close
دانلود آهنگ جدید
ترس یَهُوَه و از كبریای جلال

فوج

ترس یَهُوَه و از كبریای جلال
امروز سه شنبه 08 بهمن 1398
تبليغات تبليغات

اشعیا,_isaiah

23- اشعیا نبی

نویسنده: اشعیا

محل نگارش: اورشلیم

مربوط به تاریخ: 778 ق.د.م تا 732 ق.د.م

اتمام نگارش: 732 ق.د.م

 

اشعیا فصل 1

 1 رؤیای اشعیا ابن‌آموس كه آنرا دربارة یهودا و اورشلیم در روزهای عز‌ّیا و یوتام و آحاز و حزقیا پادشاهان یهودا دید.

 

2 ای آسمان بشنوو ای زمین گوش بگیر زیرا یَهُوَه سخن میگوید. پسران پروردم و برافراشتم اما ایشان بر من عصیان ورزیدند. 3 گاو مالك خویش را و الاغ آخور صاحب خود را میشناسد اما اسرائیل نمیشناسند و قوم من فهم ندارند. 4 وای بر امت خطاكار و قومی كه زیر بار گناه می‌باشند و برذریت شریران و پسران مفسد. یَهُوَه را ترك كردند و قدوس اسرائیل را اهانت نمودند و بسوی عقب منحرف شدند.

5 چرا دیگر ضرب یابید و زیاده فتنه نمایید؟ تمامی سر بیمار است و تمامی دل مریض. 6 از كف پا تا به سر در آن تندرستی نیست بلكه جراحت و كوفتگی و زخم متعفّن كه نه بخیه شده و نه بسته گشته و نه با روغن التیام شده است. 7 ولایت شما ویران و شهرهای شما به آتش سوخته شده است. غریبان زمین شما را در نظر شما میخورند و آن مثل واژگونی بیگانگان خراب گردیده است. 8 و دختر صهیون مثل سایه‌بان در تاكستان و مانند كپر در بوستان خیار و مثل شهر محاصره شده متروك است. 9 اگر یَهُوَه صبایت بقیة اندكی برای ما وا نمی‌گذاشت‌ مثل سدوم میشدیم و مانند عموره میگشتیم.

10 ای حاكمان سدوم كلام یَهُوَه را بشنوید و ای قوم عموره شریعت خدای ما را گوش بگیرید. 11 یَهُوَه میگوید از كثرت قربانی‌های شما مرا چه فایده است؟ از قربانیهای سوختنی قوچها و پیه پرواریها سیر شده‌ام و به خون گاوان و بره‌ها و بزها رغبت ندارم. 12 وقتی كه میآیید تا به حضور من حاضر شوید كیست كه اینرا از دست شما طلبیده است كه دربار مرا پایمال كنید؟ 13 هدایای باطل دیگر میاورید. بخور نزد من مكروه است و غر‌ّة ماه و سبَت و دعوت جماعت نیز. گناه را با محفل مقد‌ّس نمیتوانم تحمل نمایم. 14 غر‌ّه‌ها و عیدهای شما را جان من نفرت دارد آنها برای من بار سنگین است كه از تحمل نمودنش خسته شده‌ام. 15 هنگامی كه دستهای خود را دراز میكنید چشمان خود را از شما خواهم پوشانید و چون دعای بسیار میكنید اجابت نخواهم نمود زیرا كه دستهای شما پر از خون است. 16 خویشتن را شسته طاهر نمایید و بدی اعمال خویش را از نظر من دور كرده ازشرارت دست بردارید. 17 نیكوكاری را بیاموزید و انصاف را بطلبید. مظلومان را رهایی دهید یتیمان را دادرسی كنید و بیوه‌زنان را حمایت نمایید.

18 یَهُوَه میگوید: “بیایید تا با همدیگر محاجه نماییم. اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد مانند برف سفید خواهد شد و اگر مثل قرمز سرخ باشد مانند پشم خواهد شد. 19 اگر خواهش داشته اطاعت نمایید نیكویی زمین را خواهید خورد. 20 اما اگر ابا نموده تمر‌ّد كنید شمشیر شما را خواهد خورد” زیرا كه دهان یَهُوَه چنین میگوید.

21 شهر امین چگونه زانیه شده است. آنكه از انصاف مملو میبود و عدالت در وی سكونت میداشت اما حال قاتلان. 22 نقره تو به د‌ُُرد مبد‌ّل شده و شراب تو از آب ممزوج گشته است. 23 آقاان تو متمر‌ّد شده و رفیق دزدان گردیده هر یك از ایشان رشوه را دوست میدارند و در پی هدایا میروند. یتیمان را دادرسی نمی‌نمایند و دعوی بیوه زنان نزد ایشان نمیرسد. 24 بنابراین سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت قدیر اسرائیل میگوید: “هان من از خصمان خود استراحت خواهم یافت و از دشمنان خویش انتقام خواهم كشید. 25 و دست خود را بر تو برگردانیده د‌ُرد تو را بالكّل پاك خواهم كرد و تمامی ریمت را دور خواهم ساخت. 26 و داوران تو را مثل او‌ّل و مشیران تو را مثل ابتدا خواهم برگردانید و بعد از آن به شهر عدالت و قریة امین مسمی خواهی شد.”

27 صهیون به انصاف فدیه داده خواهد شد و انابت كنندگانش به عدالت. 28 و هلاكت عاصیان و گناهكاران با هم خواهد شد و آنانی كه یَهُوَه را ترك نمایند نابود خواهند گردید. 29 زیرا ایشان از درختان بلوطی كه شما خواسته بودید خجل خواهند شد و از باغاتی كه شما برگزیده بودید رسوا خواهند گردید. 30 زیرا شما مثل بلوطی كه برگش پژمرده و مانند باغی كه آب نداشته باشد خواهید شد. 31 و مرد زورآور پرزة كتان و عملش شعله خواهد شد و هردوی آنها با هم سوخته خواهند گردید و خاموش كننده‌ای نخواهد بود.

اشعیا فصل 2 

 

1 كلامی كه اشعیا ابن آموص دربارة یهودا و اورشلیم دید.

2 و در ایام آخر واقع خواهد شد كه كوه خانة یَهُوَه بر قلة كوهها ثابت خواهد شد و فوق تلّها برافراشته خواهد گردید و جمیع امتها بسوی آن روان خواهند شد. 3 و قومهای بسیار عزیمت كرده خواهند گفت: “بیایید تا به كوه یَهُوَه و به خانة خدای یعقوب برآییم تا طریقهای خویش را به ما تعلیم دهد و به راههای وی سلوك نماییم.” زیرا كه شریعت از صهیون و كلام یَهُوَه از اورشلیم صادر خواهد شد. 4 و او امتها را داوری خواهد نمود و قومهای بسیاری را تنبیه خواهد كرد و ایشان شمشیرهای خود را برای گاوآهن و نیزه‌های خویش را برای ار‌ّه‌ها خواهند شكست و امتی بر امتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت. 5 ای خاندان یعقوب بیایید تا در نور یَهُوَه سلوك نماییم.

 

6 زیرا قوم خود یعنی خاندان یعقوب را ترك كرده‌ای چونكه از رسوم مشرقی مملّو و مانند فلسطینیان فالگیر شده‌اند و با پسران غربا دست زده‌اند. 7 و زمین ایشان از نقره و طلا پر شده و خزاین ایشان را انتهایی نیست و زمین ایشان از اسبان پر است و ارابه‌های ایشان را انتهایی نیست 8 و زمین ایشان از بتها پر است صنعت دستهای خویش را كه به انگشتهای خود ساخته‌اند سجده می‌نمایند. 9 و مردم خم شده و مردان پست میشوند. لهذا ایشان را نخواهی آمرزید.

10 از ترس یَهُوَه و از كبریای جلال وی به صخره داخل شده‌ خویشتن را در خاك پنهان كن. 11 چشمان بلند انسان پست و تكبر مردان خم خواهد شد و در آنروز یَهُوَه به تنهایی متعال خواهد بود. 12 زیرا كه برای یَهُوَه صبایوت روزی است كه بر هر چیز بلند و عالی خواهد آمد و بر هر چیز مرتفع و آنها پست خواهد شد 13و بر همة سروهای آزاد بلند و رفیع لبنان و بر تمامی بلوطهای باشان 14 و برهمة كوههای عالی و بر جمیع تلّهای بلند 15 و بر هر برج مرتفع و بر هر حصار منّیع 16 و برهمة كشتیهای ترشیش و بر همة مصنوعات مرغوب 17 و كبریای انسان خم شود و تكبر مردان پست خواهد شد. و در آن روز یَهُوَه به تنهایی متعال خواهد بود 18 و بتها بالكّل تلف خواهند شد.

19 و ایشان به مغاره‌های صخره‌ها و حفره‌های خاك داخل خواهند شد به سبب ترس یَهُوَه و كبریای جلال وی هنگامی كه او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد. 20 در آنروز مردمان بتهای نقره و بتهای طلای خود را كه برای عبادت خویش ساخته‌اند نزد موش كوران و خفّاشها خواهند انداخت 21 تا به مغاره‌های صخره‌ها و شكافهای سنگ خارا داخل شوند به سبب ترس یَهُوَه و كبریای جلال وی هنگامی كه او برخیزد تا زمین را متزلزل سازد. 22 شما از انسانی كه نفس او در بینی‌اش میباشد دست بركشید زیرا كه او به چه چیز محسوب میشود؟

اشعیا فصل 3

 

1 زیرا اینك سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت پایه و ركن را از اورشلیم و یهودا یعنی تمامی پایة نان و تمامی پایة آب را دور خواهد كرد 2 و شجاعان و مردان جنگی و داوران و انبیا و فالگیران و مشایخ را 3 و سرداران پنجاهه و شریفان و مشیران و صنعتگران ماهر و ساحران حاذق را. 4 و اطفال را بر ایشان حاكم خواهم ساخت و كودكان بر ایشان حكمرانی خواهند نمود. 5 و قوم مظلوم خواهند شد هركس از دست دیگری و هر شخص از همسایة خویش. و اطفال بر پیران و پستان بر شریفان تمر‌ّد خواهند نمود. 6 چون شخصی به برادر خویش در خانة پدرش متمسك شده بگوید: “تو را ر‌ُخو‌ُت هست؟ پس حاكم ما شو و این خرابی در زیر دست تو باشد.” 7 در آنروز او آواز خود را بلند كرده‌خواند گفت:‌ “من علاج كننده نتواتم شد زیرا در خانة من نه نان و نه لباس است پس مرا حاكم قوم مسازید.”

8 زیرا اورشلیم خراب شده و یهودا منهدم گشته است از آن جهت كه لسان و افعال ایشان به ضد‌ّ یَهُوَه میباشد تا چشمان جلال او را به ننگ آورند. 9 سیمای رویهای ایشان به ضد‌ّ ایشان شاهد است و مثل سدوم گناهان خود را فاش كرده آنها را مخفی نمیدارند. وای بر جانهای ایشان زیرا كه به جهت خویشتن شرارت را بعمل آورده‌اند.

10 عادلان را بگویید كه ایشان را سعادتمندی خواهد بود زیرا از ثمرة اعمال خویش خواهند خورد. 11 وای بر شریران كه ایشان را بدی خواهد بود چونكه مكافات دست ایشان به ایشان كرده خواهد شد. 12 و اما قوم من‌كودكان بر ایشان ظلم میكنند و زنان بر ایشان حكمرانی می‌نمایند. ای قوم من راهنمایان شما گمراه‌كنندگانند و طریق راههای شما را خراب میكنند.

13 یَهُوَه برای مجاجه برخاسته و به جهت داوری قومها ایستاده است. 14 یَهُوَه با مشایخ قوم خود و آقاان ایشان به محاكمه درخواهد آمد زیرا شما هستید كه تاكستانها را خورده‌اید و غارت فقیران در خانه‌های شما است. 15 سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت میگوید: “شما را چه شده است كه قوم مرا میگویید و رویهای فقیران را خرد مینمایید؟”

16 و یَهُوَه میگوید: “از این جهت كه دختران صهیون متكبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه میروند و به ناز میخرامند و به پایهای خویش خلخالها را به صدا میآورند.” 17 بنابراین یَهُوَه فرق سر دختران صهیون را كَل خواهد ساخت و یَهُوَه عورت ایشان را برهنه خواهد نمود. 18 و در آنروز یَهُوَه زینت خلخالها و پیشانی‌بندها و هلالها را دور خواهد كرد. 19 و گوشواره‌ها و دستبندها و روبندها را 20 و دستارها و زنجیرها و كمربندها و عطردانها و تعویذها را 21 و انگشترها و حلقه‌های بینی را 22 و رخوت نفیسه و رداها و شالها و كیسه‌ها را 23 و آینه‌ها و كتان نازك و عمامه‌ها و برقِع‌ها را. 24 و واقع میشود كه به عوض عطریات عفونت خواهد شد و به عوض كمربند ریسمان و به عوض مویهای بافته كَلی و به عوض سینه‌بند زنّار پلاس و به عوض زیبایی سوختگی خواهد بود. 25 مردانت به شمشیر و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد. 26 و دروازه‌های وی ناله و ماتم خواهند كرد و او خراب شده بر زمین خواهد نشست.

اشعیا فصل 4

1 و در آنروز هفت زن به یك مرد متمسك شده خواهند گفت: “نان خود را خواهیم خورد و رخت خود را خواهیم پوشید فقط نام تو بر ما خوانده شود و عار ما را بردار.”

2 در آنروز شاخة یَهُوَه زیبا و جلیل و میوة زمین به جهت ناجیان اسرائیل فخر و زینت خواهد بود. 3 و واقع میشود كه هر كه در صهیون باقی ماند و هركه در اورشلیم ترك شود مقد‌ّس خوانده خواهد شد یعنی هركه در اورشلیم در دفتر حیات مكتوب باشد. 4 هنگامی كه یَهُوَه چرك دختران صهیون را بشوید و خون اورشلیم را به روح انصاف و روح سوختگی را از میانش رفع نماید 5 یَهُوَه برجمیع مساكن كوه صهیون و بر محفلهایش ابر و دود در روز و درخشندگی آتشِ مشتعل در شب خواهد آفرید زیرا كه بر تمامی جلال آن پوششی خواهد بود 6 و در وقت روز سایه‌بانی به جهت سایه از گرما و به جهت ملجاء و پناهگاه از طوفان و باران خواهد بود.

اشعیا فصل 5

 

1 سرود محبوب خود را دربارة تاكستانش برای محبوب خود بسرایم.

محبوب من تاكستانی در تلّی بسیار بارور داشت 2 و آنرا كنده از سنگها پاك كرده و مو بهترین در آن غرس نمود و برجی در میانش بنا كرد و چرخشتی نیز در آن كند. پس منتظر میبود تا انگور بیاورد اما انگور بد آورد. 3 پس الآن ای ساكنان اورشلیم و مردان یهودا در میان من و تاكستان من حكم كنید. 4 برای تاكستان من دیگر چه توان كرد كه در آن نكردم؟ پس چون منتظر بودم كه انگور بیاورد چرا انگور بد آورد؟ 5 لهذا الآن شما را اعلام مینمایم كه من به تاكستان خود چه خواهم كرد. حصارش را برمیدارم و چراگاه خواهد شد و دیوارش را منهدم میسازم و پایمال خواهد گردید. 6 و آنرا خراب میكنم كه نه پازش و نه كنده خواهد شد و خاروخس در آن خواهد رویید و ابرها را امر میفرمایم كه بر آن باران نباراند. 7 زیرا كه تاكستان یَهُوَه صبایوت خاندان اسرائیل است و مردان یهودا نهال شادمانی او میباشند. و برای انصاف انتظار كشید و اینك تعد‌ّی و برای عدالت و اینك فریاد شد.

 

8 وای برآنانی كه خانه را به خانه ملحق و مزرعه را به مزرعه ملصق سازند تا مكانی باقی نماند. و شما در میان زمین به تنهایی ساكن میشوید. 9 یَهُوَه صبایوت در گوش من گفت: “به درستی كه خانه‌های بسیار خراب خواهد شد و خانه‌های بزرگ و خوشنما غیر مسكون خواهد گردید. 10 زیرا كه ده جفت گاو زمین یك بت خواهد آورد و یك حومر تخم یك ایفه خواهد داد.” 11 وای بر آنانی كه صبح زود برمیخیزند تا در پی مسكرات بروند و شب دیر می‌نشینند تا شرابً ایشان را گرم نماید 12 و در بزمهای ایشان عود و بربط و دف‌ّ و نای و شراب میباشد. اما به فعل یَهُوَه نظر نمیكنند و به عمل دستهای وی نمی‌نگرند. 13 بنابراین قوم من به‌ سبب عدم معرفت اسیر شده‌اند و شریفان ایشان گرسنه و عوام ایشان از تشنگی خشك گردیده. 14 از این سبب هاویه حرص خود را زیاد كرده و دهان خویش را بی‌حد باز نموده است و جلال و جمهور و شوكت ایشان و هر كه در ایشان شادمان باشد در آن فرو میرود. 15 و مردم خم خواهند شد و مردان ذلیل خواهند گردید و چشمان متكبران پست خواهد شد. 16 و یَهُوَه صبایوت به انصاف متعال خواهد بود و خدای قد‌ّوس به عدالت تقدیس كرده خواهد شد. 17 آنگاه بره‌های (غربا) در مرتعهای ایشان خواهند چرید و غریبان ویرانه‌های پرواریهای ایشان را خواهند خورد.

18 وای برآنانی په عصیان را به ریسمانهای بطالت و گناه را گویا به طناب ارابه میكشند. 19 و میگویند باشد كه او تعجیل نموده كار خود را بشتاباند تا آنرا ببینیم. و مقصود قد‌ّوس اسرائیل نزدیك شده بیاید تا آنرا بدانیم. 20 وای برآنانی كه بدی را نیكویی و نیكویی را بدی می‌نامند كه ظلمت را به جای نور و نور را به جای ظلمت میگذارند و تلخی را به جای شیرینی و شیرینی را به جای تلخی می‌نهند. 21 وای برآنانی كه در نظر خود حكیمند و پیش روی خود فهیم می‌نمایند. 22 وای بر آنانی كه برای نوشیدن شراب زورآورند و به جهت ممزوج ساختن مسكرات مردان قو‌ّی میباشند. 23 كه شریران را برای رشوه عادل میشمارند و عدالت عادلان را از ایشان برمیدارند. 24 بنابراین به نهجی كه شرارة آتش كاه را میخورد و علف خشك در شعله می‌افتد همچنان ریشة ایشان عفونت خواهد شد و شكوفة ایشان مثل غبار برافشانده خواهد گردید. چونكه شریعت یَهُوَه صبایوت را ترك كرده كلام قد‌ّوس اسرائیل را خوار شمرده‌اند. 25 بنابراین خشم یَهُوَه بر قوم خود مشتعل شده و دست خود را بر ایشان دراز كرده ایشان را مبتلا ساخته است. و كوهها بلرزیدند و لاشهای ایشان در میان كوچه‌ها مثل فضلات گردیده‌اند. با وجود این همه‌ غضب او برنگردید و دست وی تا كنون دراز است. 26 و علَمی به جهت امتهای بعید برپا خواهد كرد. و از اقصای زمین برای ایشان صفیر خواهد زد. و ایشان تعجیل نموده‌ بزودی خواهند آمد 27 و در میان ایشان احدی خسته و لغزش خورنده نخواهد بود و احدی نه پینگی خواهد زد و نه خواهد خوابید. و كمربند كمر احدی از ایشان باز نشده دو‌ّال نعلین احدی گسیخته نخواهد شد. 28 كه تیرهای ایشان تیز و تمامی كمانهای ایشان زده شده است. سمهای اسبان ایشان مثل سنگ خارا و چرخهای ایشان مثل گردباد شمرده خواهد شد.

29 غر‌ّش ایشان مثل شیر ماده و مانند شیر ژیان غر‌ّش خواهند كرد و ایشان نعره خواهند زد و صید را گرفته بسلامتی خواهند برد و رهاننده‌ای نخواهد بود. 30 و در آنروز بر ایشان مثل شورش دریا شورش خواهند كرد. و اگر كسی به زمین بنگرد اینك تاریكی و تنگی است و نور در افلاك آن به ظلمت مبد‌ّل شده است.

اشعیا فصل 6

 

1 در سالی كه عز‌ّیا پادشاه مرد یَهُوَه را دیدم كه بر كرسی بلند و عالی نشسته بود و هیكل از دامنهای وی پر بود. 2 و سرافین بالای آن ایستاده بودند كه هریك از آنها شش بال داشت و با دو از آنها روی خود را می‌پوشانید و با دو پایهای خود را می‌پوشانید و با دو پرواز مینمود. 3 و یكی دیگر را صدا زده میگفت: “قد‌ّوس قد‌ّوس قد‌ّوس یَهُوَه صبایوت تمامی زمین از جلال او مملّو است.” 4 و اساس آستانه از آواز او كه صدا میزد می‌لرزید و خانه از دود پر شد. 5 پس گفتم: “وای بر من كه هلاك شده‌ام زیرا كه مرد ناپاك لب هستم و در میان قوم ناپاك لب ساكنم و چشمانم یَهُوَه صبایوت پادشاه را دیده است.”

6 آنگاه یكی از سرافین نزد من پرید و در دست خود اخگری كه با انبر از روی مذبح گرفته بود‌داشت. 7 و آنرا بر دهانم گذارده گفت كه “اینك این لبهایت را لمس كرده است و عصیانت رفع شده و گناهت كفّاره گشته است.”

8 آنگاه آواز یَهُوَه را شنیدم كه میگفت: “كه را بفرستم و كیست كه برای ما برود؟” گفتم: “لبیك مرا بفرست.” 9 گفت: “ برو و به این قوم بگو البته خواهید شنید اما نخواهید فهمید و هرآینه خواهید نگریست اما درك نخواهید كرد. 10 دل این قوم را فربه ساز و گوشهای ایشان را سنگین نما و چشمان ایشان را ببند مبادا با چشمان خود ببینند و با گوشهای خود بشنوند و با دل خود بفهمند و بازگشت نموده شفا یابند.”

11 پس من گفتم: “ای یَهُوَه تا به كی؟” او گفت: “تا وقتی كه شهرها ویران گشته غیر مسكون باشد و خانه‌ها بدون آدمی و زمین خراب و ویران شود. 12 و یَهُوَه مردمان را دور كند و در میان زمین خرابیهای بسیار شود. 13 اما باز عشری در آن خواهد بود و آن نیز بار دیگر تلف خواهد گردید. مثل درخت بلوط و چنار كه چون قطع میشود كُندة آنها باقی میماند همچنان ذریت مقد‌ّس كُندة آن خواهد بود.”

اشعیا فصل 7

 

1 و در ایام آحاز بن یوتام بن عز‌ّیا پادشاه یهودا واقع شد كه رصین پادشاه آرام و فقح بن‌رملیا پادشاه اسرائیل بر اورشلیم برآمدند تا با آن جنگ نمایند اما نتوانستند آنرا فتح نمایند. 2 و به خاندان داود خبر داده گفتند كه آرام در افرایم اردو زده‌اند و دل او و دل مردمانش بلرزید بطوری كه درختان جنگل از باد می‌لرزد.

3 آنگاه یَهُوَه به اشعیا گفت: “تو با پسر خود شآریاشوب به انتهای قناب بركة فوقانی به راه مزرعة گازر به استقبال آحاز بیرون شو. 4 و وی را بگو: با حذر و آرام باش مترس و دلت ضعیف نشود از این دو د‌ُمِ مشعلِ دودافشان یعنی از شد‌ّت خشم رصین و ا‌َرام و پسر رملیا. 5 زیرا كه اَرام و افرایم و پسر رملیا برای ضرر تو مشورت كرده‌ میگویند: 6 بر یهودا برآییم و آنرا محاصره كرده به جهت خویشتن تسخیر نماییم و پسر طبئیل را در آن به پادشاهی نصب كنیم.” 7 سلطان تعالی یَهُوَه چنین میگوید كه “این بجا آورده نمیشود و واقع نخواهد گردید. 8 زیرا كه سر آرام دمشق و سر دمشق رصین است و بعد از شصت و پنج سال افرایم شكسته میشود به طوری كه دیگر قومی نخواهد بود. 9 و سر افرایم سامره و سر سامره پسر رملیا است و اگر باور نكنید هر آینه ثابت نخواهید ماند.”

10 و یَهُوَه بار دیگر آحاز را خطاب كرده گفت: 11 “آیتی به جهت خود از یَهُوَه خدایت بطلب. آنرا یا از عمقها بطلب یا از اعلی‌علیین بالا.” 12 آحاز گفت: “نمی‌طلبم و یَهُوَه را امتحان نخواهم نمود.”

13 گفت: “ای خاندان داود بشنوید! آیا شما را چیزی سهل است كه مردمان را بیزار كنید بلكه میخواهید خدای مرا نیز بیزار كنید. 14 بنابراین خود یَهُوَه به شما آیتی خواهد داد: اینك باكره حامله شده پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند. 15 كره و عسل خواهد خورد تا آنكه ترك كردن بدی و اختیاركردن خوبی را بداند. 16 زیرا قبل از آنكه پسر ترك نمودن بدی و اختیاركردن خوبی را بداند زمینی كه شما از هر دو پادشاه آن میترسید متروك خواهد شد. 17 یَهُوَه بر تو و بر قومت و بر خاندان پدرت ایامی را خواهد آورد كه از ایامی كه افرایم از یهودا جدا شد تا حال نیامده باشد یعنی پادشاه آشور را.” 18 و در آنروز واقع خواهد شد كه یَهُوَه برای مگسهایی كه به كناره‌های نهرهای مصرند و زنبورهایی كه در زمین آشورند صفیر خواهد زد. 19 و تمامی آنها برآمده در وادیهای ویران و شكافهای صخره و برهمة بوته‌های خاردار و بر همة مرتع‌ها فرود خواهند آمد. 20 و در آنروز یَهُوَه به واسطة استره‌ای كه از ماورای نهر اجیر میشود یعنی به واسطة پادشاه آشور موی سر و موی پایها را خواهد تراشید و ریش هم سترده خواهد شد. 21 و در آنروز واقع خواهد شد كه شخصی یك گاو جوان و دو گوسفند زنده نگاه خواهد داشت. 22 و از فراوانی شیری كه میدهند كره خواهد خورد زیرا هركه در میان زمین باقی ماند خوراكش كره و عسل خواهد بود. 23 و در آنروز هرمكانی كه هزار مو به جهت هزار پارة نقره داده میشد پر از خار و خس خواهد بود. 24 با تیرها و كمانها مردم به آنجا خواهند آمد زیرا كه تمامی زمین پر از خاروخس خواهد شد. 25 و جمیع كوههایی كه با بیل كنده میشد از ترس خار و خس به آنجا نخواهند آمد بلكه گاوان را به آنجا خواهند فرستاد و گوسفندان آنرا پایمال خواهند كرد.

اشعیا فصل 8

 

1 و یَهُوَه مرا گفت: “لوحی بزرگ به جهت خود بگیر و بر آن با قلم انسان برای مهیر‌شلال‌حاش‌بز بنویس. 2 و من شهود امین یعنی اوریای كاهن و زكریا‌ابن‌یبركیا را به جهت خود برای شهادت میگیرم.”

3 پس من به نبیه نزدیكی كردم و او حامله شده پسری زایید. آنگاه یَهُوَه به من گفت: “او را مهیر‌شلال‌حاش‌بز بنام. 4 زیرا قبل از آنكه طفل بتواند ای‌ پدرم و ای مادرم بگوید اموال دمشق و غنیمت سامره را پیش پادشاه آشور به یغما خواهند برد.”

5 و یَهُوَه بار دیگر مرا باز خطاب كرده گفت: 6 “چونكه این قوم آبهای شیلوه را كه به ملایمت جاری میشود خوار شمرده از رصین و پسر رملیا مسرور شده‌اند 7 بنابراین اینك یَهُوَه آبهای زورآور بسیار نهر یعنی پادشاه آشور و تمامی حشمت او را بر ایشان برخواهد آورد و او از جمیع جویهای خود برخواهد آمد و از تمامی كناره‌های خویش سرشار خواهد شد 8 و بر یهودا تجاوز نموده سیلان كرده عبور خواهد نمود تا آنكه به گردنها برسد و بالهای خود را پهن كرده طول و عرض ولایتت را ای عمانوئیل پر خواهد ساخت.”

 

9 به هیجان آیید ای قومها و شكست خواهید یافت و گوش گیرید ای اقصای زمین و كمر خود را ببندید و شكست خواهید یافت. كمر خود را ببندید و شكست خواهید یافت. 10 با هم مشورت كنید و باطل خواهد شد و سخن گویید و بجا آورده نخواهد شد زیرا خدا با ما است. 11 چونكه یَهُوَه با دست قو‌ّی به من چنین گفت و مرا تعلیم داد كه به راه این قوم سلوك ننمایم و گفت: 12 “هر آنچه را كه این قوم فتنه می‌نامند شما آنرا فتنه ننامید و از ترس ایشان ترسان و خائف مباشید. 13 یَهُوَه صبایوت را تقدیس نمایید و او ترس و خوف شما باشد. 14 و او (برای شما) مكان مقد‌ّس خواهد بود اما برای هر دو خاندان اسرائیل سنگ مصادم و صخرة لغزش دهنده و برای ساكنان اورشلیم دام و تله. 15 و بسیاری از ایشان لغزش خورده خواهند افتاد و شكسته شده و بدام افتاده گرفتار خواهند گردید.”

16 شهادت را به هم بپیچ و شریعت را در شاگردانم مختوم ساز. 17 و من برای یَهُوَه كه روی خود را از خاندان یعقوب مخفی میسازد انتظار كشیده امیدوار او خواهم بود. 18 اینك من و پسرانی كه یَهُوَه به من داده است از جانب یَهُوَه صبایوت كه در كوه صهیون ساكن است به جهت اسرائیل آیات و علامات هستیم. 19 و چون ایشان به شما گویند كه از اصحاب اجنّه و جادوگرانی كه جیك جیك و زِمزِم میكنند سؤال كنید (گویید) “آیا قوم از خدای خود سؤال ننمایند و آیا از مردگان به جهت زندگان سؤال باید نمود؟” 20 به شریعت و شهادت (توجه نمایید) و اگر موافق این كلام سخن نگویند پس برای ایشان روشنایی نخواهد بود. 21 و با عسرت و گرسنگی در آن خواهند گشت و هنگامی كه گرسنه شوند خویشتن را مشو‌ّش خواهند ساخت و پادشاه و خدای خود را لعنت كرده به بالا خواهند نگریست. 22 و به زمین نظر خواهند انداخت و اینك تنگی و تاریكی و ظلمتِ پریشانی خواهد بود و به تاریكی غلیظ رانده خواهند شد.

اشعیا فصل 9

 

1 لیكن برای او كه در تنگی میبود تاریكی نخواهد شد. در زمان پیشین زمین زبولون و زمین نفتالی را ذلیل ساخت اما در زمان آخر آن را به راه دریا به آن طرف اُرد‌ُن‌ّ در جلیل امتها محترم خواهد گردانید. 2 قومی كه در تاریكی سالك میبودند نور عظیمی خواهند دید و بر ساكنان زمین سایة موت نور ساطع خواهد شد. 3 تو قوم را بسیار ساخته شادی ایشان را زیاد گردانیدی به حضور تو شادی خواهند كرد مثل شادمانی وقت درو و مانند كسانی كه در تقسیم نمودن غنیمت وجد می‌نمایند. 4 زیرا كه یوغ بار او را و عصای گردنش یعنی عصای جفا‌كنندة وی را شكستی چنانكه در روز مدیان كردی. 5 زیرا همة اسلحة مسلحان در غوغا است و ر‌ُخُوت ایشان به خون آغشته است اما برای سوختن و هیزم آتش خواهند بود. 6 زیرا كه برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و آقا سلامتی خوانده خواهد شد. 7 ترقی سلطنت و سلامتی او را بر كرسی داود و بر مملكت وی انتها نخواهد بود تا آنرا به انصاف و عدالت از الآن تا ابدالآباد ثابت و استوار نماید. غیرت یَهُوَه صبایوت اینرا بجا خواهد آورد.

 

8 یَهُوَه كلامی نزد یعقوب فرستاد و آن بر اسرائیل واقع گردید. 9 و تمامی قوم خواهند دانست یعنی افرایم و ساكنان سامره كه از غرور و تكبر دل خود میگویند: 10 “خشتها افتاده است اما با سنگهای تراشیده بنا خواهیم نمود چوبهای افراغ در هم شكست اما سرو آزاد بجای آنها میگذاریم.” 11 بنابراین یَهُوَه دشمنان رصین را بضد‌ّ او خواهد برافراشت و خصمان او را خواهد برانگیخت. 12 اَرامیان را از مشرق و فلسطینیان را از مغرب و ایشان اسرائیل را با دهان گشوده خواهند خورد. اما با این همه خشم او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است. 13 و این قوم بسوی زنندة خودشان بازگشت ننموده و یَهُوَه صبایوت را نطلبیده‌اند. 14 بنابراین یَهُوَه سر و د‌ُم و نخل و نی را از اسرائیل در یكروز خواهد برید. 15 مرد پیر و مرد شریف سر است و نبی‌ای كه تعلیم دروغ میدهد د‌ُم میباشد. 16 زیرا كه هادیان این قوم ایشان را گمراه میكنند و پیروان ایشان بلعیده میشوند.

17 از این سبب یَهُوَه از جوانان ایشان مسرور نخواهد شد و بر یتیمان و بیوه‌زنان ایشان ترحم نخواهد نمود. چونكه جمیع ایشان منافق و شریرند و هر دهانی به حماقت متكلّم میشود با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است. 18 زیرا كه شرارت مثل آتش میسوزاند و خار و خس را میخورد و در بوته‌های جنگل افروخته شده دود غلیظ پیچان میشود. 19 از غضب یَهُوَه صبایوت زمین سوخته شده است و قوم هیزمِ آتش گشته‌اند و كسی به برادر خود شفقت ندارد. 20 از جانب راست می‌ربایند و گرسنه میمانند و از طرف چپ میخورند و سیر نمی‌شوند و هركس گوشت بازوی خود را میخورد. 21 منسی افرایم را و افرایم منسی را و هردوی ایشان بضّد یهودا متحد میشوند. با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است.

اشعیا فصل 10

1 وای بر آنانی كه احكام غیر عادله را جاری میسازند و كاتبانی كه ظلم را مرقوم میدارند 2 تا مسكینان را از داوری منحرف سازند و حق‌ّ فقیران قوم مرا بربایند تا آنكه بیوه زنان غارت ایشان بشوند و یتیمان را تاراج نمایند. 3 پس در روز بازخواست در حینی كه خرابی از دور می‌آید چه خواهید كرد و بسوی كه برای معاونت خواهید گریخت و جلال خود را كجا خواهید انداخت؟ 4 غیر از آنكه زیر اسیران خم شوند و زیر كشتگان بیفتند. با اینهمه غضب او برگردانیده نشده و دست او هنوز دراز است.

 

5 وای بر آشور كه عصای غضب من است و عصایی كه در دست ایشان است خشم من میباشد. 6 او را بر امت منافق میفرستم و نزد قوم مغضوب خود مأمور میدارم تا غنیمتی بربایند و غارتی ببرند و ایشان را مثل گِل كوچه‌ها پایمال سازند. 7 اما او چنین گمان نمیكند و دلش بدینگونه قیاس نمی‌نماید بلكه مراد دلش این است كه امتهای بسیار را هلاك و منقطع بسازد. 8 زیرا میگوید آیا سرداران من جمیعأ پادشاه نیستند؟ 9 آیا كَلنو مثل كركمیش نیست و آیا حمات مثل ارفاد نی و آیا سامره مانند دمشق نمی‌باشد 10 چنانكه دست من بر ممالك بتها استیلا یافت؟ و بتهای تراشیدة آنها از بتهای اورشلیم و سامره بیشتر بودند؟ 11 پس آیا به نهجی كه به سامره و بتهایش عمل نمودم به اورشلیم و بتهایش چنین عمل نخواهم نمود؟

12 و واقع خواهد شد بعد از آنكه یَهُوَه تمامی كار خود را با كوه صهیون و اورشلیم به انجام رسانیده باشد كه من از ثمرة دل مغرور پادشاه آشور و از فخر چشمان متكبر وی انتقام خواهم كشید. 13 زیرا میگوید: “به قو‌ّت دست خود و به حكمت خویش چونكه فهیم هستم این را كردم و حدود قومها را منتقل ساختم و خزاین ایشان را غارت نمودم و مثل جبار آقاان ایشان را به زیر انداختم. 14 و دست من دولت قومها را مثل آشیانه‌ای گرفته است و بطوری كه تخمهای متروك را جمع كنند من تمامی زمین را جمع كردم. و كسی نبود كه بال را بجنباند یا دهان خود را بگشاید یا جِك جِك بنماید.”

15 آیا تبر بر كسی كه به آن میشكند فخر خواهد نمود یا ار‌ّه بر كسی كه آنرا میكشد افتخار خواهد كرد كه گویا عصا بلند كنندة خود را بجنباند یا چوب دست آنچه را كه چوب نباشد بلند نماید؟ 16 بنابراین سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت بر فربهان او لاغری خواهد فرستاد و زیر جلال او سوختنی مثل سوختن آتش افروخته خواهد شد. 17 و نور اسرائیل نار و قد‌ّوس وی شعله خواهد شد و در یكروز خار و خسش را سوزانیده خواهد خورد. 18 و شوكت جنگل و بستان او هم روح و هم بدن را تباه خواهد ساخت و مثل گداختن مریض خواهد شد. 19 و بقیه درختان و جنگلش قلیل‌العدد خواهد بود كه طفلی آنها را ثبت تواند كرد.

 

20 و در آنروز واقع خواهد شد كه بقیة اسرائیل و ناجیان خاندان یعقوب بار دیگر بر زنندة خودشان اعتماد نخواهند نمود بلكه بر یَهُوَه كه قد‌ّوس اسرائیل است به اخلاص اعتماد خواهند نمود. 21 و بقیه‌ای یعنی بقیه یعقوب بسوی خدای قادر مطلق بازگشت خواهند كرد. 22 زیرا هرچند قوم تو اسرائیل مثل ریگ دریا باشند فقط از ایشان بقّیتی بازگشت خواهند نمود. هلاكتی كه مقد‌ّر است به عدالت مجرا خواهد شد 23 زیرا سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت هلاكت و تقدیری در میان تمام زمین به عمل خواهد آورد. 24 بنابراین سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: “ای قوم من كه در صهیون ساكنید از آشور مترسید اگر چه شما را به چوب بزند و عصای خود را مثل مصریان بر شما بلند نماید. 25 زیرا بعد از زمان بسیار كمی غضب تمام خواهد شد و خشم من برای هلاكت ایشان خواهد بود.” 26 و یَهُوَه صبایوت تازیانه‌ای بر وی خواهد برانگیخت چنانكه در كشتار مد‌ّیان بر صخرة غراب. و عصای او بر دریا خواهد بود و آنرا بلند خواهد كرد به طوری كه بر مصریان كرده بود. 27 و در آنروز واقع خواهد شد كه بار او از دوش تو و یوغ او از گردن تو رفع خواهد شد و یوغ از فربهی گسسته خواهد شد.

28 او به عیات رسید و از مجرون گذشت و در مكماش اسباب خود را گذاشت. 29 از معبر عبور كردند و در جبع منزل گزیدند اهل رامه هراسان شدند و اهل جبعة‌شاؤل فرار كردند. 30 ای دختر جلیم به آواز خود فریاد برآور! ای لیشه و ای عناتوت فقیر گوش ده! 31 مدمینه فراری شدند و ساكنان جیبیم گریختند. 32 همین امروز در نوب توقّف میكند و دست خود را بر جبل دختر صهیون و كوه اورشلیم دراز میسازد. 33 اینك سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت شاخه‌ها را با خوف قطع خواهد نمود و بلندقد‌ّان بریده خواهند شد و مرتفعان پست خواهند گردید 34 و بوته‌های جنگل به آهن بریده خواهد شد و لبنان به دست جباران خواهد افتاد.

اشعیا فصل 11

 

1 و نهالی از تنة یسَی بیرون آمده شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شكفت. 2 و روح یَهُوَه بر او قرار خواهد گرفت یعنی روح حكمت و فهم و روح مشورت و قو‌ّت و روح معرفت و ترس یَهُوَه. 3 و خوشی او در ترس یَهُوَه خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد كرد و بر وفق سمع گوشهای خویش تنبیه نخواهد نمود. 4 بلكه مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومانِ زمین براستی حكم خواهد نمود. و جهان را به عصای دهان خویش زده شریران را به نفخة لبهای خود خواهد كُشت. 5 و كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت.

6 و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند. 7 و گاو با خرس خواهد چرید و بچه‌های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد. 8 و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد و طفلِ از شیر بازداشته شده دست خود را بر خانة افعی خواهد گذاشت. 9 و در تمامی كوه مقد‌ّس من ضرر و فسادی نخواهند كرد زیرا كه جهان از معرفت یَهُوَه پرخواهد بود مثل آبهایی كه دریا را میپوشاند.

10 و در آنروز واقع خواهد شد كه ریشة یسی به جهت علَمِ قومها برپا خواهد شد و امتها آنرا خواهند طلبید و سلامتی او با جلال خواهد بود. 11 و در آنروز واقع خواهد گشت كه یَهُوَه بار دیگر دست خود را دراز كند تا بقیة قوم خویش را كه از آشور و مصر و فتروس و حبش و عیلام و شنعار و حمات و از جزیره‌های دریا باقی مانده باشند باز آورد.

12 و به جهت امتها علَمی برافراشته رانده‌شدگان اسرائیل را جمع خواهد كرد و پراكندگان یهودا را از چهار طرف جهان فراهم خواهد آورد. 13 و حسد افرایم رفع خواهد شد و دشمنان یهودا منقطع خواهند گردید. افرایم بر یهودا حسد نخواهد برد و یهوا افرایم را دشمنی نخواهد نمود. 14 و به جانب مغرب بر دوش فلسطینیان پریده بنی‌مشرق را با هم غارت خواهند نمود. و دست خود را بر اَد‌ُوم و موًآب دراز كرده بنی‌عمون ایشان را اطاعت خواهند كرد. 15 و یَهُوَه زبانة دریای مصر را تباه ساخته دست خود را با بادِ سوزان بر نهر دراز خواهد كرد و آنرا با هفت نهرش خواهد زد و مردم را با كفش به آن عبور خواهد داد. 16 و به جهت بقیه قوم او كه از آشور باقی مانده باشند شاهراهی خواهد بود چنانكه به جهت اسرائیل در روز برآمدن ایشان از زمین مصر بود.

اشعیا فصل 12

 

1 و در آنروز خواهی گفت كه “ای یَهُوَه تو را حمد میگویم زیرا به من غضبناك بودی اما غضبت برگردانیده شده مرا تسلی میدهی. 2 اینك خدا نجات من است بر او توكّل نموده نخواهم ترسید. زیرا یاه یَهُوَه قو‌ّت و تسبیح من است و نجات من گردیده است.” 3 بنابراین با شادمانی از چشمه‌های نجات آب خواهید كشید.

4 و در آنروز خواهید گفت: “یَهُوَه را حمد گویید و نام او را بخوانید و اعمال او را در میان قومها اعلام كنید و ذكر نمایید كه اسم او متعال میباشد. 5 برای یَهُوَه بسرایید زیرا كارهای عظیم كرده است و این در تمامی زمین معروف است. 6 ای ساكنة صهیون صدا را برافراشته بسرای زیرا قد‌ّوس اسرائیل در میان تو عظیم است.”

اشعیا فصل 13

 

1 وحی دربارة بابلكه اشعیا ابن‌آموص آنرا دید.

2 علَمی بر كوه خشك برپا كنید و آواز به ایشان بلند نمایید با دست اشاره كنید تا به درهای نجبا داخل شوند. 3 من مقد‌ّسان خود را مأمور داشتم و شجاعان خویش یعنی آنانی را كه در كبریای من وجد مینمایند به جهت غضبم دعوت نمودم. 4 آواز گروهی در كوه‌ها مثل آواز خلق كثیر. آواز غوغای ممالك امتها كه جمع شده باشند. یَهُوَه صبایوت لشكر را برای جنگ سان می‌بیند. 5 ایشان از زمین بعید و از كرانه‌های آسمان می‌آیند. یعنی یَهُوَه با اسلحة غضب خود تا تمامی‌ٍ جهان را ویران كند. 6 و‌‌ِلو‌ِلَه كنید زیرا كه روز یَهُوَه نزدیك است مثل هلاكتی از جانب قادر مطلق می‌آید. 7 از این جهت همة دستها سست میشود و دلهای همة مردم گداخته میگردد. 8 و ایشان متحیر شده ا‌َلَمها و دردهای زه بر ایشان عارض میشود مثل زنی كه می‌زاید درد میكشند. بر یكدیگر نظر حیرت می‌اندازند و رویهای ایشان رویهای شعله‌ور میباشد. 9 اینك روز یَهُوَه با غضب و شد‌ّت خشم و ستمكیشی می‌آید تا جهان را ویران سازد و گناهكاران را از میانش هلاك نماید. 10 زیرا كه ستارگان آسمان و برجهایش روشنایی خود را نخواهند داد. و آفتاب در وقت طلوع خود تاریك خواهد شد و ماه روشنایی خود را نخواهد تابانید. 11 و من ربع مسكون را به سبب گناه و شریران را به سبب عصیان ایشان سزا خواهم داد و غرور متكبران را تباه خواهم ساخت و تكبر جباران را به زیر خواهم انداخت. 12 و مردم را از زر خالص و انسان را از طلای ا‌ُوفیر كمیابتر خواهم گردانید. 13 بنابراین آسمان را متزلزل خواهم ساخت و زمین از جای خود متحر‌ّك خواهد شد. در حین غضب یَهُوَه صبایوت و در روز شد‌ّت خشم او.

14 و مثل آهوی رانده شده و مانند گله‌ای كه كسی آنرا جمع نكند خواهند بود. و هر كس به سوی قوم خود توجه خواهد نمود و هر شخص به زمین خویش فرار خواهد كرد. 15 و هر كه یافت شود با نیزه زده خواهد شد و هر كه گرفته شود با شمشیر خواهد افتاد. 16 اطفال ایشان نیز در نظر ایشان به زمین انداخته شوند و خانه‌های ایشان غارت شود و زنان ایشان بی‌عصمت گردند. 17 اینك من مادیان را بر ایشان خواهم برانگیخت كه نقره را به حساب نمی‌آورند و طلا را دوست نمیدارند. 18 و كمانهای ایشان جوانان را خرد خواهد كرد. و بر ثمرة ر‌َحِم ترحم نخواهند نمود و چشمان ایشان بر اطفال شفقت نخواهد كرد. 19 و بابِل كه جلال ممالك و زینت فخر كلدانیان است مثل واژگون ساختن خدا سدوم و عموره را خواهد شد. 20 و تا به ابد آباد نخواهد شد و نسلاً بعد نسل مسكون نخواهد گردید. و اَعراب در آنجا خیمه نخواهند زد و شبانان گله‌ها را در آنجا نخواهند خوابانید. 21 بلكه وحوش صحرا در آنجا خواهند خوابید و خانه‌های ایشان از بومها پر خواهد شد. شتر مرغ در آنجا ساكن خواهد شد و غولان در آنجا رقص خواهند كرد 22 و شغالها در قصرهای ایشان و گرگها دركوشكهای خوشنما صدا خواهند زد و زمانش نزدیك است كه برسد و روزهایش طول نخواهد كشید.

اشعیا فصل 14

1 زیرا یَهُوَه بریعقوب ترحم فرموده اسرائیل را بار دیگر خواهد برگزید و ایشان را در زمینشان آرامی خواهد داد. و غربا با ایشان ملحق شده با خاندان یعقوب ملصق خواهند گردید. 2 و قومها ایشان را برداشته به مكان خودشان خواهند آورد. و خاندان اسرائیل ایشان را در زمین یَهُوَه برای بندگی و كنیزی مملوك خود خواهند ساخت. و اسیركنندگان خود را اسیر كرده‌ بر ستمكاران خویش حكمرانی خواهند نمود.

3 و در روزی كه یَهُوَه تو را از ا‌َلَم و اضطرابت و بندگی سخت كه بر تو می‌نهادند خلاصی بخشد واقع خواهد شد 4 كه این مثَل را بر پادشاه بابل زده خواهی گفت: چگونه آن ستمكار تمام شد و آن جور پیشه چگونه فانی گردید! 5 یَهُوَه عصای شریران و چوگان حاكمان را شكست. 6 آنكه قومها را به خشم با صدمة متوالی میزد و بر امتها به غضب با جفای بی‌حد‌ّ حكمرانی مینمود 7 تمامی زمین آرام شده و ساكت گردیده‌اند و به آواز بلند ترنم مینمایند.

8 صنوبرها نیز و سروهای آزاد لبنان دربارة تو شادمان شده میگویند: “از زمانی كه تو خوابیده‌ای قطع كننده‌ای بر ما برنیامده است.”

9 هاویه از زیر برای تو متحر‌ّ‌ّك است تا چون بیایی تو را استقبال نماید و مردگان یعنی جمیع بزرگان زمین را برای تو بیدار میسازد و جمیع پادشاهان امتها را از كرسیهای ایشان برمیدارد.

10 جمیع اینها تو را خطاب كرده‌ میگویند: “آیا تو نیز مثل ما ضعیف شده‌ای و مانند ما گردیده‌ای؟” 11 جلال تو و صدای بربطهای تو به هاویه فرود شده است. كِرمها زیر تو گسترانیده شده و مورها تو را می‌پوشانند.

12 ای زهره دختر صبح چگونه از آسمان افتاده‌ای؟ ای كه امتها را ذلیل میساختی چگونه به زمین افكنده شده‌ای؟ 13 و تو در دل خود میگفتی: “به آسمان صعود نموده كرسی خود را بالای ستارگان خدا خواهم افراشت و بر كوه اجتماع در اطراف شمال جلوس خواهم نمود. 14 بالای بلندیهای ابرها صعود كرده‌ مثل حضرت‌اعلی خواهم شد.” 15 لكن به هاویه به اسفلهای حفره فرود خواهی شد.

16 آنانی كه تو را بینند بر تو چشم دوخته و در تو تأمل نموده خواهند گفت: “آیا این آن مرد است كه جهان را متزلزل و ممالك را مرتعش میساخت؟ 17 كه ربع مسكون را ویران مینمود و شهرهایش را منهدم میساخت و اسیران خود را به خانه‌های ایشان رها نمیكرد؟”

18 همة پادشاهان امتها جمیعاً هر یك در خانة خود با جلال میخوابند. 19 اما تو از قبر خود بیرون افكنده میشوی و مثل شاخة مكروه و مانند لباس كشتگانی كه با شمشیر زده شده باشند كه به سنگهای حفره فرو میروند و مثل لاشة پایمال شده. 20 با ایشان در دفن متحد نخواهی بود چونكه زمین خود را ویران كرده قوم خویش را كشته‌ای. ذر‌ّیت شریران تا به ابد مذكور نخواهند شد. 21 برای پسران به سبب گناه پدران ایشان قتل را مهیا سازید تا ایشان برنخیزند و در زمین تصر‌ّّف ننمایند و روی ربع مسكون را از شهرها پر نسازند.

22 و یَهُوَه صبایوت میگوید: “من به ضد‌ّّ ایشان خواهم برخاست.” و یَهُوَه میگوید: “اسم و بقیه را و نسل و ذریت را از بابل منقطع خواهم ساخت. 23 و آن را نصیب خارپشتها و خَلابهای آب خواهم گردانید و آنرا با جاروب هلاكت خواهم ر‌‌‌ُفت.” یَهُوَه صبایوت میگوید.

 

24 یَهُوَه صبایوت قسم خورده میگوید: “یقینا‌ً بطوری كه قصد نموده‌ام همچنان واقع خواهد شد. و به نهجی كه تقدیر كرده‌ام همچنان بجا آورده خواهد گشت. 25 و آشور را در زمین خودم خواهم شكست و او را بر كوههای خویش پایمال خواهم كرد. و یوغ او از ایشان رفع شده بار وی از گردن ایشان برداشته خواهد شد.”

26 تقدیری كه بر تمامی زمین مقد‌ّر گشته این است. و دستی كه بر جمیع امتها دراز شده همین است. 27 زیرا كه یَهُوَه صبایوت تقدیر نموده است پس كیست كه آنرا باطل گرداند؟ و دست اوست كه دراز شده است پس كیست كه آنرا برگرداند؟

 

28 در سالی كه آحاز پادشاه مرد این وحی نازل شد: 29 ای جمیع فلسطین شادی مكن از اینكه عصایی كه تو را میزد شكسته شده است. زیرا كه از ریشة مار افعی بیرون میآید و نتیجة او اژدهای آتشین پرنده خواهد بود. 30 و نخستزادگان مسكینان خواهند چرید و فقیران در اطمینان خواهند خوابید. و ریشة تو را با قحطی خواهم كُشت و باقیماندگان تو مقتول خواهند شد.

31 ای دروازه و‌ِلوِلََه نما! و ای شهر فریاد برآور! ای تمامی‌ِ فلسطین تو گداخته خواهی شد. زیرا كه از طرف شمال دود میآید و از صفوف وی كسی دور نخواهد افتاد. 32 پس به رسولان امتها چه جواب داده شود: “اینكه یَهُوَه صهیون را بنیاد نهاده است و مسكینان قوم وی در آن پناه خواهند برد.”

اشعیا فصل 15

 

1 وحی دربارة موآب:

زیرا كه در شبی عار موآب خراب و هلاك شده است زیرا در شبی قیر موآب خراب و هلاك شده است. 2 به بتكده و دیبون به مكانهای بلند به جهت گریستن برآمده‌اند. موآب برای نَبو و مید‌َبا و‌ِلوِلَه میكند. بر سر هریكی از ایشان گَری است و ریشهای همه تراشیده شده است. 3 در كوچه‌های خود كمر خود را به پلاس می‌بندند و بر پشت بامها و در چهارسوهای خود هركس و‌‌َلوِلَه مینماید و اشكها میریزد. 4 و حشبون و ا‌َلعا‌لَه فریاد بر می‌آورند. آواز ایشان تا یاهص مسموع میشود. بنابراین مسلّحان موآب ناله میكنند و جان ایشان در ایشان میلرزد.

5 دل من به جهت موآب فریاد برمیآورد. فراریانش تا به صوغَر و عًجِلَت شَلِشیا نعره میزنند زیرا كه ایشان به فراز لُوحیت با گریه برمیآیند. زیرا كه از راه حور‌ُونایم صدای هلاكت برمیآورند. 6 زیرا كه آبهای نمِریم خراب شده چونكه علف خشكیده و گیاه تلف شده و هیچ چیز سبز باقی نمانده است. 7 بنابراین دولتی را كه تحصیل نموده‌اند و اندوخته‌های خود را بر وادی بیدها میبرند. 8 زیرا كه فریاد ایشان حدود موآب را احاطه نموده و وِلوِلَه ایشان تا ا‌َجلایم و وِلوِلَه ایشان تا بئر ایلیم رسیده است. 9 چونكه آبهای دیمون از خون پر شده زانرو كه بر دیمون (بلایای) زیاد خواهم آورد یعنی شیری را بر فراریان موآب و بر بقیة زمینش (خواهم گماشت).

اشعیا فصل 16

 بره‌ها را كه خراج حاكم زمین است از سالع بسوی بیابان به كوه دختر صهیون بفرستید. 2 و دختران موآب مثل مرغان آواره و مانند آشیانة ترك شده نزد معبرهای اَرنون خواهند شد. 3 مشورت بدهید و انصاف را بجا آورید و سایة خود را در وقت ظهر مثل شب بگردان. رانده‌شدگان را پنهان كن و فراریان را تسلیم منما. 4 ای موآب بگذار كه رانده‌شدگان من نزد تو مأوا گزینند. و برای ایشان از روی تاراج كننده پناهگاه باش. زیرا ظالم نابود میشود و تاراج كننده تمام میگردد و ستمكار از زمین تلف خواهد شد. 5 و كُرسی به رحت استوار خواهد گشت و كسی به راستی بر آن در خیمة داود خواهد نشست كه داوری كند و انصاف را بطلبد و به جهت عدالت تعجیل نماید.

6 غرور موآب و بسیاری تكبر و خُیلاء و كبر و خشم او را شنیدیم و فخر او باطل است. 7 بدین سبب موآب به جهت موآب وِلوِلَه میكند و تمامی ایشان وِلوِلَه مینمایند. به جهت بنیادهای قیر حار‌َست ناله میكنید زیرا كه بالكّل مضروب میشود. 8 زیرا كه مزرعه‌های حشبون و موًهای سِبًمه پژمرده شد و آقاان امتها تاكهایش را شكستند. آنها تا به یعزیر رسیده بود و در بیابان پراكنده میشد و شاخه‌هایش منتشر شده از دریا میگذشت. 9 بنابراین برای مو سِبًمه به گریة یعزیر خواهم گریست. ای حشبون و اَلعالَه شما را با اشكهای خود سیراب خواهم ساخت زیرا كه بر میوه‌ها و انگورهایت گلبانگ افتاده است. 10 شادی و ابتهاج از بستانها برداشته شد و در تاكستانها ترنّم و آواز شادمانی نخواهد بود و كسی شراب را در چرخُشتها پایمال نمیكند. صدای شادمانی را خاموش گردانیدم. 11 لهذا احشای من مثل بربط به جهت موآب صدا میزند و بطن من برای قیر حار‌َش. 12 و هنگامی كه موآب در مكان بلند خود حاضر شده خویشتن را خسته كند و به مكان مقد‌ّس خود برای دعا بیاید كامیاب نخواهد شد.

13 این است كلامی كه یَهُوَه دربارة موآب از زمان قدیم گفته است. 14 اما الآن یَهُوَه تكلّم نموده میگوید كه بعد از سه سال مثل سالهای مزدور جلال موآب با تمامی جماعت كثیر او محقّر خواهد شد و بقیة آن بسیار كم و بی‌قو‌ّّت خواهند گردید.

اشعیا فصل 17

 

1 وحی دربارة دمشق:

اینك دمشق از میان شهرها برداشته میشود و تودة خراب خواهد گردید. 2 شهرهای عر‌ُوعیر متروك میشود و به جهت خوابیدن گله‌ها خواهد بود و كسی آنها را نخواهد ترسانید. 3 و حصار از افرایم تلف خواهد شد و سلطنت از دمشق و از بقیه اَرام. و مثل جلال بنی‌اسرائیل خواهند بود زیرا كه یَهُوَه صبایوت چنین میگوید. 4 و در آنروز جلال یعقوب ضعیف میشود و فربهی جسدش به لاغری تبدیل میگردد. 5 و چنان خواهد بود كه دروگران زرع را جمع كنند و دستهای ایشان سنبله‌ها را درو كند. و خواهد بود مثل وقتی كه در وادی رفایم سنبله‌ها را بچینند. 6 و خوشه‌های چند در آن باقی ماند و مثل وقتیكه زیتون را بتكانند كه دو یا سه دانه بر سر شاخة بلند و چهار یا پنج دانه بر شاخچه‌های بارور آن باقی ماند. یَهُوَه خدای اسرائیل چنین میگوید.

7 در آنروز انسان بسوی آفرینندة خود نظر خواهد كرد و چشمانش بسوی قد‌ّوس اسرائیل خواهد نگریست. 8 و بسوی مذبحهایی كه به دستهای خود ساخته است نظر نخواهد كرد و به آنچه با انگشتهای خویش بنا نموده یعنی اشیریم و بتهای آفتاب نخواهند نگریست.

9 در آنروز شهرهای حصینش مثل خرابه‌هایی كه در جنگل یا بر كوه بلند است خواهد شد كه آنها را از حضور بنی‌اسرائیل واگذاشتند و ویران خواهد شد. 10 چونكه خدای نجات خود را فراموش كردی و صخرة قو‌ّت خویش را به یاد نیاوردی‌ بنابراین نهالهای دلپذیر غرس خواهی نمود و قلمه‌های غریب را خواهی كاشت. 11 در روزی كه غرس مینمایی آنرا نمو خواهی داد و در صبح مزروعِ خود را به شكوفه خواهی آورد اما محصولش در روز آفت مهلك و حزن علاج ناپذیر بر باد خواهد رفت.

12 وای بر شورش قومهای بسیار كه مثل شورش دریا شورش مینمایند و خروش طوایفی كه مثل خروش آبهای زورآور خروش میكنند. 13 طوایف مثل خروش آبهای بسیار می‌خروشند اما ایشان را عتاب خواهد كرد و به جای دور خواهند گریخت و مثل كاه كوهها در برابر باد رانده خواهند شد و مثل غبار در برابر گردباد. 14 در وقت شام اینك خوف است و قبل از صبح نابود میشوند. نصیب تاراج كنندگان ما و حصّة غارت نمایندگان ما همین است.

اشعیا فصل 18

 

1 وای بر زمینی كه در آن آواز بالها است كه به آنطرف نهرهای كوش میباشد. 2 و ایلچیان به دریا و در كشتیهای برًدِی بر روی آبها میفرستد و میگوید: ای رسولان تیزرو بروید نزد امت بلند قد‌ّ و بر‌ّاق نزد قومی كه از ابتدایش تا كنون مهیب بوده‌اند یعنی امت زورآور و پایمال كننده كه نهرها زمین ایشانرا تقسیم میكند. 3 ای تمامی ساكنان ربع مسكون و سكنة جهان چون علَمی بر كوهها بلند گردد بنگرید و چون كَرِنّا نواخته شود بشنوید. 4 زیرا یَهُوَه به من چنین گفته است كه من خواهم آرامید و از مكان خود نظر خواهم نمود. مثل گرمای صاف بر نباتات و مثل ابر شبنم‌دار در حرارت حصاد. 5 زیرا قبل از حصاد وقتی كه شكوفه تمام شود و گل به انگور رسیده مبد‌ّل گردد او شاخه‌ها را با ار‌ّه‌ها خواهد برید و نهالها را بریده دور خواهد افكند. 6 و همه برای مرغان شكاری كوهها و وحوش زمین واگذاشته خواهد شد. و مرغان شكاری تابستان را بر آنها بسر خواهند برد و جمیع وحوش زمین زمستان را بر آنها خواهند گذرانید. 7 و در آن زمان هدیه‌ای برای یَهُوَه صبایوت از قوم بلند قد‌ّ و بر‌ّاق و از قومی كه از ابتدایش تا كنون مهیب است و از امتی زورآور و پایمال كننده كه نهرها زمین ایشان را تقسیم میكند به مكان اسم یَهُوَه صبایوت یعنی به كوه صهیون آورده خواهد شد.

اشعیا فصل 19

 

1 وحی دربارة مصر:

اینك یَهُوَه بر اَبرِ تیز رو سوار شده به مصر می‌آید و بتهای مصر از حضور وی خواهد لرزید و دامهای مصریان در اندرون ایشان گداخته خواهد شد. 2 و مصریان را بر مصریان خواهم برانگیخت. برادر با برادر خود و همسایه با همسایة خویش و شهر با شهر و كشور با كشور جنگ خواهند نمود. 3 و روح مصر در اندرونش افسرده شده مشورتش را باطل خواهم گردانید و ایشان از بتها و فالگیران و صاحبان اجنّه و جادوگران سؤال خواهند نمود. 4 و مصریان را به دست آقای ستم‌كیش تسلیم خواهم نمود و پادشاه زورآور بر ایشان حكمرانی خواهد كرد. سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت چنین میگوید.

5 و آب از دریا (نیل) كم شده نهر خراب و خشك خواهد گردید. 6 و نهرها متعفّن شده جویهای ماصور كم شده می‌خشكد و نی و بوریا پژمرده خواهد شد. 7 و مرغزاری كه بر كنار نیل و بر دهنة نیل است و همة مزرعه‌های نیل خشك و رانده شده و نابود خواهد گردید. 8 و ماهیگیران ماتم میگیرند و همة آنانی كه قلاّب به نیل اندازند زاری میكنند و آنانی كه دام بر روی آب گسترانند افسرده خواهند شد. 9 و عاملان كتان شانه‌زده و بافندگان پارچة سفید خجل خواهند شد. 10 و اركان او ساییده و جمیع مزدوران رنجیده دل خواهند شد.

11 آقاان صوعن بالكّل احمق میشوند و مشورت مشیران دانشمند فرعون وحشی میگردد. پس چگونه به فرعون میگویید كه من پسر حكما و پسر پادشاهان قدیم میباشم. 12 پس حكیمان تو كجایند تا ایشان تو را اطلاع دهند و بدانند كه یَهُوَه صبایوت دربارة مصر چه تقدیر نموده است؟ 13 آقاان صوعن ابله شده و آقاان نوف فریب خورده‌اند و آنانی كه سنگ زاویه اسباط مصر هستند آنرا گمراه كرده‌اند. 14 و یَهُوَه روح خیرگی در وسط آن آمیخته است كه ایشان مصریان را در همة كارهای ایشان گمراه كرده‌اند مثل مستان كه در قی خود افتان و خیزان راه میروند. 15 و مصریان را كاری نخواهد ماند كه سر یا دم نخل یا بوریا بكند.

16 در آنروز اهل مصر مثل زنان میباشند و از حركت دست یَهُوَه صبایوت كه آنرا بر مصر به حركت میآورد لرزان و هراسان خواهند شد. 17 و زمین یهودا باعث خوف مصر خواهد شد كه هر كه ذكر آنرا بشنود خواهد ترسید به سبب تقدیری كه یَهُوَه صبایوت بر آن مقد‌ّر نموده است. 18 در آنروز پنج شهر در زمین مصر به زبان كنعان متكلّم شده‌ برای یَهُوَه صبایوت قسم خواهند خورد و یكی شهر هلاكت نامیده خواهد شد.

19 در آنروز مذبحی برای یَهُوَه در میان زمین مصر و ستونی نزد حدودش برای یَهُوَه خواهد بود. 20 و آن آیتی و شهادتی برای یَهُوَه صبایوت در زمین مصر خواهد بود. زیرا كه نزد یَهُوَه به سبب جفا كنندگان خویش استغاثه خواهند نمود و او نجات دهنده و حمایت كننده‌ای برای ایشان خواهد فرستاد و ایشان را خواهد رهانید. 21 و یَهُوَه برمصریان معروف خواهد شد و در آنروز مصریان یَهُوَه را خواهند شناخت و با ذبایح و هدایا او را عبادت خواهند كرد و برای یَهُوَه نذر كرده‌آنرا وفا خواهند نمود. 22 و یَهُوَه مصریان را خواهد زد و به زدن شفا خواهد داد زیرا چون بسوی یَهُوَه بازگشت نمایند ایشان را اجابت نموده شفا خواهد داد.

23 در آنروز شاهراهی از مصر به آشور خواهد بود و آشوریان به مصر و مصریان به آشور خواهند رفت و مصریان با آشوریان عبادت خواهند نمود. 24 در آنروز اسرائیل سوم مصر و آشور خواهد شد و آنها در میان جهان بركت خواهند بود. 25 زیرا كه یَهُوَه صبایوت آنها را بركت داده خواهد گفت قوم من مصر و صنعت دست من آشور و میراث من اسرائیل مبارك باشند.

اشعیا فصل 20

 

1 در سالی كه تَرتان به ا‌َشد‌ُود آمد هنگامی كه سرجون پادشاه آشور او را فرستاد پس با ا‌َشد‌ُود جنگ كرده‌آنرا گرفت. 2 در آنوقت یَهُوَه به واسطة اشعیا ابن‌آموص تكلّم نموده‌گفت: “برو و پلاس را از كمر خود بگشا و نعلین را از پای خود بیرون كن.” و او چنین كرده‌عریان و پا برهنه راه میرفت.

3 و یَهُوَه گفت: “چنانكه بندة من اشعیا سه سال عریان و پابرهنه راه رفته است تا آیتی و علامتی دربارة مصر و كوش باشد 4 بهمان طور پادشاه آشور اسیران مصر و جلاء وطنان كوش را از جوانان و پیران عریان و پابرهنه و مكشوف سرین خواهد برد تا رسوایی مصر باشد. 5 و ایشان به سبب كوش كه ملجای ایشان است و مصر كه فخر ایشان باشد مضطرب و خجل خواهند شد. 6 و ساكنان این ساحل در آنروز خواهند گفت: اینك ملجای ما كه برای اعانت به آن فرار كردیم تا از دست پادشاه آشور نجات یابیم چنین شده است پس ما چگونه نجات خواهیم یافت؟”

اشعیا فصل 21

 

1 وحی دربارة بیابان بحر:

چنانكه گردباد در جنوب میآید این نیز از بیابان از زمین هولناك میآید. 2 و رؤیای سخت برای من منكشف شده است خیانت پیشه خیانت میكند و تاراج كنده تاراج مینماید. ای عیلام برآی و ای مِدیان محاصره نما. تمام نالة آن را ساكت گردانیدم.

3 از این جهت كمر من از شد‌ّت درد پر شده است و درد زه مثل درد زنی كه می‌زاید مرا درگرفته است. پیچ و تاب میخورم كه نمیتوانم بشنوم مدهوش میشوم كه نمیتوانم ببینم. 4 دل من می‌طپید و هیبت مرا ترسانید. او شب لذ‌ّت مرا برایم به خوف مبد‌ّل ساخته است. 5 سفره را مهیا ساخته و فرش را گسترانیده به اكل و شرب مشغول میباشند. ای آقاان برخی و سپرها را روغن بمالید.

6 زیرا یَهُوَه به من چنین گفته است: “برو و دیده‌بان را قرار بده تا آنچه را كه بیند اعلام نماید. 7 و چون فوج سواران جفت جفت و فوج الاغان و فوج شتران را بیند آنگاه به دقت تمام توجه بنماید.”

8 پس او مثل شیر صدا زد كه “ای آقا من دائماً در روز بر محرس ایستاده‌ام و تمامی شب بر دیده‌بانگاه خود برقرار میباشم. 9 و اینك فوج مردان و سواران جفت جفت میآیند و او مزید كرده گفت: بابل افتاد افتاده است و تمامی تمثالهای تراشیدة خدایانش را بر زمین شكسته‌اند.”

10 ای كوفته شدة‌ من و ای محصول خرمن من آنچه از یَهُوَه صبایوت خدای اسرائیل شنیدم به شما اعلام مینمایم.

 

11 وحی دربارة دومه:

كسی از سعیر به من ندا میكند كه “ای دیده‌بان از شب چه خبر؟ ای دیده‌بان از شب چه خبر؟” 12 دیده‌بان میگوید كه “صبح می‌آید و شام نیز. اگر پرسیدن میخواهید بپرسید و بازگشت نموده بیایید.”

 

13 وحی دربارة عرب:

ای قافله‌های ددانیان درجنگل عرب منزل كنید. 14 ای ساكنان زمین تیما تشنگان را به آب استقبال كنید و فراریان را به خوراك ایشان پذیره شوید. 15 زیرا كه ایشان از شمشیرها فرار میكنند از شمشیر برهنه و كمان زده شده و از سختی جنگ.

16 زانرو كه یَهُوَه به من گفته است بعد از یكسال موافق سالهای مزدوران تمامی‌ِ شوكت قیدار تلف خواهد شد. 17 و بقیة شمارة تیراندازان و جباران بنی‌قیدار قلیل خواهد شد چونكه یَهُوَه خدای اسرائیل اینرا گفته است.

اشعیا فصل 22

 

1 وحی دربارة وادی رؤیا:

الآن تو را چه شد كه كلّیاً بر بامها برآمدی؟ 2 ای كه پر از شورشها هستی و ای شهر پرغوغا و ای قریه مفتخر! كشتگانت كشتة شمشیر نیستند و در جنگ هلاك نشده‌اند. 3جمیع آقاانت با هم گریختند و بدون تیراندازان اسیر گشتند. همگانی كه در تو یافت شدند با هم اسیر گردیدند و به جای دور فرار كردند. 4 بنابراین گفتم نظر خود را از من بگردانید زیرا كه با تلخی گریه میكنم. برای تسلّی من دربارة خرابی دختر قومم الحاح مكنید.

5 زیرا سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت روز آشفتگی و پایمالی و پریشانی‌ای در وادی رؤیا دارد. دیوارها را منهدم میسازند و صدای استغاثه تا به كوهها میرسد. 6 و عیلام با افواج مردان و سواران تركش را برداشته است و قیر سپر را مكشوف نموده است 7 و وادیهای بهترینت از ارابه‌ها پر شده سواران پیش دروازه‌هایت صف‌آرایی مینمایند 8 و پوشش یهودا برداشته میشود و در آنروز به اسلحة خانة جنگل نگاه خواهید كرد 9 و رخنه‌های شهر داود را كه بسیارند خواهید دید و آب بركة تحتانی را جمع خواهید نمود 10 و خانه‌های اورشلیم را خواهید شمرد و خانه‌ها را به جهت حصاربندی دیوارها خراب خواهید نمود. 11 و در میان دو دیوار حوضی برای آب بركة قدیم خواهید ساخت اما به صانع آن نخواهید نگریست و به آنكه آنرا از ایام پیشین ساخته است نگران نخواهید شد. 12 و در آنروز سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت (شما را) به گریستن و ماتم كردن و كندن مو و پوشیدن پلاس خواهد خواند. 13 و اینك شادمانی و خوشی و كشتن گاوان و ذبح كردن گوسفندان و خوردن گوشت و نوشیدن شراب خواهد بود كه بخوریم و بنوشیم زیرا كه فردا میمیریم. 14 و یَهُوَه صبایوت در گوش من اعلام كرده است كه این گناه شما تا بمیرید هرگز كفّاره نخواهد شد. سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت اینرا گفته است.

15 سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: “برو و نزد این خزانه‌دار یعنی شبنا كه ناظر خانه است داخل شو و به او بگو: 16 تو را در اینجا چه كار است و در اینجا كه را داری كه در اینجا قبری برای خود كنده‌ای؟ ای كسی كه قبر خود را در مكان بلند می‌كَنی و مسكنی برای خویشتن در صخره می‌تراشی.”

17 اینك ای مرد یَهُوَه البته تو را دور خواهد انداخت و البته تو را خواهد پوشانید. 18 و البته تو را مثل گوی سخت خواهد پیچید و به زمین وسیع تو را خواهد افكند و در آنجا خواهی مرد و در آنجا ارابه‌های شوكت تو رسوایی خانة آقایت خواهد شد. 19 و تو را از منصبت خواهم راند و از مكانت به زیر افكنده خواهی شد.

20 و در آنروز واقع خواهد شد كه بندة خویش الیاقیم بن‌حلقیا را دعوت خواهم نمود. 21 و او را به جامة تو ملبس ساخته به كمربندت محكم خواهم ساخت و اقتدار تو را به دست او خواهم داد و او ساكنان اورشلیم و خاندان یهودا را پدر خواهد بود. 22 و كلید خانة داود را بر دوش وی خواهم نهاد و چون بگشاید احدی نخواهد بست و چون ببندد احدی نخواهد گشاد. 23 و او را در جای محكم مثل میخ خواهم دوخت و برای خاندان پدر خود كرسی جلال خواهد بود. 24 و تمامی جلال خاندان پدرش را از اولاد و احفاد و همة ظروف كوچك را از ظروف كاسه‌ها تا ظروف تُنگها بر او خواهند آویخت.

25 و یَهُوَه صبایوت میگوید كه در آنروز آن میخی كه در مكان محكم دوخته شده متحر‌ّك خواهد گردید و قطع شده خواهد افتاد و باری كه بر آن است تلف خواهد شد زیرا یَهُوَه اینرا گفته است.

اشعیا فصل 23

 

1 وحی دربارة صور

ای كشتیهای ترشیش وِلوِلَه نمایید زیرا كه بحدی خراب شده است كه نه خانه‌ای و نه مدخلی باقی مانده. از زمین كتیم خبر به ایشان رسیده است. 2 ای ساكنان ساحل كه تاجران صیدون كه از دریا عبور میكنند تو را پر ساخته‌اند آرام گیرید. 3 و دخل او از محصول شیحور و حصاد نیل بر آبهای بسیار میبود پس او تجارت گاه امتها شده است. 4 ای صیدون خجل شو زیرا كه دریا یعنی قلعة دریا متكلّم شده‌ میگوید درد زه نكشیده‌ام و نزاییده‌ام و جوانان را نپرورده‌ام و دوشیزگان را تربیت نكرده‌ام. 5 چون این خبر به مصر برسد از اخبار صور بسیار دردناك خواهند شد.

6 ای ساكنان ساحل دریا به ترشیش بگذرید و وِلوِلَه نمایید. 7 آیا این شهر مفتخر شما است كه قدیمی و از ایام سلف بوده است و پایهایش او را به جای دور برده تا در آنجا مأوا گزیند؟ 8 كیست كه این قصد را دربارة صور آن شهر تاج‌بخش كه تجار وی آقاان و بازرگانان او شرفای جهان بوده‌اند نموده‌ است؟ 9 یَهُوَه صبایوت این قصد را نموده است تا تكبر تمامی جلال را خوار سازد و جمیع شرفای جهان را محقّر نماید.

10 ای دختر ترشیش از زمین خود مثل نیل بگذر زیرا كه دیگر هیچ بند برای تو نیست. 11 او دست خود را بر دریا دراز كرده مملكتها را متحر‌ّك ساخته است. یَهُوَه دربارة كنعان امر فرموده است تا قلعه‌هایش را خراب نمایند. 12 و گفته است: ای دوشیزة ستم رسیده و ای دختر صیدون دیگر مفتخر نخواهی شد. برخاسته به كتّیم بگذر اما در آنجا نیز راحت برای تو نخواهد بود. 13 اینك زمین كلدانیان كه قومی نبودند و آشور آنرا به جهت صحرانشینان بنیاد نهاد. ایشان منجنیقهای خود را افراشته قصرهای آن را منهدم و آنرا به خرابی مبد‌ّل خواهند ساخت. 14 ای كشتیهای ترشیش وِلوِلَه نمایید زیرا كه قلعة شما خراب شده است.

15 و در آنروز واقع خواهد شد كه صور هفتاد سال مثل ایام یك پادشاه فراموش خواهد شد و بعد از انقضای هفتاد سال برای صور مثل سرود زانیه خواهد بود. 16 ای زانیة فراموش شده بربط را گرفته در شهر گردش نما. خوش بنواز و سرودهای بسیار بخوان تا به یادآورده شوی. 17 و بعد از انقضای هفتاد سال واقع میشود كه یَهُوَه از صور تفقّد خواهد نمود و به اجرت خویش برگشته با جمیع ممالك جهان كه بر روی زمین است زنا خواهد نمود. 18 و تجارت و اجرت آن برای یَهُوَه وقف شده ذخیره و اندوخته نخواهد شد بلكه تجارتش برای مقر‌ّبان درگاه یَهُوَه خواهد بود تا به سیری بخورند و لباس فاخر بپوشند.

اشعیا فصل 24

 

1 اینك یَهُوَه زمین را خالی و ویران میكند و آنرا واژگون ساخته ساكنانش را پراكنده میسازد. 2 و مثَل قوم و مثَل كاهن و مثَل بنده مثَل آقایش و مثَل كنیز مثَل خاتونش و مثَل مشتری مثَل فروشنده و مثَل قرض دهنده مثَل قرض گیرنده و مثَل سودخوار مثَل سود دهنده خواهد بود. 3 و زمین بالكّل خالی و بالكّل غارت خواهد شد زیرا یَهُوَه این سخن را گفته است. 4 زمین ماتم میكند و پژمرده میشود. ربع مسكون كاهیده و پژمرده میگردد شریفان اهل زمین كاهیده میشوند. 5 زمین زیر ساكنانش ملو‌ّث میشود زیرا كه از شرایع تجاوز نموده و فرایض را تبدیل كرده و عهد جاودانی را شكسته‌اند. 6 بنابراین لعنت جهان را فانی كرده است و ساكنانش سزا یافته‌اند. لهذا ساكنان زمین سوخته شده‌اند و مردمان بسیار كم باقی مانده‌اند. 7 شیرة انگور ماتم میگیرد و مو كاهیده میگردد و تمامی شاددلان آه میكشند. 8 شادمانی دفّها تلف شده آواز عشرت كنندگان باطل و شادمانی بربطها ساكت خواهد شد. 9 شراب را با سرودها نخواهند آشامید و مسكرات برای نوشتدگانش تلخ خواهد شد. 10 قریة خرابه منهدم میشود و هر خانه بسته میگردد كه كسی داخل آن نتواند شد. 11 غوغایی برای شراب در كوچه‌ها است. هر گونه شادمانی تاریك گردیده و آقا زمین رفع شده است. 12 ویرانی در شهر باقی است و دروازه‌هایش به هلاكت خرد شده است. 13 زیرا كه در وسط زمین در میان قومهایش چنین خواهد شد مثل تكانیدن زیتون و مانند خوشه‌هایی كه بعد از چیدن انگور باقی می‌ماند.

14 اینان آواز خود را بلند كرده ترنّم خواهند نمود و دربارة كبریایی یَهُوَه از دریا صدا خواهند زد. 15 از این جهت یَهُوَه را در بلاد مشرق و نام یَهُوَه خدای اسرائیل را در جزیره‌های دریا تمجید نمایید. 16 از كرانهای زمین سرودها را شنیدیم كه عادلان را جلال باد. اما گفتم: وا حسرتا وا حسرتا وای بر من! خیانتكاران خیانت ورزیده خیانتكاران به شد‌ّت خیانت ورزیده‌اند. 17 ای ساكن زمین ترس و حفره و دام بر تو است. 18 و واقع خواهد شد كه هر كه از آواز ترس بگریزد به حفره خواهد افتاد و هر كه از میان حفره برآید گرفتار دام خواهد شد زیرا كه روزنه‌های علیین باز شده و اساسهای زمین متزلزل می‌باشد. 19 زمین بالكّل منكسر شده. زمین تماماً از هم پاشیده و زمین به شد‌ّت متحر‌ّك گشته است. 20 زمین مثل مستان افتان و خیزان است و مثل سایه‌بان به چپ و راست متحر‌ّك و گناهش بر آن سنگین است. پس افتاده است كه بار دیگر نخواهد برخاست.

21 و در آنروز واقع خواهد شد كه یَهُوَه گروه شریفان را بر مكان بلند ایشان و پادشاهان زمین را بر زمین سزا خواهد داد. 22 و ایشان مثل اسیران در چاه جمع خواهند شد و در زندان بسته خواهند گردید و بعد از روزهای بسیار ایشان طلبیده خواهند شد. 23 و ماه خجل و آفتاب رسوا خواهد گشت زیرا كه یَهُوَه صبایوت در كوه صهیون و در اورشلیم و به حضور مشایخ خویش با جلال سلطنت خواهد نمود.

اشعیا فصل 25

 

1 ای یَهُوَه تو خدای من هستی پس تو را تسبیح میخوانم و نام تو را حمد میگویم زیرا كارهای عجیب كرده‌ای و تقدیرهای قدیم تو امانت و راستی است. 2 چونكه شهری را توده و قریة حصین را خرابه گردانیده‌ای و قصر غریبان را كه شهر نباشد و هرگز بنا نگردد. 3 بنابراین قوم عظیم تو را تمجید مینمایند و قریة امتهای ستم پیشه از تو خواهند ترسید. 4 چونكه برای فقیران قلعه و به جهت مسكینان در حین تنگی ایشان قلعه بودی و ملجا از طوفان و سایه از گرمی هنگامی كه نفخة ستمكاران مثل طوفان بر دیوار میبود. 5 و غوغای غریبان را مثل گرمی در جای خشك فرود خواهی آورد و سرود ستمكاران مثل گرمی از سایة ابر پست خواهد شد.

6 و یَهُوَه صبایوت در این كوه برای همة قومها ضیافتی از لذایذ پر مغز و از شرابهای كهنة مصفّا. 7 و در این كوه روپوشی را كه بر تمامی قومها گسترده است و ستری را كه جمیع امتها را می‌پوشاند تلف خواهد كرد. 8 و موت را تا ابدالآباد نابود خواهد ساخت و سلطان تعالی یَهُوَه اشكها را از هر چهره پاك خواهد نمود و عار قوم خویش را از روی تمامی زمین رفع خواهد كرد زیرا یَهُوَه گفته است.

9 و در آنروز خواهند گفت: “اینك این خدای ما است كه منتظر او بوده‌ایم و ما را نجات خواهد داد. این یَهُوَه است كه منتظر او بوده‌ایم پس از نجات او مسرور و شادمان خواهیم شد.” 10 زیرا كه دست یَهُوَه بر این كوه قرار خواهد گرفت و موآب در مكان خود پایمال خواهد شد چنانكه كاه در آب مزبله پایمال میشود. 11 و او دستهای خود را در میان آن خواهد گشاد مثل شناوری كه به جهت شناكردن دستهای خود را میگشاید و غرور او را با حیله‌های دستهایش پست خواهد گردانید. 12 و قلعة بلند حصارهایت را خم كرده بزیر خواهد افكند و بر زمین با غبار یكسان خواهد ساخت.

اشعیا فصل 26

 

1 در آنروز این سرود در زمین یهودا سراییده خواهد شد ما را شهری قوی است كه دیوارها و حصار آن نجات است. 2 دروازه‌ها را بگشایید تا امت عادل كه امانت را نگاه میدارند داخل شوند. 3 دل ثابت را در سلامتی كامل نگاه خواهی داشت زیرا كه بر تو توكّل دارد. 4 بر یَهُوَه تا به ابد توكّل نمایید چونكه در یاه یَهُوَه صخرة جاودانی است. 5 زیرا آنانی را كه بر بلندیها ساكنند فرود می‌آورد و شهر رفیع را به زیر می‌اندازد. آنرا به زمین انداخته با خاك یكسان میسازد. 6 پایها آنرا پایمال خواهد كرد یعنی پایهای فقیران و قدمهای مسكینان.

7 طریق عادلان استقامت است. ای تو كه مستقیم هستی طریق عادلان را هموار خواهی ساخت. 8 پس ای یَهُوَه در طریق داوریهای تو انتظار تو را كشیده‌ایم. و جان ما به اسم تو و ذكر تو مشتاق است. 9 شبانگاه به جان خود مشتاق تو هستم و بامدادان به روح خود در اندرونم تو را می‌طلبم زیرا هنگامی كه داوریهای تو بر زمین آید سكنة ربع مسكون عدالت را خواهند آموخت. 10 هر چند بر شریر ترحم شود عدالت را نخواهد آموخت. در زمین راستان شرارت می‌ورزد و جلال یَهُوَه را مشاهده نمی‌نماید. 11 ای یَهُوَه دست تو برافراشته شده است اما نمی‌بینند. لیكن چون غیرت تو را برای قوم ملاحظه كنند‌ خجل خواهند شد. و آتش نیز دشمنانت را فرو خواهد برد.

12 ای یَهُوَه سلامتی را برای ما تعیین خواهی نمود. زیرا كه تمام كارهای ما را نیز برای ما به عمل آورده‌ای. 13 ای یَهُوَه خدای ما آقایان غیر از تو بر ما استیلا داشتند. اما به تو فقط اسم تو را ذكر خواهیم كرد. 14 ایشان مردند و زنده نخواهند شد. خیالها گردیدند و نخواهند برخاست. بنابراین ایشان را سزا داده هلاك ساختی و تمام ذكر ایشان را محو نمودی. 15 قوم را افزودی ای یَهُوَه قوم را مزید ساخته خویشتن را جلال دادی. و تمامی حدود زمین را وسیع گردانیدی.

16 ای یَهُوَه ایشان در حین تنگی تو را خواهند طلبید. و چون ایشان را تأدیب نمایی دعاهای خفیه خواهند ریخت. 17 مثل زن حامله‌ای كه نزدیك زاییدن باشد و درد او را گرفته از آلام خود فریاد بكند همچنین ما نیز ای یَهُوَه در حضور تو هستیم. 18 حامله شده درد زه ما را گرفت و باد را زاییدیم. و در زمین هیچ نجات به ظهور نیاوردیم و ساكنان ربع مسكون نیفتادند.

19 مردگان تو زنده خواهند شد و جسدهای من خواهند برخاست. ای شما كه در خاك ساكنید بیدار شده ترنّم نمایید! زیرا كه شبنم تو شبنم نباتات است. و زمین مردگان خود را بیرون خواهد افكند. 20 ای قوم من بیایید به حجره‌های خویش داخل شوید و درهای خود را در عقب خویش ببندید. خویشتن را اندك لحظه‌ای پنهان كنید تا غضب بگذرد. 21 زیرا اینك یَهُوَه از مكان خود بیرون می‌آید تا سزای گناهان ساكنان زمین را به ایشان برساند. پس زمین خونهای خود را مكشوف خواهد ساخت و كشتگان خویش را دیگر پنهان نخواهد نمود.

اشعیا فصل 27

 

1 در آنروز یَهُوَه به شمشیرِ سخت عظیمِ محكم خود آن مار تیز رو لِویاتان را و آن مار پیچیده لِویاتان را سزا خواهد داد و آن اژدها را كه در دریا است خواهد كٌشت. 2 در آن روز برای آن تاكستان شراب بسرایید. 3 من كه یَهُوَه هستم آنرا نگاه میدارم و هر دقیقه آنرا آبیاری مینمایم. شب و روز آنرا نگاهبانی مینمایم كه مبادا احدی به آن ضرر برساند. 4 خشم ندارم. كاش كه خس و خار با من به جنگ می‌آمدند تا بر آنها هجوم آورده آنها را با هم می‌سوزانیدم. 5 یا به قو‌ّت من متمسك میشد تا با من صلح بكند و با من صلح مینمود.

6 در ایام آینده یعقوب ریشه خواهد زد و اسرائیل غنچه و شكوفه خواهد آورد. و ایشان روی ربع مسكون را از میوه پر خواهند ساخت. 7 آیا او را زد بطوری كه دیگران او را زدند؟ یا كشته شد بطوری كه مقتولان وی كشته شدند؟ 8 چون او را دور ساختی به اندازه با وی معارضه نمودی. با باد سخت خویش او را در روز باد شرقی زایل ساختی. 9 بنابراین گناه یعقوب از این كفّاره شده و رفع گناه او تمامی نتیجة آن است. چون تمامی سنگهای مذبح را مثل سنگهای آهك نرم شده میگرداند آنگاه اشیریم و بتهای آفتاب دیگر برپا نخواهد شد. 10 زیرا كه آن شهر حصین منفرد خواهد شد و آن مسكن مهجور و مثل بیابان واگذاشته خواهد شد. در آنجا گوساله‌ها خواهند چرید و در آن خوابیده شاخه‌هایش را تلف خواهند كرد. 11 چون شاخه‌هایش خشك شود شكسته خواهد شد. پس زنان آمده آنها را خواهند سوزانید زیرا كه ایشان قوم بیفهم هستند. لهذا آفرینندة ایشان بر ایشان ترحم نخواهد نمود و خالق ایشان بر ایشان شفقت نخواهد كرد.

12 و در آنروز واقع خواهد شد كه یَهُوَه از مسیل نهر (فرات) تا وادی مصر غلّه را خواهد كوبید. و شما ای بنی‌اسرائیل یكی یكی جمع كرده خواهید شد. 13 و در آنروز واقع خواهد شد كه كَرِنّای بزرگ نواخته خواهد شد و گم شدگان زمین آشور و رانده‌ شدگان زمین مصر خواهند آمد. و یَهُوَه را در كوه مقد‌ّس یعنی در اورشلیم عبادت خواهند نمود.

اشعیا فصل 28

 

1 وای بر تاج تكبر میگساران افرایم و بر گل پژمردة زیبایی جلال وی كه بر سر وادی بارور مغلوبان شراب است. 2 اینك یَهُوَه كسی زورآور و توانا دارد كه مثل تگرگ شدید و طوفان مهلك و مانند سیل آبهای زورآور سر شار آنرا به زور بر زمین خواهد انداخت. 3 و تاج تكبر میگساران افرایم زیر پایها پایمال خواهد شد. 4 و گل پژمردة زیبایی جلال وی كه بر سر وادی بارور است مثل نوبر انجیرها قبل از تابستان خواهد بود كه چون بیننده آنرا بیند وقتی كه هنوز در دستش باشد آنرا فرو میبرد.

5 و در آنروز یَهُوَه صبایوت به جهت بقیة قوم خویش تاج جلال و افسر جمال خواهد بود. 6 و روح انصاف برای آنانی كه به داوری می‌نشینند و قو‌ّت برای آنانی كه جنگ را به دروازه‌ها برمیگردانند (خواهد بود).

7 ولكن اینان نیز از شراب گمراه شده‌اند و از مسكرات سرگشته گردیده‌اند. هم كاهن و هم نبی از مسكرات گمراه شده‌اند و از شراب بلعیده گردیده‌اند. از مسكرات سرگشته شده‌اند و در رؤیا گمراه گردیده‌اند و در داوری مبهوت گشته‌اند. 8 زیرا كه همة سفره‌ها از قی و نجاست پرگردیده و جایی نمانده است.

9 كدام را معرفت خواهد آموخت و اخبار را به كه خواهد فهمانید؟ آیا نه آنانی را كه از شیر باز داشته و از پستانها گرفته شده‌اند؟ 10 زیرا كه حكم بر حكم و حكم بر حكم قانون بر قانون و قانون بر قانون اینجا اندكی و آنجا اندكی خواهد بود.

11 زیرا كه با لبهای الكن و زبان غریب با این قوم تكلّم خواهد نمود. 12 كه به ایشان گفت: “راحت همین است. پس خسته شدگان را مستریح سازید و آرامی همین است.” اما نخواستند كه بشنوند. 13 و كلام یَهُوَه برای ایشان حكم بر حكم و حكم بر حكم قانون بر قانون و قانون بر قانون اینجا اندكی و آنجا اندكی خواهد بود تا بروند و به پشت افتاده‌ منكسر گردند و به دام افتاده گرفتار شوند. 14 بنابراین ای مردان استهزا كننده و ای حاكمان این قوم كه در اورشلیم‌اند كلام یَهُوَه را بشنوید. 15 از آنجا كه گفته‌اید با موت عهد بسته‌ایم و با هاویه همداستان شده‌ایم پس چون تازیانة مهلك بگذرد به ما نخواهد رسید زیرا كه دروغها را ملجای خود نمودیم و خویشتن را زیر مكر مستور ساختیم.

16 بنابراین سلطان تعالی یَهُوَه چنین میگوید: “اینك در صهیون سنگ بنیادی نهادم یعنی سنگ آزموده و سنگ زاویه‌ای گرانبها و اساس محكم پس هر كه ایمان آورد تعجیل نخواهد نمود. 17 و انصاف را ریسمان میگردانم و عدالت را ترازو و تگرگ ملجای دروغ را خواهد ر‌ُفت و آبها ستر را خواهد برد. 18 و عهد شما با موت باطل خواهد شد و میثاق شما با هاویه ثابت نخواهد ماند و چون تازیانة شدید بگذرد شما از آن پایمال خواهید شد. 19 هر وقت كه بگذرد شما را گرفتار خواهد ساخت زیرا كه هر بامداد هم در روز و هم در شب خواهد گذشت و فهمیدن اخبار باعث هیبت محض خواهد شد.” 20 زیرا كه بستر كوتاهتر است از آنكه كسی بر آن دراز شود و لحاف ننگ‌تر است از آنكه كسی خویشتن را بپوشاند. 21 زیرا یَهُوَه چنانكه در كوه فراصیم (كرد) خواهد برخاست و چنانكه در وادی جبعون (نمود) خشمناك خواهد شد تا كار خود یعنی كار عجیب خود را بجا آورد و عمل خویش یعنی عمل غریب خویش را به انجام رساند. 22 پس الآن استهزا منمایید مبادا بندهای شما محكم گردد زیرا هلاكت و تقدیری را كه از جانب سلطان تعالی یَهُوَه صبایوت بر تمامی زمین می‌آید شنیده‌ام.

23 گوش گیرید و آواز مرا بشنوید و متوجه شده كلام مرا استماع نمایید. 24 آیا برزگر همة روز به جهت تخم پاشیدن شیار میكند و آیا همة وقت زمین خود را می‌شكافد و هموار مینماید؟ 25 آیا بعد از آنكه رویش را هموار كرد گشنیز را نمی‌پاشد و زیره را نمی‌افشاند و گندم را در شیارها و جو را در جای معین و ذر‌ّت را در حدودش نمی‌گذارد؟ 26 زیرا كه خدایش او را به راستی می‌آموزد و او را تعلیم میدهد. 27 چونكه گشنیز با گردون تیز كوبیده نمی‌شود و چرخ ارابه بر زیره گردانیده نمی‌گردد بلكه گشنیز به عصا و زیره به چوب تكانیده میشود. 28 گندم آرد میشود زیرا كه آنرا همیشه خرمن‌كوبی نمیكند و هر چند چرخ ارابه و اسبان خود را بر آن بگرداند آنرا خُرد نمیكند. 29 این نیز از جانب یَهُوَه صبایوت كه عجیب الّرای و عظیم الحكمت است صادر میگردد.

اشعیا فصل 29

 

1 وای بر اَریئیل! شهری كه داود در آن خیمه زد. سال بر سال مزید كنید و عیدها دور زنند. 2 و من اریئیل را به تنگی خواهم انداخت و ماتم و نوحه‌گری خواهد بود و آن برای من مثل اریئیل خواهد بود. 3 و بر تو به هر طرف اردو زده تو را به باره‌ها محاصره خواهم نمود و منجنیقها بر تو خواهم افراشت. 4 و به زیر افكنده شده از زمین تكلّم خواهی نمود و كلام تو از میان غبار پست خواهد گردید و آواز تو از زمین مثل آواز جن‌ّ خواهد بودو زبان تو از میان غبار زمزم خواهد كرد. 5 اما گروه دشمنانت مثل گرد نرم خواهند شد و گروه ستم‌كیشان مانند كاه كه میگذرد. و این بغتتاً در لحظه‌ای واقع خواهد شد. 6 و از جانب یَهُوَه صبایوت با رعد و زلزله و صوت عظیم و گردباد و طوفان و شعلة آتش سوزنده از تو پرسش خواهد شد. 7 و جمعیت تمام امتهایی كه با اریئیل جنگ میكنند یعنی تمامی آنانی كه بر او و بر قلعة وی مقاتله مینمایند و او را به تنگ می‌آورند مثل خواب و رؤیای شب خواهند شد. 8 و مثل شخص گرسنه كه خواب می‌بیند كه میخورد و چون بیدار شود شكم او تهی است. یا شخص تشنه كه خواب می‌بیند كه آب می‌نوشد و چون بیدار شود اینك ضعف دارد و جانش مشتهی می‌باشد. همچنین تمامی جماعت امتهایی كه با كوه صهیون جنگ میكنند خواهند شد.

9 درنگ كنید و متحیر باشید و تمتّع برید و كور باشید. ایشان مست میشوند لیكن نه از شراب و نوان میگردند اما نه از مسكرات. 10 زیرا یَهُوَه بر شما روح خواب سنگین را عارض گردانیده چشمان شما را بسته است. و انبیا و رؤسای شما یعنی رائیان را محجوب كرده است. 11 و تمامی رؤیا برای شما مثل كلام تومار مختوم گردیده است كه آنرا به كسی كه خواندن میداند داده‌ میگویند: اینرا بخوان و او میگوید: نمیتوانم چونكه مختوم است. 12 و آن طومار را به كسی كه خواندن نداند داده میگویند اینرا بخوان و او میگوید خواندن نمیدانم.

13 و یَهُوَه میگوید: “چونكه این قوم از دهان خود به من تقر‌ّب می‌جویند و به لبهای خویش مرا تمجید مینمایند اما دل خود را از من دور كرده‌اند و ترس ایشان از من وصیتی است كه از انسان آموخته‌اند 14 بنابراین اینك من بار دیگر با این قوم عمل عجیب و غریب بجا خواهم آورد و حكمت حكیمان ایشان باطل و فهم فهیمان ایشان مستور خواهد شد.”

15 وای بر آنانی كه مشورت خود را از یَهُوَه بسیار عمیق پنهان میكنند و اعمال ایشان در تاریكی میباشد و میگویند: “كیست كه ما را ببیند و كیست كه ما را بشناسد؟” 16 ای زیر و زبر كنندگان هر چیز! آیا كوزه‌گر مثل گل محسوب شود یا مصنوع دربارة صانع خود گوید مرا نساخته است و یا تصویر دربارة مصو‌ّرش گوید كه فهم ندارد؟ 17 آیا در اندك زمانی واقع نخواهد شد كه لبنان به بوستان مبد‌ّل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود؟ 18 و در آنروز كر‌ّان كلام كتاب را خواهند شنید و چشمان كوران از میان ظلمت و تاریكی خواهد دید. 19 و حلیمان شادمانی خود را در یَهُوَه مزید خواهند كرد و مسكینان مردمان در قد‌ّوس اسرائیل وجد خواهند نمود. 20 زیرا كه ستمگران نابود و استهزاكنندگان معدوم خواهند شد و پیروان شرارت منقطع خواهند گردید. 21 كه انسانرا به سخنی مجرم میسازند و برای كسی كه در محكمه حكم میكند دام می‌گسترانند و عادل را به بطالت منحرف میسازند. 22 بنابراین یَهُوَه كه ابراهیم را فدیه داده است دربارة خاندان یعقوب چنین میگوید كه از این به بعد یعقوب خجل نخواهد شد و رنگ چهره‌اش دیگر نخواهد پرید. 23 بلكه چون فرزندان خود را كه عمل دست من میباشند در میان خویش بیند آنگاه ایشان اسم مرا تقدیس خواهند نمود و قد‌ّوس یعقوب را تقدیس خواهند كرد و از خدای اسرائیل خواهند ترسید. 24 و آنانی كه روح گمراهی دارند فهیم خواهند شد و متمردان تعلیم را خواهند آموخت.

اشعیا فصل 30

 

1 یَهُوَه میگوید كه وای بر پسران فتنه‌انگیز كه مشورت میكنند لیكن نه از من و عهد می‌بندند لیكن نه از روح من‌ تا گناه را بر گناه مزید نمایند. 2 كه برای فرود شدن به مصر عزیمت میكنند اما از دهان من سؤال نمی‌نمایند و به قو‌ّت فرعون پناه میگیرند و به سایة مصر اعتماد دارند.3 لهذا قو‌ّت فرعون خجالت و اعتماد به سایة مصر رسوایی شما خواهد بود. 4 زیرا كه آقاان او در صَوعن هستند و ایلچیان وی به حانیس رسیده‌اند. 5 همگی ایشان از قومی كه برای ایشان فایده ندارند خجل خواهند شد كه نه معاونت و نه منفعتی بلكه خجالت و رسوایی نیز برای ایشان خواهند بود.

6 وحی دربارة بهیموت جنوبی: از میان زمین ننگ و ضیق كه از آنجا شیر ماده و اسد و افعی و مار آتشین پرنده می‌آید توانگری خویش را بر پشت الاغان و گنجهای خود را بر كوهان شتران نزد قومی كه منفعت ندارند می‌برند. 7 چونكه اعانت مصریان عبث و بی‌فایده است از این جهت ایشان را ر‌َهب الجلوس نامیدم. 8 الآن بیا و اینرا در نزد ایشان بر لوحی بنویس و بر طوماری مرقوم ساز تا برای ایام آینده تا ابدالآباد بماند. 9 زیرا كه این قوم فتنه‌انگیز و پسران دروغگو می‌باشند. پسرانی كه نمیخواهند شریعت یَهُوَه را استماع نمایند. 10 كه به رائیان میگویند: رؤیت مكنید و به انبیا كه برای ما به راستی نبو‌ّت ننمایید بلكه سخنان شیرین به ما گویید و به مكاید نبو‌ّت كنید. 11 از راه منحرف شوید و از طریق تجاوز نمایید و قد‌ّوس اسرائیل را از نظر ما دور سازید.

12 بنابراین قد‌ّوس اسرائیل چنین میگوید: “چونكه شما این كلام را ترك كردید و بر ظلم و فساد اعتماد كرده بر آن تكیه نمودید 13 از این جهت این گناه برای شما مثل شكاف نزدیك به افتادن كه در دیوار بلند پیش آمده باشد و خرابی آن در لحظه‌ای بغتتاً پدید آید خواهد بود. 14 و شكستگی آن مثل شكستگی كوزة كوزه‌گر خواهد بود كه بی‌محابا خرد میشود بطوری كه از پاره‌هایش پاره‌ای به جهت گرفتن آتش از آتشدان یا برداشتن آب از حوض یافت نخواهد شد.”

15 زیرا سلطان تعالی یَهُوَه قد‌ّوس اسرائیل چنین میگوید: “به انابت و آرامی نجات می‌یافتید و قو‌ّت شما از راحت و اعتماد می‌بود اما نخواستید. 16 و گفتید: نی بلكه بر اسبان فرار میكنیم لهذا فرار خواهید كرد و بر اسبان تیزرو سوار میشویم لهذا تعاقب كنندگان شما تیزرو خواهند شد. 17 هزار نفر از نهیب یكنفر فرار خواهند كرد و شما از نهیب پنج نفر خواهید گریخت تا مثل بیدق بر قلّة كوه و علَم بر تلّی باقی مانید.” 18 و از این سبب یَهُوَه انتظار میكشد تا بر شما رأفت نماید و از این سبب برمیخیزد تا بر شما ترحم فرماید چونكه یَهُوَه خدای انصاف است. خوشابحال همگانی كه منتظر وی باشند.

19 زیرا كه قوم در صهیون در اورشلیم ساكن خواهند بود و هرگز گریه نخواهی كرد و به آواز فریادت بر تو ترحم خواهد كرد و چون بشنود تو را اجابت خواهد نمود. 20 و هر چند یَهُوَه شما را نان ضیق و آب مصیبت بدهد اما معلّمانت بار دیگر مخفی نخواهند شد بلكه چشمانت معلّمان تو را خواهد دید. 21 و گوشهایت سخنی را از عقب تو خواهد شنید كه میگوید: راه اینست در آن سلوك بنما هنگامی كه به طرف راست یا چپ میگردی. 22 و پوشش بتهای ریختة نقرة خویشرا و سِتر اصنان تراشیدة طلای خود را نجس خواهید ساخت و آنها را مثل چیز نجس دور انداخته به آن خواهی گفت: دور شو.

23 و باران تخمت را كه زمین خویش را به آن زرع میكنی و نان محصول زمینت را خواهد داد و آن پر مغز و فراوان خواهد شد و در آن زمان مواشی تو در مرتع وسیع خواهند چرید. 24 و گاوان و الاغانت كه زمین را شیار مینمایند آذوقة نمكدار را كه با غربال و اوچوم پاك شده است خواهند خورد. 25 و در روز كشتار عظیم كه برجها در آن خواهد افتاد نهرها و جویهای آب بر هر كوه بلند و به هر تل‌ّ مرتفع جاری خواهد شد. 26 و در روزی كه یَهُوَه شكستگی قوم خود را ببندد و ضرب جراحت ایشانرا شفا دهد روشنایی ماه مثل روشنایی آفتاب و روشنایی آفتاب هفت چندان مثل روشنایی هفت روز خواهد بود.

27 اینك اسم یَهُوَه از جای دور می‌آید در غضب خود سوزنده و در ستون غلیظ و لبهایش پر از خشم و زبانش مثل آتش سوزان است. 28 و نفخة او مثل نهر سرشار تا به گردن میرسد تا آنكه امتها را به غربال مصیبت ببیزد و دهنة ضلالت را بر چانة قومها بگذارد. 29 و شما را سرودی خواهد بود مثل شب تقدیس نمودن عید و شادمانی دل مثل آنانی كه روانه میشوند تا به آواز نی به كوه یَهُوَه نزد صخره اسرائیل بیایند. 30 و یَهُوَه جلال آواز خود را خواهد شنوانید و فرود آوردن بازوی خود را با شد‌ّت غضب و شعلة آتش سوزنده و طوفان و سیل و سنگهای تگرگ ظاهر خواهد ساخت. 31 زیرا كه آشور به آواز یَهُوَه شكسته خواهد شد و او را با عصا خواهد زد. 32 و هر ضرب عصای قضا كه یَهُوَه به وی خواهد آورد با دف‌ّ و بربط خواهد بود و با جنگهی پر شورش با آن مقاتله خواهد نمود. 33 زیرا كه تُوفَت از قبل مهیا شده و برای پادشاه آماده گردیده است. آنرا عمیق و وسیع ساخته است كه توده‌اش آتش و هیزم بسیار است و نفخة یَهُوَه مثل نهر كبریت آنرا مشتعل خواهد ساخت.

اشعیا فصل 31

 

1 وای بر آنانی كه به جهت اعانت به مصر فرود آیند و بر اسبان تكیه نمایند و بر ارابه‌ها زانرو كه كثیرند و بر سواران زانرو كه بسیار قو‌ّی‌اند توكّل كنند اما بسوی قد‌ّوس اسرائیل نظر نكنند و یَهُوَه را طلب ننمایند. 2 و او نیز حكیم است و بلا را می‌آورد و كلام خود را برنخواهد گردانید و به ضد‌ّ خاندان شریران و اعانت بدكاران خواهد برخاست. 3 اما مصریان انسانند و نه خدا و اسبان ایشان جسدند و نه روح و یَهُوَه دست خود را دراز میكند و اعانت كننده را لغزان و اعانت كرده شده را افتان گردانیده هر دو ایشان هلاك خواهند شد.

4 زیرا یَهُوَه به من چنین گفته است: چنانكه شیر و شیر ژیان بر شكار خود غر‌ّش مینماید هنگامی كه گروه شبانان بر وی جمع شوند و از صدای ایشان نترسیده از غوغای ایشان سر فرو نمی‌آورد همچنان یَهُوَه صبایوت نزول میفرماید تا برای كوه صهیون و تل‌ّ آن مقاتله نماید. 5 مثل مرغان كه در طیران باشند همچنان یَهُوَه صبایوت اورشلیم را حمایت خواهد نمود و حمایت كرده‌ آنرا رستگار خواهد ساخت و از آن درگذشته خلاصی خواهد داد.

6 ای بنی‌اسرائیل بسوی آن كس كه بر وی بینهایت عصیان ورزیده‌اید بازگشت نمایید. 7 زیرا كه در آنروز هر كدام از ایشان بتهای نقره و بتهای طلای خود را كه دستهای شما آنها را به جهت گناه خویش ساخته است ترك خواهند نمود. 8 آنگاه آشور به شمشیری كه از انسان نباشد خواهد افتاد و تیغی كه از انسان نباشد او را هلاك خواهد ساخت و او از شمشیر خواهد گریخت و جوانانش خراج‌گذار خواهند شد. 9 و صخرة او از ترس زایل خواهد شد و آقاانش از علََم مبهوت خواهند گردید. یَهُوَه كه آتش او در صهیون و كورة وی در اورشلیم است این را میگوید.

اشعیا فصل 32

 

1 اینك پادشاهی به عدالت سلطنت خواهد نمود و آقاان به انصاف حكمرانی خواهند كرد. 2 و مردی مثل پناهگاهی از باد و پوششی از طوفان خواهد بود. و مانند جویهای آب در جای خشك و سایة صخرة عظیم در زمین تعب آورنده خواهد بود. 3 و چشمان بینندگان تار نخواهد شد و گوشهای شنوندگان اصغا خواهد كرد. 4 و دل شتابندگان معرفت را خواهد فهمید و زبان الكنان كلام فصیح را به ارتجال خواهد گفت. 5 و مرد لئیم بار دیگر كریم خوانده نخواهد شد و مرد خسیس نجیب گفته نخواهد گردید. 6 زیرا مرد لئیم به لآمت متكلّم خواهد شد و دلش شرارت را بعمل خواهد آورد تا نفاق را بجا آورده به ضد‌ّ یَهُوَه به ضلالت سخن گوید و جان گرسنگان را تهی كند و آب تشنگان را دور نماید. 7 آلات مرد لئیم نیز زشت است و تدابیر قبیح مینماید تا مسكینان را به سخنان دروغ هلاك نماید هنگامی كه مسكینان به انصاف سخن میگویند. 8 اما مرد كریم تدبیرهای كریمانه مینماید و به كَر‌َم پایدار خواهد شد.

 

9 ای زنان مطمئّن برخاسته آواز مرا بشنوید و ای دختران ایمن سخن مرا گوش گیرید. 10 ای دختران ایمن بعد از یكسال و چند روزی مضطرب خواهید شد زانرو كه چیدن انگور قطع میشود و جمع كردن میوه‌ها نخواهد بود. 11 ای زنانِ مطمئّن بلرزید و ای دخترانِ‌ایمن مضطرب شوید. لباس را كنده‌ برهنه شوید و پلاس بر میان خود ببندید. 12 برای مزرعه‌های دلپسند و موهای بارور سینه خواهند زد. 13 بر زمین قوم من خار و خس خواهد رویید بلكه بر همة خانه‌های شادمانی در شهرِ مفتخر. 14 زیرا كه قصر منهدم و شهرِ معمور متروك خواهد شد و عوفَل و دیده‌بانگاه به پیشه‌ای سِباع و محل تفر‌ّج خران وحشی و مرتع گله‌ها تا به ابد مبد‌ّل خواهد شد.

15 تا زمانی كه روح از اعلی‌علیین بر ما ریخته شود و بیابان به بوستان مبد‌ّل گردد و بوستان به جنگل محسوب شود. 16 آنگاه انصاف در بیابان ساكن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید. 17 و عمل عدالت سلامتی و نتیجة عدالت آرامی و اطمینان خواهد بود تا ابدالآباد. 18 و قوم من در مسكن سلامتی و در مساكنِ مطمئن و در منزلهای آرامی ساكن خواهند شد. 19 و حین فرود آمدن جنگل تگرگ خواهد بارید و شهر به دركة اسفل خواهد افتاد. 20 خوشابحال شما كه بر همة آبها تخم می‌كارید و پایهای گاو و الاغ را رها میسازید.

اشعیا فصل 33

 

1 وای بر تو ای غارتگر كه غارت نشدی و ای خیانت كاری كه با تو خیانت نورزیدند. هنگامی كه غارت به اتمام رسانیدی غارت خواهی شد و زمانی كه از خیانت نمودن دست برداشتی به تو خیانت خواهند ورزید.

2 ای یَهُوَه بر ما ترحم فرما زیرا كه منتظر تو میباشیم و هر بامداد بازوی ایشان باش و در زمان تنگی نیز نجات ما بشو.

3 از آواز غوغا قومها گریختند و چون خویشتنرا برافرازی امتها پراكنده خواهند شد. 4 و غارت شما را جمع خواهند كرد بطوری كه موران جمع مینمایند و بر آن خواهند جهید بطوری كه ملخها می‌جهند.

5 یَهُوَه متعال میباشد زانرو كه در اعلی‌علیین ساكن است و صهیون را از انصاف و عدالت مملّو خواهد ساخت. 6 و فراوانی نجات و حكمت و معرفت استقامت اوقات تو خواهد شد. و ترس یَهُوَه خزینة او خواهد بود. 7 اینك شجاعان ایشان در بیرون فریاد میكنند و رسولانِ سلامتی زار زار گریه مینمایند. 8 شاهراهها ویران میشود و راه‌گذریان تلف میگردند. عهد را شكسته است و شهرها را خوار نموده به مردمان اعتنا نكرده است. 9 زمین ماتم‌كنان كاهیده شده است و لبنان خجل گشته تلف گردیده است و شارون مثل بیابان شده و باشان و كَرمل برگهای خود را ریخته‌اند.

10 یَهُوَه میگوید كه الآن برمیخیزم و حال خود را برمی‌افرازم و اكنون متعال خواهم گردید. 11 و شما از كاه حامله شده خس خواهید زایید. و نَفَس شما آتشی است كه شما را خواهد سوزانید. 12 و قومها مثل آهك سوخته و مانند خارهای قطع شده كه از آتش مشتعل گردد خواهند شد.

13 ای شما كه دور هستید آنچه را كه كرده‌ام بشنوید و ای شما كه نزدیك میباشید جبروت مرا بدانید. 14 گناهكارانی كه در صهیون‌اند می‌ترسند و لرزه منافقان را فرو گرفته است (و میگویند): كیست از ما كه در آتش سوزنده ساكن خواهد شد و كیست از ما كه در ناهاری جاودانی ساكن خواهد گردید؟ 15 اما آنكه به صداقت سالك باشد و به استقامت تكلّم نماید و سود ظلم را خوار شمارد و دست خویش را از گرفتن رشوه بیفشاند و گوش خود را از اصغای خونریزی ببندد و چشمان خود را از دیدن بدیها بر هم كُنَد 16 او در مكانهای بلند ساكن خواهد شد و ملجای او ملاذ صخره‌ها خواهد بود. نان او داده خواهد شد و آب او ایمن خواهد بود.

17 چشمانت پادشاه را در زیبایش خواهد دید و زمین بی‌پایان را خواهد نگریست. 18 دل تو متذكّر آن خوف خواهد شد (و خواهی گفت): كجا است نویسنده و كجا است وزن كنندة (خراج) و كجا است شمارندة برجها؟ 19 قوم ستم‌پیشه و قوم دشوار لغت را كه نمیتوانی شنید و الكن زبان را كه نمیتوانی فهمید بار دیگر نخواهی دید. 20 صهیون شهر جشن مقد‌ّس ما را ملاحظه نما. و چشمانت اورشلیم مسكن سلامتی را خواهد دید یعنی خیمه‌ای را كه منتقل نشود و میخهایش كنده نگردد و هیچكدام از طنابهایش گسیخته نشود. 21 بلكه در آنجا یَهُوَه ذوالجلال برای ما مكان جویهای آب و نهرهای وسیع خواهد بود كه در آن هیچ كشتی با پاروها داخل نخواهد شد و سفینة بزرگ از آن عبور نخواهد كرد. 22 زیرا یَهُوَه داور ما است. یَهُوَه شریعت دهندة ما است. یَهُوَه پادشاه ما است پس ما را نجات خواهد داد. 23 ریسمانهای تو سست بود كه پایة دكل خود را نتوانست محكم نگاه دارد و بادبان را نتوانست بگشاید آنگاه غارت بسیار تقسیم شد و لنگان غنیمت را بردند. 24 لیكن ساكن آن نخواهد گفت كه بیمار هستم و گناه قومی كه در آن ساكن باشند آمرزیده خواهد شد.

اشعیا فصل 34

 

1 ای امتها نزدیك آیید تا بشنوید! و ای قومها اصغا نمایید! جهان و پری آن بشنوند. ربع مسكون و هرچه از آن صادر باشد. 2 زیرا غضب یَهُوَه بر تمامی امتها و خشم وی بر جمیع لشكرهای ایشان است. پس ایشان را به هلاكت سپرده‌ بقتل تسلیم نموده است. 3 و كشتگان ایشان دور افكنده میشوند و عفونت لاشهای ایشان برمی‌آید. و از خون ایشان كوهها گداخته میگردد. 4 و تمامی لشكر آسمان از هم خواهند پاشید و آسمان مثل طومار پیچیده خواهد شد. و تمامی لشكر آن پژمرده خواهند گشت بطوریكه برگ از مو بریزد و مثل میوة نارس از درخت انجیر. 5 زیرا كه شمشیر من در آسمان سیراب شده است. و اینك بر ادوم و بر قوم مغضوب من برای داوری نازل میشود. 6 شمشیر یَهُوَه پر خون شده و از پیه فربه گردیده است یعنی از خون بره‌ها و بزها و از پیه گُردِة قوچها. زیرا یَهُوَه را در بصره قربانی است و ذبح عظیمی در زمین ا‌َدوم. 7 و گاوان وحشی با آنها خواهند افتاد و گوساله‌ها با گوان نر و زمین ایشان از خون سیراب شده خاك ایشان از پیه فربه خواهد شد.

8 زیرا یَهُوَه را روز انتقام و سال عقوبت به جهت دعوی صهیون خواهد بود. 9 و نهرهای آن به قیر و غبار آن به كبریت مبد‌ّل خواهد شد و زمینش قیر سوزنده خواهد گشت. 10 شب و روز خاموش نشده دودش تا به ابد خواهد برآمد. نسلاً بعد نسل خراب خواهد ماند كه كسی تا ابدالآباد در آن گذر نكند. 11 بلكه مرغ سقّا و خارپشت آنرا تصر‌ّف خواهند كرد و بوم و غراب در آن ساكن خواهند شد و ریسمان خرابی و شاقول ویرانی را بر آن خواهد كشید. 12 و از اشراف آن كسی در آنجا نخواهد بود كه او را به پادشاهی بخوانند و جمیع رؤسایش نیست خواهند شد. 13 و در قصرهایش خارها خواهد رویید و در قلعه‌هایش خسك و شتر خار و مسكن گرگ و خانة شترمرغ خواهد شد. 14 و وحوش بیابان با شغال خواهند برخورد و غول به رفیق خود ندا خواهد داد و عفریت نیز در آنجا مأوا گزیده برای خود آرامگاهی خواهد یافت. 15 در آنجا تیر مار آشیانه ساخته تخم خواهد نهاد و در آن نشسته بچه‌های خود را زیر سایة خود جمع خواهد كرد و در آنجا كركسها با یكدیگر جمع خواهند شد. 16 از كتاب یَهُوَه تفتیش نموده مطالعه كنید. یكی از اینها گم نخواهد شد و یكی جفت خود را مفقود نخواهد یافت زیرا كه دهان او اینرا امر فرموده و روح او اینها را جمع كرده است. 17 و او برای آنها قرعه انداخته و دست او آنرا به جهت آنها با ریسمان تقسیم نموده است. و تا ابدالآباد متصر‌ّف آن خواهند شد و نسلاً بعد نسل در آن سكونت خواهند داشت.

اشعیا فصل 35

 

1 بیابان و زمین خشك شادمان خواهد شد و صحرا به وجد آمده مثل گل سرخ خواهد شكفت. 2 و شكوفة بسیار نموده با شادمانی و ترنّم شادی خواهد كرد. شوكت لبنان و زیبایی كَرمل و شارون به آن عطا خواهد شد. جلال یَهُوَه و زیبایی خدای ما را مشاهده خواهند نمود. 3 دستهای سست را قوی سازید و زانوهای لرزنده را محكم گردانید. 4 به دلهای خائف بگویید: قوی شوید و مترسید اینك خدای شما با انتقام می‌آید. او با عقوبت الهی می‌آید و شما را نجات خواهد داد.

5 آنگاه چشمان كوران باز خواهد شد و گوشهای كران مفتوح خواهد گردید. 6 آنگاه لنگان مثل غزال جست و خیز خواهند نمود و زبان گنگ خواهد سرایید. زیرا كه آبها در بیابان و نهرها در صحرا خواهد جوشید. 7 و سراب به بركه و مكانهای خشك به چشمه‌های آب مبد‌ّل خواهد گردید. در مسكنی كه شغالها میخوابند علف و بوریا و نی خواهد بود. 8 و در آنجا شاهراهی و طریقی خواهد بود و به طریق مقد‌ّس نامیده خواهد شد و نجسان از آن عبور نخواهند كرد بلكه آن به جهت ایشان خواهد بود. و هركه در آن راه سالك شود اگر چه هم جاهل باشد گمراه نخواهد گردید. 9 شیری در آن نخواهد بود و حیوان درنده‌ای بر آن بر نخواهد آمد و در آنجا یافت نخواهد شد بلكه ناجیان بر آن سالك خواهند گشت. 10 و فدیه‌ شدگان یَهُوَه بازگشت نموده با ترنّم به صهیون خواهند آمد و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود. و شادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد كرد.

اشعیا فصل 36

 

1 و در سال چهاردهم حزقیا پادشاه واقع شد كه سنحاریب پادشاه آشور بر تمامی شهرهای حصاردار یهودا برآمده آنها را تسخیر نمود. 2 و پادشاه آشور ربشاقی را از لاكیش به اورشلیم نزد حزقیا پادشاه با موكب عظیم فرستاد و او نزد قنات بركة فوقانی به راه مزرعة گازر ایستاد. 3 و الیاقیم بن‌حلقیا كه ناظر خانه بود و شبنای كاتب و یوآخ بن‌آساف وقایع‌نگار نزد وی بیرون آمدند. 4 و ربشاقی به ایشان گفت: “به حزقیا بگویید سلطان عظیم پادشاه آشور چنین میگوید: این اعتماد شما كه بر آن توكّل مینمایید چیست؟ 5 میگویم كه مشورت و قو‌ّت جنگ سخنان باطل است. الآن كیست كه بر او توكّل نموده‌ای كه به من عاصی شده‌ای؟ 6 هان بر عصای این نی‌‌ خرد شده یعنی بر مصر توكّل مینمایی كه اگر كسی بر آن تكیه كند به دستش فرو رفته آنرا مجروح میسازد. همچنان است فرعون پادشاه مصر برای همگانی كه بر وی توكّل نمایند. 7 و اگر مرا گویی كه بر یَهُوَه خدای خود توكّل داریم آیا او آن نیست كه حزقیا مكانهای بلند و مذبحهای او را برداشته است و به یهودا و اورشلیم گفته كه پیش این مذبح سجده نمایید؟ 8 پس حال با آقایم پادشاه آشور شرط ببند و من دو هزار اسب به تو میدهم اگر از جانب خود سواران بر آنها توانی گذاشت. 9 پس چگونه روی یك والی از كوچكترین بندگان آقایم را خواهی برگردانید و بر مصر به جهت ارابه‌ها و سواران توكّل داری؟ 10 و آیا من الآن بی اذن یَهُوَه بر این زمین به جهت خرابی آن برآمده‌ام؟ یَهُوَه مرا گفته است بر این زمین برآی و آنرا خراب كن.”

11 آنگاه الیقایم و شبنا و یوآخ به ربشاقی گفتند: “تمنا اینكه با بندگانت به زبان آرامی گفتگو نمایی زیرا آنرا میفهمیم و با ما به زبان یهود در گوش مردمی كه بر حصارند گفتگو منمای.” 12 ربشاقی گفت: “آیا آقایم مرا نزد آقایت و تو فرستاده است تا این سخنان را بگویم؟ مگر مرا نزد مردانی كه بر حصار نشسته‌اند نفرستاده تا ایشان با شما نجاست خود را بخورند و بول خود را بنوشند؟” 13 پس ربشاقی بایستاد و به آواز بلند به زبان یهود صدا زده گفت: “سخنان سلطان عظیم پادشاه آشور را بشنوید. 14 پادشاه چنین میگوید: حزقیا شما را فریب ندهد زیرا كه شما را نمیتواند رهانید. 15 و حزقیا شما را بر یَهُوَه مطمئن نسازد و نگوید كه یَهُوَه البته ما را خواهد رهانید و این شهر به دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد. 16 به حزقیا گوش مدهید زیرا كه پادشاه آشور چنین میگوید: با من صلح كنید و نزد من بیرون آیید تا هركس از مو خود و هركس از انجیر خود بخورد و هركس از آب چشمة خود بنوشد. 17 تا بیایم و شما رابه زمین مانند زمین خودتان بیاورم یعنی به زمین غلّه و شیره و زمین نان و تاكستانها. 18 مبادا حزقیا شما را فریب دهد و گوید یَهُوَه ما را خواهد رهانید. آیا هیچكدام از خدایان امتها زمین خود را از دست پادشاه آشور رهانیده است؟ 19 خدایان حمات و ارفاد كجایند و خدایان سفروایم كجا و آیا سامره را از دست من رهانیده‌اند؟ 20 از جمیع خدایان این زمینها كدامند كه زمین خویش را از دست من نجات داده‌اند تا یَهُوَه اورشلیم را از دست من نجات دهد؟” 21 اما ایشان سكوت نموده به او هیچ جواب ندادند زیرا كه پادشاه امر فرموده و گفته بود كه او را جواب ندهید. 22 پس الیاقیم بن‌حلقیا كه ناظر خانه بود و شبنای كاتب و یوآخ بن‌آساف وقایع نگار با جامة دریده نزد حزقیا آمدند و سخنان ربشاقی را به او باز گفتند.

اشعیا فصل 37

 

1 و واقع شد كه چون حزقیا پادشاه اینرا شنید لباس خود را چاك زده و پلاس پوشیده به خانة یَهُوَه داخل شد. 2 و الیاقیم ناظر خانه و شبنای كاتب و مشایخ كهنه را ملبس به پلاس نزد اشعیا ابن‌آموص نبی فرستاد 3 و به وی گفتند: “حزقیا چنین میگوید كه امروز روز تنگی و تأدیب و اهانت است زیرا كه پسران بفم رحم رسیده‌اند و قو‌ّت زاییدن نیست. 4 شاید یَهُوَه خدایت سخنان ربشاقی را كه آقایش پادشاه آشور او را برای اهانت نمودن خدای حی‌ّ فرستاده است بشنود و سخنانی را كه یَهُوَه خدایت شنیده است توبیخ نماید. پس برای بقیه‌ای كه یافت میشوند تضر‌ّع نما.”

5 و بندگان حزقیا پادشاه نزد اشعیا آمدند. 6 و اشعیا به ایشان گفت: “به آقای خود چنین گویید كه یَهُوَه چنین میفرماید: از سخنانی كه شنیدی كه بندگان پادشاه آشور مرا بدانها كفر گفته‌اند مترس. 7 همانا روحی بر او میفرستم كه خبری شنیده به ولایت خود خواهد برگشت و او را در ولایت خودش به شمشیر هلاك خواهم ساخت.” 8 پس ربشاقی مراجعت كرده پادشاه آشور را یافت كه با لبنه جنگ میكرد زیرا شنیده بود كه از لاكیش كوچ كرده است. 9 و او دربارة ترهاقه پادشاه كوش خبری شنید كه به جهت مقاتله با تو بیرون آمده است. پس چون اینرا شنید (باز) ایلچیان نزد حزقیا فرستاده گفت: 10 “به حزقیا پادشاه یهودا چنین گویید: خدای تو كه به او توكّل مینمایی تو را فریب ندهد و نگوید كه اورشلیم به دست پادشاه آشور تسلیم نخواهد شد. 11 اینك تو شنیده‌ای كه پادشاهان آشور با همة ولایتها چه كرده و چگونه آنها را بالكّل هلاك ساخته‌اند و آیا تو رهایی خواهی یافت؟ 12 و آیا خدایان امتهایی كه پدران من آنها را هلاك ساختند مثل جوزان و حاران و رصف و بنی‌عدن كه در تلسار میباشند ایشانرا نجات دادند. 13 پادشاه حمات كجا است و پادشاه ارفاد و پادشاه شهر سفروایم و هینع و عو‌ّا؟”

 

14 و حزقیا مكتوب را از دست ایلچیان گرفته آنرا خواند و حزقیا به خانة یَهُوَه در آمده آنرا به حضور یَهُوَه پهن كرد. 15 و حزقیا نزد یَهُوَه دعا كرده‌گفت: 16 “ای یَهُوَه صبایوت خدای اسرائیل كه بر كروبیان جلوس مینمایی! تویی كه به تنهایی بر تمامی ممالك جهان خدا هستی و تو آسمان و زمین را آفریده‌ای. 17 ای یَهُوَه گوش خود را فرا گرفته بشنو و ای یَهُوَه چشمان خود را گشوده ببین و همة سخنان سنخاریب را كه به جهت اهانت نمودن خدای حی‌ّ فرستاده است استماع نما! 18 ای یَهُوَه راست است كه پادشاهان آشور همة ممالك و زمین ایشانرا خراب كرده. 19 و خدایان ایشانرا به آتش انداخته‌اند زیرا كه خدا نبودند بلكه ساختة دست انسان از چوب و سنگ. پس به این سبب آنها را تباه ساختند. 20 پس حال ای یَهُوَه خدای ما ما را از دست او رهایی ده تا جمیع ممالك جهان بدانند كه تو تنها یَهُوَه هستی.”

21 پس اشعیا ابن‌آموص نزد حزقیا فرستاده گفت: “یَهُوَه خدای اسرائیل چنین میگوید: چونكه دربارة سنحاریب پادشاه آشور نزد من دعا نمودی 22 كلامی كه یَهُوَه درباره‌اش گفته این است: آن باكره دختر صهیون تو را حقیر شمرده استهزا نموده است و دختر اورشلیم سر خود را به تو جنبانیده است. 23 كیست كه او را اهانت كرده كفر گفته‌ای و كیست كه بر وی آواز بلند كرده چشمان خود را به علیین افراشته‌ای؟ مگر قد‌ّوس اسرائیل نیست؟ 24 به واسطة بندگانت یَهُوَه را اهانت كرده گفته‌ای به كثرت ارابه‌های خود بر بلندی كوهها و به اطراف لبنان برآمده‌ام و بلندترین سروهای آزادش و بهترین صنوبرهایش را قطع نموده به بلندی اقصایش و به درختستان بوستانش داخل شده‌ام. 25 و من حفره زده آب نوشیدم و به كف پای خود تمامی نهرهای مصر را خشك خواهم كرد.

26 “آیا نشنیده‌ای كه من اینرا از زمان سلف كرده‌ام و از ایام قدیم صورت داده‌ام و الآن آنرا به وقوع آورده‌ام تا تو به ظهور آمده و شهرهای حصاردار را خراب نموده به توده‌های ویران مبد‌ّل سازی. 27 از این جهت ساكنان آنها كم قو‌ّت بوده ترسان و خجل شدند. مثل علف صحرا و گیاه سبز و علف پشت‌بام و مثل مزرعه قبل از نمو كردنش گردیدند. 28 اما من نشستن تو را و خروج و دخولت و خشمی را كه بر من داری میدانم. 29 چونكه خشمی كه به من داری و غرور تو به گوش من برآمده است. بنابراین مهار خود را به بینی تو و لگام خود را به لبهایت گذاشته تو را به راهی كه آمده‌ای برخواهم گردانید. 30 و علامت برای تو این خواهد بود كه امسال غلّه خود رو خواهید خورد و سال دو‌ّم آنچه از آن بروید و در سال سو‌ّم بكارید و بدروید و تاكستانها غرس نموده میوة آنها را بخورید. 31 و بقیه‌ای كه از خاندان یهودا رستگار شوند بار دیگر به پایین ریشه خواهند زد و به بالا میوه خواهند آورد. 32 زیرا كه بقیه‌ای از اورشلیم و رستگاران از كوه صهیون بیرون خواهند آمد. غیرت یَهُوَه صبایوت اینرا بجا خواهد آورد. 33 بنابراین یَهُوَه دربارة پادشاه آشور چنین میگوید كه به این شهر داخل نخواهد شد و به اینجا تیر نخواهد انداخت و در مقابلش با سپر نخواهد آمد و منجنیق در پیش او برنخواهد افراشت. 34 به راهی كه آمده است به همان برخواهد گشت و به این شهر داخل نخواهد شد. یَهُوَه اینرا میگوید. 35 زیرا كه این شهر را حمایت كرده بخاطر خود و به خاطر بندة خویش داود آنرا نجات خواهم داد.”

36 پس فرشتة یَهُوَه بیرون آمده صد و هشتاد و پنجهزار نفر از اردوی آشور را زد و بامدادان چون برخاستند اینك جمیع آنها لاشهای مرده بودند. 37 و سنحاریب پادشاه آشور كوچ كرده روانه گردید و برگشته در نینوی ساكن شد. 38 و واقع شد كه چون او در خانة خدای خویش نسروك عبادت میكرد پسرانش ادرملك و شَرآصَر او را به شمشیر زدند و ایشان به زمین اَراراط فرار كردند و پسرش آسرحد‌ُّون به جایش سلطنت نمود.

اشعیا فصل 38

 

1 در آن ایام حزقیا بیمار و مشرف به موت شد و اشعیا ابن‌آموص نبی نزد وی آمده او را گفت: “یَهُوَه چنین میگوید: تدارك خانة خود را ببین زیرا كه میمیری و زنده نخواهی ماند.” 2 آنگاه حزقیا روی خود را بسوی دیوار برگردانیده نزد یَهُوَه دعا نمود 3 و گفت: “ای یَهُوَه مستدعی اینك بیاد آوری كه چگونه به حضور تو به امانت و به دل كامل سلوك نموده‌ام و آنچه در نظر تو پسند بوده است بجا آورده‌ام.” پس حزقیا زار زار بگریست. 4 و كلام یَهُوَه بر اشعیا نازل شده گفت: 5 “برو به حزقیا بگو یَهُوَه خدای پدرت داود چنین میگوید: دعای تو را شنیدم و اشكهایت را دیدم. اینك من بر روزهای تو پانزده سال افزودم. 6 و تو را و این شهر را حمایت خواهم نمود. 7 و علامت از جانب یَهُوَه كه یَهُوَه این كلام را كه گفته است بجا خواهد آورد اینست: 8 اینك سایة درجاتی كه از آفتاب بر ساعت آفتابی آحاز پایین رفته است ده درجه به عقب بر میگردانم.” پس آفتاب از درجاتی كه بر ساعت آفتابی پایین رفته بود ده درجه برگشت.

9 مكتوب حزقیا پادشاه یهودا وقتی كه بیمار شد و از بیماریش شفا یافت: 10 من گفتم: “اینك در فیروزی ایام خود به درهای هاویه میروم و از بقیة سالهای خود محروم میشوم. 11 گفتم: یَهُوَه را مشاهده نمی‌نمایم. یَهُوَه را در زمین زندگان نخواهم دید. من با ساكنان عالم فنا انسان را دیگر نخواهم دید. 12 خانة من كنده گردید و مثل خیمة شبان از من برده شد. مثل نساج عمر خود را پیچیدم. او مرا از نورد خواهد برید. روز و شب مرا تمام خواهی كرد. 13 تا صبح انتظار كشیدم. مثل شیر همچنین تمامی استخوانهایم را میشكند. روز و شب مرا تمام خواهی كرد. 14 مثل پرستوك كه جیك جیك میكند صدا مینمایم. و مانند فاخته ناله میكنم و چشمانم از نگریستن به بالا ضعیف میشود. ای یَهُوَه در تنگی هستم. كفیل من باش.

15 “چه بگویم چونكه او به من گفته است و خود او كرده است. تمامی سالهای خود را به سبب تلخی جانم آهسته خواهم رفت. 16 ای یَهُوَه به این چیزها مردمان زیست میكنند و به اینها و بس حیات روح من میباشد. پس مرا شفا بده و مرا زنده نگاهدار. 17 اینك تلخی سخت من باعث سلامتی من شد. از راه لطف جانم را از چاه هلاكت برآوردی زیرا كه تمامی گناهانم را به پشت سر خود انداختی. 18 زیرا كه هاویه تو را حمد نمیگوید و موت تو را تسبیح نمیخواند و آنانی كه به حفره فرو میروند به امانت تو امیدوار نمیباشند. 19 زندگانند زندگانند كه تو را حمد میگویند چنانكه من امروز میگویم. پدران به پسران راستی تو را تعلیم خواهند داد. 20 یَهُوَه به جهت نجات من حاضر است پس سرودهایم را در تمامی روزهای عمر خود در خانة یَهُوَه خواهیم سرایید.”

21 و اشعیا گفته بود كه “قرصی از انجیر بگیرید و آنرا بر دمل بنهید كه شفا خواهد یافت.” 22 و حزقیا گفته بود: “علامتی كه به خانة یَهُوَه برخواهم آمد چیست؟”

اشعیا فصل 39

 

1 در آنزمان مر‌ُود‌َك بلدان بن‌بلدان پادشاه بابل مكتوبی و هدیه‌ای نزد حزقیا فرستاد زیرا شنیده بود كه بیمار شده و صحت یافته است. 2 و حزقیا از ایشان مسرور شده‌خانة خزاین خود را از نقره و طلا و عطریات و روغن معطّر و تمام خانة اسلحة خویش و هر چه را كه در خزاین او یافت می‌شد به ایشان نشان داد و در خانه‌اش و در تمامی مملكتش چیزی نبود كه حزقیا آنرا به ایشان نشان نداد. 3 پس اشعیا نبی نزد حزقیا پادشاه آمده وی را گفت: “این مردمان چه گفتند و نزد تو از كجا آمدند؟” حزقیا گفت: “از جای دور یعنی از بابل نزد من آمدند.” 4 او گفت: “در خانة تو چه دیدند؟” حزقیا گفت: “هر چه در خانة من است دیدند و چیزی در خزاین من نیست كه به ایشان نشان ندادم.”

5 پس اشعیا به حزقیا گفت: “كلام یَهُوَه صبایوت را بشنو: 6 اینك روزها می‌آید كه هرچه در خانة تو است و آنچه پدرانت تا امروز ذخیره كرده‌اند به بابل برده خواهد شد. و یَهُوَه میگوید كه چیزی از آنها باقی نخواهد ماند. 7 و بعضی از پسرانت را كه از تو پدید آیند و ایشانرا تولید نمایی خواهند گرفت و در قصر پادشاه بابل خواجه‌سرا خواهند شد.” 8 حزقیا به اشعیا گفت: “كلام یَهُوَه كه گفتی نیكو است و دیگر گفت: هر آینه در ایام من سلامتی و امان خواهد بود.”

اشعیا فصل 40

 

1 تسلی دهید! قوم مرا تسلی دهید! خدای شما میگوید: 2 سخنان دلاویز به اورشلیم گویید و او را ندا كنید كه اجتهاد او تمام شده و گناه وی آمرزیده گردیده و از دست یَهُوَه برای تمامی گناهانش دو چندان یافته است. 3 صدای ندا كننده‌ای در بیابان راه یَهُوَه را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا راست نمایید. 4 هر در‌ّه‌ای برافراشته و هر كوه و تلّی پست خواهد شد و كجیها راست و ناهمواریها هموار خواهد گردید. 5 و جلال یَهُوَه مكشوف گشته‌تمامی بشر آنرا با هم خواهند دید زیرا كه دهان یَهُوَه اینرا گفته است. 6 هاتفی میگوید: “ندا كن.” وی گفت: “چه چیز را ندا كنم؟ تمامی بشر گیاه است و همگی زیبایی‌اش مثل گل صحرا. 7 گیاه خشك و گلش پژمرده میشود زیرا نفخة یَهُوَه بر آن دمیده میشود. البته مردمان گیاه هستند. 8 گیاه خشك شد و گل پژمرده گردید لیكن كلام خدای ما تا ابدالآباد استوار خواهد ماند.” 9 ای صهیون كه بشارت میدهی به كوه بلند برآی! و ای اورشلیم كه بشارت میدهی آوازت را با قو‌ّت بلند كن! آن را بلند كن و مترس و به شهرهای یهودا بگو كه “هان خدای شما است!” 10 اینك سلطان تعالی یَهُوَه با قو‌ّت می‌آید و بازوی وی برایش حكمرانی مینماید. اینك اجرت او با وی است و عقوبت وی پیش روی او می‌آید. 11 او مثل شبان گلة خود را خواهد چرانید و به بازوی خود بره‌ها را جمع كرده به آغوش خویش خواهد گرفت و شیردهندگان را به ملایمت رهبری خواهد كرد. 12 كیست كه آبها را به كف دست خود پیموده و افلاك را با وجب اندازه كرده و غبار زمین را در كیل گنجانیده و كوهها را به قپان و تلّها را به ترازو وزن نموده است؟

13 كیست كه روح یَهُوَه را قانون داده یا مشیر او بوده او را تعلیم داده باشد. 14 او از كه مشورت خواست تا به او فهم بخشد و طریق راستی را به او بیاموزد؟ و كیست كه او را معرفت آموخت و راه فطانت را به او تعلیم داد؟ 15 اینك امتها مثل قطرة دلو و مانند غبار میزان شمرده میشوند. اینك جزیره‌ها را مثل گَرد برمیدارد. 16 و لبنان به جهت هیزم كافی نیست و حیواناتش برای قربانی سوختنی كفایت نمیكند. 17 تمامی امتها بنظر وی هیچ‌اند و از عدم و بطالت نزد وی كمتر مینمایند. 18 پس خدا را به كه تشبیه میكنید و كدام شبه را با او برابر میتوانید كرد؟ 19 صنعتگر بت را می‌ریزد و زرگر آنرا به طلا می‌پوشاند و زنجیرهای نقره برایش می‌ریزد. 20 كسی كه استطاعت چنین هدایا نداشته باشد درختی را كه نمی‌پوسد اختیار میكند و صنعتگر ماهری را می‌طلبد تا بتی را كه متحر‌ّك نشود برای او بسازد.

21 آیا ندانسته و نشنیده‌اید و از ابتدا به شما خبر داده نشده است و از بنیاد زمین نفهمیده‌اید؟ 22 او است كه بر كرة زمین نشسته است و ساكنانش مثل ملخ میباشند. اوست كه آسمانها را مثل پرده میگستراند و آنها را مثل خیمه به جهت سكونت پهن میكند. 23 كه امیران را لاشی میگرداند و داوران جهان را مانند بطالت میسازد. 24 هنوز غرس نشده و كاشته نگردیده‌اند و تنة آنها هنوز در زمین ریشه نزده است كه فقط بر آنها می‌دمد و پژمرده میشوند و گردباد آنها را مثل كاه می‌رباید.

25 پس مرا به كه تشبیه میكنید تا با وی مساوی باشم؟ قد‌ّوس میگوید: 26 چشمان خود را به علیین برافراشته ببینید. كیست كه اینها را آفرید و كیست كه لشكر اینها را بشماره بیرون آورده جمیع آنها را بنام میخواند؟ از كثرت قو‌ّت و از عظمت توانایی وی یكی از آنها گم نخواهد شد. 27 ای یعقوب چرا فكر میكنی و ای اسرائیل چرا میگویی: “راه من از یَهُوَه مخفی است و خدای من انصاف مرا از دست داده است.”

28 آیا ندانسته و نشنیده‌ای كه خدای سرمدی یَهُوَه آفرینندة اقصای زمین درمانده و خسته نمیشود و فهم او را تفحص نتوان كرد؟ 29 ضعیفان را قو‌ّت می‌بخشد و ناتوانان را قدرت زیاده عطا مینماید. 30 حتی جوانان هم درمانده و خسته میگردند و شجاعان بكلّی می‌افتند. 31 اما آنانی كه منتظر یَهُوَه میباشند قو‌ّت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند كرد. خواهند دوید و خسته نخواهند شد. خواهند خرامید و درمانده نخواهند گردید.

اشعیا فصل 41

 

1 ای جزیره‌ها به حضور من خاموش شوید! و قبیله‌ها قو‌ّت تازه بهم رسانند! نزدیك بیایند آنگاه تكلّم نمایند. با هم به محاكمه نزدیك بیاییم. 2 كیست كه كسی را از مشرق برانگیخت كه عدالت او را نزد پایهای وی میخواند؟ امتها را به وی تسلیم میكند و او را بر پادشاهان مسلّط میگرداند. و ایشانرا مثل غبار به شمشیر وی و مثل كاه كه پراكنده میگردد به كمان وی تسلیم خواهد نمود. 3 ایشانرا تعاقب نموده به راهی كه با پایهای خود نرفته بود بسلامتی خواهد گذشت. 4 كیست كه اینرا عمل نموده و بجا آورده و طبقات را از ابتدا دعوت نموده است؟ من كه یَهُوَه و او‌ّل و با آخرین میباشم من هستم. 5 جزیره‌ها دیدند و ترسیدند و اقصای زمین بلرزیدند و تقر‌ّب جسته آمدند. 6 هر كس همسایة خود را اعانت كرد و به برادر خود گفت: قوی‌ّ دل باش. 7 نجار زرگر را و آنكه با چكّش صیقل میكند سندان زننده را تقویت مینماید و دربارة لحیم میگوید: كه خوب است و آنرا به میخها محكم میسازد تا متحر‌ّك نشود.

8 اما تو ای اسرائیلبندة من و ای یعقوب كه تو را برگزیده‌ام و ای ذریت دوست من ابراهیم! 9 كه تو را از اقصای زمین گرفته تو را از كرانه‌هایش خوانده‌ام و به تو گفته‌ام تو بندة من هستی تو را برگزیدم و ترك ننمودم. 10 مترس زیرا كه من با تو هستم و مشو‌ّش مشو زیرا من خدای تو هستم. تو را تقویت خواهم نمود و البته تو را معاونت خواهم داد و تو را به دست راست عدالت خود دستگیری خواهم كرد. 11 اینك همة آنانی كه بر تو خشم دارند خجل و رسوا خواهند شد و آنانی كه با تو معارضه نمایند ناچیز شده هلاك خواهند گردید. 12 آنانی را كه با تو مجادله نمایند جستجو كرده نخواهی یافت و آنانی كه با تو جنگ كنند نیست و نابود خواهند شد. 13 زیرا من كه یَهُوَه خدای تو هستم دست راست تو را گرفته به تو میگویم: مترس زیرا من تو را نصرت خواهم داد. 14 ای كِرم یعقوب و شَرذِمة اسرائیل مترس زیرا یَهُوَه و قد‌ّوس اسرائیل كه ولّی تو میباشد میگوید: من تو را نصرت خواهم داد. 15 اینك تو را گردون تیز نو دندانه‌دار خواهم ساخت و كوهها را پایمال كرده خرد خواهی نمود و تلّها را مثل كاه خواهی ساخت. 16 آنها را خواهی افشاند و باد آنها را برداشته گردباد آنها را پراكنده خواهد ساخت. لیكن تو از یَهُوَه شادمان خواهی شد و به قد‌ّوس اسرائیل فخر خواهی نمود.

17 فقیران و مسكینان آب را میجویند و می‌یابند و زبان ایشان از تشنگی خشك میشود. من كه یَهُوَه هستم ایشان را اجابت خواهم نمود. خدای اسرائیل هستم ایشانرا ترك نخواهم كرد. 18 بر تلّهای خشك نهرها و در میان وادیها چشمه‌ها جاری خواهم نمود. و بیابان را به بركة آب و زمین خشك را به چشمه‌های آب مبد‌ّل خواهم ساخت. 19 در بیابان سرو آزاد و شطیم و آس و درخت زیتون را خواهم گذاشت و در صحرا صنوبر و كاج و چنار را با هم غرس خواهم نمود. 20 تا ببینند و بدانند و تفكّر نموده با هم تأمل نمایند كه دست یَهُوَه اینرا كرده و قد‌ّوس اسرائیل اینرا ایجاد نموده است. 21 یَهُوَه میگوید: دعوی خود را پیش آورید و پادشاه یعقوب میگوید: براهین قو‌ّی خویشرا عرضه دارید. 22 آنچه را كه واقع خواهد شد نزدیك آورده برای ما اعلام نمایند. چیزهای پیشین را و كیفیت آنها را بیان كنید تا تفكّر نموده آخر آنها را بدانیم یا چیزهای آینده را به ما بشنوانید. 23 و چیزها را كه بعد از این واقع خواهد شد بیان كنید تا بدانیم كه شما خدایانید. باری نیكویی یا بدی را بجا آورید تا ملتفت شده با هم ملاحظه نماییم. 24 اینك شما ناچیز هستید و عمل شما هیچ است و هر كه شما را اختیار كند رجس است.

25 كسی را از شمال برانگیختم و او خواهد آمد و كسی را از مشرق آفتاب كه اسم مرا خواهد خواند و او بر آقاان مثل برگِل خواهد آمد و مانند كوزه‌گری كه گِل را پایمال میكند. 26 كیست كه از ابتدا خبر داد تا بدانیم و از قبل تا بگوییم كه او راست است. البته خبر دهنده‌ای نیست و اعلام كننده‌ای نی و كسی هم نیست كه سخنان شما را بشنود. 27 اول به صهیون گفتم كه اینك هان این چیزها (خواهد رسید) و به اورشلیم بشارت دهنده‌ای بخشیدم. 28 و نگریستم و كسی یافت نشد و در میان ایشان نیز مشورت دهنده‌ای نبود كه چون از ایشان سؤال نمایم جواب تواند داد. 29 اینك جمیع ایشان باطلند و اعمال ایشان هیچ است و بتهای ریخته شدة ایشان باد و بطالت است.

اشعیا فصل 42

 

1 اینك بندة من كه او را دستگیری نمودم و برگزیدة من كه جانم از او خشنود است من روح خود را بر او می‌نهم تا انصاف را برای امتها صادر سازد. 2 او فریاد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد نمود و آنرا در كوچه‌ها نخواهد شنوانید. 3 نی خرد شده را نخواهد شكست و فتیلة ضعیف را خاموش نخواهد ساخت تا عدالت را به راستی صادر گرداند. 4 او ضعیف نخواهد گردید و منكسر نخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد و جزیره‌ها منتظر شریعت او باشند. 5 خدا یَهُوَه كه آسمانها را آفرید و آنها را پهن كرد و زمین و نتایج آنرا گسترانید و نفس را به قومی كه در آن باشند و روح را بر آنانی كه در آن سالكند میدهد چنین میگوید: 6 “ من كه یَهُوَه هستم تو را به عدالت خوانده‌ام و دست تو را گرفته تو را نگاه خواهم داشت و تو را عهد قوم و نور امتها خواهم گردانید. 7 تا چشمان كوران را بگشایی و اسیران را از زندان و نشینندگان در ظلمت را از محبس بیرون آوری. 8 من یَهُوَه هستم و اسم من همین است. و جلال خود را به كسی دیگر و ستایش خویش را به بتهای تراشیده نخواهم داد. 9 اینك وقایع نخستین واقع شد و من از چیزهای نو اعلام میكنم و قبل از آنكه بوجود آید شما را از آنها خبر میدهم.”

 

10 ای شما كه به دریا فرود می‌روید و ای آنچه در آن است! ای جزیره‌ها و ساكنان آنها سرود نو را به یَهُوَه و ستایش وی را از اقصای زمین بسرایید! 11 صحرا و شهرهایش و قریه‌هایی كه اهل قیدار در آنها ساكن باشند آواز خود را بلند نمایند و ساكنان سالع ترنّم نموده از قلة كوهها نعره زنند! 12 برای یَهُوَه جلال را توصیف نمایند و تسبیح او را در جزیره‌ها بخوانند! 13 یَهُوَه مثل جبار بیرون میآید و مانند مرد جنگی غیرت خویش را برمی‌انگیزاند. فریاد كرده‌ نعره خواهد زد و بر دشمنان خویش غلبه خواهد نمود. 14 از زمان قدیم خاموش و ساكت مانده‌خودداری نمودم. الآن مثل زنی كه می‌زاید نعره خواهم زد و دم زده آه خواهم كشید. 15 كوهها و تلّها را خراب كرده تمامی گیاه آنها را خشك خواهم ساخت و نهرها را جزایر خواهم گردانید و بركه‌ها را خشك خواهم ساخت. 16 و كوران را به راهی كه ندانسته‌اند رهبری نموده ایشانرا به طریقهایی كه عارف نیستند هدایت خواهم نمود. ظلمت را پیش ایشان به نو و كجی را به راستی مبد‌ّل خواهم ساخت. این كارها را بجا آورده ‌ایشان را رها نخواهم نمود. 17 آنانی كه بر بتهای تراشیده اعتماد دارند و به اصنام ریخته شده میگویند كه خدایان ما شمایید به عقب برگردانیده بسیار خجل خواهند شد.

 

18 ای كران بشنوید و ای كوران نظر كنید تا ببینید. 19 كیست كه مثل بندة من كور باشد و كیست كه كر باشد مثل رسول من كه میفرستم؟ كیست كه كور باشد مثل مسلم من و كور مانند بندة یَهُوَه؟ 20 چیزهای بسیار می‌بینی اما نگاه نمیداری. گوشها را میگشاید لیكن خود نمیشنود. 21 یَهُوَه را به خاطر عدل خود پسند آمد كه شریعت خویش را تعظیم و تكریم نماید. 22 لیكن اینان قوم غارت و تاراج شده‌اند و جمیع ایشان در حفره‌ها صید شده و در زندانها مخفی گردیده‌اند. ایشان غارت شده و رهاننده‌ای نیست. تاراج گشته و كسی نمیگوید كه باز ده. 23 كیست در میان شما كه به این گوش دهد و توجه نموده برای زمان آینده بشنود. 24 كیست كه یعقوب را به تاراج و اسرائیل را به غارت تسلیم نمود؟ آیا یَهُوَه نبود كه به او گناه ورزیدیم چونكه ایشان به راههای او نخواستند سلوك نمایند و شریعت او را اطاعت ننمودند. 25 بنابراین حد‌ّت غضب خود و شد‌ّت جنگ را بر ایشان ریخت و آن ایشانرا از هر طرف مشتعل ساخت و ندانستند و ایشان را سوزانید اما تفكّر ننمودند.

اشعیا فصل43

 

1 و الآن یَهُوَه كه آفرینندة تو ای یعقوب و صانع تو ای اسرائیل است چنین میگوید: “مترس زیرا كه من تو را فدیه دادم و تو را به اسمت خواندم پس تو از آن من هستی. 2 چون از آبها بگذری من با تو خواهم بود و چون از نهرها (عبورنمایی) تو را فرو نخواهند گرفت. و چون از میان آتش ر‌َوی سوخته نخواهی شد و شعله‌اش تو را نخواهد سوزانید. 3 زیرا من یَهُوَه خدای تو و قد‌ّوس اسرائیل نجات دهندة تو هستم. مصر را فدیة تو ساختم و حبش و سبا را به عوض تو دادم. 4 چونكه در نظر من گرانبها و مكر‌ّم بودی و من تو را دوست میداشتم پس مردمان را به عوض تو و طوایف را در عوض جان تو تسلیم خواهم نمود. 5 مترس زیرا كه من با تو هستم و ذریت تو را از مشرق خواهم آورد و تو را از مغرب جمع خواهم نمود. 6 به شمال خواهم گفت كه “بده“ و به جنوب كه “ممانعت مكن“. پسران مرا از جای دور و دخترانم را از كرانهای زمین بیاور. 7 یعنی هر كه را به اسم من نامیده شود و او را به جهت جلال خویش آفریده و او را مصو‌ّر نموده و ساخته باشم.” 8 قومی را كه چشم دارند اما كور هستند و گوش دارند اما كر میباشند بیرون آور. 9 جمیع امتها با هم جمع شوند و قبیله‌ها فراهم آیند پس در میان آنها كیست كه از این خبر دهد و امور اولین را به ما اعلام نماید. شهود خود را بیاورند تا تصدیق شوند یا استماع نموده‌ اقرار بكنند كه این راست است. 10 یَهُوَه میگوید كه “شما و بندة من كه او را برگزیده‌ام شهود من میباشید. تا دانسته به من ایمان آورید و بفهمید كه من او هستم و پیش از من خدایی مصو‌ّر نشده و بعد از من هم نخواهد شد. 11 من من یَهُوَه هستم و غیر از من نجات‌دهنده‌ای نیست. 12 من اخبار نموده و نجات داده‌ام و اعلام نموده و در میان شما خدای غیر نبوده است. یَهُوَه میگوید كه شما شهود من هستید و من خدا هستم. 13 و از امروز نیز من او می‌باشم و كسی كه از دست من تواند رهانید نیست. من عمل خواهم نمود و كیست كه آنرا رد‌ّ نماید؟”

14 یَهُوَه كه ولّی شما و قد‌ّوس اسرائیل است چنین میگوید: “بخاطر شما به بابل فرستادم و همة ایشانرا مثل فراریان فرود خواهم آورد و كلدانیان را نیز در كشتیهای و‌َجدِ ایشان. 15 من یَهُوَه قد‌ّوس شما هستم. آفرینندة اسرائیل و پادشاه شما.”

16 یَهُوَه كه راهی در دریا و طریقی در آبهای عظیم میسازد چنین میگوید: 17 “آنكه ارابه‌ها و اسبها و لشكر و قو‌ّت آن را بیرون می‌آورد ایشان با هم خواهند خوابید و نخواهند برخاست و منطقی شده مثل فتیله خاموش خواهند شد. 18 چیزهای اولین را بیاد نیاورید و در امور قدیم تفكّر ننمایید. 19 اینك من چیز نویی بوجود می‌آورم و آن الآن بظهور می‌آید. آیا آنرا نخواهید دانست؟ بدرستی كه راهی در بیابان و نهرها در هامون قرار خواهم داد. 20 حیوانات صحرا گرگان و شترمرغها مرا تمجید خواهند نمود چونكه آب در بیابان و نهرها در صحرا بوجود می‌آورم تا قوم خود و برگزیدگان خویش را سیراب نمایم. 21 این قوم را برای خود ایجاد كردم تا تسبیح مرا بخوانند. 22 اما تو ای یعقوب مرا نخواندی و تو ای اسرائیل از من به تنگ آمدی! 23 گوسفندان قربانیهای سوختنی خود را برای من نیاوردی و به ذبایح خود مرا تكریم ننمودی! به هدایا بندگی بر تو ننهادم و به بخور تو را به تنگ نیاوردم. 24 نی معطّر را به جهت من به نقره نخریدی و به پیه ذبایح خویش مرا سیر نساختی. بلكه به گناهان خود بر من بندگی نهادی و به خطایای خویش مرا به تنگ آوردی.

25 من هستم من كه بخاطر خود خطایای تو را محو ساختم و گناهان تو را بیاد نخواهم آورد. 26 مرا یاد بده تا با هم محاكمه نماییم. حجت خود را بیاور تا تصدیق شوی. 27 اجداد او‌ّلین تو گناه ورزیدند و واسطه‌های تو به من عاصی شدند. 28 بنابراین من آقاان قدس را بی‌احترام خواهم ساخت و یعقوب را به لعنت و اسرائیل را به دشنام تسلیم خواهم نمود.

اشعیا فصل 44

 

1 اما الآن ای بندة من یعقوب بشنو و ای اسرائیل كه تو را برگزیده‌ام! 2 یَهُوَه كه تو را آفریده و تو را از رحم بسرشت و معاون تو میباشد چنین میگوید: ای بندة من یعقوب مترس! و ای یشُرون كه تو را برگزیده‌ام! 3 اینك بر (زمین) تشنه آب خواهم ریخت و نهرها برخشك. روح خود را بر ذریت تو خواهم ریخت و بركت خویشرا بر اولاد تو. 4 و ایشان در میان سبزه‌ها مثل درختان بید بر جویهای آب خواهند رویید. 5 یكی خواهد گفت كه من از آن یَهُوَه هستم و دیگری خویشتن را به نام یعقوب خواهد خواند و دیگری بدست خود برای یَهُوَه خواهد نوشت و خویشتنرا به نام اسرائیل ملقب خواهد ساخت.

 

6 یَهُوَه پادشاه اسرائیل و یَهُوَه صبایوت كه ولّی ایشان است چنین میگوید: من اول هستم و من آخر هستم و غیر از من خدایی نیست. 7 و مثل من كیست كه آنرا اعلان كند و بیان نماید و آنرا ترتیب دهد از زمانی كه قوم قدیم را برقرار نمودم. پس چیزهای آینده و آنچه را كه واقع خواهد شد اعلان بنمایند. 8 ترسان و هراسان مباشید. آیا از زمان قدیم تو را اخبار و اعلام ننمودم و آیا شما شهود من نیستید؟ آیا غیر از من خدایی هست؟ البته صخره‌ای نیست و احدی را نمیشناسم.” 9 آنانی كه بتهای تراشیده میسازند جمیعاً باطلند و چیزهایی كه ایشان می‌پسندند فایده‌ای ندارد و شهود ایشان نمی‌بینند و نمیدانند تا خجالت بكشند. 10 كیست كه خدایی ساخته یا بتی ریخته باشد كه نفعی ندارد؟ 11 اینك جمیع یاران او خجل خواهند شد و صنعتگران از انسان میباشند. پس جمیع ایشان جمع شده بایستند تا با هم ترسان و خجل گردند.

12 آهن را با تیشه می‌تراشد و آن را در زغال كار میكند و با چكش صورت میدهد و با قو‌ّت بازوی خویش آنرا میسازد و نیز گرسنه شده بی‌قو‌ّت میگردد و آب ننوشیده ضعف بهم میرساند. 13 چوب را می‌تراشد و ریسمان را كشیده با قلم آنرا نشان میكند و با رنده آنرا صاف میسازد و با پرگار نشان میكند پس آنرا به شبیه انسان و به جمال آدمی میسازد تا در خانه ساكن شود. 14 سروهای آزاد برای خود قطع میكند و سندیان و بلوط را گرفته آنها را از درختان جنگل برای خود اختیار میكند و شمشاد را غرس نموده باران آنرا نمو میدهد.

15 پس برای شخص به جهت سوخت بكار می‌آید و از آن گرفته خود را گرم میكند و آنرا افروخته نان می‌پزد و خدایی ساخته آنرا می‌پرستد و از آن بتی ساخته پیش آن سجده میكند. 16 بعضی از آن را در آتش میسوزاند و بر بعضی گوشت پخته میخورد و كباب را برشته كرده سیر میشود و گرم شده میگوید: وه گرم شده آتش را دیدم. 17 و از بقیه آن خدایی یعنی بت خویش را میسازد و پیش آن سجده كرده عبادت میكند و نزد آن دعا نموده میگوید: مرا نجات بده چونكه تو خدای من هستی. 18 ایشان نمیدانند و نمی‌فهمند زیرا كه چشمان ایشانرا بسته است تا نبینند و دل ایشان را تا تعقل ننمایند. 19 و تفكّر ننموده معرفت و فطانتی ندارند تا بگویند نصف آنرا در آتش سوختیم و بر زغالش نیز نان پختیم و گوشت را كباب كرده خوردیم پس آیا از بقیة آن بتی بسازیم و به تنة درخت سجده نماییم؟ 20 خاكستر را خوراك خود میسازد و دل فریب خوردة او را گمراه میكند كه جان خود را نتواند رهانید و فكر نمی‌نماید كه آیا در دست راست من دروغ نیست.

21 “ای یعقوب و ای اسرائیل اینها را بیاد‌آور چونكه تو بندة من هستی. تو را سرشتم ای اسرائیل تو بندة من هستی از من فراموش نخواهی شد. 22 تقصیرهای تو را مثل ابر غلیظ و گناهانت را مانند ابر محو ساختم. پس نزد من بازگشت نما زیرا تو را فدیه كرده‌ام. 23 ای آسمانها ترنّم نمایید زیرا كه یَهُوَه اینرا كرده است! و ای اسفلهای زمین! فریاد برآورید و ای كوهها و جنگلها و هر درختی كه در آنها باشد بسرایید! زیرا یَهُوَه یعقوب را فدیه كرده است و خویشتن را در اسرائیل تمجید خواهد نمود.”

24 یَهُوَه كه ولّی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین میگوید: من یَهُوَه هستم و همة چیز را ساختم. آسمانها را به تنهایی گسترانیدم و زمین را پهن كردم و با من كه بود. 25 آنكه آیات كاذبان را باطل میسازد و جادوگران را احمق میگرداند. و حكیمان را به عقب بر میگرداند و علم ایشانرا به جهالت تبدیل میكند. 26 كه سخنان بندگان خود را برقرار میدارد و مشورت رسولان خویش را به انجام میرساند كه دربارة اورشلیم میگوید معمور خواهد شد و دربارة شهرهای یهودا كه بنا خواهد شد و خرابیهای آنرا برپا خواهم داشت. 27 آنكه به لجه میگوید كه خشك شو و نهرهایت را خشك خواهم ساخت. 28 و دربارة كورش میگوید كه او شبان من است و تمامی مسر‌ّت مرا به اتمام خواهد رسانید و دربارة اورشلیم میگوید بنا خواهد شد و دربارة هیكل كه بنیاد تو نهاده خواهد گشت.”

اشعیا فصل 45

 1 یَهُوَه به مسیح خویش یعنی به كورش كه دست راست او را گرفتم تا به حضور وی امتها را مغلوب سازم و كمرهای پادشاهان را بگشایم تا درها را به حضور وی مفتوح نمایم و دروازه‌ها دیگر بسته نشود چنین میگوید 2 كه “من پیش روی تو خواهم خرامید و جایهای ناهموار را هموار خواهم ساخت. و درهای برنجین را شكسته پشت بندهای آهنین را خواهم برید. 3 و گنجهای ظلمت و خزاین مخفی را به تو خواهم بخشید تا بدانی كه من یَهُوَه كه تو را به اسمت خوانده‌ام خدای اسرائیل میباشم. 4 به خاطر بندة خود یعقوب و برگزیدة خویش اسرائیل هنگامی كه مرا نشناختی تو را به اسمت خواندم و ملقب ساختم. 5 من یَهُوَه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نی. من كمر تو را بستم هنگامی كه مرا نشناختی. 6 تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند كه سوای من احدی نیست. من یَهُوَه هستم و دیگری نی. 7 پدید آورندة نور و آفرینندة ظلمت. صانع سلامتی و آفرینندة بدی. من یَهُوَه صانع همة این چیزها هستم. 8 ای آسمانها از بالا ببارانید تا افلاك عدالت را فرو ریزد و زمین بشكافد تا نجات و عدالت نمو‌ّ كنند و آنها را با هم برویاند زیرا كه من یَهُوَه اینرا آفریده‌ام. 9 وای بر كسی كه با صانع خود چون سفالی با سفالهای زمین مخاصمه نماید. آیا كوزه به كوزه‌گر بگوید چه چیز را ساختی؟ یا مصنوع تو دربارة تو بگوید كه او دست ندارد؟ 10 وای بر كسی كه به پدر خود گوید: چه چیز را تولید نمودی و به زن كه چه زاییدی. 11 یَهُوَه كه قد‌ّوس اسرائیل و صانع آن میباشد چنین میگوید: دربارة امور آینده از من سؤال نمایید و پسران مرا و اعمال دستهای مرا به من تفویض نمایید. 12 من زمینرا ساختم و انسانرا بر آن آفریدم. دستهای من آسمانها را گسترانید و من تمامی لشكرهای آنها را امر فرمودم. 13 من او را به عدالت برانگیختم و تمامی راههایش را راست خواهم ساخت. شهر مرا بنا كرده اسیرانم را آزاد خواهم نمود اما نه برای قیمت و نه برای هدیه. یَهُوَه صبایوت اینرا میگوید.”

14 یَهُوَه چنین میگوید: “حاصل مصر و تجارت حبش و اهل سبا كه مردان بلند قد‌ّ میباشند نزد تو عبور نموده از آن تو خواهند بود. و تابع تو شده در زنجیرها خواهند آمد و پیش تو خم شده و نزد تو التماس نموده خواهند گفت: البته خدا در تو است و دیگری نیست و خدایی نی.” 15 ای خدای اسرائیل و نجات‌دهنده یقیناً خدایی هستی كه خود را پنهان میكنی. 16 جمیع ایشان خجل و رسوا خواهند شد و آنانی كه بتها میسازند با هم به رسوایی خواهند رفت. 17 اما اسرائیل به نجات جاودانی از یَهُوَه ناجی خواهند شد و تا ابدالآباد خجل و رسوا نخواهند گردید. 18 زیرا یَهُوَه آفرینندة آسمان كه خدا است كه زمین را سرشت و ساخت و آنرا استوار نمود و آنرا عبث نیافرید بلكه به جهت سكونت مصو‌ّر نمود چنین میگوید: “من یَهُوَه هستم و دیگری نیست. 19 در خفا و در جایی از زمین تاریك تكلّم ننمودم. و به ذریة یعقوب نگفتم كه مرا عبث بطلبید. من یَهُوَه به عدالت سخن میگویم و چیزهای راست را اعلان مینمایم. 20 ای رها شدگان از امتها جمع شده بیایید و با هم نزدیك شوید. آنانی كه چوب بتهای خود را بر میدارند و نزد خدایی كه نتواند رهانید دعا می‌نمایند معرفت ندارند. 21 پس اعلان نموده ایشان را نزدیك آورید تا با یكدیگر مشورت نمایند. كیست كه اینرا از ایام قدیم اعلان نموده و از زمان سلف اخبار كرده است؟ آیا نه من كه یَهُوَه هستم و غیر از من خدایی دیگر نیست؟ خدای عادل و نجات‌دهنده و سوای من نیست. 22 ای جمیع كرانه‌های زمین به من توجه نمایید و نجات یابید زیرا من خدا هستم و دیگری نیست. 23 به ذات خود قسم خوردم و این كلام به عدالت از دهانم صادر گشته برنخواهد گشت كه هر زانو پیش من خم خواهد شد و هر زبان به من قسم خواهد خورد. 24 و مرا خواهند گفت عدالت و قو‌ّت فقط در یَهُوَه می‌باشد” و بسوی او خواهند آمد و همگانی كه به او خشمناكند خجل خواهند گردید. و تمامی ذریت اسرائیل در یَهُوَه عادل شمرده شده فخر خواهندكرد.

اشعیا فصل 46

 

1 بیل خم شده و نَبو منحنی گردیده بتهای آنها بر حیوانات و بهایم نهاده شد. آنهایی كه شما بر میداشتید حمل گشته و بار حیوانات ضعیف شده است. 2 آنها جمیعاً منحنی و خم شده‌آن بار را نمیتوانند رهانید بلكه خود آنها به اسیری میروند. 3 ای خاندان یعقوب و تمامی بقیة خاندان اسرائیل كه از بطن بر من حمل شده و از رحم برداشتة من بوده‌اید! 4 و تا به پیری شما من همان هستم و تا به شیخوخیت من شما را خواهم برداشت. من آفریدم و من برخواهم داشت و من حمل كرده خواهم رهانید. 5 مرا با كه شبیه و مساوی میسازید و مرا با كه مقابل می‌نمایید تا مشابه شویم؟ 6 آنانی كه طلا را از كیسه می‌ریزند و نقره را به میزان می‌سنجند زرگری را اجیر میكنند تا خدایی از آن بسازد پس سجده كرده عبادت نیز مینمایند. 7 آنرا بر دوش برداشته می‌برند و به جایش می‌گذارند و او می‌ایستد و از جای خود حركت نمیتواند كرد. نزد او استغاثه هم می‌نمایند اما جواب نمیدهد و ایشانرا از تنگی ایشان نتواند رهانید.

8 اینرا بیاد آورید و مردانه بكوشید. و ای عاصیان آنرا در دل خود تفكّر نمایید! 9 چیزهای اول را از زمان قدیم به یاد آورید. زیرا من قادر مطلق هستم و دیگری نیست. خدا هستم و نظیر من نی. 10 آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قدیم بیان میكنم و میگویم كه ارادة من برقرار خواهد ماند و تمامی مسر‌ّت خویش را بجا خواهم آورد. 11 مرغ شكاری را از مشرق و هم مشورت خویش را از جای دور میخوانم. من گفتم و البته بجا خواهم آورد و تقدیر نمودم و البته به وقوع خواهم رسانید. 12 ای سختدلان كه از عدالت دور هستید مرا بشنوید. 13 عدالت خود را نزدیك آوردم و دور نمیباشد و نجات من تأخیر نخواهد نمود و نجات را به جهت اسرائیل كه جلال من است در صهیون خواهم گذاشت.

اشعیا فصل 47

 

1 ای باكره دختر بابل فرود شده برخاك بنشین و ای دختر كلدانیان بر زمین بی‌كرسی بنشین زیرا تو را دیگر نازنین و لطیف نخواهند خواند. 2 دستاس را گرفته آرد را خرد كن. نقاب را برداشته دامنت را بركِش و ساقها را برهنه كرده از نهرها عبور كن. 3 عورت تو كشف شده رسوایی تو ظاهر خواهد شد. من انتقام كشیده بر احدی شفقت نخواهم نمود. 4 و اما نجات دهندة ما اسم او یَهُوَه صبایوت و قد‌ّوس اسرائیل میباشد. 5 ای دختر كلدانیان خاموش بنشین و به ظلمت داخل شو زیرا كه دیگر تو را ملكة ممالك نخواهند خواند. 6 بر قوم خود خشم نموده و میراث خویش را بی‌حرمت كرده ایشانرا به دست تو تسلیم نمودم. بر ایشان رحمت نكرده یوغ خود را بر پیران بسیار سنگین ساختی. 7 و گفتی تا به ابد ملكه خواهم بود. و این چیزها را در دل خود جا ندادی و عاقبت آنها را به یاد نیاوردی.

8 پس الآن ای كه در عشرت بسر می‌بری و در اطمینان ساكن هستی اینرا بشنو. ای كه در دل خود میگویی من هستم و غیر از من دیگر نیست و بیوه نخواهم شد و بی‌اولادی را نخواهم دانست. 9 پس این دو چیز یعنی بی‌اولادی و بیوگی بغتتاً در یكروز به تو عارض خواهد شد و با وجود كثرت سِحر تو و افراط افسونگری زیاد تو آنها بشد‌ّت بر تو استیلا خواهد یافت. 10 زیرا كه بر شرارت خود اعتماد نموده گفتی كسی نیست كه مرا بیند. و حكمت و عِلم تو تو را گمراه ساخت و در دل خود گفتی: من هستم و غیر از من دیگری نیست. 11 پس بلایی كه افسون آنرا نخواهی دانست بر تو عارض خواهد شد و مصیبتی كه به دفع آن قادر نخواهی شد تو را فرو خواهد گرفت و هلاكتی كه ندانسته‌ای ناگهان بر تو استیلا خواهد یافت. 12 پس در افسونگری خود و كثرت سِحر خویش كه در آنها از طفولیت مشقت كشیده‌ای قائم باش شاید كه منفعت توانی برد و شاید كه غالب توانی شد. 13 از فراوانی مشورتهایت خسته شده‌ای پس تقسیم كنندگان افلاك و رصد بندان كواكب و آنانی كه در غر‌ّة ماهها اخبار میدهند بایستند و تو را از آنچه بر تو واقع شدنی است نجات دهند.

14 اینك مثل كاهبن شده آتش ایشان را خواهد سوزانید كه خویشتنرا از سورت زبانة آن نخواهند رهانید و آن اخگری كه خود را نزد آن گرم سازند و آتشی كه در برابرش بنشینند نخواهد بود. 15 آنانی كه از ایشان مشقت كشیدی برای تو چنین خواهند شد و آنانی كه از طفولیت با تو تجارت میكردند هركس بجای خود آواره خواهد گردید و كسی كه تو را رهایی دهد نخواهد بود.

اشعیا فصل 48

 

1 ای خاندان یعقوب كه به نام اسرائیل مسمی هستید و از آب یهودا صادر شده‌اید و به اسم یَهُوَه قسم میخورید و خدای اسرائیل را ذكر می‌نمایید اما نه به صداقت و راستی اینرا بشنوید. 2 زیرا كه خویشتنرا از شهر مقد‌ّس میخوانند و بر خدای اسرائیل كه اسمش یَهُوَه صبایوت است اعتماد میدارند. 3 چیزهای اول را از قدیم اخبار كردم و از دهان من صادر شده آنها را اعلام نمودم بغتتاً بعمل آوردم و واقع شد. 4 چونكه دانستم كه تو سخت دل هستی و گردنت بند آهنین و پیشانی تو برنجین است. 5 بنابراین تو را از قدیم مخبر ساختم و قبل از وقوع تو را اعلام نمودم. مبادا بگویی كه بت من آنها را بجا آورده و بت تراشیده و صنم ریخته شدة من آنها را امر فرموده است. 6 چونكه همة این چیزها را شنیدی آنها را ملاحظه نما. پس آیا شما اعتراف نخواهید كرد و از این زمان چیزهای تازه را به شما اعلام نمودم و چیزهای مخفی را كه ندانسته بودید. 7 در این زمان و نه در ایام قدیم آنها آفریده شد و قبل از امروز آنها را نشنیده بودی مبادا بگویی اینك این چیزها را میدانستم. 8 البته نشنیده و هر آینه ندانسته و البته گوش تو قبل از این باز نشده بود. زیرا میدانستم كه بسیار خیانتكار هستی و از رحم (مادرت) عاصی خوانده شدی. 9 به خاطر اسم خود غضب خویش را به تأخیر خواهم انداخت و بخاطر جلال خویش بر تو شفقت خواهم كرد تا تو را منقطع نسازم. 10 اینك تو را قال گذاشتم اما نه مثل نقره و تو را در كورة مصیبت آزمودم. 11 به خاطر ذات خود به خاطر ذات خود این را میكنم زیرا كه اسم من چرا باید بی‌حرمت شود و جلال خویش را به دیگری نخواهم داد.

 

12 ای یعقوب و ای دعوت شدة من اسرائیل بشنو! من او هستم! من اول هستم و آخر هستم! 13 به تحقیق دست من بنیاد زمین را نهاد و دست راست من آسمانها را گسترانید. وقتی كه آنها را میخوانم با هم برقرار میباشند. 14 پس همگی شما جمع شده بشنوید كیست از ایشان كه اینها را اخبار كرده باشد. یَهُوَه او را دوست میدارد پس مسر‌ّت خود را بر بابل بجا خواهد آورد و بازوی او بر كلدانیان فرود خواهد آمد. 15 من تكلّم نمودم و من او را خواندم و او را آوردم تا راه خود را كامران سازد. 16 به من نزدیك شده اینرا بشنوید. از ابتدا در خفا تكلّم ننمودم و از زمانی كه این واقع شد من در آنجا هستم و الآن سلطان تعالی یَهُوَه مرا و روح خود را فرستاده است. 17 یَهُوَه كه ولّی تو و قدوس اسرائیل است چنین میگوید: “من یَهُوَه خدای تو هستم و تو را تعلیم میدهم تا سود ببری و تو را به راهی كه باید بروی هدایت مینمایم. 18 كاش كه به اوامر من گوش میدادی آنگاه سلامتی تو مثل نهر و عدالت تو مانند امواج دریا میبود. 19 آنگاه ذریت تو مثل ریگ و ثمرة صُلب تو مانند ذر‌ّات آن میبود و نام او از حضور من منقطع و هلاك نمی‌گردید.”

20 از بابل بیرون شده از میان كلدانیان بگریزید و اینرا به آواز تر‌ّنم اخبار و اعلام نمایید و آنرا تا اقصای زمین شایع ساخته‌ بگویید كه یَهُوَه بندة خود یعقوب را فدیه داده است. 21 و تشنه نخواهند شد اگر چه ایشان را در ویرانه‌ها رهبری نماید زیرا كه آب از صخره برای ایشان جاری خواهد ساخت و صخره را خواهد شكافت تا آبها بجوشد. 22 و یَهُوَه میگوید كه برای شریران سلامتی نخواهد بود.

اشعیا فصل 49

 

1 ای جزیره‌ها از من بشنوید! و ای طوایف از جای دور گوش دهید! یَهُوَه مرا از رحم دعوت كرده و از احشای مادرم اسم مرا ذكر نموده است. 2 و دهان مرا مثل شمشیر تیز ساخته مرا زیر سایة دست خود پنهان كرده است. و مرا تیر صیقلی ساخته در تركش خود مخفی نموده است. 3 و مرا گفت: ای اسرائیل تو بندة من هستی كه از تو خویشتنرا تمجید نموده‌ام‌! 4 اما من گفتم كه عبث زحمت كشیدم و قو‌ّت خود را بی‌فایده و باطل صرف كردم لیكن حق‌ّ من با یَهُوَه و اجرت من با خدای من میباشد. 5 و الآن یَهُوَه كه مرا از رحم برای بندگی خویش سرشت تا یعقوب را نزد او بازآورم و تا اسرائیل نزد وی جمع شوند میگوید (و در نظر یَهُوَه محترم هستم و خدای من قو‌ّت من است). 6 پس میگوید: این چیز قلیلی است كه بندة من بشوی تا اسباط یعقوب را برپا كنی و ناجیان اسرائیل را بازآوری. بلكه تو را نور امتها خواهم گردانید و تا اقصای زمین نجات من خواهی بود.7 یَهُوَه كه ولّی و قد‌ّوس اسرائیل میباشد به او كه نزد مردم محقّر و نزد امتها مكروه و بندة حاكمان است چنین میگوید: پادشاهان دیده برپا خواهند شد و آقاان سجده خواهند نمود به سبب یَهُوَه كه امین است و قد‌ّوس اسرائیل كه تو را برگزیده است.

 

8 یَهُوَه چنین میگوید: “در زمان رضامندی تو را اجابت نمودم و در روز نجات تو را اعانت كردم. و تو را حفظ نموده عهد قوم خواهم ساخت تا زمین را معمور سازی و نصیبهای خراب شده را (به ایشان) تقسیم نمایی. 9 و به اسیران بگویی: بیرون روید و به آنانی كه در ظلمتند خویشتنرا ظاهر سازید. و ایشان در راهها خواهند چرید و مرتعهای ایشان بر همة صحراهای كوهی خواهد بود. 10 گرسنه و تشنه نخواهند بود و حرارت و آفتاب به ایشان ضرر نخواهد رسانید زیرا آنكه بر ایشان ترحم دارد ایشانرا هدایت خواهد كرد و نزد چشمه‌های آب ایشانرا رهبری خواهد نمود. 11 و تمامی كوههای خود را طریقها خواهم ساخت و راههای من بلند خواهد شد. 12 اینك بعضی از جای دور خواهند آمد و بعضی از شمال و از مغرب و بعضی از دیار سینیم” 13 ای آسمانها ترنّم كنید! و ای زمین وجد نما! و ای كوهها آواز شادمانی دهید! زیرا یَهُوَه قوم خود را تسلی میدهد و بر مظلومان خود ترحم میفرماید.

14 اما صهیون میگوید: “یَهُوَه مرا ترك نموده و یَهُوَه مرا فراموش كرده است.” 15 آیا زن بچة شیرخوارة خود را فراموش كرده بر پسر رحم خویش ترحم ننماید؟ اینان فراموش میكنند اما من تو را فراموش نخواهم نمود. 16 اینك تو را بر كف دستهای خود نقش نمودم و حصارهایت دائماً در نظر من است. 17 پسرانت به تعجیل خواهند آمد و آنانی كه تو را خراب و ویران كردند از تو بیرون خواهند رفت. 18 چشمان خود را به هر طرف بلند كرده ببین جمیع اینها جمع شده نزد تو می‌آیند. یَهُوَه میگوید: “به حیات خودم قسم كه خود را به جمیع اینها مثل زیور ملبس خواهی ساخت و مثل عروس خویشتنرا به آنها خواهی آراست. 19 زیرا خرابه‌ها و ویرانه‌های تو و زمین تو كه تباه شده بود اما الآن تو از كثرت ساكنان تنگ خواهی شد و هلاك كنندگانت دور خواهند گردید. 20 پسران تو كه بی‌اولاد می‌بودی در سمع تو (به یكدیگر) خواهند گفت: این مكان برای من تنگ است مرا جایی بده تا ساكن شوم. 21 و تو در دل خود خواهی گفت: كیست كه اینها را برای من زاییده است و حال آنكه من بی‌اولاد و نازاد و جلای وطن و متروك میبودم. پس كیست كه اینها را پرورش داد. اینك من به تنهایی ترك شده بودم پس اینها كجا بودند؟” 22 سلطان تعالی یَهُوَه چنین میگوید: “اینك من دست خود را بسوی امتها دراز خواهم كرد و علم خویشرا بسوی قومها خواهم برافراشت. و ایشان پسرانت را در آغوش خود خواهند آورد و دخترانت بر دوش ایشان برداشته خواهند شد. 23 و پادشاهان لالاهای تو و ملكه‌های ایشان دایه‌های تو خواهند بود و نزد تو رو به زمین افتاده خاك پای تو را خواهند لیسید و تو خواهی دانست كه من یَهُوَه هستم و آنانی كه منتظر من باشند خجل نخواهند گردید.

24 آیا غنیمت از جبار گرفته شود یا اسیران از مرد قاهر رهانیده گردند. 25 زیرا یَهُوَه چنی میگوید: “اسیران نیز از جبار گرفته خواهند شد و غنیمت از دست ستم پیشه رهانیده خواهد گردید. زیرا كه من با دشمنان تو مقاومت خواهم نمود و من پسران تو را نجات خواهم داد. 26 و به آنانی كه بر تو ظلم نمایند گوشت خودشان را خواهم خورانید و به خون خود مثل شراب مست خواهند شد و تمامی بشر خواهند دانست كه من یَهُوَه نجات‌دهندة تو و ولّی تو و قدیر یعقوب هستم.”

اشعیا فصل 50

 

1 یَهُوَه چنین میگوید: “طلاق نامة مادر شما كه او را طلاق دادم كجا است؟ یا كیست از طلبكاران من كه شما را به او فروختم؟ اینك شما به سبب گناهان خود فروخته شدید و مادر شما به جهت تقصیرهای شما طلاق داده شد. 2 چون آمدم چرا كسی نبود؟ و چون ندا كردم چرا كسی جواب نداد؟ آیا دست من به هیچ وجه كوتاه شده كه نتواند نجات دهد یا در من قدرتی نیست كه رهایی دهم؟ اینك به عتاب خود دریا را خشك میكنم و نهرها را بیابان میسازم كه ماهی آنها از بی‌آبی متعفن شود و از تشنگی بمیرد. 3 آسمانرا به ظلمت ملبس میسازم و پلاس را پوشش آن میگردانم.”

4 سلطان تعالی یَهُوَه زبان تلامیذ را به من داده است تا بدانم كه چگونه خستگان را به كلام تقویت دهم. هر بامداد بیدار میكند. گوش مرا بیدار میكند تا مثل تلامیذ بشنوم. 5 سلطان تعالی یَهُوَه گوش مرا گشود و مخالفت نكردم و به عقب برنگشتم. 6 پشت خود را به زنندگان و رخسار خود را به موكَنان دادم و روی خود را از رسوایی و آب دهان پنهان نكردم. 7 چونكه سلطان تعالی یَهُوَه مرا اعانت میكند پس رسوا نخواهم شد از این جهت روی خود را مثل سنگ خارا ساختم و میدانم كه خجل نخواهم گردید. 8 آنكه مرا تصدیق میكند نزدیك است. پس كیست كه بر من دعوی نماید پس او نزدیك من بیاید. 9 اینك سلطان تعالی یَهُوَه مرا اعانت میكند پس كیست مرا ملزم سازد. همانا همگی ایشان مثل رخت مندرس شده بید ایشانرا خواهد خورد.

10 كیست از شما كه از یَهُوَه میترسد و آواز بندة او را میشنود؟ هر كه در ظلمت سالك باشد و روشنایی ندارد او به اسم یَهُوَه توكّل نماید و به خدای خویش اعتماد بكند. 11 هان جمیع شما كه آتش می‌افروزید و كمر خود را به مشعلها می‌بندید در روشنایی آتش خویش و در مشعلهایی كه خود افروخته‌اید سالك باشید اما این از دست من به شما خواهد رسید كه در اندوه خواهید خوابید.

اشعیا فصل 51

 

1 ای پیروان عدالت و طالبان یَهُوَه مرا بشنوید! به صخره‌ای كه از آن قطع گشته و به حفرة چاهی كه از آن كنده شده‌اید نظر كنید. 2 به پدر خود ابراهیم و به ساره كه شما را زایید نظر نمایید زیرا او یكنفر بود حینی كه او را دعوت نمودم و او را بركت داده كثیر گردانیدم. 3 به تحقیق یَهُوَه صهیون را تسلّی داده تمامی خرابه‌هایش را تسلّی بخشیده است و بیابان او را مثل عدن و هامون او را مانند جنّت یَهُوَه ساخته است. خوشی و شادی در آن یافت میشود و تسبیح و آواز ترنّم.

4 ای قوم من به من توجه نمایید و ای طایفة من به من گوش دهید. زیرا كه شریعت از نزد من صادر میشود و داوری خود را برقرار میكنم تا قومها را روشنایی بشود. 5 عدالت من نزدیك است و نجات من ظاهر شده بازوی من قومها را داوری خواهد نمود و جزیره‌ها منتظر من شده به بازوی من اعتماد خواهند كرد. 6 چشمان خود را بسوی آسمان برافرازید و پایین بسوی زمین نظر كنید زیرا كه آسمان مثل دود از هم خواهد پاشید و زمین مثل جامه مندرس خواهد گردید و ساكنانش همچنین خواهند مرد اما نجات من تا به ابد خواهد ماند و عدالت من زایل نخواهد گردید.

7 ای شما كه عدالت را می‌شناسید! و ای قومی كه شریعت من در دل شما است! مرا بشنوید. از مذمت مردمان مترسید و از دشنام ایشان هراسان مشوید. 8 زیرا كه بید ایشان را مثل جامه خواهد زد و كِرم ایشان را مثل پشم خواهد خورد اما عدالت من تا ابدالآباد و نجات من نسلاً بعد نسل باقی خواهد ماند. 9 بیدار شو ای بازوی یَهُوَه بیدار شو و خویشتنرا با قو‌ّت ملبس ساز. مثل ایام قدیم و دوره‌های سلف بیدار شو. آیا تو آن نیستی كه ر‌َهب را قطع نموده اژدها را مجروح ساختی. 10 آیا تو آن نیستی كه دریا و آبهای لجة عظیم را خشك كردی و عمقهای دریا را راه ساختی تا فدیه شدگان عبور نمایند؟ 11 و فدیه شدگان یَهُوَه بازگشت نموده با ترنّم به صهیون خواهند آمد و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد كرد.

12 من هستم من كه شما را تسلّی میدهم. پس تو كیستی كه از انسانی كه می‌میرد میترسی و از پسر آدم كه مثل گیاه خواهد گردید. 13 و یَهُوَه را كه آفرینندة تو است كه آسمانها را گسترانید و بنیاد زمین را نهاد فراموش كرده‌ای و دائماً تمامی روز از خشم ستمكار وقتی كه به جهت هلاك كردن مهیا میشود میترسی. و خشم ستمكار كجا است؟ 14 اسیران ذلیل بزودی رها خواهند شد و در حفره نخواهند مرد و نان ایشان كم نخواهد شد. 15 زیرا من یَهُوَه خدای تو هستم كه دریا را به تلاطم می‌آورم تا امواجش نعره زنند یَهُوَه صبایوت اسم من است. 16 و من كلام خود را در دهان تو گذاشتم و تو را زیر سایة دست خویش پنهان كردم تا آسمانها غرس نمایم و بنیاد زمین نهم و صهیون را گویم كه تو قوم من هستی.

 

17 خویشتنرا برانگیز ای اورشلیم! خویشتن را برانگیخته برخیز! ای كه از دست یَهُوَه كاسة غضب او را نوشیدی و د‌ُرد كاسة سرگیجی را نوشیده آنرا تا ته آشامیدی. 18 از جمیع پسرانی كه زاییده است یكی نیست كه او را رهبری كند و از تمامی پسرانی كه تربیت نموده كسی نیست كه او را دستگیری نماید. 19 این دو بلا بر تو عارض خواهد شد كیست كه برای تو ماتم كند؟ یعنی خرابی و هلاكت و قحط و شمشیر پس چگونه تو را تسلّی دهم. 20 پسران تو را ضعف گرفته پسر همه كوچه‌ها مثل آهو در دام خوابیده‌اند. و ایشان از غضب یَهُوَه و از عتاب خدای تو مملّو شده‌اند. 21 پس ای زحمت كشیده این را بشنو! و ای مست شده اما نه از شراب‌! 22 یَهُوَه تو یَهُوَه و خدای تو كه در دعوی قوم خود ایستادگی میكند چنین میگوید: اینك كاسة سرگیجی را و د‌ُرد كاسة غضب خویشرا از تو خواهم گرفت و آنرا بار دیگر نخواهی آشامید. 23 و آنرا به دست آنانی كه بر تو ستم مینمایند میگذارم كه به جان تو میگویند: خم شو تا از تو بگذریم و تو پشت خود را مثل زمین و مثل كوچه به جهت راه‌گذریان گذاشته‌ای.

اشعیا فصل 52

1 بیدار شو ای صهیون! بیدار شو و قو‌ّت خود را بپوش ای شهر مقد‌ّس اورشلیم! لباس زیبایی خویشرا در بركن زیرا كه نامختون و ناپاك بار دیگر داخل تو نخواهد شد. 2 ای اورشلیم خود را از گرد بیفشان و برخاسته بنشین! و ای دختر صهیون كه اسیر شده‌ای بندهای گردن خود را بگشا! 3 زیرا یَهُوَه چنین میگوید: مفت فروخته گشتید و بی‌نقره فدیه داده خواهید شد. 4 چونكه سلطان تعالی یَهُوَه چنین میگوید: كه در ایام سابق قوم من به مصر فرود شدند تا در آنجا ساكن شوند و بعد از آن آشور بر ایشان بی‌سبب ظلم نمودند. 5 اما الآن یَهُوَه میگوید: در اینجا مرا چه كار است كه قوم من مجاناً گرفتار شده‌اند. و یَهُوَه میگوید: آنانی كه بر ایشان تسلط دارند صیحه می‌زنند و نام من دائماً هر روز اهانت میشود. 6 بنابراین قوم من اسم مرا خواهند شناخت. و در آنروز خواهند فهمید كه تكلّم كننده من هستم هان من هستم.

7 چه زیبا است بر كوهها پایهای مبشّر كه سلامتی را ندا میكند و به خیرات بشارت میدهد و نجات را ندا میكند و به صهیون میگوید كه خدای تو سلطنت مینماید. 8 آواز دیده‌بانان تو است كه آواز خود را بلند كرده با هم ترنّم مینمایند زیرا وقتی كه یَهُوَه به صهیون رجعت میكند ایشان معاینه خواهند دید. 9 ای خرابه‌های اورشلیم به آواز بلند با هم ترنّم نمایید زیرا یَهُوَه قوم خود را تسلّی داده و اورشلیم را فدیه نموده است. 10 یَهُوَه ساعد قد‌ّوس خود را در نظر تمامی امتها بالا زده است و جمیع كرانه‌های زمین نجات خدای ما را دیده‌اند. 11 ای شما كه ظروف یَهُوَه را بر میدارید بیكسو شوید بیكسو شوید و از اینجا بیرون روید و چیز ناپاك را لمس منمایید و از میان آن بیرون رفته خویشتن را طاهر سازید. 12 زیرا كه به تعجیل بیرون نخواهید رفت و گریزان روانه نخواهید شد چونكه یَهُوَه پیش روی شما خواهد خرامید و خدای اسرائیل ساقة شما خواهد بود.

 

13 اینك بندة من با عقل رفتار خواهد كرد و عالی و رفیع و بسیار بلند خواهد شد. 14 چنانكه بسیاری از تو در عجب بودند (از آن جهت كه منظر او از مردمان و صورت او از بنی‌آدم بیشتر تباه گردیده بود). 15 همچنان بر امتهای بسیار خواهد پاشید و به سبب او پادشاهان دهان خود را خواهند بست زیرا چیزهایی را كه برای ایشان بیان نشده بود خواهند دید و آنچه را كه نشنیده بودند خواهند فهمید.

اشعیا فصل 53

1 كیست كه خبر ما را تصدیق نموده و كیست كه ساعد یَهُوَه بر او منكشف شده باشد؟ 2 زیرا به حضور وی مثل نهال و مانند ریشه در زمین خشك خواهد رویید. او را نه صورتی و نه جمالی میباشد. و چون او را می‌نگریم منظری ندارد كه مشتاق او باشیم. 3 خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غمها و رنج دیده و مثل كسی كه رویها را از او بپوشانند و خوار شده كه او را به حساب نیاوردیم.

4 لكن او غمهای ما را بر خود گرفت و دردهای ما را برخویش حمل نمود. و ما او را از جانب خدا زحمت كشیده و مضروب و مبتلا گمان بردیم. 5 و حال آنكه به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما كوفته گردید. و تأدیب سلامتی ما بر وی آمود و از زخمهای او ما شفا یافتیم. 6 جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هر یكی از ما به راه خود برگشته بود و یَهُوَه گناه جمیع ما را بر وی نهاد.

7 او مظلوم شد اما تواضع نموده دهان خود را نگشود. مثل بره‌ای كه برای ذبح می‌برند و مانند گوسفندی كه نزد پشم برنده‌اش بی‌زبان است همچنان دهان خود را نگشود. 8 از ظلم و از داوری گرفته شد. و از طبقة او كه تفكّر نمود كه او از زمین زندگان منقطع شد و به جهت گناه قوم من مضروب گردید؟ 9 و قبر او را با شریران تعیین نمودند و بعد از مردنش با دولتمندان. هر چند هیچ ظلم نكرد و در دهان وی حیله‌ای نبود.

10 اما یَهُوَه را پسند آمد كه او را مضروب نموده به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قربانی گناه ساخت. آنگاه ذریت خود را خواهد دید و عمر او دراز خواهد شد و مسر‌ّت یَهُوَه در دست او میسر خواهد بود. 11 ثمرة مشقّت جان خویشرا خواهد دید و سیر خواهد شد. و بندة عادل من به معرفت خود بسیاری را عادل خواهد گردانید زیرا كه او گناهان ایشان را بر خویشتن حمل خواهد نمود. 12 بنابراین او را در میان بزرگان نصیب خواهد نمود به جهت اینكه جان خود را به مرگ ریخت و از خطاكاران محسوب شد و گناهان بسیاری را بر خود گرفت و برای خطاكاران شفاعت نمود.

اشعیا فصل 54

 

1 ای عاقره‌ای كه نزاییده‌ای بسرا! ای كه درد زه نكشیده‌ای به آواز بلند ترنّم نما و فریاد برآور! زیرا یَهُوَه میگوید: پسران زن بیكس از پسران زن منكوحه زیاده‌اند. 2 مكان خیمة خود را وسیع گردان و پرده‌های مسكنهای تو پهن بشود دریغ مدار و طنابهای خود را دراز كرده میخهایت را محكم بساز. 3 زیرا كه بطرف راست و چپ منتشر خواهی شد و ذریت تو امتها را تصر‌ّف خواهند نمود و شهرهای ویران را مسكون خواهند ساخت. 4 مترس زیرا كه خجل نخواهی شد و مشو‌ّش مشو زیرا كه رسوا خواهی گردید. چونكه خجالت جوانی خویش را فراموش خواهی كرد و عار بیوگی خود را دیگر به یاد نخواهی آورد. 5 زیرا كه آفرینندة تو كه اسمش یَهُوَه صبایوت است شوهر تو است. و قدوس اسرائیل كه به خدای تمام جهان مسمی است ولّی تو میباشد. 6 زیرا یَهُوَه تو را مثل زن مهجور و رنجیده دل خوانده است و مانند زوجة جوانی كه ترك شده باشد. خدای تو این را میگوید. 7 زیرا تو را به اندك لحظه‌ای ترك كردم اما به رحمتهای عظیم تو را جمع خواهم نمود. 8 و یَهُوَه ولّی تو میگوید: “بجوشش غضبی خود را از تو برای لحظه‌ای پوشانیدم اما به احسان جاودانی بر تو رحمت خواهم فرمود. 9 زیرا كه این برای من مثل آبهای نوح بار دیگر بر زمین جاری نخواهد شد همچنان قسم خوردم كه بر تو غضب نكنم و تو را عتاب ننمایم. 10 هر آینه كوهها زایل خواهد شد و تلّها متحر‌ّك خواهد گردید لیكن احسان من از تو زایل نخواهد شد و عهد سلامتی من متحر‌ّك نخواهد گردید.” یَهُوَه كه بر تو رحمت میكند اینرا میگوید.

11 “ای رنجانیده و مضطرب شده كه تسلّی نیافته‌ای اینك من سنگهای تو را در سنگ سرمه نصب خواهم كرد و بنیاد تو را در یاقوت زرد خواهم نهاد. 12 و مناره‌های تو را از لعل و دروازه‌هایت را از سنگهای بهرمان و تمامی حدود تو را از سنگهای گران قیمت خواهم ساخت. 13 و جمیع پسرانت از یَهُوَه تعلیم خواهند یافت و پسرانت را سلامتی عظیم خواهد بود. 14 در عدالت ثابت شده و از ظلم دور مانده نخواهی ترسید و هم از آشفتگی دور خواهی ماند و به تو نزدیكی نخواهد نمود. 15 همانا جمع خواهند شد اما نه به اذن من. آنانی كه به ضد تو جمع شوند به سبب تو خواهند افتاد. 16 اینك من آهنگری را كه زغال را به آتش دمید آلتی برای كار خود بیرون می‌آورد آفریدم. و من نیز هلاك كننده را برای خراب نمودن آفریدم. 17 هر آلتی كه به ضد‌ّ تو ساخته شود پیش نخواهد برد و هر زبانی را كه برای محاكمه به ضد‌ّ تو برخیزد تكذیب خواهی نمود. این است نصیب بندگان یَهُوَه و عدالت ایشان از جانب من.” یَهُوَه میگوید.

اشعیا فصل 55

 

1 “ ای جمیع تشنگان نزد آبها بیایید و همة شما كه نقره ندارید بیایید بخرید و بخورید. بیایید و شراب و شیر را بی‌نقره و بی‌قیمت بخرید. 2 چرا نقره را برای آنچه نان نیست و مشقّت خویش را برای آنچه سیر نمیكند صرف میكنید. گوش داده از من بشنوید و چیزهای نیكو را بخورید تا جان شما از فربهی متلذ‌ّذ شود. 3 گوش خود را فرا داشته نزد من بیایید و تا جان شما زنده گردد بشنوید و من با شما عهد جاودانی یعنی رحمتهای امین داود را خواهم بست. 4 اینك من او را برای طوایف شاهد گردانیدم. رئیس و حاكم طوایف. 5 هان امتی را كه نشناخته بودی دعوت خواهی نمود. و امتی كه تو را نشناخته بودند نزد تو خواهند دوید. به خاطر یَهُوَه كه خدای تو است و قدوس اسرائیل كه تو را تمجید نموده است.”

6 یَهُوَه را مادامی كه یافت میشود بطلبید و مادامی كه نزدیك است او را بخوانید. 7 شریر راه خود را و گناهكار افكار خویش را ترك نماید و بسوی یَهُوَه بازگشت كند و بر وی رحمت خواهد نمود و بسوی خدای ما كه مغفرت عظیم خواهد كرد. 8 زیرا یَهُوَه میگوید كه افكار من افكار شما نیست و طریقهای شما طریقهای من نی. 9 زیرا چنانكه آسمان از زمین بلندتر است همچنان طریقهای من از طریقهای شما و افكار من از افكار شما بلندتر میباشد.. 10 و چنانكه باران و برف از آسمان می‌بارد و به آنجا برنمیگردد بلكه زمین را سیراب كرده آنرا بارور و برومند میسازد و برزگر را تخم و خورنده را نان می‌بخشد 11 همچنان كلام من كه از دهانم صادر گردد خواهد بود. نزد من بی‌ثمر نخواهد برگشت بلكه آنچه را كه خواستم بجا خواهد آورد و برای آنچه آنرا فرستادم كامران خواهد گردید. 12 زیرا كه شما با شادمانی بیرون خواهید رفت و با سلامتی هدایت خواهید شد. كوهها و تلّها در حضور شما به شادی ترنّم خواهند نمود و جمیع درختان صحرا دستك خواهند زد. 13 به جای درخت خار صنوبر و به جای خس آس خواهد رویید و برای یَهُوَه اسم و آیت جاودانی كه منقطع نشود خواهد بود.

اشعیا فصل 56

 

1 و یَهُوَه چنین میگوید: “انصاف را نگاه داشته عدالت را جاری نمایید زیرا كه آمدن نجات من و منكشف شدن عدالت من نزدیك است. 2 خوشابحال انسانی كه اینرا بجا آورد و بنی‌آدمی كه به این متمسك گردد كه سبَت را نگاه داشته آنرا بی‌حرمت نكند و دست خویشرا از هر عمل بد باز دارد.” 3 پس غریبی كه با یَهُوَه مقترن شده باشد تكلّم نكند و نگوید كه یَهُوَه مرا از قوم خود جدا نموده است و خصی هم نگوید كه اینك من درخت خشك هستم. 4 زیرا یَهُوَه دربارة خصیهایی كه سبَتهای مرا نگاه دارند و آنچه را كه من خوش دارم اختیار نمایند و به عهد من متمسك گردند چنین میگوید 5 كه “به ایشان در خانة خود و در اندرون دیوارهای خویش یادگاری و اسمی بهتر از پسران و دختران خواهم داد. اسمی جاودانی كه منقطع نخواهد شد به ایشان خواهم بخشید. 6 و غریبانی كه با یَهُوَه مقترن شده او را خدمت نمایند و اسم یَهُوَه را دوست داشته بندة او بشوند. یعنی همة كسانی كه سبَت را نگاه داشته آنرا بی‌حرمت نسازند و به عهد من متمسك شوند. 7 ایشان را به كوه قدس خود خواهم آورد و ایشانرا در خانة عبادت خود شادمان خواهم ساخت و قربانیهای سوختنی و ذبایح ایشان بر مذبح من قبول خواهد شد زیرا خانة من به خانة عبادت برای تمامی قومها مسمی خواهد شد.” 8 و سلطان تعالی یَهُوَه كه جمع كنندة رانده‌شدگان اسرائیل است میگوید كه “بعد از این دیگران را با ایشان جمع خواهم كرد علاوه بر آنانی كه از ایشان جمع شده‌اند.”

9 ای تمام حیوانات صحرا و ای جمیع حیوانات جنگل بیایید و بخورید! 10 دیده‌بانان او كورند جمیع ایشان معرفت ندارند و همگی ایشان سگان گنگ‌اند كه نمیتوانند بانگ كنند. خواب می‌بینند و دراز شده خفتن را دوست میدارند. 11 و این سگان حریصند كه نمیتوانند سیر بشوند و ایشان شبانند كه نمیتوانند بفهمند. جمیع ایشان به راه خود میل كرده هر یكی بطرف خود طالب سود خویش میباشد. 12 (و میگویند) بیایید شراب بیاوریم و از مسكرات مست شویم و فردا مثل امروز روز عظیم بلكه بسیار زیاده خواهد بود.

اشعیا فصل 57

 1 مرد عادل تلف شد و كسی نیست كه این را در دل خود بگذراند و مردان رؤف برداشته شدند و كسی فكر نمیكند كه عادلان از معرض بلا برداشته میشوند. 2 آنانی كه به استقامت سالك میباشند بسلامتی داخل شده بر بسترهای خویش آرامی خواهند یافت. 3 و اما شما ای پسران ساحره و اولاد فاسق و زانیه به اینجا نزدیك آیید! 4 بركه تمسخر میكنید و بر كه دهان خود را باز میكنید و زبان را دراز می‌نمایید؟ آیا شما اولاد عصیان و ذریت كذب نیستید 5 كه در میان بلوطها و زیر هر درخت سبز خویشتن را به حرارت می‌آورید و اطفال را در وادیها زیر شكاف صخره‌ها ذبح مینمایید؟

6 در میان سنگهای مِلسای وادی نصیب تو است همینها قسمت تو میباشد. برای آنها نیز هدیة ریختنی ریختی و هدیة آردی گذرانیدی آیا من از اینها تسلّی خواهم یافت؟ 7 بر كوه بلند و رفیع بستر خود را گستردی و به آنجا نیز برآمده قربانی گذرانیدی. 8 و پشت درها و باهوها یادگار خود را واگذاشتی زیرا كه خود را به كسی دیگر غیر از من مكشوف ساختی و برآمده بستر خود را پهن كردی و در میان خود و ایشان عهد بسته بستر ایشان را دوست داشتی جایی كه آنرا دیدی. 9 و با روغن در حضور پادشاه رفته عطریات خود را بسیار كردی و رسولان خود را بجای دور فرستاده خویشتنرا تا به هاویه پست گردانیدی. 10 از طولانی بودن راه درمانده شدی اما نگفتی كه امید نیست. تازگی قو‌ّت خود را یافتی پس از این جهت ضعف بهم نرسانیدی. 11 از كه ترسان و هراسان شدی كه خیانت ورزیدی و مرا بیاد نیاورده اینرا در دل خود جا ندادی؟ آیا من از زمان قدیم نیز ساكت نماندم پس از این جهت از من نترسیدی؟ 12 من عدالت و اعمال تو را بیان خواهم نمود كه تو را منفعت نخواهد داد. 13 چون فریاد برمیآوری اندوخته‌های خودت تو را خلاصی بدهد و لكن باد جمیع آنها را خواهد برداشت و نفس آنها را خواهد برد. اما هر كه بر من توكّل دارد مالك زمین خواهد بود و وارث جبل قدس من خواهد گردید. 14 و گفته خواهد شد برافرازید! راه را برافرازید و مهیا سازید! و سنگ مصادم را از طریق قوم من بردارید!

 

15 زیرا او كه عالی و بلند است و ساكن در ابدیت میباشد و اسم او قد‌ّوس است چنین میگوید: “من در مكان عالی و مقد‌ّس ساكنم و نیز با كسی كه روح افسرده و متواضع دارد. تا روح متواضعان را احیا نمایم و دل افسردگان را زنده سازم. 16 زیرا كه تا به ابد مخاصمه نخواهم نمود و همیشه خشم نخواهم كرد مبادا روحها و جانهایی كه من آفریدم به حضور من ضعف به هم رسانند. 17 به سبب گناه طمع وی غضبناك شده او را زدم و خود را مخفی ساخته خشم نمودم و او به راه دل خود رو گردانیده برفت. 18 طریقهای او را دیدم و او را شفا خواهم داد و او را هدایت نموده به او و به آنانی كه با وی ماتم گیرند تسلّی بسیار خواهم داد.” 19 یَهُوَه كه آفرینندة ثمرة لبها است میگوید: “بر آنانی كه دورند سلامتی باد و بر آنانی كه نزدیكند سلامتی باد و من ایشانرا شفا خواهم بخشید.” 20 اما شریران مثل دریای متلاطم كه نمیتواند آرام گیرد و آبهایش گل و لجن بر می‌اندازد میباشند. 21 خدای من میگوید كه شریران را سلامتی نیست.

اشعیا فصل 58

 

1 آواز خود را بلند كن و دریغ مدار و آواز خود را مثل كَرِنّا بلند كرده به قوم من تقصیر ایشانرا و به خاندان یعقوب گناهان ایشان را اعلام نما. 2 و ایشان هر روز مرا می‌طلبند و از دانستن طریقهای من مسرور میباشند. مثل امتی كه عدالت را بجا آورده حكم خدای خود را ترك ننمودند. احكام عدالت را از من سؤال نموده از تقر‌ّب جستن به خدا مسرور میشوند 3 (و میگویند): چرا روزه داشتیم و ندیدی و جانهای خویش را رنجانیدیم و ندانستی. اینك شما در روز روزه خویش خوشی خود را می‌یابید و بر عمله‌های خود ظلم می‌نمایید. 4 اینك به جهت نزاع و مخاصمه روزه میگیرید و به لطمة شرارت می‌زنید. “امروز روزه نمی‌گیرید كه آواز خود را در اعلی علیین بشنوانید. 5 آیا روزه‌ای كه من می‌پسندم مثل این است روزی كه آدمی جان خود را برنجاند و سر خود را مثل نی خم ساخته پلاس و خاكستر زیر خود بگستراند؟ آیا اینرا روزه و روز مقبول یَهُوَه میخوانی؟

6 “مگر روزه‌ای كه من می‌پسندم این نیست كه بندهای شرارت را بگشایید و گره‌های یوغ را باز كنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشكنید؟ 7 مگر این نیست كه نان خود را به گرسنگان تقسیم نمایی و فقیران رانده شده را به خانة خود بیاوری و چون برهنه را ببینی او را بپوشانی و خود را از آنانی كه از گوشت تو می‌باشند مخفی نسازی؟ 8 آنگاه نور تو مثل فجر طالع خواهد شد و صحت تو بزودی خواهد رویید و عدالت تو پیش تو خواهد خرامید و جلال یَهُوَه ساقة تو خواهد بود. 9 آنگاه دعا خواهی كرد و یَهُوَه تو را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهی نمود و او خواهد گفت كه اینك حاضر هستم. اگر یوغ و اشاره كردن به انگشت و گفتن ناحق‌ّ را از میان خود دور كنی 10 و آرزوی جان خود را به گرسنگان ببخشی و جان ذلیلان را سیر كنی آنگاه نور تو در تاریكی خواهد درخشید و تاریكی غلیظ تو مثل ظهر خواهد بود. 11 و یَهُوَه تو را همیشه هدایت نموده جان تو را در مكانهای خشك سیر خواهد كرد و استخوانهایت را قو‌ّی خواهد ساخت و تو مثل باغ سیرآب و مانند چشمة آب كه آبش كم نشود خواهی بود. 12 و كسان تو خرابه‌های قدیم را بنا خواهند نمود و تو اساسهای دوره‌های بسیار را برپا خواهی داشت و تو را عمارت كنندة رخنه‌ها و مرمت كنندة كوچه‌ها برای سكونت خواهند خواند.

13 “اگر پای خود را از سبَت نگاه داری و خوشی خود را در روز مقد‌ّس من بجا نیاوری و سبَت را خوشی و مقد‌ّس یَهُوَه و محترم بخوانی و آنرا محترم داشته به راههای خود رفتار ننمایی و خوشی خود را نجویی و سخنان خود را نگویی 14 آنگاه در یَهُوَه متلذ‌ّذ خواهی شد و تو را بر مكانهای بلند زمین سوار خواهم كرد. و نصیب پدرت یعقوب را به تو خواهم خورانید” زیرا كه دهان یَهُوَه اینرا گفته است.

اشعیا فصل 59

 

1 هان دست یَهُوَه كوتاه نیست تا نرهاند و گوش او سنگین‌ نی تا نشنود. 2 لیكن خطایای شما در میان شما و خدای شما حایل شده است و گناهان شما روی او را از شما پوشانیده است تا نشنود. 3 زیرا كه دستهای شما به خون و انگشتهای شما به شرارت آلوده شده است. لبهای شما به دروغ تكلّم می‌نماید و زبانهای شما به شرارت تنطّق میكند. 4 احدی به عدالت دعوی نمیكند و هیچكس به راستی داوری نمی‌نماید. به بطالت توكّل دارند و به دروغ تكلّم می‌نمایند. به ظلم حامله شده شرارت را می‌زایند. 5 از تخمهای افعی بچه بر می‌آورند و پردة عنكبوت می‌بافند. هر كه از تخمهای ایشان بخورد می‌میرد و آن چون شكسته گردد افعی بیرون می‌آید. 6 پرده‌های ایشان لباس نخواهد شد و خویشتنرا از اعمال خود نخواهند پوشانید زیرا كه اعمال ایشان اعمال شرارت است و عمل ظلم در دستهای ایشان است. 7 پایهای ایشان برای بدی دوان و به جهت ریختن خون بی‌گناهان شتابان است. افكار ایشان افكار شرارت است و در راههای ایشان ویرانی و خرابی است. 8 طریق سلامتی را نمی‌دانند و در راههای ایشان انصاف نیست. جاد‌ّه‌های كج برای خود ساخته‌اند و هركه در آنها سالك باشد سلامتی را نخواهد دانست.

9 بنابراین انصاف از ما دور شده است و عدالت به ما نمی‌رسد. انتظار نور می‌كشیم و اینك ظلمت است و منتظر روشنایی هستیم اما در تاریكی غلیظ سالك می‌باشیم. 10 و مثل كوران برای دیوار تلمس می‌نماییم و مانند بی‌چشمان كورانه راه می‌رویم. در وقت ظهر مثل شام لغزش میخوریم و در میان تندرستان مانند مردگانیم. 11 جمیع ما مثل خرسها صدا میكنیم و مانند فاخته‌ها ناله می‌نماییم برای انصاف انتظار میكشیم و نیست و برای نجات و از ما دور میشود.

12 زیرا كه خطایای ما به حضور تو بسیار شده و گناهان ما به ضد‌ّ ما شهادت میدهد چونكه خطایای ما با ما است و گناهان خود را میدانیم. 13 مرتد‌ّ شده یَهُوَه را انكار نمودیم. از پیروی خدای خود انحراف ورزیدیم به ظلم و فتنه تكلّم كردیم و به سخنان كذب حامله شده از دل آنها را تنط‌ّق نمودیم. 14 و انصاف به عقب رانده شده و عدالت از ما دور ایستاده است زیرا كه راستی در كوچه‌ها افتاده است و استقامت نمیتواند داخل شود. 15 و راستی مفقود شده است و هر كه از بدی اجتناب نماید خود را به یغما می‌سپارد. و چون یَهُوَه اینرا دید در نظر او بد آمد كه انصاف وجود نداشت. 16 و او دید كه كسی نبود و تعجب نمود كه شفاعت كننده‌ای وجود نداشت از این جهت بازوی وی برای او نجات آورد و عدالت او ویرا دستگیری نمود. 17 پس عدالت را مثل زره پوشید و خود نجات را بر سر خویش نهاد. و جامة انتقام را به جای لباس در بركرد و غیرت را مثل ردا پوشید. 18 بر وفق اعمال ایشان ایشانرا جزا خواهد داد. به خصمان خود حد‌ّت خشم را و به دشمنان خویش مكافات و به جزایر پاداش را خواهد رسانید. 19 و از طرف مغرب از نام یَهُوَه و از طلوع آفتاب از جلال وی خواهند ترسید زیرا كه او مثل نهر سرشاری كه باد یَهُوَه آنرا براند خواهد آمد. 20 و یَهُوَه میگوید كه نجات‌دهنده‌ای برای صهیون و برای آنانی كه در یعقوب از معصیت بازگشت نمایند خواهد آمد. 21 و یَهُوَه میگوید: “اما عهد من با ایشان این است كه روح من كه بر تو است و كلام من كه در دهان تو گذاشته‌ام از دهان تو و از دهان ذر‌ّیت تو و از دهان ذر‌ّیت ذر‌ّیت تو دور نخواهد شد.” یَهُوَه میگوید: “از الآن و تا ابدالآباد.”

اشعیا فصل 60

 

1 برخیز و درخشان شو زیرا نور تو آمده و جلال یَهُوَه بر تو طالع گردیده است. 2 زیرا اینك تاریكی جهانرا و ظلمت غلیظ طوایف را خواهد پوشانید اما یَهُوَه بر تو طلوع خواهد نمود و جلال وی بر تو ظاهر خواهد شد. 3 و امتها بسوی نور تو و پادشاهان بسوی درخشندگی طلوع تو خواهند آمد. 4 چشمان خود را به اطراف خویش برافراز و ببین كه جمیع آنها جمع شده نزد تو می‌آیند. پسرانت از دور خواهند آمد و دخترانت را در آغوش خواهند آورد. 5 آنگاه خواهی دید و خواهی درخشید و دل تو لرزان شده وسیع خواهد گردید زیرا كه توانگری دریا بسوی تو گردانیده خواهد شد و دولت امتها نزد تو خواهد آمد. 6 كثرت شتران و جمازگان مدیان و عیفه تو را خواهند پوشانید. جمیع اهل شبع خواهند آمد و طلا و بخور آورده به تسبیح یَهُوَه بشارت خواهند داد. 7 جمیع گله‌های قیدار نزد تو جمع خواهند شد و قوچهای نبایوت تو را خدمت خواهند نمود. به مذبح من با پذیرایی برخواهند آمد و خانة جلال خود را زینت خواهم داد.

8 اینها كیستند كه مثل ابر پرواز میكنند و مانند كبوتران بروزنهای خود؟ 9 به درستی كه جزیره‌ها و كشتیهای ترشیش اول انتظار مرا خواهند كشید تا پسران تو را از دور و نقره و طلای ایشان را با ایشان بیاورند به جهت اسم یَهُوَه خدای تو و به جهت قد‌ّوس اسرائیل زیرا كه تو را زینت داده است. 10 و غریبان حصارهای تو را بنا خواهند نمود و پادشاهان ایشان تو را خدمت خواهند كرد زیرا كه در غضب خود تو را زدم لیكن به لطف خویش تو را ترحم خواهم نمود. 11 دروازه‌های تو نیز دائماً باز خواهد بود و شب و روز بسته نخواهد گردید تا دولت امتها را نزد تو بیاورند و پادشاهان ایشان همراه آورده شوند. 12 زیرا هر امتی و مملكتی كه تو را خدمت نكند تلف خواهد شد و آن امتها تماماًَ هلاك خواهند گردید.

13 جلال لبنان با درختان صنوبر و كاج و چنار با هم برای تو آورده خواهند شد تا مكان مقد‌ّس مرا زینت دهند و جای پایهای خود را تمجید خواهم نمود. 14 و پسران آنانی كه تو را ستم میرسانند خم شده نزد تو خواهند آمد و جمیع آنانی كه تو را اهانت مینمایند نزد كف پایهای تو سجده خواهند نمود و تو را شهر یَهُوَه و صهیون‌ِ قد‌ّوسِ اسرائیل خواهند نامید. 15 به عوض آنكه تو متروك و مبغوض بودی و كسی از میان تو گذر نمیكرد. من تو را فخر جاودانی و آقا دهرهای بسیار خواهم گردانید. 16 و شیر امتها را خواهی مكید و پستانهای پادشاهان را خوهی مكید و خواهی فهمید كه من یَهُوَه نجات دهندة تو هستم و من قدیر اسرائیل ولی‌ّ تو میباشم. 17 به جای برنج طلا خواهم آورد و به جای آهن نقره و به جای چوب برنج و به جای سنگ آهن خواهم آورد و سلامتی را ناظران تو و عدالت را حاكمان تو خواهم گردانید. 18 و بار دیگر ظلم در زمین تو و خرابی و ویرانی در حدود تو مسموع نخواهد شد و حصارهای خود را نجات و دروازه‌های خویش را تسبیح خواهی نامید. 19 و بار دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید زیرا كه یَهُوَه نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود. 20 و بار دیگر آفتاب تو غروب نخواهد كرد و ماه تو زوال نخواهد پذیرفت زیرا كه یَهُوَه برای تو نور جاودانی خواهد بود و روزهای نوحه‌گری تو تمام خواهد شد. 21 و جمیع قوم تو عادل خواهند بود و زمین را تا به ابد متصر‌ّف خواهند شد. شاخة مغروس من و عمل دست من تا تمجید كرده شوم. 22 صغیر هزار نفر خواهد شد و حقیر امت قو‌ّی خواهد گردید. من یَهُوَه در وقتش تعجیل در آن خواهم نمود.

اشعیا فصل 61

 

1 روح سلطان تعالی یَهُوَه بر من است زیرا یَهُوَه مرا مسح كرده است تا مسكینان را بشارت دهم و مرا فرستاده تا شكسته دلان را التیام بخشم و اسیران را به رستگاری و محبوسان را به آزادی ندا كنم. 2 و تا از سال پسندیدة یَهُوَه و از یوم انتقام خدای ما ندا نمایم و جمیع ماتمیان را تسلّی بخشم. 3 تا قرار دهم برای ماتمیانِ صهیون و به ایشان ببخشم تاجی را به عوض خاكستر و روغن شادمانی را به عوض نوحه‌گری و ردای تسبیح را به جای روح كدورت تا ایشان درختان عدالت و مغروس یَهُوَه به جهت تمجید وی نامیده شوند.

4 و ایشان خرابه‌های قدیم را بنا خواهند نمود و ویرانه‌های سلف را برپا خواهند داشت و شهرهای خراب شده و ویرانه‌های دهرهای. بسیار را تعمیر خواهند نمود. 5 و غریبان برپا شده غلّه‌های شما را خواهند چرانید و بیگانگان فلّاحان و باغبانان شما خواهند بود. 6 و شما کاهنان یَهُوَه نامیده خواهید شد و شما را به خد‌ّام خدای ما مسمی خواهند نمود. دولت امتها را خواهید خورد و در جلال ایشان فخر خواهید نمود. 7 به عوض خجالت نصیب مضاعف خواهید یافت و به عوض رسوایی از نصیب خود مسرور خواهند شد بنابراین ایشان در زمین خود نصیب مضاعف خواهند یافت و شادی جاودانی برای ایشان خواهد بود. 8 زیرا من كه یَهُوَه هستم عدالت را دوست میدارم و از غارت و ستم نفرت میدارم و اجرت ایشان را به راستی به ایشان خواهم داد و عهد جاودانی با ایشان خواهم بست. 9 و نسل ایشان در میان امتها و ذر‌ّیت ایشان در میان قومها معروف خواهند شد. هر كه ایشانرا بیند اعتراف خواهد نمود كه ایشان ذر‌ّیت مبارك یَهُوَه می‌باشند.

10 در یَهُوَه شادی بسیار میكنم و جان من در خدای خود وجد مینماید زیرا كه مرا به خامة نجات ملبس ساخته ردای عدالت را به من پوشانید. چنانكه داماد خویشتنرا به تاج آرایش میدهد و عروس خود را به زیورها زینت می‌بخشد. 11 زیرا چنانكه زمین نباتات خود را می‌رویاند و باغ زرع خویش را نمو میدهد همچنان سلطان تعالی یَهُوَه عدالت و تسبیح را پیش روی تمامی امتها خواهد رویانید.

اشعیا فصل 62

 

1 به خاطر صهیون سكوت نخواهم كرد و به خاطر اورشلیم خاموش نخواهم شد تا عدالتش مثل نور طلوع كند و نجاتش مثل چراغی كه افروخته باشد. 2 و امتها عدالت تو را و جمیع پادشاهان جلال تو را مشاهده خواهند نمود. و تو به اسم جدیدی كه دهان یَهُوَه آنرا قرار میدهد مسمی خواهی شد. 3 و تو تاج جلال در دست یَهُوَه و افسر ملوكانه در دست خدای خود خواهی بود. 4 و تو دیگر به متروك مسمی نخواهی شد و زمینت را بار دیگر خرابه نخواهند گفت بلكه تو را حفصیبه و زمینت را بعولَه خواهند نمامید زیرا یَهُوَه از تو مسرور خواهد شد و زمین تو منكوحه خواهد گردید. 5 زیرا چنانكه مردی جوان دوشیزه‌ای را به نكاح خویش در می‌آورد همچنان پسرانت تو را منكوحة خود خواهند ساخت و چنانكه داماد از عروس مبتهج میگردد همچنان خدایت از تو مسرور خواهد بود. 6 ای اورشلیم دیده‌بانان بر حصارهای تو گماشته‌ام كه هر روز و هر شب همیشه سكوت نخواهند كرد. ای متذكّران یَهُوَه خاموش مباشید! 7 و او را آرامی ندهید تا اورشلیم را استوار كرده آنرا در جهان محلّ تسبیح بسازد.

8 یَهُوَه به دست راست خود و به بازوی قوی‌ّ خویش قسم خورده گفته است كه بار دیگر غلّة تو را مأكول دشمنانت نسازم و غریبان شراب تو را كه برایش زحمت كشیده‌ای نخواهند نوشید. 9 بلكه آنانی كه آن را می‌چینند آنرا خورده یَهُوَه را تسبیح خواهند نمود و آنانی كه آنرا جمع میكنند آنرا در صحنهای قدس من خواهند نوشید. 10 بگذرید از دروازه‌ها بگذرید. طریق قوم را مهیا سازید و شاهراه را بلند كرده مرتفع سازید و سنگها را برچیده علَم را به جهت قومها برپا نمایید. 11 اینك یَهُوَه تا اقصای زمین اعلان كرده است پس به دختر صهیون بگویید اینك نجات تو می‌آید. همانا اجرت او همراهش و مكافات او پیش رویش می‌باشد. 12 و ایشانرا به قوم مقد‌ّس و فدیه بندگان یَهُوَه مسمی خواهند ساخت و تو به مطلوب و شهر غیر متروك نامیده خواهی شد.

اشعیا فصل 63

 

1 این كیست كه از ادوم با لباس سرخ از بصر‌َه می‌آید؟ یعنی اینكه به لباس جلیل خود ملبس است و در كثرت قو‌ّت خویش میخرامد؟ من كه به عدالت تكلّم میكنم و برای نجات زورآور می‌باشم. 2 چرا لباس تو سرخ است و جامة تو مثل كسی كه چرخشت را پایمال كند؟ 3 من چرخشت را تنها پایمال نمودم و احدی از قومها با من نبود و ایشان را بغضب خود پایمال كردم و بحد‌ّت خشم خویش لگد كوب نمودم و خون ایشان به لباس من پاشیده شده تمامی جامة خود را آلوده ساختم. 4 زیرا كه یوم انتقام در دل من بود و سال فدیه شدگانم رسیده بود. 5 و نگریستم و اعانت كننده‌ای نبود و تعجب نمودم زیرا دستگیری نبود. لهذا بازوی من مرا نجات داد و حد‌ّت خشم من مرا دستگیری نمود. 6 و قومها را به غضب خود پایمال نموده ایشان را از حد‌ّت خشم خویش مست ساختم. و خون ایشانرا بر زمین ریختم.

 

7 احسانهای یَهُوَه و تسبیحات یَهُوَه را ذكر خواهم نمود برحسب هر آنچه یَهُوَه برای ما عمل نموده است و به موجب كثرت احسانی كه برای خاندان اسرائیل موافق رحمتها و وفور رأفت خود بجا آورده است. 8 زیرا گفته است: ایشان قوم من و پسرانی كه خیانت نخواهند كرد میباشند پس نجات‌دهندة ایشان شده است. 9 او در همة تنگیهای ایشان به تنگ آورده شد و فرشتة حضور وی ایشانرا نجات داد. در محبت و حلم خود ایشانرا فدیه داد و در جمیع ایام قدیم متحمل ایشان شده ایشانرا برداشت. 10 اما ایشان عاصی شده روح قد‌ّوس او را محزون ساختند پس برگشته دشمن ایشان شد و او خود با ایشان جنگ نمود.

11 آنگاه ایام قدیم و موسی و قوم خویشرا بیاد آورد (و گفت) كجاست آنكه ایشان را با شبان گلة خود از دریا برآورد و كجا است آنكه روح قد‌ّوس خود را در میان ایشان نهاد؟ 12 كه بازوی جلیل خود را به دست راست موسی خرامان ساخت و آبها را پیش روی ایشان منشق گردانید تا اسم جاودانی برای خویش پیدا كند؟ 13 آنكه ایشانرا در لجه‌ها مثل اسب در بیابان رهبری نمود كه لغزش نخورند. 14 مثل بهایمی كه به وادی فرود میروند روح یَهُوَه ایشان را آرامی بخشید. هم چنان قوم خود را رهبری نمودی تا برای خود اسم مجید پیدا نمایی.

15 از آسمان بنگر و از مسكن قد‌ّوسیت و جلال خویش نظر افكن. غیرت جبروت تو كجا است؟ جوشش دل و رحمتهای تو كه به نمودی بازداشته شده است. 16 به درستی كه تو پدر ما هستی اگر چه ابراهیم ما را نشناسد و اسرائیل ما را بجا نیاورد اما تو ای یَهُوَه پدر ما و ولّی ما هستی و نام تو از ازل میباشد. 17 پس ای یَهُوَه ما را از طریقهای خود چرا گمراه ساختی و دلهای ما را سخت گردانیدی تا از تو نترسیم. به خاطر بندگانت و اسباط میراث خود رجعت نما. 18 قوم مقد‌ّس تو اندك زمانی آنرا متصر‌ّف بودند و دشمنان ما مكان قدس تو را پایمال نمودند. 19 و ما مثل كسانی كه تو هرگز بر ایشان حكمرانی نكرده باشی و به نام تو نامیده نشده باشند گردیده‌ایم.

اشعیا فصل 64

1 كاش كه آسمانها را منشق ساخته نازل میشدی و كوهها از رؤیت تو متزلزل میگشت. 2 مثل آتشی كه خورده چوبها را مشتعل سازد و ناری كه آب را به جوش آورد تا نام خود را بر دشمنانت معروف سازی و امتها از رؤیت تو لرزان گردند. 3 حینی كه كارهای هولناك را كه منتظر آنها نبودیم بجا آوردی. آنگاه نزول فرمودی و كوهها از رؤیت تو متزلزل گردید. 4 زیرا كه از ایام قدیم نشنیدند و استماع ننمودند و چشم خدایی را غیر از تو كه برای منتظران خویش بپردازد ندید. 5 تو آنانی را كه شادمانند و عدالت را بجا می‌آورند و به رههای تو تو را به یاد می‌آورند ملاقات میكنی. اینك تو غضبناك شدی و ما گناه كرده‌ایم در اینها مد‌ّت مدیدی بسر بردیم و آیا نجات توانیم یافت؟ 6 زیرا كه جمیع ما مثل شخص نجس شده‌ایم و همة اعمال عادلة ما مانند لتّة ملو‌ّث می‌باشد. و همگی ما مثل برگ پژمرده شده‌گناهان ما مثل باد ما را می‌رباید. 7 و كسی نیست كه اسم تو را بخواند یا خویشتن را برانگیزاند تا به تو متمسك شود زیرا كه روی خود را از ما پوشیده‌ای و ما را به سبب گناهان ما گداخته‌ای.

8 اما الآن از یَهُوَه تو پدر ما هستی. ما گِل هستیم و تو صانع ما هستی و جمیع ما مصنوع دستهای تو میباشیم. 9 ای یَهُوَه بشد‌ّت غضبناك مباش و گناهرا تا به ابد بخاطر مدار. هان ملاحظه نما كه همگی ما قوم تو هستیم. 10 شهرهای مقد‌ّس تو بیابان شده. صهیون بیابان و اورشلیم ویرانه گردیده است. 11 خانة مقد‌ّس و زیبای ما كه پدران ما تو را در آن تسبیح میخواندند به آتش سوخته شده و تمامی‌ِ نفایس ما به خرابی مبد‌ّل گردیده است. 12 ای یَهُوَه آیا با وجود این همه خودداری میكنی و خاموش شده ما را بشد‌ّت رنجور میسازی؟

اشعیا فصل 65

 

1 “آنانی كه مرا طلب ننمودند مرا جستند و آنانی كه مرا نطلبیدند مرا یافتند. و به قومی كه به اسم من نامیده نشدند گفتم لبیك لبیك. 2 تمامی روز دستهای خود را بسوی قوم متمر‌ّدی كه موافق خیالات خود به راه ناپسندیده سلوك می‌نمودند دراز كردم. 3 قومی كه پیش رویم غضب مرا همیشه بهیجان می‌آورند كه در باغات قربانی می‌گذرانند و بر آجرها بخور میسوزانند. 4 كه در قبرها ساكن شده در مغاره‌ها منزل دارند كه گوشت خنزیر میخورند و خورش نجاسات در ظروف ایشان است. 5 كه میگویند: “در جای خود بایست و نزدیك من میا زیرا كه من از تو مقد‌ّس‌تر هستم.” اینان دود در بینی من میباشند و آتشی كه تمامی روز مشتعل است. 6 همانا این پیش من مكتوب است. پس ساكت نخواهم شد بلكه پاداش خواهم داد و به آغوش ایشان مكافات خواهم رسانید. 7 یَهُوَه میگوید دربارة گناهان شما و گناهان پدران شما با هم كه بر كوهها بخور سوزانیدید و مرا بر تلّها اهانت نمودید پس جزای اعمال شما را اول به آغوش شما خواهم رسانید.”

8 یَهُوَه چنین میگوید: “چنانكه شیره در خوشه یافت میشود و میگویند آنرا فاسد مساز زیرا كه بركت در آن است. همچنان به خاطر بندگان خود عمل خواهم نمود تا (ایشانرا) بالكّل هلاك نسازم. 9 بلكه نسلی از یعقوب و وارثی برای كوههای خویش از یهودا به ظهور خواهم آورد. و برگزیدگانم ورثة آن و بندگانم ساكن آن خواهند شد. 10 و شارون مرتع گله‌ها و وادی عاكور خوابگاه رمه‌ها به جهت قوم من كه مرا طلبیده‌اند خواهد شد. 11 و اما شما كه یَهُوَه را ترك كرده و كوه مقد‌ّس مرا فراموش نموده‌اید و مائده‌ای به جهت بخت مهیا ساخته و شراب ممزوج به جهت اتفاق ریخته‌اید 12 پس شما را به جهت شمشیر مقد‌ّر ساختم و جمیع شما برای قتل خم خواهید شد زیرا كه چون خواندم جواب ندادید و چون سخن گفتم نشنیدید و آنچه را كه در نظر من ناپسند بود بعمل آوردید و آنچه را كه نخواستم برگزیدید.” 13 بنابراین سلطان تعالی یَهُوَه میگوید: “هان بندگان من خواهند خورد اما شما گرسنه خواهید بود اینك بندگانم خواهند نوشید اما شما تشنه خواهید بود. همانا بندگانم شادی خواهند كرد اما شما خجل خواهید گردید. 14 اینك بندگانم از خوشی دل ترنّم خواهند نمود اما شما از كدورت دل فریاد خواهید نمود و از شكستگی روح ولوله خواهید كرد. 15 و نام خود را برای برگزیدگان من به جای لعنت ترك خواهید نمود پس سلطان تعالی یَهُوَه تو را بقتل خواهد رسانید و بندگان خویش را به اسم دیگر خواهد نامید. 16 پس هركه خویشتنرا بروی زمین بركت دهد خویشتنرا به خدای حق‌ّ بركت خواهد داد و هر كه بروی زمین قسم خورد به خدای حق‌ّ قسم خواهد خورد. زیرا كه تنگیهای اولین فراموش شده و از نظر من پنهان گردیده است.

 

17 زیرا اینك من آسمانی جدید و زمینی جدید خواهم آفرید و چیزهای پیشین بیاد نخواهد آمد و بخاطر نخواهد گذشت. 18 بلكه از آنچه من خواهم آفرید شادی كنید و تا به ابد وجد نمایید زیرا اینك اورشلیم را محل‌ّ وجد و قوم او را محل شادمانی خواهم آفرید. 19 و از اورشلیم وجد خواهم نمود و از قوم خود شادی خواهم كرد و آواز گریه ؤ آواز ناله بار دیگر در او شنیده نخواهد شد. 20 و بار دیگر طفلِ كم روز از آنجا نخواهد بود و نه مرد پیر كه عمر خود را به اتمام نرسانیده باشد زیرا كه طفل در سن‌ّ صد سالگی خواهد مرد لیكن گناهكار صد ساله ملعون خواهد بود. 21 و خانه‌ها بنا كرده در آنها ساكن خواهند شد و تاكستانها غرس نموده‌ میوة آنها را خواهند خورد. 22 بنا نخواهند كرد تا دیگران سكونت نمایند و آنچه را كه غرس می‌نمایند دیگران نخواهند خورد. زیرا كه ایام قوم من مثل ایام درخت خواهد بود و برگزیدگان من از عمل دستهای خود تمتّع خواهند برد. 23 زحمت بیجا نخواهند كشید و اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید زیرا كه اولاد بركت یافتگان یَهُوَه هستند و ذریت ایشان با ایشانند. 24 و قبل از آنكه بخوانند من جواب خواهم داد. و پیش از آنكه سخن گویند من خواهم شنید. 25 گرگ و بره با هم خواهند چرید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد و خوراك مار خاك خواهد بود. یَهُوَه میگوید كه در تمامی كوه مقد‌ّ‌ّس من ضرر نخواهند رسانید و فساد نخواهند نمود.”

اشعیا فصل 66

 

1 یَهُوَه چنین میگوید: “آسمانها كرسی من و زمین پای‌انداز من است پس خانه‌ای كه برای من بنا میكنید كجاست؟ و مكان آرام من كجا؟ 2 یَهُوَه میگوید: “دست من همة این چیزها را ساخت پس جمیع اینها بوجود آمد اما به این شخص كه مسكین و شكسته دل و از كلام من لرزان باشد‌ نظر خواهم كرد. 3 كسی كه گاوی ذبح نماید مثل قاتل انسان است و كسی كه گوسفندی ذبح كند مثل شخصی است كه گردن سگ را بشكند. و آنكه هدیه‌ای بگذراند مثل كسی است كه خون خنزیری را بریزد و آنكه بخور سوزاند مثل شخصی است كه بتی را تبریك نماید و ایشان راههای خود را اختیار كرده‌اند و جان ایشان از رجاسات خودشان مسرور است. 4 پس من نیز مصیبتهای ایشانرا اختیار خواهم كرد و ترسهای ایشان را بر ایشان عارض خواهم گردانید زیرا چون خواندم كسی جواب نداد و چون تكلّم نمودم ایشان نشنیدند بلكه آنچه را كه در نظر من ناپسند بود بعمل آوردند و آنچه را كه نخواستم اختیار كردند.”

5 ای آنانی كه از كلام یَهُوَه می‌لرزید سخن او را بشنوید. برادران شما كه از شما نفرت دارند و شما را بخاطر اسم من از خود میرانند میگویند: یَهُوَه تمجید كرده شود تا شادی شما را ببینم لیكن ایشان خجل خواهند شد. 6 آواز غوغا از شهر صدایی از هیكل آواز یَهُوَه است كه به دشمنان خود مكافات میرساند. 7 قبل از آنكه درد زه بكشد زایید. پیش از آنكه درد او را فرو گیرد اولاد نرینه‌ای آورد. 8 كیست كه مثل این را شنیده و كیست كه مثل اینرا دیده باشد؟ آیا ولایتی در یكروز مولود گردد و قومی یكدفعه زاییده شود؟ زیرا صهیون به مجر‌ّد درد زه كشیدن پسران خود را زایید. 9 یَهُوَه میگوید: “آیا من بفم رحم برسانم و نزایانم؟”‌ و خدای تو میگوید: “آیا من كه زایاننده هستم رحم را ببندم؟”

10 ای همة آنانی كه اورشلیم را دوست میدارید با او شادی كنید و برایش وجد نمایید. و ای همة آنانی كه برای او ماتم میگیرید با او شادی بسیار نمایید. 11 تا از پستانهای تسلیات او بمكید و سیر شوید و بدوشید و از فراوانی جلال او محظوظ گردید. 12 زیرا یَهُوَه چنین میگوید: “اینك من سلامتی را مثل نهر و جلال امتها را مانند نهر سرشار به او خواهم رسانید. و شما خواهید مكید و در آغوش او برداشته شده بر زانوهایش بناز پرورده خواهید شد.” 13 و مثل كسی كه مادرش او را تسلّی دهد همچنین من شما را تسلّی خواهم داد و در اورشلیم تسلّی خواهید یافت.” 14 پس چون اینرا بینید دل شما شادمان خواهد شد و استخوانهای شما مثل گیاه سبز و خر‌ّم خواهد گردید و دست یَهُوَه بر بندگانش معروف خواهد شد اما بر دشمنان خود غضب خواهد نمود. 15 زیرا اینك یَهُوَه با آتش خواهد آمد و ارابه‌های او مثل گردباد تا غضب خود را با حد‌ّت و عتاب خویش را با شعلة آتش به انجام رساند. 16 زیرا یَهُوَه با آتش و شمشیر خود بر تمامی بشر داوری خواهد نمود و مقتولان یَهُوَه بسیار خواهند بود.

 

17 و یَهُوَه میگوید: “آنانی كه از عقب یكنفر كه در وسط باشد خویشتن را در باغات تقدیس و تطهیر می‌نمایند و گوشت خِنزیر و رجاسات و گوشت موش میخورند با هم تلف خواهند شد. 18 و من اعمال و خیالات ایشانرا جزا خواهم داد و آمده جمیع امتها و زبانها را جمع خواهم كرد و ایشان آمده جلال مرا خواهند دید. 19 و آیتی در میان ایشان برپا خواهم داشت و آنانی را كه از ایشان نجات یابند نزد امتها به ترشیش و فُول و تیراندازان‌ِ لُود و توبال و یونان و جزایر بعیده كه آوازة مرا نشنیده‌اند و جلال مرا ندیده‌اند خواهم فرستاد تا جلال مرا در میان امتها شایع سازند.” 20 و یَهُوَه میگوید كه ایشان جمیع برادران شما را از تمامی امتها بر اسبان و ارابه‌ها و تخت روانها و قاطران و شتران به كوه مقد‌ّس من اورشلیم به جهت یَهُوَه هدیه خواهند آورد. چنانكه بنی‌اسرائیل هدیة خود را در ظرف پاك به خانة یَهُوَه می‌آورند. 21 و یَهُوَه میگوید كه از ایشان نیز کاهنان و لاویان خواهند گرفت. 22 زیرا یَهُوَه میگوید: “چنانكه آسمانهای جدید و زمین جدیدی كه من آنها را خواهم ساخت در حضور من پایدار خواهد ماند همچنان ذریت شما و اسم شما پایدار خواهد ماند.” 23 و یَهُوَه میگوید كه از غُز‌ّة ماه تا غُز‌ّة دیگر و از سبَت تا سبَت دیگر تمامی بشر خواهند آمد تا به حضور من سجد نمایند. 24 و ایشان بیرون رفته لاشهای مردمانی را كه بر من عاصی شده‌اند ملاحظه خواهند كرد زیرا كِرًمِ ایشان نخواهد مرد و آتش ایشان خاموش نخواهد شد و ایشان نزد تمامی بشر مكروه خواهند بود.

تورات

دسته بندي: کتاب انلاین,کتاب عهد عتیق و جدید,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد