خود عار گردیده است. 42 دست راست خصمان او را برافراشته و همه دشمنانش را مسرور ساخته ای.43 دم شمشیر او را نیز برگردانیده ای و او را در جنگ پایدار نساخته ای. 44 جلال او را باطل ساخته و تخت او را به زمین انداخته ای. 45 ایام شبابش را كوتاه كرده و او را به خجالت پوشانیده ای سلاه.

46 تا به كی ای یَهُوَه خود را تا به ابد پنهان خواهی كرد و غضب تو مثل آتش افروخته خواهد شد؟ 47 به یادآور كه ایام حیاتم چه كم است. چرا تمامی بنی آدم را برای بطالت آفریده ای؟ 48 كدام آدمی زنده است كه موت را نخواهد دید؟ و جان خویش را از دست قبر خلاص خواهد ساخت؟ سلاه. 49 ای یَهُوَه رحمتهای قدیم تو كجاست كه برای داود به امانت خود قسم خوردی؟ 50 ای یَهُوَه ملامت بنده خود را به یادآور كه آنرا از قومهای بسیار درسینه خود متحمل میباشم. 51 كه دشمنان تو ای یَهُوَه ملامت كرده اند یعنی آثار مسیح تو را ملامت نموده اند. 52 یَهُوَه متبارك باد تا ابدالآباد. آمین و آمین.

 

كتابچهارم: مزامیر90 106

 

مزامیر فصل 90

 

دعای موسی مرد خدا

1 ای یَهُوَه مسكن ما تو بوده ای در جمیع نسلها 2 قبل از آنكه كوهها به وجود آید و زمین و ربع مسكون را بیافرینی. از ازل تا به ابد تو خدا هستی. 3 انسان را به غبار برمیگردانی و میگویی ای بنی آدم رجوع نمایید. 4 زیرا كه هزار سال در نظر تو مثل دیروز است كه گذشته باشد و مثل پاسی از شب. 5 مثل سیلاب ایشان را رُفته ای و مثل خواب شده اند. بامدادان مثل گیاهی كه می روید. 6 بامدادان میشكفد و می روید. شامگاهان بریده و پژمرده میشود. 7 زیرا كه در غضب تو كاهیده میشویم و در خشم تو پریشان میگردیم. 8 چونكه گناهان ما را در نظر خود گذارده ای و خفایای ما را در نور روی خویش. 9 زیرا كه تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد و سالهای خود را مثل خیالی بسر برده ایم. 10 ایام عمر ما هفتاد سال است و اگر از بنیه هشتاد سال باشد. لیكن فخر آنها محنت و بطالت است زیرا به زودی تمام شده پرواز میكنیم. 11 كیست كه شدت خشم تو را میداند و غضب تو را چنانكه از تو می باید ترسید؟

12 تعلیم ده تا ایام خود را بشماریم تا دل خردمندی را حاصل نماییم. 13 رجوع كن ای یَهُوَه! تا به كی؟ و بر بندگان خود شفقت فرما. 14 صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر كن تا تمامی عمر خود ترنم و شادی نماییم. 15 ما را شادمان گردان به عوض ایامی كه ما را مبتلا ساختی و سالهایی كه بدی را دیده ایم. 16 اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و كبریایی تو بر فرزندان ایشان. 17 جمال یَهُوَه خدای ما بر ما باد و عمل دستهای ما را بر ما استوار ساز! عمل دستهای ما را استوار گردان!

مزامیر فصل 91

 

1 آنكه در ستر حضرت اعلی نشسته است زیر سایة قادر مطلق ساكن خواهد بود. 2 درباره یَهُوَه میگویم كه او ملجا و قلعه من است و خدای من كه بر او توكّل دارم. 3 زیرا كه او تو را از دام صیاد خواهد رهانید و از وبای خبیث. 4 به پرهای خود تو را خواهد پوشانید و زیر بالهایش پناه خواهی گرفت. راستی او تو را مجَن و سپر خواهد بود. 5 از خوفی در شب نخواهی ترسید و نه از تیری كه در روز می پرد. 6 و نه از وبایی كه در تاریكی میخرامد و نه از طاعونی كه وقت ظهر فساد میكند. 7 هزار نفر به جانب تو خواهند افتاد و ده هزار به دست راست تو. لیكن نزد تو نخواهد رسید. 8 فقط به چشمان خود خواهی نگریست و پاداش شریران را خواهی دید.

9 زیرا گفتی تو ای یَهُوَه ملجای من هستی و حضرت اعلی را مأوای خویش گردانید ه ای. 10 هیچ بدی بر تو واقع نخواهد شد و بلایی نزد خیمه تو نخواهد رسید. 11 زیرا كه فرشتگان خود را دربارة تو امر خواهد فرمود تا در تمامی راههایت تو را حفظ نمایند. 12 تو را بر دستهای خود برخواهند داشت مبادا پای خود را به سنگ بزنی. 13 بر شیر و افعی پای خواهی نهاد شیر بچه و اژدها را پایمال خواهی كرد.

14 “چونكه به من رغبت دارد او را خواهم رهانید و چونكه به اسم من عارف است او را سرافراز خواهم ساخت. 15 چون مرا خواند او را اجابت خواهم كرد. من در تنگی با او خواهم بود و او را نجات داده معزّز خواهم ساخت. 16 به طول ایام او را سیر میگردانم و نجات خویش را بدو نشان خواهم داد.”

مزامیر فصل 92

 

 

1 یَهُوَه را حمد گفتن نیكو است و به نام تو تسبیح خواندن ای حضرت اعلی. 2 بامدادان رحمت تو را اعلام نمودن و در هر شب امانت تو را. 3 بر ذات ده اوتار و بر رباب و به نغمه هجایون و بربط. 4 زیرا كه ای یَهُوَه مرا به كارهای خودت شادمان ساخته ای. به سبب اعمال دستهای تو ترنم خواهم نمود. 5 ای یَهُوَه اعمال تو چه عظیم است و فكرهای تو بی نهایت عمیق. 6 مرد وحشی این را نمیداند و جاهل در این تأمل نمیكند. 7 وقتی كه شریران مثل علف میرویند و جمیع بدكاران میشكفند برای اینست كه تا به ابد هلاك گردند. 8 لیكن تو ای یَهُوَه بر اعلی علیین هستی تا ابدالآباد. 9 زیرا اینك دشمنان تو ای یَهُوَه هان دشمنان تو هلاك خواهند شد و جمیع بدكاران پراكنده خواهند شد.

10 و اما شاخ مرا مثل شاخ گاو وحشی بلند كرده ای و به روغن تازه مسح شده ام. 11 و چشم من بر دشمنانم خواهد نگریست و گوشهای من از شریرانی كه با من مقاومت میكنند خواهد شنید. 12 عادل مثل درخت خرما خواهد شكفت و مثل سرو آزاد در لبنان نمو خواهد كرد. 13 آنانی كه در خانة یَهُوَه غرس شده اند در صحنهای خدای ما خواهند شكفت. 14 در وقت پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود. 15 تا اعلام كنند كه یَهُوَه راست است. او صخره من است و در وی هیچ بی انصافی نیست.

مزامیر فصل 93

 

1 یَهُوَه سلطنت را گرفته و خود را به جلال آراسته و كمر خود را به قوت بسته است. ربع مسكون نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد خورد. 2 تخت تو از ازل پایدار شده است و تو از قدیم هستی.3 ای یَهُوَه سیلابها برافراشته اند. سیلابها آواز خود را برافراشته اند. سیلابها خروش خود را برافراشته اند. 4 فوق آواز آبهای بسیار فوق امواج زورآور دریا. یَهُوَه در اعلی علیین زورآورتر است. 5 شهادات تو بینهایت امین است. ای یَهُوَه قدوسیت خانة تو را می زیبد تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 94

 

1 ای یَهُوَه خدای ذوالانتقام ای خدای ذوالانتقام تجلّی فرما! 2 ای داور جهان متعال شو و بر متكبران مكافات برسان! 3 ای یَهُوَه تا به كی شریران تا به كی شریران فخر خواهند نمود؟ 4 حرفها میزنند و سخنان ستم آمیز میگویند. جمیع بدكاران لاف میزنند. ای یَهُوَه قوم تو را میشكنند و میراث تو را ذلیل میسازند. 5 بیوه زنان و غریبان را میكشند و یتیمان را به قتل میرسانند 6 و میگویند یاه نمی بیند و خدای یعقوب ملاحظه نمی نماید.

7 ای احمقان قوم بفهمید! و ای ابلهان كی تعقل خواهید نمود؟ 8 او كه گوش را غرس نمود آیا نمیشنود؟ او كه چشم را ساخت آیا نمیبیند؟ 9 او كه امتها را تأدیب میكند آیا توبیخ نخواهد نمود او كه معرفت را به انسان می آموزد؟ 10 یَهُوَه فكرهای انسان را میداند كه محض بطالت است.

11 ای یاه خوشابحال شخصی كه او را تأدیب مینمایی و از شریعت خود او را تعلیم میدهی 12 تا او را از روزهای بلا راحت بخشی مادامی كه حفره برای شریران كنده شود. 13 زیرا یَهُوَه قوم خود را رد نخواهد كرد و میراث خویش را ترك نخواهد نمود. 14 زیرا كه داوری به انصاف رجوع خواهد كرد و همه راست دلان پیروی آن را خواهند نمود.

15 كیست كه برای من با شریران مقاومت خواهد كرد و كیست كه با بدكاران مقابله خواهد نمود. 16 اگر یَهُوَه مددكار من نمیبود جان من بزودی در خاموشی ساكن میشد. 17 چون گفتم كه پای من میلغزد پس رحمت تو ای یَهُوَه مرا تأیید نمود.

18 در كثرت اندیشه های دل من تسلی های تو جانم را آسایش بخشید. 19 آیا كرسی شرارت با تو رفاقت تواند نمود كه فساد را به قانون اختراع میكند؟ 20 بر جان مرد صَدیق با هم جمع میشوند و بر خون بیگناه فتوا میدهند. 21 لیكن یَهُوَه برای من قلعه بلند است و خدایم صخره ملجای من است. 22 و گناه ایشان را بر ایشان راجع خواهد كرد و ایشان را در شرارت ایشان فانی خواهد ساخت. یَهُوَه خدای ما ایشان را فانی خواهد نمود.

مزامیر فصل 95

 

1 بیایید یَهُوَه را بسراییم و صخره نجات خود را آواز شادمانی دهیم! 2 به حضور او با حمد نزدیك بشویم! 3 زیرا كه یَهُوَه خدای بزرگ است 4 و پادشاه عظیم بر جمیع خدایان. نشیبهای زمین در دست وی است و فرازهای كوهها از آن او. 5 دریا از آن اوست او آنرا بساخت و دستهای وی خشكی را مصور نمود.

6 بیایید عبادت و سجده نماییم و به حضور آفریننده خود یَهُوَه زانو زنیم! 7 زیرا كه او خدای ما است! و ما قوم مرتع و گلة دست او میباشیم! امروز كاش آواز او را می شنیدند! 8 دل خود را سخت مسازید مثل مریبا مانند یوم مسا در صحرا. 9 چون اجداد شما مرا آزمودند و تجربه كردند و اعمال مرا دیدند. 10 چهل سال از آن قوم محزون بودم و گفتم قوم گمراه دل هستند كه طُرق مرا نشناختند. 11 پس در غضب خود قسم خوردم كه به آرامی من داخل نخواهند شد.

مزامیر فصل 96

 

1 یَهُوَه را سرود تازه بسرایید! ای تمامی زمین یَهُوَه را بسرایید! 2 یَهُوَه را بسرایید و نام او را متبارك خوانید! روز به روز نجات او را اعلام نمایید. 3 در میان امتها جلال او را ذكر كنید و كارهای عجیب او را در جمیع قومها. 4 زیرا یَهُوَه عظیم است و بینهایت حمید. و او مهیب است بر جمیع خدایان. 5 زیرا جمیع خدایانِ امتها بتهایند لیكن یَهُوَه آسمانها را آفرید. 6 مجد و جلال به حضور وی است و قوت و جمال در قدس وی.

7 ای قبایل قومها یَهُوَه را توصیف نمایید! یَهُوَه را به جلال و قوت توصیف نمایید! 8 یَهُوَه را به جلال اسم او توصیف نمایید! هدیه بیاورید و به صحنهای او بیایید! 9 یَهُوَه را در زینت قدوسیت بپرسید! ای تمامی زمین از حضور وی بلرزید! 10 در میان امتها گویید یَهُوَه سلطنت گرفته است. ربع مسكون نیز پایدار شد و جنبش نخواهد خورد. قومها را به انصاف داوری خواهد نمود.

11 آسمان شادی كند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نماید. 12 صحرا و هرچه در آنست به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود 13 به حضور یَهُوَه زیرا كه میآید زیرا كه برای داوری جهان میآید. ربع مسكون را به انصاف داوری خواهد كرد و قومها را به امانت خود.

مزامیر فصل 97

 

1 یَهُوَه سلطنت گرفته است پس زمین شادی كند و جزیره های بسیار مسرور گردند. 2 ابرها و ظلمت غلیظ گرداگرد اوست. عدل و انصاف قاعدة تخت اوست. 3 آتش پیش روی وی میرود و دشمنانِ او را به اطرافش میسوزاند. 4 برقهایش ربع مسكون را روشن میسازد. زمین این را بدید و بلرزید. 5 كوهها از حضور یَهُوَه مثل موم گداخته میشود از حضور یَهُوَه تمامی جهان. 6 آسمانها عدالت او را اعلام میكنند و جمیع قومها جلال او را می بینند. 7 همة پرستندگان بتهای تراشیده خجل میشوند كه به بتها فخر مینمایند. ای جمیع خدایان او را بپرستید.

8 صهیون شنید و شادمان شد و دختران یهودا مسرور گردیدند ای یَهُوَه به سبب داوریهای تو. 9 زیرا كه تو ای یَهُوَه بر تمامی روی زمین متعال هستی. بر جمیع خدایان بسیار اعلی هستی.

10 ای شما كه یَهُوَه را دوست میدارید از بدی نفرت كنید! او حافظ جانهای مقدسان خود است. ایشان را از دست شریران میرهاند. 11 نور برای عادلان كاشته شده است و شادمانی برای راست دلان. 12 ای عادلان در یَهُوَه شادمان باشید! و ذكر قدوسیت او را حمد بگویید.

مزامیر فصل 98

 

1 برای یَهُوَه سرود تازه بسرایید زیرا كارهای عجیب كرده است. دست راست و بازوی قدوس او او را مظّفر ساخته است. 2 یَهُوَه نجات خود را اعلام نموده و عدالتش را به نظر امتها مكشوف كرده است. 3 رحمت و امانت خود را با خاندان اسرائیل به یاد آورد. همة اقصای زمین نجات خدای ما را دیده اند.

4 ای تمامی زمین یَهُوَه را آواز شادمانی دهید. بانگ زنید و ترنّم نمایید و بسرایید. 5 یَهُوَه را با بربط بسرایید! با بربط و با آواز نغمات! 6 با كَرِنّا ها و آواز سرنا! به حضور یَهُوَه پادشاه آواز شادمانی دهید! 7 دریا و پری آن بخروشد! ربع مسكون و ساكنان آن! 8 نهرها دستك بزنند! و كوهها با هم ترنّم نمایند. 9 به حضور یَهُوَه زیرا به داوری جهان میآید. ربع مسكون را به انصاف داوری خواهد كرد و قومها را به راستی.

 

مزامیر فصل 99

 

1 یَهُوَه سلطنت گرفته است پس قومها بلرزند! بر كروبیین جلوس میفرماید زمین متزلزل گردد! 2 یَهُوَه در صیهون عظیم است و او بر جمیع قومها متعال است! 3 اسم عظیم و مهیب تو را حمد بگویند كه او قدوس است. 4 و قوت پادشاه انصاف را دوست میدارد. تو راستی را پایدار كرده و انصاف و عدالت را در یعقوب به عمل آورده ای.

5 یَهُوَه خدای ما را تكریم نمایید و نزد قدمگاه او عبادت كنید كه او قدوس است. 6 موسی و هارون از کاهنانش و سموئیل از خوانندگان نام او. یَهُوَه را خواندند و او ایشان را اجابت فرمود. 7 در ستون ابر بدیشان سخن گفت. شهادات او و فریضه ای را كه بدیشان داد نگاه داشتند.

8 ای یَهُوَه خدای ما تو ایشان را اجابت فرمودی. ایشان را خدای غفور بودی. اما از اعمال ایشان انتقام كشیدی. 9 یَهُوَه خدای ما را متعال بخوانید و نزد كوه مقدس او عبادت كنید. زیرا یَهُوَه خدای ما قدوس است.

مزامیر فصل 100

 

1 ای تمامی روی زمین یَهُوَه را آواز شادمانی دهید. 2 یَهُوَه را با شادی عبادت نمایید و به حضور او با ترنّم بیایید. 3 بدانید كه یَهُوَه خداست او ما را آفرید. ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او. 4 به دروازه های او با حمد بیایید و به صحنهای او با تسبیح! او را حمد گویید و نام او را متبارك خوانید! 5 زیرا كه یَهُوَه نیكوست و رحمت او ابدی و امانت وی تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 101

 

مزمور داود

 1 رحمت و انصاف رحمت و انصاف را خواهم سرایید. نزد تو ای یَهُوَه تسبیح خواهم خواند. 2 در طریق كامل به خردمندی رفتار خواهم نمود. نزد من كی خواهی آمد؟ در خانة خود با دل سلیم سالك خواهم شد. 3 چیزی بد را پیش نظر خود نخواهم گذاشت. كار كج روان را مكروه میدارم به من نخواهد چسبید. 4 دل كج از من دور خواهد شد. شخص شریر را نخواهم شناخت. 5 كسی را كه در خُفیه به همسایة خود غیبت گوید هلاك خواهم كرد. كسی را كه چشم بلند و دل متكبر دارد تحمل نخواهم كرد. 6 چشمانم بر امنای زمین است تا با من ساكن شوند. كسی كه به طریق كامل سالك باشد‌ خادم من خواهد بود. 7 حیله گر در خانة من ساكن نخواهد شد. دروغگو پیش نظر من نخواهد ماند. 8 همة شریران زمین را صبحگاهان هلاك خواهم كرد تا جمیع بدكاران از شهر یَهُوَه منقطع سازم.

مزامیر فصل 102

 

دعای مسكین وقتیكه پریشان حال شده نالة

خود را به حضور یَهُوَه می ریزد

1 ای یَهُوَه دعای مرا بشنو و فریاد من نزد تو برسد. 2 در روز تنگی ام روی خود را از من مپوشان. گوش خود را به من فراگیر و روزی كه بخوانم مرا به زودی اجابت فرما. 3زیرا روزهایم مثل دود تلف شد و استخوانهایم مثل هیزم سوخته گردید. 4 دل من مثل گیاه زده شده و خشك گردیده است زیرا خوردن غذای خود را فراموش میكنم. 5 به سبب آواز نالة خود استخوانهایم به گوشت من چسبیده است. 6 مانند مرغ سقای صحرا شده و مثل بوم خرابه ها گردیده ام. 7 پاسبانی میكنم و مثل گنجشك بر پشت بام منفرد گشته ام. 8 تمامی روز دشمنانم مرا سرزنش میكنند و آنانی كه بر من دیوانه شده اند مرا لعنت می نمایند. 9 زیرا خاكستر را مثل نان خورده ام و مشروب خود را با اشك آمیخته ام 10 به سبب غضب و خشم تو زیرا كه مرا برافراشته و به زیر افكنده ای. 11 روزهایم مثل سایه زوال پذیر گردیده و من مثل گیاه پژمرده شده ام.

12 لیكن تو ای یَهُوَه جلوس فرموده ای تا ابدالآباد! و ذكر تو تا جمیع نسلهاست! 13 تو برخاسته برصهیون ترحم خواهی نمود زیرا وقتی است كه بر او رأفت كنی و زمان معین رسیده است. 14 چونكه بندگان تو در سنگهای وی رغبت دارند و برخاك او شفقت مینمایند. 15 پس امتها از نام یَهُوَه خواهند ترسید و جمیع پادشاهان جهان از كبریایی تو. 16 زیرا یَهُوَه صهیون را بنا نموده و در جلال خود ظهور فرموده است. 17 به دعای مسكینان توجه نموده و دعای ایشان را خوار نشمرده است.

18 این برای نسل آینده نوشته میشود تا قومی كه آفریده خواهند شد یَهُوَه را تسبیح بخوانند. 19 زیرا كه از بلندی قدس خود نگریسته یَهُوَه از آسمان بر زمین نظر افكنده است. 20 تا نالة اسیران را بشنود و آنانی را كه به موت سپرده شده اند آزاد نماید. 21 تا نام یَهُوَه را در صهیون ذكر نمایند و تسبیح او را در اورشلیم 22 هنگامی كه قومها با هم جمع شوند و ممالك نیز تا یَهُوَه را عبادت نمایند.

23 توانایی مرا در راه ناتوان ساخت و روزهای مرا كوتاه گردانید. 24 گفتم: “ای خدای من مرا در نصف روزهایم بر مدار. سالهای تو تا جمیع نسلها است. 25 از قدیم بنیاد زمین را نهادی و آسمانها عمل دستهای تو است. 26 آنها فانی میشوند لیكن تو باقی هستی و جمیع آنها مثل جامه مندرس خواهند شد. و مثل ردا آنها را تبدیل خواهی كرد و مبدل خواهند شد.27 لیكن تو همان هستی و سالهای تو تمام نخواهند گردید. 28 فرزندان بندگانت باقی خواهند ماند و ذریت ایشان در حضور تو پایدار خواهند بود.”

مزامیر فصل 103

 

مزمور داود

1 ای جان من یَهُوَه را متبارك بخوان! و هرچه در درون من است نام قدوس او را متبارك خواند. 2 ای جان من یَهُوَه را متبارك بخوان و جمیع احسانهای او را فراموش مكن! 3 كه تمام گناهانت را می آمرزد و همة مرضهای تو را شفا می بخشد 4 كه حیات تو را از هاویه فدیه میدهد و تاج رحمت و رأفت را بر سر تو مینهد 5 كه جان تو را به چیزهای نیكو سیر میكند تا جوانی تو مثل عقاب تازه شود.

 6 یَهُوَه عدالت را به جا میآورد و انصاف را برای جمیع مظلومان. 7 طریقهای خویش را به موسی تعلیم داد و عملهای خود را به بنی اسرائیل. 8 یَهُوَه رحمان و كریم است دیر غضب و بسیار رحیم. 9 تا به ابد محاكمه نخواهد نمود و خشم را همیشه نگاه نخواهد داشت. 10 با ما موافق گناهان ما عمل ننموده و به ما به حسب خدایای ما جزا نداده است. 11 زیرا آنقدر كه آسمان از زمین بلند تر است به همان قدر رحمت او بر ترسندگانش عظیم است. 12 به اندازه ای كه مشرق از مغرب دور است به همان اندازه گناهان ما را از ما دور كرده است. 13 چنانكه پدر بر فرزندان خود رئوف است همچنان یَهُوَه بر ترسندگان خود رأفت مینماید. 14 زیرا جبلّت ما را میداند و یاد میدارد كه ما خاك هستیم. 15 و اما انسان ایام او مثل گیاه است مثل گل صحرا همچنان میشكفد. 16 زیرا كه باد بر آن می وزد و نابود میگردد و مكانش دیگر آنرا نمیشناسد.

17 لیكن رحمت یَهُوَه بر ترسندگانش از ازل تا ابدالآباد است و عدالت او بر فرزندانِ فرزندان. 18 بر آنانی كه عهد او را حفظ میكنند و فرایض او را یاد میدارند تا آنها را به جا آورند.

19 یَهُوَه تخت خود را بر آسمانها استوار نموده و سلطنت او بر همه مسلّط است.

20 یَهُوَه را متبارك خوانید ای فرشتگان او كه در قوت زور آورید و كلام او را به جا میآورید و آواز كلام او را گوش میگیرید! 21 ای جمیع لشكرهای او یَهُوَه را متبارك خوانید! و ای خادمان او كه ارادة او را بجا میآورید! 22 ای همة كارهای یَهُوَه او را متبارك خوانید! در همة مكانهای سلطنت او. ای جان من یَهُوَه را متبارك بخوان!

مزامیر فصل 104

 

1 ای جان من یَهُوَه را متبارك بخوان! ای یَهُوَه خدای من تو بینهایت عظیم هستی! به عزّت و جلال ملبس هستی. 2 خویشتن را به نور مثل ردا پوشانیده ای. آسمانها را مثل پرده پهن ساخته ای. 3 آنكه غرفات خود را بر آبها بنا كرده است و ابرها را مركب خود نموده و بر بالهای باد میخرامد 4 فرشتگان خود را بادها میگرداند و خادمان خود را آتش مشتعل 5 كه زمین را بر اساسش استوار كرده تا جنبش نخورد تا ابدالآباد. 6 آنرا به لجه ها مثل ردا پوشانیده ای كه آبها بر كوهها ایستاده اند. 7 از عتاب تو میگریزند. از آواز رعد تو پراكنده میشوند. 8 به فراز كوهها بر میآیند و به همواریها فرود میآیند به مكانی كه برای آنها مهیا ساخته ای. 9 حدی برای آنها قرار داده ای كه از آن نگذرند و برنگردند تا زمین را بپوشانند. 10 كه چشمه ها را در وادیها جاری میسازند تا در میان كوهها روان بشوند. 11 تمام حیوانات صحرا را سیراب میساند تا گورخران تشنگی خود را فرو نشانند. 12 بر آنها مرغان هوا ساكن میشوند و از میان شاخه ها آواز خود را میدهند. 13 او از غرفات خود كوهها را سیراب میكند و از ثمرات اعمال تو زمین سیر میشود.

14 نباتات را برای بهایم میرویاند و سبزه ها را برای خدمت انسان و نان را از زمین بیرون میآورد 15 و شراب را كه دل انسان را شادمان میكند و چهرة او را به روغن شاداب میسازد و دل انسان را به نان قوی میگرداند. 16 درختان یَهُوَه شادابند یعنی سروهای آزاد لبنان كه غرس كرده است 17 كه در آنها مرغان آشیانهای خود را میگیرند و اما صنوبر خانة لق لق میباشد. 18 كوههای بلند برای بزهای كوهی و صخره ها برای یربوع ملجاء است. 19 ماه را برای موسمها ساخت و آفتاب مغرب خود را میداند.

20 تاریكی میسازی و شب میشود كه در آن همة حیوانات جنگلی راه میروند. 21 شیر بچگان برای شكار خود غرش میكنند و خوراك خویش را از خدا میجویند. 22 چون آفتاب طلوع میكند جمع میشوند و در بیشه های خود میخوابند. 23 انسان برای عمل خود بیرون میآید و به جهت شغل خویش تا شامگاه.

24 ای یَهُوَه اعمال تو چه بسیار است! جمیع آنها را به حكمت كرده ای. زمین از دولت تو پر است. 25 و آن دریای بزرگ و وسیع الاطراف نیز كه در آن حشرات از حد شماره زیاده اند و حیوانات خرد و بزرگ. 26 و در آن كشتیها راه میروند و آن لویاتان كه به جهت بازی كردن در آن آفریده ای. 27 جمیع اینها از تو انتظار میكشند تا خوراك آنها را در وقتش برسانی. 28 آنچه را كه به آنها میدهی فرا میگیرند. دست خود را باز میكنی پس از چیزهای نیكو سیر میشوند. 29 روی خود را میپوشانی پس مضطرب میگردند. روح آنها را قبض میكنی پس میمیرند و بخاك خود بر میگردند. 30 چون روح خود را میفرستی آفریده میشوند و روی زمین را تازه میگردانی.

31 جلال یَهُوَه تا ابدالآباد است. یَهُوَه از اعمال خود راضی خواهد بود. 32 كه به زمین نگاه میكند و آن میلرزد. كوهها را لمس میكند پس آتش فشان میشوند. 33 یَهُوَه را خواهم سرایید تا زنده میباشم. برای خدای خود تسبیح خواهم خواند تا وجود دارم. 34 تفكر من او را لذیذ بشود و من در یَهُوَه شادمان خواهم بود. 35 گناهكاران از زمین نابود گردند و شریران دیگر یافت نشوند. ای جان من یَهُوَه را متبارك بخوان! هلّلویاه!

مزامیر فصل 105

 

1 یَهُوَه را حمد گویید و نام او را بخوانید. اعمال او را در میان قومها اعلام نمایید. 2 او را بسرایید برای او تسبیح بخوانید. در تمام كارهای عجیب او تفكر نمایید. 3 در نامقدوس او فخر كنید. دل طالبان خدا شادمان باشد. 4 یَهُوَه و قوت او را بطلبید روی او را پیوسته طالب باشید. 5 كارهای عجیب را كه او كرده است به یاد آورید. آیات او و داوریهای دهان او را.

6 ای ذریت بندة او ابراهیم ای فرزندان یعقوب برگزیدة او 7 یَهُوَه خدای ماست! داوریهای او در تمامی جهان است. 8 عهد خود را یاد میدارد تا ابدالآباد و كلامی را كه بر هزاران پشت فرموده است. 9 آن عهدی را كه با ابراهیم بسته و قسمی را كه برای اسحاق خورده است. 10 و آنرا برای یعقوب فریضه ای استوار ساخت و برای اسرائیل عهد جاودانی. 11 و گفت كه زمین كنعان را به تو خواهم داد تا حصّة میراث شما شود. 12 هنگامی كه عددی معدود بودند قلیل العدد و غربا در آنجا 13 و از امتی تا امتی سرگردان میبودند و از یك مملكت تا قوم دیگر. 14 او نگذاشت كه كسی بر ایشان ظلم كند بلكه پادشاهان را به خاطر ایشان توبیخ نمود 15 كه بر مسیحان من دست مگذارید و انبیای مرا ضرر مرسانید. 16 پس قحطی را بر آن زمین خواند و تمامی قوام نان را شكست 17 و مردی پیش روی ایشان فرستاد یعنی یوسف را كه او را به غلامی فروختند. 18 پایهای وی را به زنجیرها خستند و جان او در آهن بسته شد 19 تا وقتیكه سخن او واقع شد و كلام یَهُوَه او را امتحان نمود. 20 آنگاه پادشاه فرستاد بندهای او را گشاد و سلطان قومها او را آزاد ساخت. 21 او را بر خانة خود حاكم قرار داد و مختار بر تمام مایملك خویش 22 تا به ارادة خود آقاان او را بند نماید و مشایخ او را حكمت آموزد.

23 پس اسرائیل به مصر درآمدند و یعقوب در زمین حام غربت پذیرفت. 24 و او قوم خود را به غایت بارور گردانید و ایشان را از دشمنان ایشان قویتر ساخت. 25 لیكن دل ایشان را برگردانید تا بر قوم او كینه ورزند و بر بندگان وی حیله نمایند. 26 بندة خود موسی را فرستاد و هارون را كه برگزیده بود. 27 كلمات و آیات او را در میان ایشان اقامه كردند و عجایب او را در زمین حام. 28 ظلمت را فرستاد كه تاریك گردید. پس به كلام او مخالفت نورزیدند. 29 آبهای ایشان را به خون مبدل ساخت و ماهیان ایشان را میرانید.30 زمین ایشان غوكها را به ازدحام پیدا نمود حتّی در حرمهای پادشاهان ایشان.

31 او گفت و انواع مگسها پدید آمد و پشه ها در همة حدود ایشان. 32 تگرگ را به عوض باران بارانید و آتش مشتعل را در زمین ایشان. 33 موها و انجیرهای ایشان را زد و درختان محال ایشان را بشكست. 34 او گفت و ملخ پدید آمد و كرمها از حد شماره افزون. 35 و هر سهم را در زمین ایشان بخوردند و میوه های زمین ایشان را خوردند. 36 و جمیع نخستزادگان را در زمین ایشان زد اوایل تمامی قوت ایشان را. 37 و ایشان را با طلا و نقره بیرون آورد كه در اسباط ایشان یكی ضعیف نبود.

38 مصریان از بیرون رفتن ایشان شاد بودند زیرا كه خوف ایشان بر آنها مستولی گردیده بود. 39 ابری برای پوشش گسترانید و آتشی كه شامگاه روشنایی دهد. 40 سؤال كردند پس سلوی برای ایشان فرستاد و ایشان را از نان آسمان سیر گردانید. 41 صخره را بشكافت و آب جاری شد در جایهای خشك مثل نهر روان گردید. 42 زیرا كلام مقدس خود را به یاد آورد و بندة خویش ابراهیم را. 43 و قوم خود را با شادمانی بیرون آورد و برگزیدگان خویش را با ترنّم. 44 و زمینهای امتها را بدیشان داد و زحمت قومها را وارث شدند. 45 تا آنكه فرایض او را نگاه دارند و شریعت او را حفظ نمایند. هللویاه!

 

مزامیر فصل 106

 

1هللویاه! یَهُوَه راحمدبگوییدزیراكه او نیكو است و رحمت او تا ابدالآباد! 2 كیست كه اعمال عظیم یَهُوَه را بگوید و همة تسبیحات او را بشنواند؟ 3 خوشابحال آنانیكه انصاف را نگاه دارند و آنكه عدالت را در همة وقت بعمل آورد. 4 ای یَهُوَه مرا یاد كن به رضامندیی كه با قوم خود میداری و به نجات خود از من تفقد نما. 5 تا سعادت برگزیدگان تو را ببینم و به شادمانی قوم تو مسرور شوم و با میراث تو فخر نمایم.

6 با پدران خود گناه نموده ایم و عصیان ورزیده شرارت كرده ایم. 7 پدران ما كارهای عجیب تو را در مصر نفهمیدند و كثرت رحمت تو را به یاد نیاوردند بلكه نزد دریا یعنی بحر قلزم فتنه انگیختند. 8 لیكن بخاطر اسم خود ایشان را نجات داد تا توانایی خود را اعلان نماید. 9 و بحر قُلزُم را عتاب كرد كه خشك گردید. پس ایشان را در لجه ها مثل بیابان رهبری فرمود. 10 و ایشان را از دست دشمن نجات داد و از دست خصم رهایی بخشید. 11 و آب دشمنان ایشان را پوشانید كه یكی از ایشان باقی نماند. 12 آنگاه به كلام او ایمان آوردند و حمد او را سراییدند. 13 لیكن اعمال او را به زودی فراموش كردند و مشورت او را انتظار نكشیدند. 14 بلكه شهوت پرستی نمودند در بادیه و خدا را امتحان كردند در هامون. 15 و مسألت ایشان را بدیشان داد. لیكن لاغری در جانهای ایشان فرستاد.

16 پس به موسی در اردو حسد بردند و به هارون مقدس یَهُوَه. 17 و زمین شكافته شده داتان را فرو برد و جماعت ابیرام را پوشانید. 18 و آتش در جماعت ایشان افروخته شده شعلة آتش شریران را سوزانید. 19 گوساله ای در حوریب ساختند و بتی ریخته شده را پرستش نمودند. 20 و جلال خود را تبدیل نمودند به مثال گاوی كه علف میخورد. 21 و خدای نجات دهندة خود را فراموش كردند كه كارهای عظیم در مصركرده بود 22 و اعمال عجیبه را در زمین حام و كارهای ترسناك را در بحر قلزم. 23 آنگاه گفت كه ایشان را هلاك بكند اگر برگزیده او موسی در شكاف به حضور وی نمی ایستاد تا غضب او را از هلاكت ایشان برگرداند. 24 و زمین مرغوب را خوار شمردند و به كلام وی ایمان نیاوردند. 25 و در خیمه های خود همهمه كردند و قول یَهُوَه را استماع ننمودند. 26 لهذا دست خود را بر ایشان برافراشت كه ایشان را در صحرا از پا در آوَرَد. 27 و ذریت ایشان را در میان امتها بیندازد و ایشان را در زمینها پراكنده كند. 28 پس به بعل فغور پیوستند و قربانیهای مردگان را خوردند. 29 و به كارهای خود خشم او را به هیجان آوردند وبا بر ایشان سخت آمد. 30 آنگاه فینحاس بر پا ایستاده داوری نمود و وبا برداشته شد. 31 و این برای او به عدالت محسوب گردید نسلاً بعد نسل تا ابدالآباد.

32 و او را نزد آب مریبه غضبناك نمودند. حتی موسی را بخاطر ایشان آزاری عارض گردید. 33 زیرا كه روح او را تلخ ساختند تا از لبهای خود ناسزا گفت. 34 و آن قومها را هلاك نكردند كه درباره ایشان یَهُوَه امر فرموده بود. 35 بلكه خویشتن را با امتها آمیختند و كارهای ایشان را آموختند. 36 و بتهای ایشان را پرستش نمودند تا آنكه برای ایشان دام گردید. 37 و پسران و دختران خویش را برای دیوها قربانی گذرانیدند. 38 و خون بیگناه را ریختند یعنی خون پسران و دختران خود را كه آنرا برای بتهای كنعان ذبح كردند و زمین از خون ملوث گردید. 39 و از كارهای خود نجس شدند و در افعال خویش زناكار گردیدند. 40 لهذا خشم یَهُوَه بر قوم خود افروخته شد و میراث خویش را مكروه داشت. 41 و ایشان را به دست امتها تسلیم نمود تا آنانی كه از ایشان نفرت داشتند بر ایشان حكمرانی كردند. 42 و دشمنان ایشان بر ایشان ظلم نمودند و زیر دست ایشان ذلیل گردیدند. 43 بارهای بسیار ایشان را خلاصی داد. لیكن به مشوردتهای خویش بر او فتنه كردند و به سبب گناه خویش خوار گردیدند. 44 با وجود این بر تنگی ایشان نظر كرد وقتی كه فریاد ایشان را شنید. 45 و به خاطر ایشان عهد خود را به یاد آورد و در كثرت رحمت خویش بازگشت نمود. 46 و ایشان را حرمت داد در نظر جمیع اسیركنندگان ایشان.

47 ای یَهُوَه خدای ما ما را نجات ده! و ما را از میان امتها جمع كن! تا نام قدوس تو را حمد گوییم و در تسبیح تو فخر نماییم. 48 یَهُوَه خدای اسرائیل متبارك باد از ازل تا ابدالآباد. و تمامی قوم بگویند آمین. هلَلویاه!

 

كتاب پنجم: مزامیر107 150

 

مزامیر فصل 107

 

1 یَهُوَه را حمد بگویید زیرا كه او نیكو است و رحمت او باقی است تا ابدالآباد. 2 فدیه شدگان یَهُوَه اینرا بگویند كه ایشان را از دست دشمن فدیه داده است. 3 و ایشان را از بلدان جمع كرده از مشرق و مغرب و از شمال و جنوب. 4 در صحرا آواره شدند و در بادیه ای بی طریق و شهری برای سكونت نیافتند.5 گرسنه و تشنه نیز شدند و جان ایشان در ایشان مستمند گردید. 6 آنگاه در تنگی خود نزد یَهُوَه فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید 7 و ایشان را به راه مستقیم رهبری نمود تا به شهری مسكون درآمدند.

8 پس یَهُوَه را به سبب رحمتش تشّكر نمایند و به سبب كارهای عجیب وی با بنی آدم. 9 زیرا كه جان آرزومند را سیر گردانید و جان گرسنه را از چیزهای نیكو پر ساخت 10 آنانی كه در تاریكی و سایة موت نشسته بودند كه در مذلّت و آهن بسته شده بودند. 11 زیرا به كلام خدا مخالفت نمودند و به نصیحت حضرت اعلی اهانت كردند. 12 و او دل ایشان را به مشقّت ذلیل ساخت بلغزیدند و مدد كننده ای نبود. 13 آنگاه در تنگی خود نزد یَهُوَه فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید. 14 ایشان را از تاریكی و سایه موت بیرون آورد و بندهای ایشان را بگسست.

15 پس یَهُوَه را به سبب رحمتش تشكّر نمایند و به سبب كارهای عجیب او با بنی آدم. 16 زیرا كه دروازه های برنجین را شكسته و بندهای آهنین را پاره كرده است. 17 احمقان به سبب طریق شریرانة خود و به سبب گناهان خویش خود را ذلیل ساختند. 18 جان ایشان هر قسم خوراك را مكروه داشت و به دروازه های موت نزدیك شدند. 19 آنگاه در تنگی خود نزد یَهُوَه فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید. 20 كلام خود را فرستاده ایشان را شفا بخشید و ایشان را از هلاكتهای ایشان رهانید.

21 پس یَهُوَه را به سبب رحمتش تشكر نمایند و به سبب كارهای عجیب او با بنی آدم. 22 و قربانیهای تشكّر را بگذرانند و اعمال وی را به ترنم ذكر كنند. 23 آنانی كه در كشتیها به دریا رفتند و در آبهای كثیر شغل كردند. 24 اینان كارهای یَهُوَه را دیدند و اعمال عجیب او را در لجه ها. 25 او گفت پس باد تند را وزانید و امواج آنرا برافراشت. 26 به آسمانها بالا رفتند و به لجه ها فرود شدند و جان ایشان از سختی گداخته گردید.27 سرگردان گشته مثل مستان افتان و خیزان شدند و عقل ایشان تماماً حیران گردید. 28 آنگاه در تنگی خود نزد یَهُوَه فریاد برآوردند و ایشان را از تنگیهای ایشان رهایی بخشید. 29 طوفان را به آرامی ساكت ساخت كه موجهایش ساكن گردید. 30 پس مسرور شدند زیرا كه آسایش یافتند و ایشان را به بندرِمرادِ ایشان رسانید.

31 پس یَهُوَه را به سبب رحمتش تشكّر نمایند و به سبب كارهای عجیب او با بنی آدم. 32 و او را در مجمع قوم متعال بخوانند و در مجلس مشایخ او را تسبیح بگویند. 33 او نهرها را به بادیه مبدل كرد و چشمه های آب را به زمین تشنه. 34 و زمین بارور را نیز به شوره زار به سبب شرارت ساكنان آن. 35 بادیه را به دریاچة آب مبدل كرد و زمین خشك را به چشمه های آب. 36 و گرسنگان را در آنجا ساكن ساخت تا شهری برای سكونت بنا نمودند. 37 و مزرعه ها كاشتند و تاكستانها غرس نمودند و حاصل غلّه به عمل آوردند. 38 و ایشان را بركت داد تا به غایت كثیر شدند و بهایم ایشان را نگذارد كم شوند. 39 و باز كم گشتند و ذلیل شدند از ظلم و شقاوت و حزن.

40 ذلّت را بر رؤسا می ریزد و ایشان را در بادیه ای كه راه ندارد آواره میسازد. 41 اما مسكین را از مشقّتش بر می افرازد و قبیله ها را مثل گله ها برایش پیدا میكند. 42 صالحان این را دیده شادمان میشوند و تمامی شرارت دهان خود را خواهد بست. 43 كیست خردمند تا بدین چیزها تفكّر نمایند؟ كه ایشان رحمتهای یَهُوَه را خواهند فهمید.

مزامیر فصل 108

 

سرود و مزمور داود

1 ای خدا دل من مستحكم است. من خواهم سرایید و ترنم خواهم نمود و جلال من نیز. 2 ای عود و بربط بیدار شوید! من نیز در سحرگاه بیدار خواهم شد. 3 ای یَهُوَه تو را در میان قومها حمد خواهم گفت و در میان طایفه ها تو را خواهم سرایید. 4 زیرا كه رحمت تو عظیم است فوق آسمانها! و راستی تو تا افلاك میرسد! 5 ای خدا بر فوق آسمانها متعال باش و جلال تو بر تمامی زمین! 6 تا محبوبان تو خلاصی یابند به دست راست خود نجات ده و مرا اجابت فرما.

7 خدا در قدوسیت خود سخن گفته است پس وجد خواهم نمود. شكیم را تقسیم میكنم و وادی سكّوت را خواهم پیمود. 8 جلعاد از آن من است و منسی از آن من. و افرایم خود سر من. و یهودا عصای سلطنت من. 9 موآب ظرف شست و شوی من است و بر ادوم نعلین خود را خواهم انداخت و بر فلسطین فخر خواهم نمود. 10 كیست كه مرا به شهر حصین در آورد؟ كیست كه مرا به ادوم رهبری نماید؟ 11 آیا نه تو ای خدا كه ما را ترك كرده ای؟ و تو ای خدا كه با لشكرهای ما بیرون نمیآیی؟ 12 ما را بر دشمن امداد فرما زیرا كه مدد انسان باطل است. 13 در خدا با شجاعت كار خواهیم كرد و او دشمنان ما را پایمال خواهد نمود.

مزامیر فصل 109

 

برای سالار مغنیان. مزمور داود

1 ای خدای تسبیح من خاموش مباش! 2 زیرا كه دهانِ شرارت و دهانِ فریب را بر من گشوده اند و به زبان دروغ بر من سخن گفته اند. 3 به سخنان كینه مرا احاطه كرده اند و بی سبب با من جنگ نموده اند. 4 به عوض محبت من با من مخالفت میكنند و اما من دعا. 5 و به عوض نیكویی به من بدی كرده اند و به عوض محبت عداوت نموده. 6 مردی شریر را بر او بگمار و دشمن به دست راست او بایستد. 7 هنگامی كه در محاكمه بیاید خطاكار بیرون آید و دعای او گناه بشود. 8 ایام عمرش كم شود و منصب او را دیگری ضبط نماید. 9 فرزندان او یتیم بشوند و زوجة وی بیوه گردد. 10 و فرزندان او آواره شده گدایی بكنند و از خرابه های خود قوت را بجویند. 11 طلبكار تمامی مایملك او را ضبط نمایند و اجنبیان محنت او را تاراج كنند. 12 كسی نباشد كه بر او رحمت كند و بر یتیمانِ وی احدی رأفت ننماید. 13 ذریت وی منقطع گردند و در طبقه بعد نام ایشان محو شود. 14 عصیان پدرانش نزد یَهُوَه به یادآورده شود و گناه مادرش محو نگردد. 15 و آنها در مد نظر یَهُوَه دائماً بماند تا یادگاری ایشان را از زمین ببرد. 16 زیرا كه رحمت نمودن را به یاد نیاوَرد بلكه بر فقیر و مسكین جفا كرد و بر شكسته دل تا او را به قتل رساند. 17 چون كه لعنت را دوست میداشت بدو رسیده و چون كه بركت را نمیخواست از او دور شده است. 18 و لعنت را مثل ردای خود در برگرفت و مثل آب به شكمش در آمد و مثل روغن در استخوانهای وی. 19 پس مثل جامه ای كه او را میپوشاند و چون كمربندی كه به آن همیشه بسته میشود خواهد بود. 20 این است اجرت مخالفانم از جانب یَهُوَه و برای آنانی كه بر جان من بدی میگویند.

21 اما تو ای سلطان تعالی یَهُوَه بخاطر نام خود با من عمل نما چونكه رحمت تو نیكوست مرا خلاصی ده. 22 زیرا كه من فقیر و مسكین هستم و دل من در اندرونم مجروح است. 23 مثل سایه ای كه در زوال باشد رفته ام و مثل ملخ رانده شده ام. 24 زانوهایم از روزه داشتن میلرزد و گوشتم از فربهی كاهیده میشود. 25 و من نزد ایشان عار گردیده ام. چون مرا می بینند سر خود را می جنبانند. 26 ای یَهُوَه خدای من مرا اعانت فرما و به حسب رحمت خود مرا نجات ده 27 تا بدانند كه این است دست تو و تو ای یَهُوَه این را كرده ای. 28 ایشان لعنت بكنند اما تو بركت بده. ایشان برخیزند و خجل گردند و اما بندة تو شادمان شود. 29 جفا كنندگانم به رسوایی ملبس شوند و خجالت خویش را مثل ردا بپوشند. 30 یَهُوَه را به زبان خود بسیار تشكّر خواهم كرد و او را در جماعت كثیر حمد خواهم گفت. 31 زیرا كه به دست راست مسكین خواهد ایستاد تا او را از آنانی كه بر جان او فتوا میدهند برهاند.

مزامیر فصل 110

 

مزمور داود

1 یَهُوَه به آقا من گفت: “ به دست راست من بنشین تا دشمنانت را پای انداز تو سازم.” 2 یَهُوَه عصای قوت تو را از صهیون خواهد فرستاد. در میان دشمنان خود حكمرانی كن. 3 قوم تو در روزِ قوتِ تو هدایای تبرعی میباشند. در زینتهای قدوسیت شبنمِ جوانی تو از رحم صحرگاه برای توست. 4 یَهُوَه قسم خورده است و پشیمان نخواهد شد كه “تو كاهن هستی تا ابدالآباد به رتبه ملكیصدق.” 5 یَهُوَه كه به دست راست توست در روز غضب خود پادشاهان را شكست خواهد داد. 6 در میان امتها داوری خواهد كرد. از لاشها پر خواهد ساخت و سر آنها را در زمین وسیع خواهد كوبید. 7 از نهرِ سرِ راه خواهد نوشید. بنابراین سر خود را برخواهد افراشت.

مزامیر فصل 111

 

1 هلّلویاه! یَهُوَه را به تمامی دل حمد خواهم گفت در مجلس راستان و در جماعت. 2 كارهای یَهُوَه عظیم است و همگانی كه به آنها رغبت دارند در آنها تفتیش میكنند. 3 كار او جلال و كبریایی است و عدالت وی پایدار تا ابدالآباد. 4 یادگاری برای كارهای عجیب خود ساخته است. یَهُوَه كریم و رحیم است. 5 ترسندگان خود را رزقی نیكو داده است. عهد خویش را به یاد خواهد داشت تا ابدالآباد. 6 قوت اعمال خود را برای قوم خود بیان كرده است تا میراث امتها را بدیشان عطا فرماید. 7 كارهای دستهایش راستی و انصاف است و جمیع فرایض وی امین. 8 آنها پایدار است تا ابدالآباد. در راستی و استقامت كرده شده. 9 فدیه ای برای قوم خود فرستاد و عهد خویش را تا ابد امر فرمود. نام او قدوس و مهیب است. 10 ترس یَهُوَه ابتدای حكمت است. همة عاملین آنها را خردمندی نیكو است. حمد او پایدار است تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 112

 

1 هللویاه! خوشابحال كسی كه از یَهُوَه میترسد و در وصایای او بسیار رغبت دارد. 2 ذرّیتش در زمین زورآور خواهند بود. طبقة راستان مبارك خواهند شد. 3 توانگری و دولت در خانة او خواهد بود و عدالتش تا به ابد پایدار است. 4 نور برای راستان در تاریكی طلوع میكند. او كریم و رحیم و عادل است. 5 فرخنده است شخصی كه رئوف و قرض دهنده باشد. او كارهای خود را به انصاف استوار میدارد. 6 زیرا كه تا به ابد جنبش نخواهد خورد. مرد عادل تا به ابد مذكور خواهد بود. 7 از خبر بد نخواهد ترسید. دل او پایدار است و بر یَهُوَه توكّل دارد. 8 دل او استوار است و نخواهد ترسید تا آرزوی خویش را بردشمنان خود ببیند. 9 بذل نموده به فقرا بخشیده است عدالتش تا به ابد پایدار است. شاخ او با عزّت افراشته خواهد شد. 10 شریر این را دیده غضبناك خواهد شد. دندانهای خود را فشرده گداخته خواهد گشت. آرزوی شریران زایل خواهدگردید.

مزامیر فصل 113

 

1 هلّلویاه! ای بندگان یَهُوَه تسبیح بخوانید. نام یَهُوَه را تسبیح بخوانید. 2 نام یَهُوَه متابرك باد از الآن و تا ابدالآباد. 3 از مطلَع آفتاب تا مغرب آن نام یَهُوَه را تسبیح خوانده شود. 4 یَهُوَه بر جمیع امتها متعال است و جلال وی فوق آسمانها. 5 كیست مانند یَهُوَه خدای ما كه بر اعلی علّیین نشسته است؟ 6 و متواضع میشود تا نظر نماید بر آسمانها و برزمین 7 كه مسكین را از خاك برمیدارد و فقیر را از مزبله بر می افرازد. 8 تا او را با بزرگان بنشاند یعنی با بزرگان قوم خویش. 9 زن نازاد را خانه نشین میسازد و مادر فرحناك فرزندان. هلّلویاه!

مزامیر فصل 114

 

1 وقتی كه اسرائیل از مصر بیرون آمدند و خاندان یعقوب از قوم اجنبی زبان 2 یهودا مقدس او بود و اسرائیل محل سلطنت وی. 3 دریا این را بدید و گریخت و اردن به عقب برگشت. 4 كوهها مثل قوچها به جستن درآمدند و تلها مثل بره های گله. 5 ای دریا تو را چه شد كه گریختی؟ و ای اردن كه به عقب برگشتی؟ 6 ای كوهها كه مثل قوچها به جستن در آمدید و ای تلها كه مثل بره های گله. 7 ای زمین از حضور یَهُوَه متزلزل شو و از حضور خدای یعقوب. 8 كه صخره را دریاچه آب گردانید و سنگ خارا را چشمة آب.

مزامیر فصل 115

 

1 ما را نی ای یَهُوَه! ما را نی بلكه نام خود را جلال ده! به سبب رحمتت و به سبب راستی خویش. 2 امتها چرا بگویند كه “خدای ایشان الآن كجاست؟” 3 اما خدای ما در آسمانهاست. آنچه را كه اراده نمود بعمل آورده است. 4 بتهای ایشان نقره و طلاست از صنعت دستهای انسان. 5 آنها را دهان است و سخن نمیگویند. آنها را چشمهاست و نمی بینند. 6 آنها را گوشهاست و نمیشنوند. آنها را بینی است و نمی بویند. 7 دستها دارند و لمس نمیكنند. و پایها و راه نمیروند. و به گلوی خود تنطّق نمی نمایند. 8 سازندگان آنها مثل آنها هستند و هر كه بر آنها توكّل دارد.

9 ای اسرائیل بر یَهُوَه توكّل نما. او معاون و سپر ایشان است. 10 ای خاندانِ هارون بر یَهُوَه توكّل نمایید. او معاون و سپر ایشان است. 11 ای ترسندگانِ یَهُوَه بر یَهُوَه توكّل نمایید. او معاون و سپر ایشان است. 12 یَهُوَه ما را به یاد آورده بركت میدهد. خاندان اسرائیل را بركت خواهد داد و خاندان هارون را بركت خواهد داد. 13 ترسندگان یَهُوَه را بركت خواهد داد چه كوچك و چه بزرگ. 14 یَهُوَه شما را ترقّی خواهد داد شما و فرزندان شما را. 15 شما مبارك یَهُوَه هستید كه آسمان و زمین را آفرید. 16 آسمانها آسمانهای یَهُوَه است و اما زمین را به بنی آدم عطا فرمود. 17 مردگان نیستند كه یاه را تسبیح میخوانند و نه آنانی كه به خاموشی فرو میروند. 18 لیكن ما یاه را متبارك خواهیم خواند از الآن و تا ابدالآباد هلّلویاه!

مزامیر فصل 116

 

1 یَهُوَه را محبت مینمایم زیرا كه آواز من و تضّرع مرا شنیده است. 2 زیرا كه گوش خود را به من فرا داشته است پس مدت حیات خود او را خواهم خواند. 3 ریسمانهای موت مرا احاطه كرد و تنگیهای هاویه مرا دریافت تنگی و غم پیدا كردم. 4 آنگاه نام یَهُوَه را خواندم. آه ای یَهُوَه جان مرا رهایی ده! 5 یَهُوَه رئوف و عادل است و خدای ما رحیم است. 6 یَهُوَه ساده دلان را محافظت میكند. ذلیل بودم و مرا نجات داد.

7 ای جان من به آرامی خود برگرد زیرا یَهُوَه به تو احسان نموده است. 8 زیرا كه جان مرا از موت خلاصی دادی و چشمانم را از اشك و پایهایم را از لغزیدن. 9 به حضور یَهُوَه سالك خواهم بود در زمین زندگان. 10 ایمان آوردم پس سخن گفتم. من بسیار مستمند شدم. 11 در پریشانی خود گفتم كه “جمیع آدمیان دروغگویند.” 12 یَهُوَه را چه ادا كنم برای همه احسانهایی كه به من نموده است؟ 13 پیالة نجات را خواهم گرفت و نام یَهُوَه را خواهم خواند. 14 نذرهای خود را به یَهُوَه ادا خواهم كرد به حضور تمامی قوم او. 15 موت مقدسان یَهُوَه در نظر وی گرانبها است. 16 آه ای یَهُوَه من بندة تو هستم! من بندة تو و پسر كنیز تو هستم. بندهای مرا گشوده ای! 17 قربانیهای تشكر نزد تو خواهم گذرانید و نام یَهُوَه را خواهم خواند. 18 نذرهای خود را به یَهُوَه ادا خواهم كرد به حضور تمامی قوم وی 19 در صحنهای خانة یَهُوَه در اندرون تو ای اورشلیم هلّلویاه!

مزامیر فصل 117

 

1 ای جمیع امتها یَهُوَه را تسبیح بخوانید! ای تمامی قبایل! او را حمد گویید! 2 زیرا كه رحمت او بر ما عظیم است و راستی یَهُوَه تا ابدالآباد. هلّلویاه!

 

مزامیر فصل 118

 

1 یَهُوَه را حمد گویید زیرا كه نیكوست و رحمت او تا ابدالآباد است. 2 اسرائیل بگویند كه “رحمت او تا ابدالآباد است.” 3 خاندان هارون بگویند كه “رحمت او تا ابدلآباد است.” 4 ترسندگان یَهُوَه بگویند كه “رحمت او تا ابدالآباد است.”

5 در تنگی یاه را خواندم. یاه مرا اجابت فرموده در جای وسیع آورد. 6 یَهُوَه با من است پس نخواهم ترسید. انسان به من چه تواند كرد؟ 7 یَهُوَه برایم از مددكاران من است. پس من بر نفرت كنندگان خود آرزوی خویش را خواهم دید. 8 به یَهُوَه پناه بردن بهتر است از توكّل نمودن بر آدمیان. 9 به یَهُوَه پناه بردن بهتر است از توكّل نمودن بر امیران. 10 جمیع امتها مرا احاطه كردند لیكن به نام یَهُوَه ایشان را هلاك خواهم كرد. 11 مرا احاطه كردند و دور مرا گرفتند لیكن به نام یَهُوَه ایشان را هلاك خواهم كرد. 12 مثل زنبورها مرا احاطه كردند و مثل آتش خارها خاموش شدند. زیرا كه به نام یَهُوَه ایشان را هلاك خواهم كرد. 13 بر من سخت هجوم آوردی تا بیفتم لیكن یَهُوَه مرا اعانت نمود.

14 یَهُوَه قوت و سرود من است و نجات من شده است. 15 آواز ترنّم و نجات در خیمه های عادلان است. دست راست یَهُوَه با شجاعت عمل میكند. 16 دست راست یَهُوَه متعال است. دست راست یَهُوَه با شجاعت عمل میكند. 17 نمی میرم بلكه زیست خواهم كرد و كارهای یاه را ذكر خواهم نمود. 18 یاه مرا به شدت تنبیه نموده لیكن مرا به موت نسپرده است.

19 دروازه های عدالت را برای من بگشایید! به آنها داخل شده یاه را حمد خواهم گفت. 20 دروازة یَهُوَه این است. عادلان بدان داخل خواهند شد. 21 تو را حمد میگویم زیرا كه مرا اجابت فرموده و نجات من شده ای. 22 سنگی را كه معماران رد كردند همان سر زاویه شده است. 23 این از جانب یَهُوَه شده و در نظر ما عجیب است.

24 این است روزی كه یَهُوَه ظاهر كرده است. در آن وجد و شادی خواهیم نمود. 25 آه ای یَهُوَه نجات ببخش! آه ای یَهُوَه سعادت عطا فرما! 26 متبارك باد او كه به نام یَهُوَه میآید. شما را از خانة یَهُوَه بركت میدهیم. 27 یَهُوَه خدایی است كه ما را روشن ساخته است. ذبیحه را به ریسمانها بر شاخهای قربانگاه ببندید. 28 تو خدای من هستی پس تو را حمد میگویم. خدای من تو را متعال خواهم خواند. 29 یَهُوَه را حمد گویید زیرا كه نیكوست و رحمت او تا ابدلآباد است.

مزامیر فصل 119

 

1 خوشابحال كاملان طریق كه به شریعت یَهُوَه سالكند. 2 خوشابحال آنانی كه شهادات او را حفظ می كنند و به تمامی دل او را می طلبند. 3 كج روی نیز نمیكنند و به طریق های وی سلوك می نمایند. 4 تو وصایای خود را امر فرموده ای تا آنها را تماماً نگاه داریم. 5 كاش كه راههای من مستحكم شود تا فرایض تو را حفظ كنم. 6 آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مد نظر خود دارم.7 تو را به راستی دل حمد خواهم گفت چون داوریهای عدالت تو را آموخته شوم. 8 فرایض تو را نگاه می دارم. مرا بالكلیه ترك منما.

ب

9به چه چیز مرد جوان راه خود را پاك میسازد؟ به نگاه داشتن موافق كلام تو. 10 به تمامی دل تو را طلبیدم. مگذار كه از اوامر تو گمراه شوم. 11 كلام تو را در دل خود مخفی داشتم كه مبادا به تو گناه ورزم. 12 ای یَهُوَه تو متبارك هستی فرایض خود را به من بیاموز. 13 به لبهای خود بیان كردم تمامی داوری های دهان تو را. 14 در طریق شهادات تو شادمانم. 15 چنانكه در هر قسم توانگری در وصایای تو تفكر میكنم و به طریقهای تو نگران خواهم بود. 16 از فرایض تو لذت میبرم پس كلام تو را فراموش نخواهم كرد.

ج

17 به بندة خود احسان بنما تا زنده شوم و كلام تو را حفظ نمایم. 18 چشمان مرا بگشا تا از شریعت تو چیزهای عجیب بینم. 19 من در زمین غریب هستم. اوامر خود را از من مخفی مدار. 20 جان من شكسته میشود از اشتیاق داریهای تو در هر وقت. 21 متكبران ملعون را توبیخ نمودی كه از اوامر تو گمراه میشوند. 22 ننگ و رسوایی را از من بگردان زیرا كه شهادات تو را حفظ كرده ام. 23 آقاان نیز نشسته به ضد من سخن گفتند. لیكن بندة تو در فرایض تو تفكر میكند. 24 شهادات تو نیز ابتهاج من و مشورت دهندگان من بوده اند.

د

25 جان من به خاك چسبیده است. مرا موافق كلام خود زنده ساز. 26 راههای خود را ذكر كردم و مرا اجابت نمودی. پس فرایض خویش را به من بیاموز. 27 طریق وصایای خود را به من بفهمان و در كارهای عجیب تو تفكر خواهم نمود. 28 جان من از حزن گداخته میشود. مرا موافق كلام خود برپا بدار. 29 راه دروغ را از من دور كن و شریعت خود را به من عنایت فرما. 30 طریق راستی را اختیار كردم و داوریهای تو را پیش خود گذاشتم. 31 به شهادات تو چسبیدم. ای یَهُوَه مرا خجل مساز. 32 در طریق اوامر تو دوان خواهم رفت وقتی كه دل مرا وسعت دادی.

ه

33 ای یَهُوَه طریق فرایض خود را به من بیاموز. پس آنها را تا به آخر نگاه خواهم داشت. 34 مرا فهم بده و شریعت تو را نگاه خواهم داشت و آنرا به تمامی دل خود حفظ خواهم نمود. 35 مرا در سبیل اوامر خود سالك گردان زیرا كه در آن رغبت دارم. 36 دل مرا به شهادات خود مایل گردان و نه به سوی طمع. 37 چشمانم را از دیدن بطالت برگردان و در طریق خود مرا زنده ساز. 38 كلام خود را بر بندة خویش استوار كن كه به ترس تو سپرده شده است. 39 ننگ مرا كه از آن میترسم از من دور كن زیرا كه داوریهای تو نیكو است. 40 هان به وصایای تو اشتیاق دارم. به حسب عدالت خود مرا زنده ساز.

و

41 ای یَهُوَه رحمهای تو به من برسد و نجات تو به حسب كلام تو. 42 تا بتوانم ملامت كنندة خود را جواب دهم زیرا بر كلام تو توكل دارم. 43 و كلام راستی را از دهانم بالكل مگیر زیرا كه به داوریهای تو امیدوارم 44 و شریعت تو را دائما نگاه خواهم داشت تا ابدالآباد 45 و به آزادی راه خواهم رفت زیرا كه وصایای تو را طلبیده ام. 46 و در شهادات تو به حضور پادشاهان سخن خواهم گفت و خجل نخواهم شد 47 و از وصایای تو تلذَذ خواهم یافت كه آنها را دوست میدارم 48 و دستهای خود را به اوامر تو كه دوست میدارم برخواهم افراشت و در فرایض تو تفكر خواهم نمود.

ز

49 كلام خود را با بندة خویش به یادآور كه مرا بر آن امیدوار گردانیدی. 50 این در مصیبتم تسلَی من است زیرا قول تو مرا زنده ساخت. 51 متكبران مرا بسیار استهزا كردند لیكن از شریعت تو رو نگردانیدم. 52 ای یَهُوَه داوریهای تو را از قدیم به یاد آوردم و خویشتن را تسلی دادم. 53 حدت خشم مرا در گرفته است به سبب شریرانی كه شریعت تو را ترك كرده اند. 54 فرایض تو سرودهای من گردید در خانة غربت من. 55 ای یَهُوَه نام تو را در شب به یاد آوردم و شریعت تو را نگاه داشتم. 56 این بهرة من گردید زیرا كه وصایای تو را نگاه داشتم.

ح

57 یَهُوَه نصیب من است. گفتم كه كلام تو را نگاه خواهم داشت. 58 رضامندی تو را به تمامی دل خود طلبیدم. به حسب كلام خود بر من رحم فرما. 59 در راههای خود تفكر كردم و پایهای خود را به شهادات تو مایل ساختم. 60 شتابیدم و درنگ نكردم تا اوامر تو را نگاه دارم. 61 ریسمانهای شریران مرا احاطه كرد لیكن شریعت تو را فراموش نكردم. 62 در نصف شب برخاستم تو را حمد گویم برای داوریهای عدالت تو. 63 من همة ترسندگانت را رفیق هستم و آنانی را كه وصایای تو را نگاه میدارند. 64 ای یَهُوَه زمین از رحمت تو پر است. فرایض خود را به من بیاموز.

ط

65 با بندة خود احسان نمودی ای یَهُوَه موافق كلام خویش. 66 خردمندی نیكو و معرفت را به من بیاموز زیرا كه به اوامر تو ایمان آوردم. 67 قبل از آنكه مصیبت را ببینم من گمراه شدم لیكن الآن كلام تو را نگاه داشتم. 68 تو نیكو هستی و نیكویی میكنی. فرایض خود را به من بیاموز. 69 متكبران بر من دروغ بستند. و اما من به تمامی دل وصایای تو را نگاه داشتم. 70 دل ایشان مثل پیه فربه است. و اما من در شریعت تو تلذَذ می یابم. 71 مرا نیكو است كه مصیبت را دیدم تا فرایض تو را بیاموزم. 72 شریعت دهان تو برای من بهتر است از هزاران طلا و نقره.

ی

73 دستهای تو مرا ساخته و آفریده است. مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم. 74 ترسندگان تو چون مرا بینند شادمان گردند زیرا به كلام تو امیدوار هستم. 75 ای یَهُوَه دانسته ام كه داوریهای تو عدل است و بر حق مرا مصیبت داده ای. 76 پس رحمت تو برای تسلَی من بشود موافق كلام تو با بندة خویش. 77 رحمتهای تو به من برسد تا زنده شوم زیرا كه شریعت تو تلذَذ من است. 78 متكبران خجل شوند زیرا به دروغ مرا اذیت رسانیدند. و اما من در وصایای تو تفكر میكنم. 79 ترسندگان تو به من رجوع كنند و آنانی كه شهادات تو را میدانند. 80 دل من در فرایض تو كامل شود تا خجل نشوم.

ك

81 جان من برای نجات تو كاهیده میشود. لیكن به كلام تو امیدوار هستم. 82 چشمان من برای كلام تو تار گردیده است و میگویم كی مرا تسلَی خواهی داد. 83 زیرا كه مثل مشك در دود گردیده ام. لیكن فرایض تو را فراموش نكرده ام. 84 چند است روزهای بندة تو؟ و كی بر جفا كنندگانم داوری خواهی نمود؟ 85 متكبران برای من حفره ها زدند زیرا كه موافق شریعت تو نیستند. 86 تمامی اوامر تو امین است. بر من ناحق جفا كردند. پس مرا امداد فرما. 87 نزدیك بود كه مرا از زمین نابود سازند. اما من وصایای تو را ترك نكردم. 88 به حسب رحمت خود مرا زنده ساز تا شهادات دهان تو را نگاه دارم.

ل

89 ای یَهُوَه كلام تو تا ابدالآباد در آسمانها پایدار است. 90 امانت تو نسلاً بعد نسل است. زمین را آفریده ای و پایدار میماند. 91 برای داوریهای تو تا امروز ایستاده اند زیرا كه همه بندة تو هستند. 92 اگر شریعت تو تلذَذ من نمی بود هر آینه در مذلَت خود هلاكت میشدم. 93 وصایای تو را تا به ابد فراموش نخواهم كرد زیرا به آنها مرا زنده ساخته ای. 94 من از آن تو هستم مرا نجات ده زیرا كه وصایای تو را طلبیدم. 95 شریران برای من انتظار كشیدند تا مرا هلاك كنند. لیكن در شهادات تو تامل میكنم. 96 برای هر كمالی انتهایی دیدم لیكن حكم تو بینهایت وسیع است.

م

97 شریعت تو را چقدر دوست میدارم تمامی روز تفكر من است. 98 اوامر تو مرا از دشمنانم حكیمتر ساخته است زیرا كه همیشه نزد من میباشد. 99 از جمیع معلمان خود فهیمتر شدم زیرا كه شهادات تو تفكر من است. 100 از مشایخ خردمندتر شدم زیرا كه وصایای تو را نگاه داشتم. 101 پایهای خود را از هر راه بد نگاه داشتم تا آن كه كلام تو را حفظ كنم. 102 از داوریهای تو رو برنگردانیدم زیرا كه تو مرا تعلیم دادی. 103 كلام تو به مذاق من چه شیرین است و به دهانم از عسل شیرین تر. 104 از وصایای تو فطانت را تحصیل كردم. بنابراین هر راه دروغ را مكروه میدارم.

ن

105 كلام تو برای پایهای من چراغ و برای راههای من نور است. 106 قسم خوردم و آنرا وفا خواهم نمود كه داوریهای عدالت تو را نگاه خواهم داشت. 107 بسیار ذلیل شده ام. ای یَهُوَه موافق كلام خود مرا زنده ساز! 108 ای یَهُوَه هدایای تَبرعی دهان مرا منظور فرما و داوریهای خود را به من بیاموز. 109 جان من همیشه در كف من است لیكن شریعت تو را فراموش نمیكنم. 110 شریران برای من دام گذشته اند اما از وصایای تو گمراه نشدم. 111 شهادات تو را تا به ابد میراث خود ساخته ام زیرا كه آنها شادمانی دل من است. 112 دل خود را برای بجا آوردن فرایض تو مایل ساختم تا ابدالآباد و تا نهایت.

س

113 مردمانِ دو رو را مكروه داشته ام لیكن شریعت تو را دوست میدارم. 114 ستر و سپر من تو هستی. به كلام تو انتظار میكشم. 115 ای بدكاران از من دور شوید! و اوامر خدای خویش را نگاه خواهم داشت. 116 مرا به حسب كلام خود تأیید كن تا زنده شوم و از امید خود خجل نگردم. 117 مرا تقویت كن تا رستگار گردم و بر فرایض تو دائماً نظر نمایم. 118 همة كسانی را كه از فرایض تو گمراه شده اند حقیر شمرده ای زیرا كه مكر ایشان دروغ است. 119 جمیع شریران زمین را مثل دُرد هلاك میكنی. بنابراین شهادات تو را دوست میدارم. 120 موی بدن من از خوف تو برخاسته است و از داوریهای تو ترسیدم.

ع

121 داد و عدالت را بجا آوردم. مرا به ظلم كنندگانم تسلیم منما. 122 برای سعادت بندة خود ضامن شو تا متكبران بر من ظلم نكنند. 123 چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای كلام عدالت تو. 124 با بندة خویش موافق رحمانیتت عمل نما و فرایض خود را به من بیاموز. 125 من بندة تو هستم. مرا فهیم گردان تا شهادات تو را دانسته باشم. 126 وقت است كه یَهُوَه عمل كند زیرا كه شریعت تو را باطل نموده اند. 127 بنابراین اوامر تو را دوست میدارم زیادتر از طلا و زر خالص. 128 بنابراین همة وصایای تو را در هر چیز راست میدانم و هر راه دروغ را مكروه میدارم.

ف

129 شهادات تو عجیب است. ازین سبب جان من آنها را نگاه میدارد. 130 كشف كلام تو نور می بخشد و ساده دلان را فهیم میگرداند. 131 دهان خود را نیكو باز كرده نفس زدم زیرا كه مشتاق وصایای تو بودم. 132 بر من نظر كن و كَرم فرما برحسب عادت تو به آنانی كه نام تو را دوست میدارند. 133 قدمهای مرا در كلام خودت پایدار ساز تا هیچ بدی بر من تسلط نیابد. 134 مرا از ظلم انسان خلاصی ده تا وصایای تو را نگاه دارم. 135 روی خود را بر بندة خود روشن ساز و فرایض خود را به من بیاموز. 136 نهرهای آب از چشمانم جاری است زیرا كه شریعت تو را نگاه نمیدارند.

ص

137 ای یَهُوَه تو عادل هستی و داوریهای تو راست است. 138 شهادات خود را به راستی امر فرمودی و به امانت الی نهایت. 139 غیرت من مرا هلاك كرده است زیرا كه دشمنان من كلام تو را فراموش كرده اند. 140 كلام تو بینهایت مصفی است و بندة تو آنرا دوست میدارد. 141 من كوچك و حقیر هستم اما وصایای تو را فراموش نكردم. 142 عدالت تو عدل است تا ابدالآباد و شریعت تو راست است. 143 تنگی و ضیق مرا در گرفته است اما اوامر تو تَلذذ من است. 144 شهادات تو عادل است تا ابدالآباد. مرا فهیم گردان تا زنده شوم.

ق

145 به تمامی دل خوانده ام. ای یَهُوَه مرا جواب ده تا فرایض تو را نگاه دارم! 146 تو را خوانده ام پس مرا نجات ده. و شهادات تو را نگاه خواهم داشت. 147 بر طلوع فجر سبقت جسته استغاثه كردم و كلام تو را انتظار كشیدم. 148 چشمانم بر پاسهای شب سبقت جست تا در كلام تو تفكر بنمایم. 149 به حسب رحمت خود آواز مرا بشنو. ای یَهُوَه موافق داوریهای خود مرا زنده ساز. 150 آنانی كه در پی خباثت میروند نزدیك میآیند و از شریعت تو دور میباشند. 151 ای یَهُوَه تو نزدیك هستی و جمیع اوامر تو راست است. 152 شهادات تو را از زمان پیش دانسته ام كه آنها را بنیان كرده ای تا ابدالآباد.

ر

153 بر مذلّت من نظر کن و مرا خلاصی ده زیرا که شریعت تو را فراموش نکرده ام. 154 در دعوای من دادرسی فرموده مرا نجات ده و به حسب کلام خویش مرا زنده ساز. 155 نجات از شریران دور است زیرا که فرایض تو را نمی طلبند. 156 ای یَهُوَه رحمتهای تو بسیار است. به حسب داوریهای خود مرا زنده ساز. 157 جفاکنندگان و خصمانِ من بسیارند. اما از شهادات تو رو برنگردانیدم. 158 خیانتکاران را دیدم و مکروه داشتم زیرا کلام تو را نگاه نمیدارند. 159 ببین که وصایای تو را دوست میدارم. ای یَهُوَه به حسب رحمت خود مرا زنده ساز! 160 جملۀ کلام تو راستی است و تمامیِ داوریِ عدالت تو تا ابدالآباد است.

ش

 

161 آقاان بی جهت بر من جفا كردند. اما دل من از كلام تو ترسان است. 162 من در كلام تو شادمان هستم مثل كسی كه غنیمت وافر پیدا نموده باشد. 163 از دروغ كراهت و نفرت دارم. اما شریعت تو را دوست میدارم. 164 هر روز تو را هفت مرتبه تسبیح میخوانم برای داوریهای عدالت تو. 165 آنانی را كه شریعت تو را دوست میدارند سلامتی عظیم است و هیچ چیز باعث لغزش ایشان نخواهد شد. 166 ای یَهُوَه برای نجات تو امیدوار هستم و اوامر تو را بجا میآورم. 167 جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آنها را بینهایت دوست میدارم. 168 وصایا و شهادات تو را نگاه داشته ام زیرا كه تمام طریقهای من در مد نظر تو است.

ت

169 ای یَهُوَه فریاد من به حضور تو برسد. به حسب كلام خود مرا فهیم گردان. 170 مناجات من به حضور تو برسد. به حسب كلام خود مرا خلاصی ده. 171 لبهای من حمد تو را جاری كند زیرا فرایض خود را به من آموخته ای. 172 زبان من كلام تو را بسراید زیرا كه تمام اوامر تو عدل است. 173 دست تو برای اعانت من بشود زیرا كه وصایای تو را برگزیده ام. 174 ای یَهُوَه برای نجات تو مشتاق بوده ام و شریعت تو تلذذ من است. 175 جان من زنده شود تا تو را تسبیح بخواند و داوریهای تو معاون من باشد. 176 مثل گوسفند گم شده آواره گشتم. بندة خود را طلب نما زیرا كه اوامر تو را فراموش نكردم.

مزامیر فصل 120

 

سرود درجات

1 نزد یَهُوَه در تنگی خود فریاد كردم و مرا اجابت فرمود. 2 ای یَهُوَه جان مرا خلاصی ده از لب دروغ و از زبان حیله گر. 3 چه چیز به تو داده شود و چه چیز بر تو افزوده گرددای زبان حیله گر؟ 4 تیرهای تیز جباران یا اخگرهای طاق!

5 وای بر من كه در ماشك مأوا گزیده ام و در خیمه های قیدار ساكن شده ام. 6 چه طویل شد سكونت جان من با كسی كه سلامتی را دشمن میدارد! 7 من از اهل سلامتی هستم لیكن چون سخن میگویم ایشان آمادة جنگ میباشند.

مزامیر فصل 121

سرود درجات

 1 چشمان خود را بسوی كوهها بر می افرازم اعانت من از كجا می‌آید؟ 2 اعانت من از جانب یَهُوَه است كه آسمان و زمین را آفرید. 3 او نخواهد گذاشت كه پای تو لغزش خورد. او كه حافظ توست نخواهد خوابید. 4 اینك او كه حافظ اسرائیل است نمی خوابد و به خواب نمیرود.

5 یَهُوَه حافظ تو میباشد. یَهُوَه به دست راستت سایة تو است. 6 آفتاب در روز به تو اذَیت نخواهد رسانید و نه ماهتاب در شب. 7 یَهُوَه تو را از هر بدی نگاه میدارد. او جان تو را حفظ خواهد كرد. 8 یَهُوَه خروج و دخولت را نگاه خواهد داشت از الآن و تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 122

 

سرود درجات از داود

1 شادمان میشدم چون به میگفتند: “به خانة یَهُوَه برویم.” 2 پایهای ما خواهد ایستاد به اندرون دروازه های تو ای اورشلیم! 3 ای اورشلیم كه بنا شده ای مثل شهری كه تماماً با هم پیوسته باشد 4 كه بدانجا اسباط بالا میروند یعنی اسباط یاه تا شهادت باشد برای اسرائیل و تا نام یَهُوَه را تسبیح بخوانند. 5 زیرا كه در آنجا كرسیهای داوری برپا شده است یعنی كرسیهای خاندان داود.

6 برای سلامتی اورشلیم مسألت كنید. آنانی كه تو را دوست میدارند خجسته حال خواهند شد. 7 سلامتی در باره های تو باشد و رفاهیت در قصرهای تو. 8 به خاطر برادران و یاران خویش میگویم كه سلامتی بر تو باد. 9 به خاطر خانة یَهُوَه خدای ما سعادت تو را خواهم طلبید.

مزامیر فصل 123

 

سرود درجات

1 به سوی تو چشمان خود را بر می افرازم ای كه بر آسمانها جلوس فرموده ای! 2 اینك مثل چشمان غلامان به سوی آقایان خود و مثل چشمان كنیزی به سوی خاتون خویش همچنان چشمان ما به سوی یَهُوَه خدای ماست تا بر ما كَرم بفرماید. 3 ای یَهُوَه بر ما كرم فرما بر ما كرم فرما زیرا چه بسیار از اهانت پر شده ایم. 4 چه بسیار جان ما پر شده است از استهزای مستَریحان و اهانت متكبران.

مزامیر فصل 124

 

سرود درجات از داود

1 اگر یَهُوَه با ما نمیبود اسرائیل الآن بگوید 2 اگر یَهُوَه با ما نمیبود وقتی كه آدمیان با ما مقاومت نمودند 3 آنگاه هر آینه ما را زنده فرو میبردند چون خشم ایشان بر ما افروخته بود. 4 آنگاه آبها ما را غرق میكرد و نهرها بر جان ما میگذشت. 5 آنگاه آبهای پر زور از جان ما میگذشت.

6 متبارك باد یَهُوَه كه ما را شكار برای دندانهای ایشان نساخت. 7 جان ما مثل مرغ از دام صیادان خلاص شد. دام گسسته شد و ما خلاصی یافتیم. 8 اعانت ما به نام یَهُوَه است كه آسمان و زمین را آفرید.

مزامیر فصل 125

 

سرود درجات

1 آنانی كه بر یَهُوَه توكل دارند مثل كوه صهیون اند كه جنبش نمیخورد و پایدار است تا ابدالآباد. 2 كوهها گرداگرد اورشلیم است و یَهُوَه گرداگرد قوم خود از الآن و تا ابدالآباد است. 3 زیرا كه عصای شریران بر نصیب عادلان قرار نخواهد گرفت مبادا عادلان دست خود را به گناه دراز كنند. 4 ای یَهُوَه به صالحان احسان فرما و به آنانی كه راست دل میباشند. 5 و اما آنانی كه به راههای كج خود مایل میباشند یَهُوَه ایشان را با بدكاران رهبری خواهد نمود. سلامتی بر اسرائیل باد.

مزامیر فصل 126

 

سرود درجات

1 چون یَهُوَه اسیران صهیون را باز آورد مثل خواب بینندگان شدیم. 2 آنگاه دهان ما از خنده پر شد و زبان ما از ترنم. آنگاه در میان امتها گفتند كه “یَهُوَه با ایشان كارهای عظیم كرده است.”3 یَهُوَه برای ما كارهای عظیم كرده است كه از آنها شادمان هستیم. 4 ای یَهُوَه اسیران ما را باز آور مثل نهرها در جنوب. 5 آنانی كه با اشكها میكارند با ترنَم درو خواهند نمود. 6 آنكه با گریه بیرون میرود و تخم برای زراعت میبرد هر آینه با ترنم خواهد برگشت و بافه های خویش را خواهد آورد.

مزامیر فصل 127

 

سرود درجات از سلیمان

1 اگر یَهُوَه خانه را بنا نكند بناهایش زحمت بی فایده میكشند. اگر یَهُوَه شهر را پاسبانی نكند پاسبانان بی فایده پاسبانی میكنند. 2 بی فایده است كه شما صبح زود بر می خیزید و شب دیر میخوابید و نان مشقت را میخورید. همچنان محبوبان خویش را خواب می بخشد. 3 اینك پسران میراث از جانب یَهُوَه میباشند و ثمرة رحم اجرتی از اوست. 4 مثل تیرها در دست مرد زور آور همچنان هستند پسران جوانی. 5 خوشابحال كسی كه تركش خود را از ایشان پر كرده است. خجل نخواهد شد بلكه با دشمنان در دروازه سخن خواهند راند.

مزامیر فصل 128

 

سرود درجات

1 خوشابحال هر كه از یَهُوَه میترسد و بر طریقهای او سالك میباشد. 2 عمل دستهای خود را خواهی خورد. خوشابحال تو و سعادت با تو خواهد بود. 3 زن تو مثل مو بار آور به اطراف خانه تو خواهد بود و پسرانت مثل نهالهای زیتون گرداگرد سفرة تو. 4 اینك همچنین مبارك خواهد بود كسی كه از یَهُوَه میترسد. 5 یَهُوَه تو را از صهیون بركت خواهد داد و در تمام ایام عمرت سعادت اورشلیم را خواهی دید. 6 پسرانِ پسران خود را خواهی دید. سلامتی بر اسرائیل باد.

مزامیر فصل 129

 

سرود درجات

1 چه بسیار از طفولیتم مرا اذیت رسانیدند. اسرائیل الآن بگویند: 2 چه بسیار از طفولیتم مرا اذیت رسانیدند. لیكن بر من غالب نیامدند. 3 شیار كنندگان بر پشت من شیار كردند و شیارهای خود را دراز نمودند. 4 اما یَهُوَه عادل است و بندهای شریران را گسیخت. 5 خجل و برگردانیده شوند همة كسانی كه از صهیون نفرت دارند. 6 مثل گیاه بر پشت بامها باشند كه پیش از آنكه آنرا بچینند می خشكد. 7 كه درونده دست خود را از آن پر نمیكند و نه دسته بند آغوش خود را. 8 و راهگذران نمیگویند بركت یَهُوَه بر شما باد. شما را به نام یَهُوَه مبارك میخوانیم.

مزامیر فصل 130

 

سرود درجات

1 ای یَهُوَه از عمقها نزد تو فریاد برآوردم. 2 ای یَهُوَه! آواز مرا بشنو و گوشهای تو به آواز تضرع من ملتفت شود. 3 ای یاه اگر گناهان را به نظر آوری كیست ای یَهُوَه كه به حضور تو بایستد؟ 4 لیكن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند. 5 منتظر یَهُوَه هستم. جان من منتظر است و به كلام او امیدوارم. 6 جان من منتظر یَهُوَه است زیاده از منتظران صبح بلی زیاده از منتظران صبح. 7 اسرائیل برای یَهُوَه امیدوار باشند زیرا كه رحمت نزد یَهُوَه است و نزد اوست نجات فراوان. 8 و او اسرائیل را فدیه خواهد داد از جمیع گناهان وی.

مزامیر فصل 131

 

سرود درجات از داود

1 اییَهُوَه دل من متكبر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را به كارهای بزرگ مشغول نساختم و نه به كارهایی كه از عقل من بعید است. 2 بلكه جان خود را آرام وساكت ساختم مثل بچه ای از شیر بازداشته شده‌ نزد مادر خود. جانم در من بود مثل بچة از شیر بازداشته شده. 3 اسرائیل بر یَهُوَه امیدوار باشند از الآن و تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 132

 

سرود درجات

1 ای یَهُوَه برای داود به یادآور همة مذلتهای او را. 2 چگونه برای یَهُوَه قسم خورد و برای قادر مطلق یعقوب نذر نمود 3 كه به خیمة خانه خود هرگز داخل نخواهم شد و بر بستر تختخواب خود برنخواهم آمد 4 خواب به چشمان خود نخواهم داد و نه پینكی به مژگان خویش 5 تا مكانی برای یَهُوَه پیدا كنم و مسكنی برای قادر مطلق یعقوب. 6 اینك ذكر آن را در افراته شنیدیم و آنرا در صحرای یعاریم یافتیم. 7 به مسكنهای او داخل شویم و نزد قدمگاه وی پرستش نماییم. 8 ای یَهُوَه به آرامگاه خود برخیز و بیا تو و تابوت قوت تو. 9 کاهنان تو به عدالت ملبس شوند و مقدسانت ترنّم نمایند. 10 بخاطر بندة خود داود روی مسیح خود را برمگردان. 11 یَهُوَه برای داود به راستی قسم خورد و از آن برنخواهد گشت كه “از ثمرة صلب تو بر تخت تو خواهم گذاشت. 12 اگر پسران تو عهد مرا نگاه دارند و شهاداتم را كه بدیشان می آموزم پسران ایشان نیز بر كرسی تا به ابد خواهند نشست.”

13 زیرا كه یَهُوَه صهیون را برگزیده است و آنرا برای مسكن خویش مرغوب فرموده. 14 “این است آرامگاه من تا ابدالآباد. اینجا ساكن خواهم بود زیرا در این رغبت دارم. 15 آذوقة آن را هر آینه بركت خواهم داد و فقیرانش را به نان سیر خواهم ساخت 16 و کاهنانش را به نجات ملبس خواهم ساخت و مقدسانش هرآینه ترنّم خواهند نمود. 17 در آنجا شاخ داود را خواهم رویانید و چراغی برای مسیح خود آماده خواهم ساخت. 18 دشمنان او را به خجالت ملبس خواهم ساخت و تاج او بر وی شكوفه خواهد آورد.”

مزامیر فصل 133

 

سرود درجات از داود

1 اینك چه خوش و چه دلپسند است كه برادران به یكدلی با هم ساكن شوند. 2 مثل روغن نیكو بر سر است كه به ریش فرود میآید یعنی به ریش هارون كه به دامن ردایش فرود میآید. 3 و مثل شبنم حرمون است كه بر كوههای صهیون فرود میآید. زیرا كه آنجا یَهُوَه بركت خود را فرموده است یعنی حیات را تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 134

 

سرود درجات

1 هان یَهُوَه را متبارك خوانید ای جمیع بندگان یَهُوَه كه شبانگاه در خانة یَهُوَه می ایستید! 2 دستهای خود را به قدس برافرازید و یَهُوَه را متبارك خوانید. 3 یَهُوَه كه آسمان و زمین را آفرید تو را از صهیون بركت خواهد داد.

مزامیر فصل 135

 

1 هلّلویاه نام یَهُوَه را تسیبح بخوانید! ای بندگان یَهُوَه تسبیح بخوانید! 2 ای شما كه در خانة یَهُوَه می ایستید در صحنهای خانة خدای ما.3 هلّلویاه زیرا یَهُوَه نیكو است! نام او را بسرایید زیرا كه دلپسند است. 4 زیرا كه یَهُوَه یعقوب را برای خود برگزید و اسرائیل را به جهت ملك خاصّ خویش.5 زیرا میدانم كه یَهُوَه بزرگ است و یَهُوَه ما برتر است از جمیع خدایان.

6 هر آنچه یَهُوَه خواست آنرا كرد در آسمان و زمین و در دریا و در همة لجه ها. 7 ابرها را از اقصای زمین بر می آوَرَد و برقها را برای باران میسازد و بادها را از مخزنهای خویش بیرون میآورد. 8 كه نخست زادگان مصر را كشت هم از انسان هم از بهایم. 9 آیات و معجزات را در وسط تو ای مصر فرستاد بر فرعون و بر جمیع بندگان وی. 10 كه امتهای بسیار را زد و پادشاهان عظیم را كشت. 11 سیحون پادشاه اموریان و عوج پادشاه باشان و جمیع ممالك كنعان را. 12 و زمین ایشان را به میراث داد یعنی به میراث قوم خود اسرائیل.

13 ای یَهُوَه نام توست تا ابدالآباد و ای یَهُوَه یادگاری توست تا جمیع طبقات. 14 زیرا یَهُوَه قوم خود را داوری خواهد نمود و بر بندگان خویش شفقت خواهد فرمود. 15 بتهای امتها طلا و نقره میباشند عمل دستهای انسان. 16 دهنها دارند و سخن نمیگویند چشمان دارند و نمی بینند 17 گوشها دارند و نمیشنوند بلكه در دهان ایشان هیچ نَفس نیست. 18 سازندگان آنها مثل آنها میباشند و هركه بر آنها توكل دارد. 19 ای خاندان اسرائیل یَهُوَه را متبارك خوانید. ای خاندان هارون یَهُوَه را متبارك خوانید. 20 ای خاندان لاوی یَهُوَه را متبارك خوانید. ای ترسندگان یَهُوَه یَهُوَه را متبارك خوانید. 21 یَهُوَه از صهیون متبارك باد كه در اورشلیم ساكن است. هلّلویاه.

مزامیر فصل 136

 

1 یَهُوَه را حمد گویید زیرا كه نیكو است و رحمت او تا ابدالآباد است.

2 خدای خدایان را حمد گویید زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

3 ربّ الارباب را حمد گویید زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

4 او را كه تنها كارهای عجیب عظیم میكند زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

5 او را كه آسمانها را به حكمت آفرید زیرا كه رحمت او تا ابد الآباد است.

6 او را كه زمین را بر آبها گسترانید زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

7 او را كه نّیرهای بزرگ آفرید زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

8 آفتاب را برای سلطنت روز زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

9 ماه و ستارگان را برای سلطنت شب زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

10 كه مصر را در نخستزادگانش زد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

11 و اسرائیل را از میان ایشان بیرون آورد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

12 با دست قوی و بازوی دراز زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

13 او را كه بحر قلزم را به دو بهره تقسیم كرد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

14 و اسرائیل را از میان آن گذرانید زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

15 و فرعون و لشكر او را در بحر قلزم انداخت زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

16 او را كه قوم خویش را در صحرا رهبری نمود زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

17 او را كه پادشاهان بزرگ را زد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

18 و پادشاهان نامور را كشت زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

19 سیحون پادشاه اموریان را زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

20 و عوج پادشاه باشان را زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

21 و زمین ایشان را به ارثیت داد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

22 یعنی به ارثیت بندة خویش اسرائیل زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

23 و ما را در مذلّت ما به یاد آورد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

24 و ما را از دشمنان ما رهایی داد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

25 كه همة بشر را روزی میدهد زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

26 خدای آسمانها را حمد گویید زیرا كه رحمت او تا ابدالآباد است.

مزامیر فصل 137

 

1 نزد نهرهای بابل آنجا نشستیم و گریه نیز كردیم چون صهیون را به یاد آوردیم. 2 بربطهای خود را آویختیم بر درختان بید كه در میان آنها بود.

 3 زیرا آنانی كه ما را به اسیری برده بودند در آنجا از ما سرود خواستند و آنانی كه ما را تاراج كرده بودند شادمانی (خواستند) كه “یكی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید.”

4 چگونه سرود یَهُوَه را در زمین بیگانه بخوانیم؟

5 اگر تو را ای اورشلیم فراموش كنم آنگاه دست راست من فراموش كند. 6 اگر تو را به یاد نیاورم آنگاه زبانم به كامم بچسبد اگر اورشلیم را بر همة شادمانی خود ترجیح ندهم. 7 ای یَهُوَه روز اورشلیم را برای بنی ادوم به یاد آورده كه گفتند: “منهدم سازید تا بنیادش منهدم سازید!”

8 ای دختر بابل كه خراب خواهی شد خوشابحال آنكه به تو جزا دهد چنانكه تو به ما جزا دادی! 9 خوشابحال آنكه اطفال تو را بگیرد و ایشان را به صخره ها بزند.

مزامیر فصل 138

 

مزمور داود

1 تو را به تمامی دل خود حمد خواهم گفت. به حضور خدایان تو را حمد خواهم گفت. 2 به سوی هیكل قدس تو عبادت خواهم كرد و نام تو را حمد خواهم گفت به سبب رحمت و راستی تو. زیرا كلام خویش را بر تمام اسم خود تمجید نموده ای. 3 در روزی كه تو را خواندم مرا اجابت فرمودی. و مرا با قوت در جانم شجاع ساختی.

4 ای یَهُوَه تمام پادشاهان جهان تو را حمد خواهند گفت چون كلام دهان تو را بشنوند. 5 و طریقهای یَهُوَه را خواهند سرایید زیرا كه جلال یَهُوَه عظیم است. 6 زیرا كه یَهُوَه متعال است لیكن بر فروتنان نظر میكند. و اما متكبران را از دور میشناسد. 7 اگر چه در میان تنگی راه میروم مرا زنده خواهی كرد. دست خود را بر خشم دشمنانم دراز میكنی و دست راستت مرا نجات خواهد داد.

8 یَهُوَه كار مرا به كمال خواهد رسانید. ای یَهُوَه رحمت تو تا ابدلآباد است. كارهای دست خویش را ترك منما.

مزامیر فصل 139

 

برای سالار مغنّیان. مزمور داود

1 ای یَهُوَه مرا آزموده و شناخته ای. 2 تو نشستن و برخاستن مرا میدانی و فكرهای مرا از دور فهمیده ای. 3 راه و خوابگاه مرا تفتیش كرده ای و همة طریقهای مرا دانسته ای. 4 زیرا كه سخنی بر زبان من نیست جز اینكه تو ای یَهُوَه آنرا تماماً دانسته ای. 5 از عقب و از پیش مرا احاطه

كرده ای و دست خویش را بر من نهاده ای. 6 این گونه معرفت برایم زیاده عجیب است. و بلند است كه بدان نمیتوانم رسید.

7 از روح تو كجا بروم؟ و از حضور تو كجا بگریزم؟ 8 اگر به آسمان صعود كنم تو آنجا هستی! و اگر در هاویه بستر بگسترانم اینك تو آنجا هستی! 9 اگر بالهای سحر را بگیرم و در اقصای دریا ساكن شوم 10 در آنجا نیز دست تو مرا رهبری خواهد نمود و دست راست تو مرا خواهد گرفت.

11 و گفتم: “یقیناً تاریكی مرا خواهد پوشانید.” كه در حال شب گرداگرد من روشنایی گردید. 12 تاریكی نیز نزد تو تاریك نیست و شب مثل روز روشن است و تاریكی و روشنایی یكی است. 13 زیرا كه تو بر دل من مالك هستی مرا در رحم مادرم نقش بستی. 14 تو را حمد خواهم گفت زیرا كه به طور مهیب و عجیب ساخته شده ام. كارهای تو عجیب است و جان من اینرا نیكو میداند. 15 استخوانهایم از تو پنهان نبود وقتی كه در نهان ساخته میشدم و در اسفل زمین نقشبندی می گشتم. 16 چشمان تو جنین مرا دیده است و در دفتر تو همة اعضای من نوشته شده در روزهایی كه ساخته میشد وقتیكه یكی از آنها وجود نداشت.

17 ای خدا فكرهای تو نزد من چه قدر گرامی است و جملة آنها چه عظیم است! 18 اگر آنها را بشمارم از ریگ زیاده است. وقتیكه بیدار میشوم هنوز نزد تو حاضر هستم. 19 یقیناً ای خدا شریران را خواهی كشت. پس ای مردمان خون ریز از من دور شوید. 20 زیرا سخنان مكر آمیز دربارة تو میگویند و دشمنانت نام تو را به باطل میبرند. 21 ای یَهُوَه آیا نفرت نمیدارم از آنانی كه تو را نفرت میدارند و آیا مخالفان تو را مكروه نمیشمارم؟ 22 ایشان را به نفرت تام نفرت میدارم. ایشان را دشمنان خویشتن میشمارم.

23 ای خدا مرا تفتیش كن و دل مرا بشناس. مرا بیازما و فكرهای مرا بدان 24 و ببین كه آیا در من راه فساد است! و مرا به طریق جاودانی هدایت فرما.

مزامیر فصل 140

 

برای سالار مغنّیان. مزمور داود

1 ای یَهُوَه مرا از مرد شریر رهایی ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما! 2 كه در دلهای خود در شرارت تفكّر میكنند و تمامی روز برای جنگ جمع میشوند. 3 دندانهای خود را مثل مار تیز میكنند و زهر افعی زیر لب ایشان است سلاه. 4 ای یَهُوَه مرا از دست شریر نگاه دار از مرد ظالم مرا محافظت فرما كه تدبیر میكنند تا پایهای مرا بلغزانند. 5 متكّبران برای من تله و ریسمانها پنهان كرده و دام به سر راه گسترده و كمندها برای من نهاده اند سلاه. 6 به یَهُوَه گفتم: “تو خدای من هستی. ای یَهُوَه آواز تضرع مرا بشنو! “ 7 ای سلطان تعالی یَهُوَه كه قوت نجات من هستی تو سر مرا در روز جنگ پوشانیده ای. 8 ای یَهُوَه آرزوهای شریر را برایش بر میاور و تدابیر ایشان را به انجام مرسان مبادا سرافراشته شوند سلاه. 9 و اما سرهای آنانی كه مرا احاطه میكنند شرارتِ لبهای ایشان آنها را خواهند پوشانید. 10 اخگرهای سوزنده را بر ایشان خواهند ریخت ایشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفیها كه دیگر نخواهند برخاست. 11 مرد بدگو در زمین پایدار نخواهد شد.. مرد ظالم را شرارت صید خواهد كرد تا او را هلاك كند. 12 میدانم كه یَهُوَه داد سی فقیر را خواهد كرد و داوری مسكینان را خواهد نمود. 13 هر آینه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان به حضور تو ساكن خواهند شد.

مزامیر فصل 141

 

مزمور داود

1 ای یَهُوَه تو را میخوانم. نزد من بشتاب! و چون تو را بخوانم آواز مرا بشنو! 2 دعای من به حضور تو مثل بخور آراسته شود و بر افراشتن دستهایم مثل هدیة شام. 3 ای یَهُوَه بر دهان من نگاهبانی فرما و در لبهایم را نگاه دار. 4 دل مرا به عمل بد مایل مگردان تا مرتكب اعمال زشت با مردان بدكار نشوم. و از چیزهای لذیذ ایشان نخورم. 5 مردِ عادل مرا بزند و لطف خواهد بود و مرا تأدیب نماید و روغن برای سر خواهد بود! و سر من آنرا ابا نخواهد نمود زیرا كه در بدیهای ایشان نیز دعای من دایم خواهد بود. 6 چون داوران ایشان از سرِ صخره ها انداخته شوند آنگاه سخنان مرا خواهند شنید زیرا كه شیرین است. 7 مثل كسی كه زمین را فلاحت و شیار بكند استخوانهای ما بر سر قبرها پراكنده میشود. 8 زیرا كه ای سلطان تعالی یَهُوَه چشمان من بسوی توست. و بر تو توكّل دارم. پس جان مرا تلف منما! 9 مرا از دامی كه برای من نهاده اند نگاه دار و از كمندهای گناهكاران. 10 شریران به دامهای خود بیفتند و من بسلامتی در بگذرم.

مزامیر فصل 142

 

قصیدة داود و دعا وقتیكه در مغاره بود

1 به آواز خود نزد یَهُوَه فریاد برمیآورم. به آواز خود نزد یَهُوَه تضرع مینمایم. 2 نالة خود را در حضور او خواهم ریخت. تنگی های خود را نزد او بیان خواهم كرد. 3 وقتی كه روح من در من مدهوش میشود. پس تو طریقت مرا دانسته ای. در راهی كه میروم دام برای من پنهان كرده اند. 4 به طرف راست بنگر و ببین كه كسی نیست كه مرا بشناسد. ملجا برای من نابود شد. كسی نیست كه در فكر جان من باشد. 5 نزد تو ای یَهُوَه فریاد كردم و گفتم كه تو ملجا و حصّة من در زمین زندگان هستی. 6 به نالة من توجه كن زیرا كه بسیار ذلیلم! مرا از جفا كنندگانم برهان زیرا كه از من زورآورترند. 7 جان مرا از زندان در آور تا نام تو را حمد گویم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد زیرا كه به من احسان نموده ای.

 

مزامیر فصل 143

 

مزمور داود

1 ای یَهُوَه دعای مرا بشنو و به تضرع من گوش بده! در امانت و عدالت خویش مرا اجابت فرما! 2و بر بندة خود به محاكمه برمیا. زیرا زنده ای نیست كه به حضور تو عادل شمرده شود. 3 زیرا كه دشمن بر جان من جفا كرده حیات مرا به زمین كوبیده است و مرا در ظلمت ساكن گردانیده مثل آنانی كه مدتی مرده باشند. 4 پس روح من در من مدهوش شده و دلم در اندرونم متحیر گردیده است.

5 ایام قدیم را به یاد میآورم. در همة اعمال تو تفكّر نموده در كارهای دست تو تأمل میكنم. 6 دستهای خود را بسوی تو دراز میكنم. جان من مثلِ زمینِ خشك تشنة تو است سلاه. 7 ای یَهُوَه بزودی مرا اجابت فرما زیرا روح من كاهیده شده است. روی خود را از من مپوشان مبادا مثل فرو روندگان به هاویه بشوم. 8 بامدادان رحمت خود را به من بشنوان زیرا كه بر تو توكّل دارم. طریقی را كه بر آن بروم مرا بیاموز زیرا نزد تو جان خود را بر می افرازم.

9 ای یَهُوَه مرا از دشمنانم برهان زیرا كه نزد تو پناه برده ام. 10 مرا تعلیم ده تا ارادة تو را بجا آورم زیرا خدای من تو هستی. روح مهربان تو مرا در زمین هموار هدایت بنماید. 11 به خاطر نام خود ای یَهُوَه مرا زنده ساز به خاطر عدالت خویش جان مرا از تنگی برهان 12 و به خاطر رحمت خود دشمنانم را منقطع ساز. و همة مخالفان جان مرا هلاك كن زیرا كه من بندة تو هستم.

مزامیر فصل 144

 

مزمور داود

1 یَهُوَه كه صخرة من است متبارك باد كه دستهای مرا به جنگ و انگشتهای مرا به حرب تعلیم داد! 2 رحمت من اوست و ملجای من و قلعة بلند من و رهاننده من و سپر من و آنكه بر او توكّل دارم كه قوم مرا در زیر اطاعت من میدارد. 3 ای یَهُوَه آدمی چیست كه او را بشناسی؟ و پسر انسان كه او را به حساب بیاوری؟ 4 انسان مثل نَفسی است و روزهایش مثل سایه ای است كه میگذرد.

5 ای یَهُوَه آسمانهای خود را خم ساخته فرود بیا. و كوهها را لمس كن تا دود شوند. 6 رعد را جهنده ساخته آنها را پراكنده ساز. تیرهای خود را بفرست و آنها را منهزم نما. 7 دست خود را از اعلی بفرست و مرا رهانیده از آبهای بسیار خلاصی ده یعنی از دست پسران اجنبی 8 كه دهان ایشان به باطل سخن میگوید و دست راست ایشان دست دروغ است. 9 ای خدا تو را سرودی تازه میسرایم. با بربط ذات ده تار تو را ترنّم خواهم نمود. 10 كه پادشاهان را نجات می بخشی و بندة خود داود را از شمشیر مهلك میرهانی.

11 مرا از دست اجنبیان برهان و خلاصی ده كه دهان ایشان به باطل سخن میگوید و دست راست ایشان دست دروغ است. 12 تا پسران ما در جوانی خود نمو كرده مثل نهالها باشند و دختران ما مثل سنگهای زاویه تراشیده شده به مثال قصر. 13 و انبارهای ما پر شده به انواع نعمت ریزان شوند. و گله های ما هزارها و كرورها در صحراهای ما بزایند. 14 و گاوان ما باربردار شوند و هیچ رخنه و خروج و ناله ای در كوچه های ما نباشد. 15 خوشابحال قومی كه نصیب ایشان این است. خوشابحال آن قوم كه یَهُوَه خدای ایشان است.

مزامیر فصل 145

 

تسبیح داود

1 ای خدای من ای پادشاه تو را متعال میخوانم و نام تو را متبارك میگویم تا ابدالآباد! 2 تمامی روز تو را متبارك میخوانم و نام تو را حمد میگویم تا ابدالآباد. 3 یَهُوَه عظیم است و بینهایت ممدوح و عظمت او را تفتیش نتوان كرد. 4 طبقه تا طبقه اعمال تو را تسبیح میخوانند و كارهای عظیم تو را بیان خواهند نمود. 5 در مجد جلیل كبریایی تو و در كارهای عجیب تو تفكّر خواهم نمود. 6 در قوتِ كارهای مهیبِ تو سخن خواهند گفت. و من عظمت تو را بیان خواهم نمود. 7 و یادگاری كثرت احسان تو را حكایت خواهند كرد. و عدالت تو را خواهند سرایید. 8 یَهُوَه كریم و رحیم است و دیر غضب و كثیر الاحسان.

9 یَهُوَه برای همگان نیكو است و رحمتهای وی بر همة اعمال وی است. 10 ای یَهُوَه جمیع كارهای تو تو را حمد میگویند. و مقدسان تو تو را متبارك میخوانند. 11 دربارة جلال ملكوت تو سخن میگویند و توانایی تو را حكایت میكنند. 12 تا كارهای عظیم تو را به بنی آدم تعلیم دهند و كبریایی مجید ملكوت تو را. 13 ملكوت تو ملكوتی است تا جمیع دهرها و سلطنت تو باقی تا تمام دورها. 14 یَهُوَه جمیع افتادگان را تأیید میكند و خم شدگان را برمیخیزاند. 15 چشمان همگان منتظر تو میباشد و تو طعام ایشان را در موسمش میدهی. 16 دست خویش را باز میكنی و آرزوی همة زندگان را سیر مینمایی. 17 یَهُوَه عادل است در جمیع طریقهای خود و رحیم در كّل اعمال خویش. 18 یَهُوَه نزدیك است به آنانی كه او را میخوانند به آنانی كه او را به راستی میخوانند. 19 آرزوی ترسندگان خود را بجا میآورد و تضرع ایشان را شنیده ایشان را نجات میدهد. 20 یَهُوَه همة محبان خود را نگاه میدارد و همة شریران را هلاك خواهد ساخت. 21 دهان من تسبیح یَهُوَه را خواهد گفت و همة بشر نام قدوس او را متبارك بخوانند تا ابدالآباد.

مزامیر فصل 146

 

1 هلّلویاه! ای جان من یَهُوَه را تسبیح بخوان! 2 تا زنده هستم یَهُوَه را حمد خواهم گفت. مادامیكه وجود دارم خدای خود را خواهم سرایید. 3 بر رؤسا توكّل مكنید و نه بر ابن آدم كه نزد او اعانتی نیست. 4 روح او بیرون میرود و او به خاك خود برمیگردد و در همان روز فكرهایش نابود میشود.

5 خوشابحال آنكه خدای یعقوب مددكار اوست كه امید او بر یَهُوَه خدای وی میباشد 6 كه آسمان و زمین را آفرید و دریا و آنچه را كه در آنهاست كه راستی را نگاه دارد تا ابدالآباد 7 كه مظلومان را دادرسی میكند و گرسنگان را نان میبخشد. یَهُوَه اسیران را آزاد میسازد. 8 یَهُوَه چشمان كوران را باز میكند. یَهُوَه خم شدگان را بر می افرازد. یَهُوَه عادلان را دوست میدارد. 9 یَهُوَه غریبان را محافظت میكند و یتیمان و بیوه زنان را پایدار مینماید. لیكن طریق شریران را كج میسازد. 10 یَهُوَه سلطنت خواهد كرد تا ابدالآباد و خدای تو ای صهیون نسلاً بعد نسل. هلّلویاه!

مزامیر فصل 147

 

1 هلّلویاه زیرا خدای ما را سراییدن نیكو است و دل پسند و تسبیح خواندن شایسته است! 2 یَهُوَه اورشلیم را بنا میكند و پراكندگان اسرائیل را جمع مینماید. 3 شكسته دلان را شفا میدهد و جراحتهای ایشان را می بندد. 4 عدد ستارگان را میشمارد و جمیع آنها را به نام میخواند. 5 یَهُوَه ما بزرگ است و قوت او عظیم و حكمت وی غیر متناهی. 6 یَهُوَه مسكینان را بر می افرازد و شریران را به زمین می اندازد. 7 یَهُوَه را با تشكر بسرایید. خدای ما را با بربط سرود بخوانید. 8 كه آسمانها را با ابرها میپوشاند و باران را برای زمین مهیا مینماید و گیاه را بر كوهها می رویاند. 9 كه بهایم را آذوقه میدهد و بچه های غراب را كه او را میخوانند. 10 در قوت اسب رغبت ندارد و از ساقهای انسان راضی نمیباشد. 11 رضامندی یَهُوَه از ترسندگان وی است و از آنانیكه به رحمت وی امیدوارند.

12 ای اورشلیم یَهُوَه را تسیبح بخوان. ای صهیون خدای خود را حمد بگو. 13 زیرا كه پشت بندهای دروازه هایت را مستحكم كرده و فرزندانت را در اندرونت مبارك فرموده است. 14 كه حدود تو را سلامتی میدهد و تو را از مغز گندم سیر میگرداند. 15 كه كلام خود را بر زمین فرستاده است و قول او به زودی هرچه تمام تر میدود. 16 كه برف را مثل پشم می باراند و ژاله را مثل خاكستر میپاشد. 17 كه تگرگ خود را در قطعه ها می اندازد و كیست كه پیش سرمای او تواند ایستاد؟ 18 كلام خود را می فرستد و آنها را میگدازد. باد خویش را می وزاند پس آبها جاری میشود. 19 كلام خود را به یعقوب بیان كرده و فرایض و داوریهای خویش را به اسرائیل. 20 با هیچ امتی چنین نكرده است و داوریهای او را ندانسته اند. هلّلویاه!

مزامیر فصل 148

 

1 هلّلویاه! یَهُوَه را از آسمان تسبیح بخوانید! در اعلی علیین او را تسبیح بخوانید! 2 ای همة فرشتگانش او را تسبیح بخوانید. ای همة لشكرهای او او را تسبیح بخوانید. 3 ای آفتاب و ماه او را تسبیح بخوانید. ای همة ستارگان نور او را تسبیح بخوانید. 4 ای فلك الافلاك او را تسبیح بخوانید و ای آبهایی كه فوق آسمانهایید. 5 نام یَهُوَه را تسبیح بخوانند زیرا كه او امر فرمود پس آفریده شدند. 6 و آنها را پایدار نمود تا ابدالآباد و قانونی قرار داد كه از آن در نگذرند.

7 یَهُوَه را از زمین تسبیح بخوانید ای نهنگان و جمیع لجه ها. 8 ای آتش و تگرگ و برف و مه و باد تند كه فرمان او را به جا میآورید. 9 ای كوهها و تمام تلّ ها و درختان میوه دار و همة سروهای آزاد. 10 ای وحوش و جمیع بهایم و حشرات و مرغان بالدار. 11 ای پادشاهان زمین و جمیع امتها و آقاان و همة داوران جهان. 12 ای جوانان و دوشیزگان نیز و پیران و اطفال 13 نام یَهُوَه را تسبیح بخوانند زیرا نام او تنها متعال است و جلال او فوق زمین و آسمان. 14 و او شاخی برای قوم خود برافراشته است تا فخر باشد برای همة مقدسان او یعنی برای بنی اسرائیل كه قوم مقرب او میباشند. هلّلویاه!

مزامیر فصل 149

 

 1 هلّلویاه! یَهُوَه را سرود تازه بسرایید و تسبیح او را در جماعت مقدسان! 2 اسرائیل در آفریننده خود شادی كنند و پسران صهیون در پادشاه خویش وجد نمایند. 3 نام او را با رقص تسبیح بخوانند با بربط و عود او را بسرایند. 4 زیرا یَهُوَه از قوم خویش رضامندی دارد. مسكینان را به نجات جمیل میسازد. 5 مقدسان از جلال فخر بنمایند و بر بسترهای خود ترنّم بكنند. 6 تسبیحات بلند خدا در دهان ایشان باشد. و شمشیر دو دمه در دست ایشان. 7 تا از امتها انتقام بكشند و تأدیب ها بر طوایف بنمایند. 8 و پادشاهان ایشان را به زنجیرها ببندند و آقاان ایشان را به پایبندهای آهنین. 9 و داوری را كه مكتوب است بر ایشان اجرا دارند. این كرامت است برای همة مقدسان او. هلّلویاه!

مزامیر فصل 150

 

 

1 هلّلویاه! خدا را در قدس او تسبیح بخوانید. در فلك قوت او او را تسبیح بخوانید‌! 2 او را به سبب كارهای عظیم او تسبیح بخوانید. او را به حسب كثرت عظمتش تسبیح بخوانید. 3 او را به آواز كَرِنّا تسبیح بخوانید. او را با بربط و عود تسبیح بخوانید. 4 او را با دف و رقص تسبیح بخوانید. او را با ذوات اوتار و نی تسبیح بخوانید. 5 او را با صنجهای بلند آواز تسبیح بخوانید. او را با صنجهای خوش صدا تسبیح بخوانید. 6 هر كه روح دارد یَهُوَه را تسبیح بخواند. هلّلویاه!

تورات

دسته بندي: کتاب انلاین,کتاب عهد عتیق و جدید,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد