فوج

تعداد گناهان کبیره در روایات و بیانات فقهاء
امروز چهارشنبه 22 مرداد 1399
تبليغات تبليغات

گناهان کبیره

رسالۀ گناهان کبیره

 

اشاره

سه رساله، ص: 22 
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و الصلوة و السلام علی محمد و آله الطاهرین حمد و ستایش خدائی راست که پیغمبران را برای سعادت دنیا و آخرت بشر فرستاد، و به توسط آنها گناهان بزرگ را بیان فرمود، و به بجا آورنده آنها وعده آتش جهنم داد، تا مردم پیرامون گناه نگردند، و در نتیجه به سعادت ابدی نائل شوند، و درود بی‌پایان بر بهترین خلق خدا حضرت محمد بن عبد الله صلی اللّه علیه و آله و آل او باد.

[علّت تألیف این رساله]

اما بعد نظر به تقاضای یکی از مؤمنین این مختصر که در بیان گناهان بزرگ است در سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار هجری قمری به رشته تحریر درآمد. امید است برادران ایمانی ما مطالعه فرمایند و اگر به یکی از گناهانی که در این کتاب نوشته شده آلوده هستند از خدای متعال توفیق ترک آن گناه را بخواهند تا ان شاء اللّه سعادتمند و رستگار شوند.

[مطالب این رساله]

مطالب این کتاب در پنج فصل و یک خاتمه بیان می‌شود.
فصل اوّل در بیان آیات قرآن و ترجمه آن راجع به گناهان کبیره.
فصل دوّم در بیان تعداد گناهان کبیره در روایات و اخبار و 
سه رساله، ص: 23 
بیانات فقها و مجتهدین رضوان اللّه علیهم اجمعین.
فصل سوم در بیان اینکه گناهان کبیره (بزرگ) را از چه راهی باید بشناسیم.
فصل چهارم در بیان نقل اقوال علماء و فقها که گناهان کبیره کدام است.
فصل پنجم در بیان اینکه کسی که گناه کبیره و همچنین صغیره (کوچک) بجا آورده باشد لیاقت جانشینی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و امامت را ندارد و خلافت و امامت فقط حق کسی است که گناه کبیره و صغیره از او در مدّت عمر صادر نشده باشد و بیان اینکه این معنی منحصرا بعد از رسول اکرم حضرت محمد بن عبد اللّه صلی اللّه علیه و آله فقط در وجود مقدّس مولای متقیان حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام و ارواحنا له الفداء و یازده فرزند گرامیش صلوات اللّه علیهم اجمعین یافت می‌شد و بیان اینکه امام به عقیده شیعه باید از طرف خدا توسط پیغمبر اکرم صلوات اللّه علیه و آله معین شود نه از طرف مردم، چنانچه سنّی‌ها می‌گویند، زیرا مردم علم واقعی به معصوم بودن کسی و اینکه در مدّت عمر گناه کبیره و صغیره نکرده باشد ندارند.
خاتمه در بیان معنای عدالت و اینکه عادل کسی است که ملکه و قوه‌ای در اثر ایمان در او باشد که گناه کبیره از او صادر نشود و اصرار بر گناه صغیره هم نداشته باشد.
امّا ملحقات این رساله نیز شامل پنج فصل و یک خاتمه است.
فصل اوّل آثاری که از برای گناهان در روایات بیان شده است.
سه رساله، ص: 24 
فصل دوّم در مذمّت کسانی که با اهل گناه نشست و برخاست می‌نمایند.
فصل سوّم در مدح کسانی که به گناهانشان نزد خدا اعتراف دارند.
فصل چهارم در مدح توبه و شرائط آن.
فصل پنجم روایات راجع به استغفار از گناه و فایده آن.
خاتمه در ترجمۀ یک خطبه از نهج البلاغة راجع به گناه و توبه از آن.
سه رساله، ص: 25

فصل اول آیات قرآن و ترجمة آن راجع به گناهان کبیره.

بدانکه در قرآن مجید آیاتی است که خدای متعال مدح می‌فرماید و بشارت می‌دهد کسانی را که اجتناب و دوری از گناهان کبیره کنند.
آیۀ اول: إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیماً. «1»
ترجمه: اگر اجتناب و دوری کنید از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده‌اید یعنی اگر حرام‌ها را بجا نیاورید می‌پوشانیم گناهان کوچک شما را و داخل می‌کنیم شما را در مکانی پاکیزه و بسیار خوب که هیچ نقصی در آن نباشد و آن مکان بهشت است.
بعضی از علماء که قائلند گناه صغیره نداریم این آیه را این طور معنی می‌کنند:
اگر دوری کردید از گناهان بزرگی که در این سوره یا سوره‌های دیگر بیان شده البته ما از گناهان گذشته شما می‌گذریم یعنی ترک کردن شما این گناهان را فعلا و در زمان آینده کفّاره گناهان گذشته شما است.
آیه دوم: فَمٰا أُوتِیتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَمَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ مٰا عِنْدَ اللّٰهِ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ لِلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ وَ
______________________________
(1)- سوره نساء آیه 31.
سه رساله، ص: 26 
وَ إِذٰا مٰا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ «2»
ترجمه: چیزهائی که ما در دنیا به شما دادیم از قبیل زن و بچه و ثروت اینها همه مایه تعیّش زندگانی شما است در این چند روزه دنیا، در موقع مردن همه از شما جدا می‌شوند اما نعمت‌های آخرت که در نزد خدا است از قبیل بهشت و چیزهای خوبی که در بهشت است بهتر است برای مردمان با ایمان و کسانی که فقط به خدای خود توکّل دارند و از گناهان بزرگ و کارهای زشت و بد دوری می‌کنند و از ظلم‌هایی که به آنها می‌شود گذشت می‌نمایند و در صدد تلافی برنمی‌آیند.
آیه سوم: وَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ لِیَجْزِیَ الَّذِینَ أَسٰاؤُا بِمٰا عَمِلُوا وَ یَجْزِیَ الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَی الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّکَ وٰاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِی بُطُونِ أُمَّهٰاتِکُمْ فَلٰا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقیٰ. «3»
ترجمة: از برای خدا است هرچیزی که در آسمانها و هرچیزی که در زمین است.
نظر به اینکه در آیه قبل از این آیه در سوره نجم خدای متعال وسعت علم خود را بیان فرمود در این آیه از اول لیجزی الذین تا آخر بواسطه لامی که در لیجزی می‌باشد بیان می‌فرماید که نتیجه وسعت 
______________________________
(2)- سوره شوری آیه 36 و 37.
(3)- سورۀ نجم آیه 31 و 32.
سه رساله، ص: 27 
علم او اینست که جزا می‌دهد کسانی را که بد کرده‌اند بسبب عملشان، یعنی آنها را به عذاب جهنّم گرفتار خواهد کرد و همچنین جزای خیر می‌دهد کسانی را که کار خوب کرده‌اند، و کسانی که کار خوب کرده‌اند عبارتند از کسانی که دوری می‌کنند از گناهان بزرگ و کارهای زشت و بد.
و نظر به اینکه نیکوکاران دارای مقام عصمت نیستند ممکن است گناه صغیره از آنها صادر شود نه بطور تکرار، زیرا تکرار گناه صغیره و اصرار بر آن، از گناهان کبیره است لذا خدای متعال گناهان صغیره را در این آیه استثناء کرده و فرموده مگر آنچه صغیر و یسیر باشد از گناه، چه گناه صغیره که به حدّ اصرار نرسیده باشد مغفور است و عقاب بر آن مترتّب نمی‌شود.
و نظر به اینکه اگر کسی گناه کبیره نکند گناه صغیرۀ او مورد عفو و بخشش آفریدگار است خدای کریم می‌فرماید: إِنَّ رَبَّکَ وٰاسِعُ الْمَغْفِرَةِ بدرستی که پروردگارت مغفرت و آمرزشش وسعت دارد.
و برای اینکه بعضی از مردم همیشه تعریف و مدح خود می‌کنند و خود را پاکیزه از گناهان خیال می‌نمایند خدای عالم می‌فرماید: خدا داناتر است به شما در موقعی که شما را از زمین پدید آورد و در هنگامی که شما در رحم مادرانتان بودید پس تعریف و مدح خود نکنید زیرا او داناتر است به کسانی که پرهیزگارند و گناه کبیره نمی‌کنند.
مؤلّف گوید: اگر کسی مواظب باشد تعریف خود را نکند از ریا و خودنمائی در عبارت محفوظ می‌ماند به خلوص عبادت و خشوع و 
سه رساله، ص: 28 
خضوع نزدیک‌تر می‌گردد و اگر کسی نزد خدا خوب باشد خدا خوبی‌های او را ظاهر می‌کند و محبّت او را در دل مردم می‌اندازد پس احتیاج نیست به اینکه انسان خود را تعریف کند.
مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطّار بگوید 
خداوند در قرآن می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمٰنُ وُدًّا «4».
به درستی که آن چنان کسانی که ایمان به یگانگی خدا و پیغمبری پیغمبران و معاد دارند و کارهاشان پسندیده و موافق رضای خداست البته پروردگار فیّاض دوستی و محّبت آنها را در دلها اندازد.
______________________________
(4)- سورۀ مریم آیه 96.
سه رساله، ص: 29

فصل دوم در بیان تعداد گناهان کبیره در روایات و بیانات فقهاء

بدان که در تعداد گناهان کبیره روایات و اقوال علما مختلف است بعضی علماء عدد گناهان کبیره را هفتاد و هفت، و بعضی هفتاد، و بعضی شصت، و بعضی چهل، و بعضی بیست، و بعضی هفت، بیان می‌کنند و، در بعضی از اخبار سی و دو، و در بعضی بیست و یک، و در بعضی هفت، و در بعضی پنج، بیان می‌شود.
امّا روایات:
روایت اول: کتب الرضا علیه السلام الی المامون من محض الایمان اجتناب الکبائر و هی قتل النفس التی حرم الله، و الزنا، و السرقة، و شرب الخمر، و عقوق الوالدین، و الفرار من الزحف، و اکل مال الیتیم ظلما، و اکل المیتة، و الدم، و لحم الخنزیر، و ما اهلّ لغیر الله به من غیر ضرورة، و اکل الربا بعد البینة، و السحت، و المیسر و هو القمار، و البخس فی المکیال و المیزان، و قذف المحصنات، و اللواط، و شهادة الزور، و الیأس من روح الله، و الا من من مکر الله، و القنوط من رحمة الله، و معونة الظالمین و الرکون الیهم، و الیمین الغموس، و حبس الحقوق من غیر عسرة، و الکذب، و الکبر، و الاسراف و التبذیر، و الخیانة، و الاستخفاف بالحج، و المحاربة لاولیاء الله، و الاشتغال بالملاهی، و الاصرار علی الذنوب. «1»
______________________________
(1)- مکاسب شیخ مرتضی انصاری ص 333- 334.
سه رساله، ص: 30 
ترجمه: روایت شده از حضرت رضا علیه السلام که آن حضرت برای مأمون الرّشید لعنة اللّه علیه نوشتند علامت خالص بودن ایمان آنست که مؤمن از گناهان بزرگ دوری کند بعد فرمودند: گناهان کبیره عبارت است از:
اوّل: آدم‌کشی است آن کشتنی که حرام باشد.
دوّم زنا کردن.
سوّم دزدی کردن.
چهارم شراب‌خواری و می‌گساری.
پنجم آزار کردن پدر و مادر یعنی کاری کند که پدر و مادر را از خود ناراضی نماید.
ششم فرار کردن از جنگ «جنگهای اسلامی».
هفتم خوردن مال یتیم ظلما یعنی بدون وجه شرعی.
هشتم خوردن حیوانات مرده.
نهم خوردن خون.
دهم خوردن گوشت خوک.
یازدهم خوردن حیوانیکه در هنگام ذبح کردن اسم بت بر او ببرند و او را بکشند.
دوازدهم خوردن مال ربوی بعد از روشن شدن حرمت آن یعنی معاملات پولی که در بین مردم بی‌اطّلاع از احکام اسلام رایج است که هزار تومان میدهند مثلا یکساله و ماهی بیست تومان بعنوان فرع و نزول دریافت می‌نمایند.
سیزدهم رشوه‌خواری یا بقول امروزی‌ها حق و حساب.
سه رساله، ص: 31 
چهاردهم قمار کردن بهر نحوی که برد و باخت در او باشد.
پانزدهم کم‌فروشی در پیمانه یا در ترازو.
شانزدهم نسبت زنا به زن‌های عفیفه دادن.
هفدهم لواط.
هیجدهم شهادة بناحق دادن.
نوزدهم ناامیدی از راحتی عالم آخرت.
بیستم ایمن بودن از عذاب خدا.
بیست و یکم ناامیدی از رحمت خدا.
بیست و دوّم کمک کردن و پشتی‌بانی نمودن از ستمکاران و میل کردن بآنها.
بیست و سوّم قسم دروغ خوردن.
بیست و چهارم حبس کردن حقوق مردم یعنی ندادن بدهکاری‌ها با اینکه توانائی پرداخت آن را داشته باشد.
بیست و پنجم دروغ گفتن.
بیست و ششم تکبّر و افاده.
بیست و هفتم اسراف و تبذیر. یعنی مال را بیهوده یا در حرام صرف نمودن.
بیست و هشتم خیانت.
بیست و نهم استخفاف حج یعنی با اینکه مستطیع است مکّه نرود. و این فریضه الهی را کوچک بشمارد.
سی‌ام جنگ کردن با دوستان خدا.
سی و یکم مشغول شدن به کارهای لهو که شرعا پسندیده نیست.
سه رساله، ص: 32 
سی و دوّم اصرار بر گناهان کوچک، مثل اینکه انسان زیاد به زن نامحرم نگاه کند اگر نگاه به نامحرم گناه کوچک باشد.
روایت دوم: عن ابی عبد الله علیه السلام قال وجدنا فی کتاب علی علیه السلام ان الکبائر خمس: الشرک بالله عز و جل، و عقوق الوالدین، و اکل الربا بعد البینه، و الفرار من الزحف، و التعرب بعد الهجرة. «2»
ترجمه: حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید یافتیم ما در کتاب علی بن ابی طالب علیه السلام که گناهان بزرگ پنج عدد است:
اوّل شرک به خدای تعالی.
دوّم عقوق و الدین یعنی کاری کند که پدر و مادر از او ناراضی شوند.
سوّم خوردن ربا یعنی خوردن سود پول بعد از روشن شدن حرمت آن.
چهارم فرار از جنگهای اسلامی.
پنجم رفتن در مکانی که مطالب دینی در آنجا گفته نمی‌شود و مردمش بی‌بهره از علوم قران و سایر مطالب دینی هستند بعد از اینکه این شخص در شهر زندگی می‌کرد و وسائل از هر جهت برای یاد گرفتن احکام برای او فراهم بود.
مؤلف گوید: مطلب خیلی دقیق است بسیاری از مردمان متدیّن را سراغ دارم که سابقا در بعضی از محلّات خوب تهران که مردمانش 
______________________________
(2)- خصال شیخ صدوق چاپ غفاری ص 273.
سه رساله، ص: 33 
آشناتر به احکام اسلامند ساکن بودند فعلا در محلاتی رفته‌اند که نه مسجدی در اطراف منزلشان پیدا می‌شود و نه عالمی که از آن استفاده‌های دینی نمایند بلکه همسایه مسلمان هم ندارند بعضی از همسایه‌هایشان نصرانی و بعضی یهودی و بعضی لا مذهب که به صورت‌های مختلف خود را مذهبی وانمود کرده‌اند و لذا بعد از چندی پسر آنها نااهل و دختر آنها بی‌حجاب می‌شوند این نتیجه تغییر منزل و مراعات نکردن دستورات دین است.
همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید 
خوانندگان محترم از مراجع تقلید سئوال کنید آیا «التعرب بعد الهجرة» که از گناهان کبیره است در مورد مسلمانی که از محلّه مسلمانان به محلّه غیرمسلمان برود با اینکه همان خطری که برای رفتن شخصی از شهر مذهبی به شهر غیرمذهبی هست برای این فرد هم هست صدق می‌کند یا نه و آیا گناهش همان است یا کمتر.
روایت سوّم:
عن عبید بن زیاد قال: قلت لابی عبد الله علیه السلام: اخبرنی عن الکبائر فقال: هن خمس و هی ما اوجب الله علیها النار، قال الله عز و جل إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوٰالَ الْیَتٰامیٰ ظُلْماً إِنَّمٰا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نٰاراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً، و قال یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلٰا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبٰارَ الی آخر الایة، و قوله یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ ذَرُوا مٰا بَقِیَ مِنَ الرِّبٰا الی آخر الایة، و رمی المحصنات الغافلات، و قتل المؤمن متعمدا علی دینه. «3»
______________________________
(3)- خصال شیخ صدوق ص 273.
سه رساله، ص: 34 
ترجمه: راوی خبر می‌گوید که عرض کردم خدمت امام ششم علیه السلام خبر بدهید مرا از گناهان کبیره پس حضرت فرمودند گناهان کبیره پنج است و گناهان کبیره گناهانی است که خدای متعال آتش جهنّم را برای بجا آورنده آنها واجب کرده.
اوّل مال یتیم خوردن، خدای با عزّت و جلال فرموده به درستیکه کسانی که می‌خورند مال‌های یتیمان را به طور ظلم و ستم این دسته اشخاص می‌خورند آتش را و زود است که کشیده می‌شوند در آتش جهنّم.
دوّم از گناهان کبیره فرار از جنگهای اسلامی است زیرا خدای تعالی می‌فرماید ای کسانی که ایمان آورده‌اید زمانی که کفّار را ملاقات کردید در میدان جنگ بسیار، از زیادی آنها پشت خود را به آنها نکنید یعنی فرار از جهاد ننمائید و البتّه کسانیکه از جنگهای اسلامی فرار کنند جای آنها جهنّم است.
سوّم از گناهان بزرگ رباخواری است و لذا حضرت با بیان یک آیه اشاره به حرمت ربا فرمودند که ترجمه آیه اینست: ای کسانیکه ایمان آورده‌اید یعنی زیر بیرق و پرچم اسلام آمده‌اید بپرهیزید از خدا یعنی گناهان را مرتکب نشوید و ربا نخورید و واگذارید بقیه ربا را که زیادیها باشد یعنی زیادی و منفعت پول را نگیرید اگر مؤمن هستید.
چهارم از گناهان کبیره نسبت زنا به زن‌های عفیفه دادن.
پنجم از گناهان کبیره کشتن مؤمن عمدا برای اینکه مؤمن است.
روایت چهارم: عن ابی عبد الله علیه السلام قال ان الکبائر سبع فینا 
سه رساله، ص: 35 
نزلت و منا استحلت، فاولها الشرک بالله العظیم، و قتل النفس التی حرم الله، و اکل مال الیتیم، و عقوق الوالدین، و قذف المحصنات، و الفرار من الزحف، و انکار حقنا اهل البیت، و اما الشرک بالله فقد انزل الله فینا ما انزل و قال رسول الله صلی الله علیه و آله فیناما قال فکذبوا الله و کذبوا رسوله فاشرکوا بالله عز و جل، و اما قتل النفس التی حرم الله فقد قتلوا الحسین بن علی علیه السلام و اصحابه، و اما اکل مال الیتیم فقد ذهبوا بفیئنا الذی جعل الله لنا فاعطوه غیرنا، و اما عقوق الوالدین فقد انزل الله فی کتابه النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم فعقوا رسول الله فی ذریته و عقوا امهم خدیجة فی ذریاتها، و اما قذف المحصنة فقد قذفوا فاطمة علی منابرهم، و اما الفرار من الزحف فقد اعطوا امیر المؤمنین علیه السلام بیعتهم طائعین غیر مکرهین ففروا عنه و خذلوه، و اما انکار حقنا فهذا مما لا یتنازعون فیه. «4»
ترجمه: حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند گناهان بزرگ هفت است و دستور آنها درباره ما رسیده و از نظر مخالفت و هتک حرمت ما ناشی میشوند.
اوّل- شرک به خدای متعال.
دوّم- کشتن کسیکه خدا او را محترم دانسته.
سوّم- خوردن مال یتیم.
چهارم- مراعات نکردن حقوق پدر و مادر.
پنجم- تهمت زدن به زنان عفیفه.
______________________________
(4)- خصال صدوق ص 364.
سه رساله، ص: 36 
ششم- گریختن از جبهه جهاد و جنگهای اسلامی.
هفتم- انکار حق ما خاندان که از اهل بیت پیغمبر صلی اللّه علیه و آله هستیم.
اما شرک به خدا، خداوند درباره ما آیاتی فرستاده مانند قُلْ لٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبیٰ، و رسول خدا هم درباره ما سفارشاتی فرموده مانند روایت ثقلین، این مردم خدا و رسول را تکذیب کردند و حق ما را پایمال نمودند پس به خدای عزّ و جل مشرک شدند.
اما قتل نفس محترم حسین بن علی علیه السلام و یارانش را کشتند.
اما خوردن مال یتیم، سهم خمسی که خداوند برای ما قرار داده بود بردند و بدیگران دادند.
اما نافرمانی و حق‌ناشناسی پدر و مادر، خدا در قرآن خود فرموده پیغمبر بمردم از خودشان اولی به مراعات و اطاعت است و همسران پیغمبر مادران امّت محسوبند، پس رسول خدا را [که پدر امت است] درباره فرزندانش نافرمانی و حق‌کشی کردند، و حضرت خدیجه علیها السلام را نسبت به فرزندانش نافرمانی و حق‌کشی نمودند.
اما تهمت به زنان عفیفه، همانا فاطمه زهرا سلام اللّه علیها را بر سر منبرهای خود قذف می‌کردند.
ظاهرا مقصود از اینکه بر منابر فاطمه زهرا علیها سلام را قذف می‌کردند اینست که می‌گفتند حسن و حسین علیهما السلام فرزندان رسولخدا صلی اللّه علیه و آله نیستند زیرا حسن و حسین نوه پسری نیستند و اینها نوه پسری را پسر می‌دانستند جهت گفتن آنها این 
سه رساله، ص: 37 
مطالب را این بود که استحقاق امامت را از آنها سلب کنند.
اینگونه تبلیغات بعد از شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام جزو برنامه حکومت بنی امیّه گردید و در خطبه نماز جمعه و اعیاد اسلامی اداء می‌شد و این حرفها مستلزم قذف فاطمه زهرا علیها سلام است.
و اما اینکه کسی نسبت ناروائی بآن معصومه داده باشد منظور نیست زیرا طهارت و عفّت آن مخدّره به طوری است که دشمنان هم جز تصدیق به طهارتش عقیده‌ای نداشتند.
اما گریز و فرار از جبهه جهاد، با کمال رغبت بدون ترس و هراس دست بیعت به امیر المؤمنین علیه السلام دادند سپس از او گریختند و او را بخود واگذاردند.
اما انکار حق ما، پیش خود مردم امر مسلّمی است و در آن نزاعی ندارند.
روایت پنجم: عبد العظیم الحسنی قال حدثنی ابو جعفر صلوات الله علیه قال: سمعت ابی یقول: سمعت ابی موسی بن جعفر علیه السلام یقول: دخل عمرو بن عبید علی ابی عبد الله علیه السلام فلما سلم و جلس تلاهذه الایة: «وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ» ثم امسک فقال له ابو عبد الله علیه السلام: ما امسکک قال: احب ان اعرف الکبائر من کتاب الله عز و جل فقال علیه السلام: یا عمرو اکبر الکبائر الاشراک بالله، یقول الله: «من یشرک بالله فقد حرم علیه الجنة» و بعده الیاس من روح الله لان الله تعالی یقول: «لٰا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّٰهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکٰافِرُونَ» ثم الامن من مکر الله لان الله عز و جل یقول: «فَلٰا یَأْمَنُ مَکْرَ اللّٰهِ إِلَّا الْقَوْمُ
سه رساله، ص: 38 
الْخٰاسِرُونَ» و منها عقوق الوالدین لان الله تعالی جعل العاق جبارا شقیا و قتل النفس التی حرم الله الا بالحق لان الله تعالی یقول: «فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا الایه» و قذف المحصنة لان الله تعالی یقول: «لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ» و اکل مال الیتیم لان الله تعالی یقول: «إِنَّمٰا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نٰاراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً» و الفرار من الزحف لان الله تعالی یقول: «وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلّٰا مُتَحَرِّفاً لِقِتٰالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلیٰ فِئَةٍ فَقَدْ بٰاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللّٰهِ وَ مَأْوٰاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ» و اکل الربوا لان الله تعالی یقول: «الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبٰا لٰا یَقُومُونَ إِلّٰا کَمٰا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطٰانُ مِنَ الْمَسِّ» و السحر لان الله عز و جل یقول:
«وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرٰاهُ مٰا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلٰاقٍ» و الزنا لان الله تعالی یقول: «وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ یَلْقَ أَثٰاماً یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً» و الیمین الغموص الفاجرة لان الله تعالی یقول: «إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ وَ أَیْمٰانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا أُولٰئِکَ لٰا خَلٰاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ» و الغلول لان الله تعالی یقول: «وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِمٰا غَلَّ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ» و منع الزکوة المفروضة لان الله عز و جل یقول: «فَتُکْویٰ بِهٰا جِبٰاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ» و شهادة الزور و کتمان الشهادة لان الله عز و جل یقول: «وَ مَنْ یَکْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ» و شرب الخمر لان الله عز و جل نهی عنها کما نهی عن عبادة الاوثان، و ترک الصلاة متعمدا اوشیئا مما فرضه الله لان رسول الله صلی الله علیه و آله قال: «و من ترک الصلاة متعمدا فقد برء من ذمة الله و ذمة رسول الله صلی اللّه علیه و آله» و نقض العهد و قطیعة الرحم لان الله عز و جل یقول: «أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ قال:
فخرج عمرو و له صراخ من بکائه و هو یقول هلک من قال برأیه و نازعکم 
سه رساله، ص: 39 
فی الفضل و العلم» «5»
ترجمه: حضرت عبد العظیم حسنی علیه السلام می‌فرماید حدیث کرد از برای من امام محمد تقی علیه السلام که شنیدم از پدرم که می‌فرمود شنیدم از پدرم موسی بن جعفر علیه السلام که می‌فرمود داخل شد عمرو بن عبید بر پدرم امام صادق علیه السلام پس سلام کرد و نشست و این آیه را خواند «وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ وَ إِذٰا مٰا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ» یعنی کسانی که از گناهان بزرگ و کارهای زشت و بد دوری می‌کنند و از ظلم‌هایی که بآنها می‌شود گذشت می‌کنند و در صدد تلافی برنمی‌آیند و پس از قرائت ساکت شد حضرت فرمود: چه تو را خاموش کرد گفت می‌خواهم گناهان کبیره را از قرآن خدای عزّ و جل بشناسم امام علیه السلام فرمود ای عمرو 
1- بزرگترین گناهان کبیره شرک بخدا است خدا می‌فرماید.
هرکه بخدا شرک آورد خدا بهشت را بر او حرام کرده است.
(سوره مائده آیه 72).
2- و پس از آن نومیدی از رحمت خدا است زیرا خدای عزّ و جل می‌فرماید:
بدرستیکه نومید نشود از رحمت خدا جز مردمی کافر (سوره یوسف آیه 87).
3- و سپس ایمنی از مکر و عقوبت خداوند زیرا خدای عزّ و جلّ می‌فرماید:
______________________________
(5)- کافی شیخ کلینی 2/ 285 با سند صحیح.
سه رساله، ص: 40 
ایمن نشوند از مکر خدا جز مردمی زیانکار. (سوره اعراف آیه 99).
4- و از گناهان کبیره است عقوق و ناسپاسی حق پدر و مادر زیرا خدای سبحانه عاق را جبّار و شقی مقرر ساخته است.
اشاره است به قول خدای تعالی در حکایت از عیسی (ع) که می‌گوید: خدا نسبت به مادرم نیکوکارم کرده است و مرا جبّار و شقی نساخته است (سورۀ مریم آیه 32).
5- و قتل نفسی که خدا او را محترم ساخته مگر کشتن بحق مانند قصاص زیرا خدای عزّ و جل می‌فرماید:
هرکسی بکشد مؤمنی را عمدا سزای او دوزخ است و در آن جاوید بماند و خدا بر او خشم کند و او را لعنت کند و برای او عذابی بزرگ فراهم سازد (سورۀ نساء آیه 93) و ظاهر آیه این است که تعمد در برابر خطا است که در آیه قبل حکم آنرا بیان کرده است.
6- متهم کردن زن پارسا بزنا زیرا خدای عز و جل می‌فرماید:
براستی آنها که نسبت دهند زنان عفیفه مؤمنه را بزنا لعنت شوند در دنیا و آخرت و برای آنها است عذاب بزرگی. (سوره نور آیه 23).
7- و خوردن مال یتیم زیرا خدای عز و جل می‌فرماید:
آن کسانی که مال یتیمان را بناحق و از ستم می‌خورند همانا شکمهای خود را پر از آتش می‌کنند و محققا بدوزخ داخل و آتش می‌گیرند و شعله‌ور می‌شوند. (سوره نساء آیه 10).
8- دیگر از گناهان کبیره فرار از جبهه جهاد است زیرا خدای عزّ و جل می‌فرماید:
هرکه در روز نبرد پشت بدانها (یعنی دشمنان اسلام) کند مگر 
سه رساله، ص: 41 
بقصد تغییر موضع جنگ باشد یا برای پیوستن بدسته دیگر از جنگجویان اسلامی و کمک بآنها باشد محققا بخشم خدا گرفتار شده و جای او جهنّم است و جهنّم چه بد سرانجامی است. (سوره انفال آیه 16)
9- و خوردن ربا زیرا خدای عزّ و جل می‌فرماید:
آن کسانی که می‌خورند ربا را برنمی‌خیزند مگر مانند حرکت کسیکه شیطان او را مسّ کرده و حالت جنون برای او پیدا شده یعنی آدم رباخوار مانند دیوانه‌ها از قبر بیرون می‌آید. (سوره بقره آیه 274).
این تشبیه طبق گمان آنها بوده که شیطان انسان را مخبّط سازد و او غش کند یا جن او را مسّ کند و دیوانه شود یعنی برخاستن رباخواران مانند از جای برخاستن دیوانه‌ها است که دستخوش شیطان شده‌اند نه از راه اختلال عقل آنها بلکه از برای اینکه رباخواری سبب ورم دل آنها شده و آنها را سنگین و بدحال کرده است و حاصلش اینست که برخی اصحاب گفته‌اند رباخواران هنگام رستاخیز برای سنگینی بار گناه رباخواری که بر دوش دارند مانند یک آدم خردمند و عاقل از جای برنخیزند بلکه چون دیوانگان باشند که تلوتلو خورند و بیفتند و برخیزند و بار دیگر نتوانند برخاست و آن ربا که خوردند در دلشان باد کرده و برای آنها بار سنگینی شده که نتوانند برخاست. «6»
در مجمع البیان «7» فرموده است برپا نشوند در روز قیامت جز بمانند کسیکه شیطان او را دیوانه کرده است و این نشانه رباخواران است در 
______________________________
(6)- تفسیر بیضاوی.
(7)- مجمع البیان.
سه رساله، ص: 42 
موقف قیامت از ابن عباس و جمعی چنین نقل شده.
و گفته شده که این موضوع بر سبیل تشبیه آمده است زیرا حقیقت این است که شیطان انسان را دیوانه نمی‌کند ولی کسی که مایه سودا بر او غلبه کرده است و ناتوان شده که بسا شیطان اموری هراسناک به او عرضه دارد و او را وسوسه کند و به دیوانگی و غش افتد از طرف خدا و نسبت آن به شیطان برسبیل مجاز است از این نظر که تحقق این حالت به وسوسه او است.
10- و سحر و جادو زیرا خدای عزّ و جل فرموده:
و پیروی کردند آنچه شیطان در ملک سلیمان تلاوت می‌کردند، سلیمان کفر نورزید ولی شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر و جادو را آموختند و آنچه را که بر آن دو فرشته بنام هاروت و ماروت نازل شد بکسی نیاموختند تا به او گفتند همانا ما آزمایش هستیم مبادا کافر شوی و از آنها آموختند آنچه را که بوسیله آن میان مرد و همسرش جدائی می‌انداختند و آنها به احدی زیان‌رسان نبودند بوسیله آن جز باذن خدا و می‌آموختند آنچه را بدانها زیان می‌زد و سودشان نمی‌داد. و بحقیقت دانستند هرکس که خریدار سحر و جادو است در آخرت بهره‌ای ندارد. (سوره بقره آیه 102).
11- زنا کردن است زیرا خدای عز و جل می‌فرماید:
و آن کسانی که نمی‌خوانند با خدا معبود دیگری را و نمی‌کشند کسی را که خدا حرام کرده جز بحق و زنا نمی‌کنند و هرکه این کار کند سزای گناه خود بیند عذابش در قیامت دوچندان باشد و به خواری در آن عذاب جاویدان بماند. (سوره فرقان آیه 69).
سه رساله، ص: 43 
12- سوگند دروغ در راه نابکاری و تبهکاری.
(در کتاب نهایه آمده است که سوگند غموس خانه‌ها را ویران کند مقصود او آن قسم دروغ است که وسیله تبهکاری شود مانند سوگند برای خوردن مال مردم و آن را غموس گویند برای اینکه صاحب خود را در گناه برد و سپس در آتش دوزخ افکند)
زیرا خدای عزّ و جل فرماید:
آنها که بفروشند پیمان با خدا و سوگندهای خود را ببهای اندکی آنان را در سرای دیگر بهرۀ نیست. (سوره آل عمران آیه 77).
13- غلول است یعنی دزدی کردن از غنیمت جهاد زیرا خدای عزّ و جل می‌فرماید:
هرکه از غنیمت دزدی کند روز قیامت او را با آنچه دزدیده بعرصه محشر آورند (سوره آل عمران آیه 161).
14- منع زکوة واجب زیرا خدای عز و جل می‌فرماید:
ای کسانی که گرویدید بدرستی که بسیاری از احبار (یهود) و رهبانان (نصاری) هرآینه می‌خورند مال مردم را بمفت و بازمی‌دارند مردم را از راه خدا و آن کسانی که گنج می‌کنند طلا و نقره را و در راه خدا آنها را خرج نمی‌کنند بآنها مژده عذابی دردناک بده روزی باشد که آنها را در آتش دوزخ تافته کنند، و با آنها پیشانی و پهلو و پشت آنان را داغ نمایند (و بآن‌ها گویند) اینست که برای خود گنج کردید پس بچشید عذابی را که خود برای خود گنج و آماده ساختید. (سوره توبه آیۀ 35).
15 و 16 گواهی بناحق و کتمان گواهی بحق زیرا خدا می‌فرماید:
سه رساله، ص: 44 
هرکه کتمان کند آن گواهی را بدرستی که دلش گنهکار است. (سوره بقره آیه 282).
17 شرب خمر زیرا خداوند از آن نهی کرده چنانچه از پرستش بت شما را نهی کرده یعنی هردو را در یک آیه و بیک روش مورد نهی قرار داده و این دلیل است بر اینکه یک حکم دارند و یک عقاب دارند و از این جهت وارد است که میخوار چون بت‌پرست است.
18 و 19 ترک نماز عمدا یا ترک آنچه خدا فرض کرده است (برای نماز) زیرا رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود هرکه عمدا نماز را ترک کند از تعهّد خداوند و تعهّد رسول خدا بیزار شده است.
20 و 21 عهدشکنی و قطع رحم زیرا خدای عز و جل میفرماید:
آن کسانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می‌شکنند و قطع می‌کنند آنچه خداوند بوصل آن فرمان داده است و در زمین فساد می‌کنند، آنانند که برای آن‌ها است لعنت و برای آنها است بدی خانه آخرت (سوره رعد آیه 25).
پس حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند پس از بیانات پدرم، عمرو بن عبید از خانه امام علیه السلام بیرون آمد در حالیکه با صدای بلند گریه می‌کرد و می‌گفت هلاک شد هرکه به رای خود فتوی داد و با شما اهل بیت رسالت در علم و فضل منازعة و طرفیّت کرد.
مؤلف گوید: البته عمرو منظورش مخالفین امام علیه السلام بوده که احکام خدا را روی رأی و نظر خود بمردم تحمیل می‌کنند و از علم قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت صلوات اللّه علیهم اجمعین 
سه رساله، ص: 45 
بی‌خبرند البتّه بر اخباری‌ها مخفی نماند که مجتهدین ما غیر از مجتهدین اهل تسنّن می‌باشند یعنی علمای ما و مراجع تقلید ما از قرآن و احادیث و کلمات ائمۀ کرام علیهم السلام نظریّات خود را استنباط می‌فرمایند و اینکه می‌فرمایند رأی و فتوی من این است برای این است که با زحمت زیاد حکم خدا را از روی آیات قرآن و احادیث معتبر و اقوال گذشتگان از فقها بدست می‌آورند و معنی «رأی من این است» که مجتهدین ما می‌فرمایند همان نتیجه زحمات است که باین صورت به مردم گفته می‌شود نه اینکه صرفا از خودشان با قطع نظر از آیات و روایات فتوی و رأی بدهند.
روایت ششم: عن محمد بن مسلم عن ابی عبد الله علیه السلام قال:
سمعته یقول: الکبائر سبع قتل المؤمن متعمدا، و قذف المحصنة، و الفرار من الزحف، و التعرب بعد الهجرة، و اکل مال الیتیم ظلما، و اکل الربا بعد البینة، و کل ما اوجب الله علیه النار «8»
ترجمه: محمد بن مسلم میگوید از امام صادق علیه السلام شنیدم میفرمود گناهان کبیره هفت‌اند:
1- قتل مؤمن به عمد.
2- متّهم کردن زن عفیفه به زنا.
3- گریختن از جبهه جهاد.
4- تعرّب بعد از هجرت یعنی پس از هجرت به بلد اسلامی، برگردد به بیابان و جائی که از احکام اسلام خبری نیست.
______________________________
(8)- کافی 2/ 277.
سه رساله، ص: 46 
5- خوردن مال یتیم به ناحق.
6- خوردن ربا بعد از علم به حرمت آن.
7- هر گناه و کار خلافی که خدا آتش را بر آن واجب و مقرّر کرده است مانند شرک.
روایت هفتم: عن عبیدة بن زرارة قال: سألت ابا عبد الله علیه السلام عن الکبائر فقال: هن فی کتاب علی علیه السلام سبع: الکفر بالله، و قتل النفس، و عقوق الوالدین، و اکل الربا بعد البینة، و اکل مال الیتیم ظلما، و الفرار من الزحف، و التعرب بعد الهجرة. قال: فقلت: فهذا اکبر المعاصی قال نعم قلت: فاکل درهم من مال الیتیم ظلما اکبر ام ترک الصلاة؟ قال: ترک الصلاة قلت: فما عددت ترک الصلوة فی الکبائر؟
فقال: ایّ شی اول ما قلت لک قال قلت: الکفر قال فان تارک الصلوة کافر یعنی من غیر علة. «9»
ترجمه: عبیدة بن زرارة می‌گوید از امام صادق علیه السلام گناهان کبیره را پرسیدم در جواب فرمود آنها در کتاب علی علیه السلام هفتند.
1- کفر به خدا.
2- قتل نفس.
3- عقوق والدین.
4- خوردن ربا پس از علم به حرمتش.
5- خوردن مال یتیم به ناحق.
______________________________
(9)- کافی 3/ 278.
سه رساله، ص: 47 
6- گریز از جبهه جهاد.
7- تعرّب پس از هجرت.
راوی گوید من گفتم اینها بزرگترین معاصی هستند! فرمود: آری من گفتم: خوردن یک درهم مال یتیم به ناحق بزرگ‌تر است یا ترک نماز؟ فرمود: ترک نماز گفتم: شما ترک نماز را از کبائر نشمردید؟
در پاسخ فرمودند: آنکه نخست برایت گفتم چه بود؟ گوید گفتم:
کفر بود فرمود: براستی تارک الصّلوة (بی‌نماز) کافر است یعنی اگر بدون سبب و عذری نماز را ترک کند.
مؤلّف گوید: اگر کسی منکر نماز باشد یعنی بگوید نماز واجب نیست مرتدّ است و نجس، و اگر منکر نباشد ولی معصیت می‌کند و نماز نمی‌خواند کافر و نجس نیست اگرچه روحش نجس است.
این بود هفت روایت از روایات گناهان کبیره.
و امّا بیانات فقها.
در کتاب ذخیرة العباد مرحوم آیة الله آقا سید ابو الحسن اصفهانی آمده:
سؤال: گناهانی که اجتناب از آن‌ها لازم است و از گناهان کبیره شمرده می‌شوند بیان فرمایند.
جواب: گناهان کبیره که علّامه حلّی رحمة الله علیه در کتاب قواعد و تحریر فرموده‌اند این است که حق تعالی بر آن وعده آتش داده است. (تحریر علامه 2/ 208 و قواعد علامه 2/ 236)
و شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان به اصحاب نسبت می‌دهد که گناهان، همه کبیره هستند بالنسبة به گناهان ما تحت خود، مثلا 
سه رساله، ص: 48 
بوسیدن زن نامحرم، نسبت به زنای با او، صغیره است اما نسبت به نگاه کردن به او کبیره است.
اما آنچه بعضی از علماء به کبیره بودن آنها تصریح نموده‌اند، هفتاد و هفت گناه است، اگرچه در کبیره بودن بعضی از آنها تأمل و منع است:
1- گمراه کردن مردم 2- کذب 3- افتراء به خدا 4- کشتن کسی که کشتن او حرام است 5- فساد در زمین [مفسد فی الارض بودن] 6- ظلم کردن 7- بر ظالمین تکیه کردن 8- کمک کردن به ستمکاران 9- تکبر کردن 10- نماز نخواندن 11- زکاة ندادن 12- به جهاد نرفتن 13- منع کردن مردم را از رفتن به جهاد 14- فرار کردن از جهاد 15- خوردن مال یتیم 16- ناامیدی از رحمت خدا 17- ایمن بودن از غضب خدا 18- حکم کردن به غیر حکم قرآن 19- حج خانه خدا نکردن، برای مستطیع 20- فتنه‌انگیزی 21- میان مردم را به هم زدن 22- شراب خوردن 23- عقوق والدین [یعنی اذیت کردن پدر و مادر] 24- کافر شدن به خدا مثل تکذیب قرآن 25- شرک به خدا 26- نفاق 27- جحود آیات قرآن [یعنی انکار آن] 28- محادّه با خدا [یعنی دشمنی با خدا] 29- مشاقة الرسول [یعنی مخالفت با پیامبر صلی اللّه علیه و آله] 30- انکار معاد 31- انکار حشر اجساد [یعنی انکار معاد جسمانی] 32- انکار ضروری دین 33- اعراض کردن از ذکر خدا 34- ملحد شدن در بیت الله [یعنی ظلم و تجاوز کردن در مسجد الحرام و مکه] 35- منع کردن مردم را از مساجد. 36- به زن عفیفه نسبت زنا دادن 37-
سه رساله، ص: 49 
نسبت لواط به کسی دادن 38- استهزاء مؤمنین [یعنی مسخره کردن مؤمنان] 39- فاحشه، (یعنی کارهای بد) را در بین مردم شهرت دادن 40- شکستن عهد 41- شکستن یمین [قسم] 42- زنا کردن 43- لواط کردن 44- غناء 45- قمار کردن 46- دفّ زدن 47- مساحقه [یعنی تماس گرفتن زن با زن، مانند تماس گرفتن مرد با زن. خصوصیات آن در کتابهای فقهی آمده است] 48- قسم دروغ خوردن 49- شهادت دروغ دادن 50- هتک حرمت [و احترام] کعبه [خانه خدا] 51- ترک احرام [برای کسی که می‌خواهد وارد مکه شود] 52- دزدی کردن 53- رفتن به شهری که عالمی در آنجا نباشد که مسائل دین از او اخذ شود 54- خوردن مردار 55- خوردن گوشت خوک 56- خوردن ذبیحه [یعنی حیوانی که ذبح شده] که به غیر اسم خدا ذبح شده 57- کسب مال حرام کردن 58- کم دادن در کیل و وزن 59- حبس حقوق مردم بدون عذر شرعی 60- اسراف 61- تبذیر 62- خیانت کردن 63- به لهو مشغول شدن 64- به لعب مشغول شدن 65- اصرار بر گناه صغیره 66- قوّادی کردن [یعنی زن و مردی که به هم حرامند به هم رسانیدن. 67-
دیّوثی یعنی همسر خود را در اختیار دیگران گذاردن 69- سخن‌چینی 70- قطع رحم 71- دروغ گفتن به خصوص بر پیغمبر 72- زدن مسلمان به ناحق 73- کتمان و پوشیدن شهادت [در جایی که باید شهادت بدهد] 74- شکایت مسلمانان را نزد ظالم نمودن 75- تاخیر حج بدون عذر شرعی 76- ظهار کردن [یعنی مرد به زن خود بگوید:
[ظهرک علی کظهر امی] 77- قطع طریق یعنی راهزنی.
سه رساله، ص: 50 
در کتاب مفتاح الهدایة و مشکاة الولایة از کتاب اصول دین مختصر مرحوم حاج میرزا حسین شهرستانی نقل شده که ایشان شصت گناه از گناهان بزرگ را ذکر کرده است. فهرستش این است:
1- ترک نماز- نماز نخواندن. 2- زکوة ندادن. 3- خمس ندادن. 4- ترک کردن حجّ که وارد شده در وقت مردن باو بگویند بمیر بر دین یهود یا نصاری. 5- ترک روزه ماه مبارک رمضان. 6-
ظلم کردن ببندگان خدا و کمک کردن بمردمان ظالم و تواضع کردن به آنها. 7- خوردن شراب و آب جو و هرچیزی که انسان را مست کند و عقل را از بین ببرد. 8- کشتن آدمی که نباید کشته شود. 9-
لواط کردن که بسیار بسیار گناه بزرگی است و از زنا گناهش بیشتر می‌باشد زیرا حدّ آن قتل یا سوختن به آتش است. 10- زنا کردن.
11- رباخواری. 12- غیبت کردن و غیبت شنیدن و جلوگیری نکردن. 13- دروغ گفتن. 14- گوش دادن به آوازهایی که غنا و طرب‌آور است و همچنین حرام است استعمال آلات لهو مثل نی و طنبور و دف و امثال اینها. 15- کم‌فروشی. 16- تراشیدن ریش که در خبر است که قومی بسبب ریش‌تراشی مسخ شدند و آن سیرت پادشاهان مجوس بود و حضرت خاتم انبیاء صلی اللّه علیه و آله از آن نهی فرموده‌اند. 17- از گناهان بزرگ خوردن حیوانی است که خودش مرده یا بطریق شرعی او را ذبح نکرده‌اند و همچنین حرام است خوردن گوشت حیوان حرام گوشت مانند گوشت خوک که نجس العین هم هست و مانند گوشت خرگوش. 18- عاقّ والدین 
سه رساله، ص: 51 
شدن یعنی کاری کند که پدر و مادر از او ناراضی شوند. 19-
شهادت ناحق دادن. 20- قماربازی کردن بانواع آن و همچنین بلیط بخت‌آزمائی* خریدن و شانس و اقبال را امتحان کردن.
21- مخفی کردن شهادت یعنی در جائی که باید شهادت بدهم شهادت را مخفی کنم و شهادت ندهم 22- قذف است یعنی نسبت زنا به زن عفیفه دادن. 23- قسم دروغ خوردن که آن سبب قطع عمر و برچیده شدن خانمان است. 24- خیانت کردن و به حیله مال مردم را خوردن مثل داخل کردن آب در شیر و سیب‌زمینی داخل روغن نمودن و سایر کارهائی که بین کسبه بی‌دین و بی‌بندوبار معمول است. 25- تکبّر کردن به برادران دینی. 26- اسراف نمودن.
27- فرار کردن از جنگ یعنی فرار از جهاد. 28- مأیوس شدن از رحمت خدای تعالی و همچنین ایمن شدن از عذاب او. 29-
پوشیدن مرد است لباس حریر یعنی ابریشم خالص مگر در میدان جنگ. 30- لباس طلا و انگشتر طلا دست کردن برای مردان.
31- استعمال ظرف طلا و نقره. 32- نمّامی و سخن‌چینی نمودن تا در نتیجه بین مردم اختلاف و دودستگی ایجاد شود. 33- مخالفت نذر و عهد و قسم کردن که کفّاره هم دارد. 34- نزدیکی کردن با زوجه و زن خود در حال حیض و نفاس که کفاره هم دارد. 35-
ترک کردن زن، حقوق شوهر و ترک کردن شوهر، حقوق زن را. 36-
ریا کردن در عبادت یعنی عبادت کند بقصد اینکه مردم به بینند، و مثل آن است سمعه، یعنی به جهت شنیدن مردم عبادت کند که ریا و 
______________________________
(1)* قماری است که قبل از انقلاب در ایران هم معمول بود.
سه رساله، ص: 52 
سمعه بمنزله شرک است. 37- مراء و مخاصمه در مباحثات علمی.
38- پوشیدن زن لباس مرد را و همچنین پوشیدن مرد لباس زن را اگر چه در تعزیه‌خوانی حضرت سید الشهداء علیه السلام باشد. 39- رشوه دادن و گرفتن آن برای حکم ناحق و از بین بردن حق. اما پول دادن به مأمورین دولت برای اینکه از ظلمی که آنها می‌خواهند بکنند فرار کنم عیبی ندارد مثل اینکه در گمرک جلوی زوّار حضرت سید الشهداء علیه السلام را می‌گیرند و ایراداتی نسبت به گذرنامه و سایر چیزها می‌کنند و زوّار برای فرار از چنگ آنها مقداری پول به آنها می‌دهند که در این‌صورت برای دهنده اشکالی ندارد اما برای گیرنده مطلقا یعنی در هر صورت حرام است. 40- حکم کردن بر خلاف حکم قرآن. 41- قطع رحم کردن که سبب کوتاهی عمر است. 42- سحر کردن. 43- تسخیر اجنّه و ارواح و کواکب و عمل شعبده. 44- مجسمه‌سازی. 45- با اجتماع شرائط، امر بمعروف و نهی از منکر نکردن. 46- عوض کردن وصیّتنامه کسی بدون اذن او. 47- تغییر دادن وقف بدون مجوّز شرعی. 48- نجس کردن مسجد و قرآن و تربت حضرت سید الشهداء علیه السلام 49- نشستن جنب و حایض و نفساء در مسجد و عبور از مسجد الحرام و یا مسجد پیغمبر اسلام صلی اللّه علیه و آله. 50- استعمال کردن و خوردن نجس و متنجّس قبل از تطهیر آن. 51- وطی کردن با حیوانات. 52- استمناء یعنی کاری کند که از خود منی خارج کند که کار بسیار بدی است و ضرر آن هم زیاد است. 53- نبش کردن قبر مسلمان مگر در موارد معینی که در رساله مجتهدین و مراجع تقلید 
سه رساله، ص: 53 
مذکور است. 54- دست کشیدن روی قرآن در موقعی که انسان وضوء ندارد یا جنب است و یا زن در حال حیض و نفاس است.
55- خواندن سوره‌هائی که سجده واجب دارد در حال جنابت و حیض و نفاس و آن چهار سوره است. 56- باطل کردن نماز واجب بدون جهت. 57- ردّ حکم مجتهد و آن در حدّ شرک بخدا است.
58- خوردن شیر و تخم حیوان حرام گوشت و همچنین تخم گوسفند و هر حیوان حلال گوشتی. 59- خوردن گل، مگر تربت مقدّس حضرت سید الشهداء علیه السلام برای استشفاء. 60- نگاه کردن ببدن و موی زن نامحرم.
البتّه محرّمات شرعیّه و گناهان بسیار است اگر بخواهیم همه آن‌ها را بیان کنیم طول می‌کشد در کتب مفصّله بیان تمام آنها شده است.
مرحوم ملا محمد باقر مجلسی رحمة اللّه علیه می‌فرماید پدرم مرحوم ملا محمد تقی مجلسی در برخی مؤلفات خود طبق استنباط از اخبار، گناهان کبیره را چنین آمار کرده است در دو قسمت.
قسمت اوّل کبائر قطعی به این شرح:
1- شرک بخدا 2- نومیدی از رحمت خدا 3- ایمنی از مکر خدا 4- قتل نفس 5- عقوق والدین 6- نسبت زنا بمؤمن و مؤمنه دادن 7- خوردن مال یتیم بناحق 8- فرار از جبهه جهاد 9- رباخواری 10- سحر 11- کاهنی کردن 12- زنا 13- لواط 14- دزدی بخصوص از غنیمت 15- قسم بدروغ 16- ترک واجبات الهیّه مانند نماز و روزه و زکوة و تأخیر حجّ از سال استطاعت بدون عذر 17- شهادت ناحقّ و کتمان شهادت حقّ 18- شرب خمر 
سه رساله، ص: 54 
می‌گساری 19- نقض قرارداد 20- نقض عهد با خدا و خلق 21- قطع رحم 22- تعرّب بعد الهجرة 23- دروغ بستن بر خدا و رسول و ائمّة علیه السلام 24- غیبت 25- بهتان.
قسمت دوّم کبائر احتمالی:
26- ترک همه مستحبّات 27- منع آب زیادی از رهگذران تشنه با عدم حاجت خود 28- بی‌احتیاطی از بول 29- وسیله‌سازی برای دشنام به پدر و مادر 30- اضرار در وصیّت 31- خشم از قضای الهی 32- اعتراض بر مقدّرات الهیّه 33- تکبّر 34- حسد بردن 35- دشمنی با مؤمنین 36- الحاد در حرم مکّة و مدینة 37- سخن‌چینی 38- بریدن عضوی از مؤمن بناحق 39- خوردن مردار و نجاسات دیگر 40- جاکشی 41- اصرار بر صغیرة 42- امر به منکر و نهی از معروف 43- دروغ و خلف وعده 44- خیانت 45- لعن بر مؤمن 46- دشنام به مؤمن 47- آزار کردن مؤمن 48- زدن خدمتکار بیش از استحقاق 49- منع آب مباح از ذی حق آن 50- سدّ راه مردم 51- تضییع عیال 52- تعصّب 53- ظلم 54- دغلی 55- دوروئی 56- خوار شمردن مؤمن 57- عیب‌جوئی از مؤمن 58- سرزنش مؤمن 59- افتراء بر مؤمن 60- سبّ مؤمن 61- بدگمانی به مؤمن 62- ترسانیدن مؤمن 63- کم دادن در پیمانه و ترازو 64- ترک امر به معروف و نهی از منکر 65- همنشینی با فاسقان خصوصا در مجلس میخواری 66- بدعت در دین 67- همنشینی با بدعت‌گذاران 68- کوچک شمردن گناه 69- قمار کردن 70- حرام خوردن.
سه رساله، ص: 55 
شهید رحمة الله علیه فرموده است: هر گناهی که شرع در خصوص آن تهدید کرده و وعید عذاب داده کبیره باشد و بعضی از آنها را شمرده 1- شرک بخدای متعال 2- قتل بناحق 3- لواط 4- زنا 5- گریز از جبهه جهاد 6- سحر 7- رباخواری 8- تهمت زنا به زنان پارسا 9- خوردن مال یتیم 10- غیبت بناحق 11- سوگند دروغ 12- گواهی بناحق 13- میخواری 14- بی‌احترامی بکعبه 15- دزدی 16- تخلّف از قرارداد 17- تعرّب بعد از هجرت 18- نومیدی از رحمت خدای تعالی 19- ایمنی از مکر خدا 20- عقوق والدین.
سه رساله، ص: 56

فصل سوم در بیان اینکه راه شناختن کبیره بودن گناه به چه نحو است

راه شناختن آن به طوری که مرحوم شیخ انصاری رضوان الله علیه در رساله عدالت مرقوم فرموده‌اند پنج راه است:
راه اول: روایت معتبر است که در آن تصریح شده باشد که فلان گناه از گناهان بزرگ است. در فصل دوم این کتاب قسمتی از آن روایات و ترجمه آنها بیان شد.
راه دوم: آیه یا روایت معتبری است که مثلا در مورد فلان گناه بگوید خدای متعال برای انجام‌دهنده این گناه آتش جهنم را واجب کرده است.
راه سوم: خدای متعال در قرآن مجید به خصوص تصریح کند که برای انجام‌دهنده فلان گناه عذاب مهیا شده. چنانکه در ذیل روایت صحیحه حضرت عبد العظیم که در فصل دوم یاد شد به این آیات اشاره گردید.
راه چهارم: شناختن گناهان کبیره آن است که عقل یا نقل دلالت کند بر اینکه فلان گناه از فلان گناه که کبیره بودنش ثابت شده بالاتر و شدیدتر است.
مثل اینکه بما میگویند «الغیبة اشدّ من الزّنا» بدگوئی کردن پشت سر مؤمنین از زنا کردن بالاتر است، ما می‌فهمیم که غیبت کردن و بدگوئی نمودن پشت سر مؤمنین هم از گناهان کبیره است 
سه رساله، ص: 57 
اگرچه در هیچ روایتی تصریح نشده باشد که غیبت از گناهان کبیره است زیرا چون زنا کردن برای ما معلوم شده که از گناهان کبیره است تا در روایت دیدیم که غیبت کردن از زنا نمودن بالاتر و شدیدتر است یقین می‌کنیم که غیبت کردن هم از گناهان کبیره است.
و همچنین اگر مسلمانی جاسوسی کند و مطالبی را از مسلمانان به کفّار خبر دهد تا باعث شود که دشمنان بر مسلمین غلبه پیدا کنند یا خون مسلمان را بریزند، این موضوع اگرچه در روایات ما بعنوان گناه کبیره یافت نشود اما بعد از اینکه دیدیم در روایات فرمودند یکی از گناهان کبیره فرار از جنگ است برای ما به حکم عقل معلوم میشود که مسلما جاسوسی که ضررش به مراتب برای مسلمانها از فرار نمودن در جنگ بیشتر است از گناهان کبیره می‌باشد.
مؤلّف گوید چقدر پست است کسی که برای لقمه نانی و ریاست چند روزه دنیا از دشمنان ما پولی بگیرد و خبرهائی به آنها بدهد و به نفع آنها کارهائی در وطن خود انجام دهد نیست اینها همه مگر از نداشتن دین و ایمان و پاک نبودن نطفه آنها، پناه می‌بریم به خدا از اینکه خدای متعال در روز قیامت با ایندسته از مردم چه معامله بنماید و چه عذابی از برای آنها معلوم فرماید.
راه پنجم از راههای شناختن گناهان کبیره این این است که به ما بگویند فلان گناه اگر از کسی صادر شد شهادة او قبول نمی‌شود از این مطلب می‌فهمیم که آن گناه از گناهان کبیره است. یا مثلا وقتی بما گفتند که اگر کسی فلان گناه را کرد پشت سر او 
سه رساله، ص: 58 
بجماعت نماز نخوانید برای ما معلوم می‌شود که آن گناه از گناهان بزرگ است.
مثل اینکه در روایت وارد شده که ما را نهی کرده‌اند از نماز خواندن پشت سر کسی که عاقّ والدین باشد البتّه از این نهی ما یقین می‌کنیم که عقوق والدین و اذیت به پدر و مادر از گناهان کبیره است اگرچه فرضا در هیچ روایتی نباشد که عقوق والدین از گناهان کبیره است.
سه رساله، ص: 59

فصل چهارم در بیان نقل اقوال علماء راجع به گناهان کبیره.

بدانکه سعید بن جبیر و مجاهد می‌گویند: گناه کبیره هر گناهی است که خدای متعال وعده عذاب در آخرت برای بجاآورنده آن داده است و در دنیا هم حدّی و مجازاتی برای او مقرّر فرموده است.
قول دیگر قول ابن عباس و بعضی علماء شیعه است و آن این است که هر کاری را که خدای متعال نهی فرموده است کبیره می‌باشد. لکن بعضی از آنها بزرگترند نسبت به بعض دیگر، مثلا نگاه کردن به نامحرم از گناهان بزرگ است، اما نسبت به بوسیدن نامحرم کوچک است، و همچنین بوسیدن نامحرم گناه بزرگی است، اما نسبت به زنا کردن کوچک‌تر است، و همچنین زنا کردن با زن نامحرم گناه بزرگی است، اما گناه زنا با زن شوهردار به مراتب بیشتر است از زنای با زن بی‌شوهر، و لذا حدّش سنگسار است اما حدّ زنا با زن بی‌شوهر صد تازیانه است. نه اینکه بعضی از گناهان ذاتا کوچک باشند که بدون مانع انسان آنها را بجا آورد و حال آنکه در روایت وارد شده در موقع معصیت به کوچکی گناه نگاه مکن بلکه تأمل و فکر کن که گناه چه کسی را و چه خدائی را می‌کنی و از او شرم کن و در مقابل نعمتهای او شاکر باش.
خدایا ما را توفیق بده که معصیت و نافرمانی تو را نکنیم زیرا توئی 
سه رساله، ص: 60 
توفیق‌دهنده، برای اینکه ما از عهده سئوال و پرسش مأمورین تو برنمی‌آییم و طاقت آتش جهنّم تو را هم نداریم خدایا بر بدن ضعیف ما ترحّم کن و ما را به آتش جهنّمت مسوزان.
شیخ بهائی رحمة اللّه علیه فرموده بزرگان را در تحقیق گناهان کبیره اختلاف است.
1- هرگناهی که خدا در قرآن برای آن عقاب معیّن کرده است.
2- هرگناهی که برای آن حدّ معیّن شده.
3- هر گناهی که ارتکاب آن دلالت بر بی‌اعتنائی به دین دارد.
4- هر گناهی که حرمتش به دلیل قطعی ثابت است.
5- هرچه در قرآن و سنّت به شدّت مورد تهدید واقع شده است.
6- ابن مسعود گفته که هرچه از اول سوره نساء تا آیه 31 از آن نهی شده است.
7- همه گناهان، کبیره هستند چون خلاف دستور خدایند و بزرگی و خردی آنها نسبت به هم است مرحوم طبرسی این قول را در مجمع البیان به علمای شیعه نسبت داده است.
8- جمعی از علماء کبائر را هفت شمرده‌اند.
9- جمعی از علماء گناهان بزرگ را بیست گفته‌اند.
10- بعضی از بزرگان چهل گناه را کبیره شمرده‌اند.
سه رساله، ص: 61

فصل پنجم [شرط جانشینی پیامبر اکرم]

 

اشاره

در بیان اینست که خلیفه و جانشین پیغمبر اسلام صلی اللّه علیه و آله بعقیده شیعه کسی باید باشد که در تمام عمر گناه کبیره و یا صغیره از او سرنزده باشد و چون علم به این معنی را بشر نمی‌تواند پیدا کند و فقط خدا می‌داند که چه کسی گناه کبیره و صغیره از او سر نزده پس باید امام را خدا معیّن کند نه مردم چنانچه سنّی‌ها می‌گویند.

عقیده شیعه

امام را خدا باید معیّن کند مردم حق تعیین خلیفة و امام ندارند.

عقیده سنی

خلیفه را مردم باید معلوم نمایند زیرا پیغمبر جانشین برای خودشان معیّن نفرموده.
امّا حجّت و دلیل بودن اجماع مسلمین راجع به خلفاء ثلاثه که اهل تسنّن می‌گویند اصلی ندارد زیرا منشاء این اجماع فقط تبلیغات سوء بوده که علیه خاندان علی و اهل بیت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله از حال احتصار رسول خدا صلی اللّه علیه و آله شروع و هنوز هم این تبلیغات در میان سنّی‌ها عملی می‌شود و اگر نبود این تبلیغات و مردم آزاد بودند در عقیده مسلما به در خانه مولای متقیان علی بن 
سه رساله، ص: 62 
ابی طالب علیه السلام می‌رفتند زیرا همه مردم می‌دانستند علی علیه السلام علمش بعد از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در درجه اوّل بود. همچنین در شجاعت و زهد و عبادت مثل حضرت کسی را نمی‌شناختند خلاصه در تمام صفات کمالیّه حضرت را بالاتر می‌دانستند.
علاوه بر اینکه در غدیر خم و موارد دیگر حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله مولای متقیان را به مردم معرّفی نمودند مخصوصا در غدیر خم سه ساعت خطبۀ حضرت طول کشید و در ضمن خطبه فرمودند: من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه یعنی هرکه من مولای اویم یعنی هرکه من صاحب اختیار او هستم پس علی علیه السلام هم مولای اوست سنّی‌ها بی‌انصافی می‌کنند مولا را در اینجا بمعنی دوست می‌گیرند می‌گویند حضرت سه ساعت مردم را معطّل کرده فقط می‌خواسته است بگوید هرکه من دوست او هستم علی هم دوست او است یعنی هرکه مرا دوست دارد علی علیه السلام را هم دوست داشته باشد- شیعه به سنّی می‌گوید وظیفه مسلمان این است که مؤمن را خصوصا خاندان پیغمبرش را دوست داشته باشد معنی ندارد سه ساعت چند هزار جمعیّت را در بیابانی به نام غدیر خم روی پا نگهدارند و سه ساعت راجع به یک مطلب ساده‌ای حرف بزنند پس باید مطلب بسیار مهمّ باشد مانند مسئله خلافت و جانشینی.
البته علمای بزرگ در توضیح حدیث غدیر مطالبی برای اثبات حقانیّت شیعه، فرموده‌اند هرکه طالب است باید به کتب مفصّله مراجعه نماید.
سه رساله، ص: 63 
خلاصه، تبلیغات مسموم جلوی عقل و قضاوت مردم را گرفت تا به حدّی که می‌گفتند علی علیه السلام لیاقت ندارد خلیفه و جانشین پیغمبر اسلام صلی اللّه علیه و آله باشد زیرا مؤسسین این تبلیغات می‌دانستند که اگر علی علیه السلام خلیفه و جانشین رسول خدا صلی اللّه علیه و آله شود دیگر آنها نمی‌توانند از بیت المال مسلمین سوء استفاده کنند 
سه رساله، ص: 65

خاتمه در معنای عدالت

 

اشاره

و اینکه عادل به چه کسی می‌گویند و عادل را از کجا بشناسیم.
اما معنای عدالت، میانه‌روی در هر کاری را عدالت گویند به عبارت دیگر اگر تمام قوای انسان مانند قوّۀ غضب و قوّۀ شهوت و قوّۀ وهم از عقل اطاعت کنند این‌چنین انسانی عادل است.
اما اینکه عادل به چه کسی گویند عادل کسی است که ملکه‌ای در اثر ایمان به خدا در او باشد که گناه کبیره از او صادر نشود و اصرار بر گناه صغیره هم نداشته باشد یعنی گناه کوچک را هم پی‌درپی بجا نیاورد.
اما اینکه عادل را از کجا باید شناخت به فتوای آیة الله بروجردی رحمة الله علیه چند راه دارد:
اوّل اینکه در اثر معاشرت با او بفهمیم که این آدم ملکۀ عدالت دارد.
دوّم اینکه دو نفر عادل به عدالت او شهادت دهند.
سوّم اینکه عدّه از مسلمانان بگویند که فلانی عادل است یا عملا عدالت او را ثابت کنند مثل اینکه پشت سر او نماز بخوانند به شرط اینکه به عمل یا گفتارشان اطمینان به عدالت حاصل شود.
سه رساله، ص: 66

شرایط امام جماعت به نقل از توضیح المسائل.

امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و عادل و حلال‌زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند و نیز اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد و اقتداء کردن بچه ممیّز که خوب و بد را می‌فهمد به بچه ممیّز دیگر مانعی ندارد.
امامی را که عادل می‌دانسته اگر شک کند به عدالت خود باقی است یا نه می‌تواند به او اقتدا نماید.
مرحوم نراقی در معراج السعاده فرموده: بدانکه عدالت افضل فضایل، و اشرف کمالات است زیرا دانستنی که عدالت مستلزم جمیع صفات کمالیّه، بلکه عین آنها است، همچنانکه جور که ضد آن است مستلزم جمیع رذایل، بلکه خود آنهاست، و چگونه چنین نباشد و حال آنکه شناختی که عدالت ملکه‌ای است حاصل در نفس انسان که به سبب آن قادر می‌شود بر تعدیل جمیع صفات و افعال، و نگاه داشتن در وسط و رفع مخالفت و نزاع فیمابین قوای مخالفه انسانیّه، به نحوی که اتّحاد و مناسبت و یگانگی و الفت میان همه حاصل شود، پس جمیع اخلاق فاضله و صفات کامله مترتب بر عدالت می‌شود، و باین سبب افلاطون الهی گفته است: که چون از برای انسان صفت عدالت حاصل شد روشن و نورانی می‌شود بواسطه آن جمیع اجزای نفس او و هر جزوی از دیگری کسب ضیاء و تلألؤ می‌کند و دیده‌های نفس گشوده می‌شود و متوجّه می‌شود به بجا آوردن آنچه را از او خواسته‌اند بر نحو افضل پس سزاوار بساط قرب مبداء کلّ جلّ شأنه می‌شود و غایت تقرّب در نزد ملک الملوک از برای او 
سه رساله، ص: 67 
حاصل می‌گردد.
بدانکه عدالت بر سه قسم است:
اول آنکه میان بندگان و خالق ایشان می‌باشد، و بیان آن این است که دانستنی عدالت عبارت است از عمل به مساوات به قدر امکان و چون که حقّ سبحانه و تعالی بخشنده حیات و عطاکننده جمیع کمالات است هرچه هر زنده‌ای به آن محتاج بوده برای او آماده کرده، و خوان نعمت و روزی از برای هرکس نهاده، آنچه از نعمتهای بیکران او هر ساعتی می‌رسد زبان‌ها از تعداد آن عاجز، و آنچه از عطاهای بی‌پایانش هر لحظه حاصل می‌شود از حدّ و حصر متجاوز است، و آنچه از مراتب عالیه و درجات متعالیه و سرور و بهجت و عیش و راحت که در عالم آخرت مهیّا نموده، به مراتب غیر متناهیه بالاتر و بهتر، نه چشمی مثل آن دیده، و نه گوشی شنیده، و نه به خاطری خطور کرده، پس البتّه حقی واجب از برای خدا بر بندگان ثابت است که باید به ازاء آن عدالت فی الجمله حاصل شود، زیرا که از هرکه فیضی و نعمتی به دیگری رسد و او در مقابل، نوع مکافاتی به عمل نیاورد البته ظالم و جائر خواهد بود و لیکن مکافات نسبت به اشخاص مختلف می‌شود و مکافات احسان پادشاه عادل دعای بقای دولت و نشر محامد و شکر نعمت او و سعی در خدمت او است، و دیگر مکافات به دادن مال و قضای حاجت او است، و ساحت کبریائی حضرت آفریدگار از احتیاج به اعانت و سعی ما منزه، و عرصه جلالش از ضرورت اعمال و افعال ما مقدّس است، و لیکن بر بندگان واجب است کسب معرفت و تحصیل محبّت او، و سعی در 
سه رساله، ص: 68 
بجا آوردن فرمان و جدّ در اطاعت پیغمبران او و انقیاد احکام شریعت و امتثال آداب دین و ملّت هرچند که توفیق اینها نیز از نعمتهای او است.
از دست و زبان که برآید از عهده شکرش بدر آید 
ولیکن چنانچه بنده آنچه را در آن مدخلیّتی و اختیاری دارد از وظایف طاعات و دوری از معاصی و سیئات بجا آورد از جور مطلق خارج می‌شود اگرچه اصل اختیار و قدرت هم نعمت او بلکه وجود و حیوة از فیض موهبت او است.
دوم عدالتی که در میان مردم می‌باشد و از بعضی نسبت به بعضی دیگر حاصل می‌شود از اداء کردن حقوق، و ردّ امانات، و انصاف دادن در معاملات، و تعظیم بزرگان، و احترام پیران و فریادرسی مظلومان، و دستگیری ضعیفان و مقتضای این قسم از عدالت آن است که آدمی به حقّ خود راضی و ظلم به احدی روا نداشته و به قدر استطاعت و امکان، حقوق برادران دینی خود را بجا آورد و هرکس را از ابناء نوع بمرتبه‌ای که لایق او باشد بشناسد و بداند که هر کسی را از جانب آفریدگار حقّی لازم است و به ادای آن بشتابد.
در حدیث نبوی وارد است که از برای برادران مؤمن بر یکدیگر سی حقّ است.
اول اگر گناهی در حق او از برادر مؤمن سرزند یا تقصیری از او صادر شود از او بگذرد.
دوم اگر غریب باشد دلداری او کند و با او مهربانی نماید.
سه رساله، ص: 69 
سوم چنانچه بر عیبی از او واقف شود بپوشاند.
چهارم اگر لغزشی از او به وجود آید چشم از آن بپوشد.
پنجم اگر عذرخواهی نماید عذر او بپذیرد.
ششم اگر کسی غیبت برادر مؤمنی را کند او را منع نماید.
هفتم آنچه خیر او را بداند باو برساند و پند و نصیحت از او باز نگیرد.
هشتم دوستی او را محافظت کند و شرایط دوستی را بجا آورد.
نهم حقوق او را منظور داشته باشد.
دهم اگر مریض شود آنرا عیادت کند.
یازدهم به جنازه او حاضر شود.
دوازدهم هر وقت او را بخواند اجابت کند.
سیزدهم اگر هدیه از برای او فرستد قبول کند.
چهاردهم اگر با او نیکی کند مکافات نماید.
پانزدهم اگر نعمتی از او باو برسد شکر آنرا بجا آورد.
شانزدهم یاری او را نماید.
هفدهم ناموس و عرض او را در اهلش محافظت کند.
هجدهم حاجت او را برآورد.
نوزدهم آنچه از او سؤال نماید ردّ ننماید.
بیستم اگر عطسه کند تسمیت او نماید یعنی باو بگوید یرحمکم اللّه او هم در جواب گوید یغفر اللّه لکم.
بیست و یکم گمشده او را راه نماید.
بیست و دوم سلام او را جواب گوید.
سه رساله، ص: 70 
بیست و سیم با او بگفتار نیک تکلّم نماید.
بیست و چهارم نعمتهای او را نیکو شمارد.
بیست و پنجم قسمهای او را تصدیق کند.
بیست و ششم با او دوستی کند و از دشمنی با او احتراز نماید.
بیست و هفتم او را یاری کند خواه ظالم باشد یا مظلوم، و یاری او در وقت ظالم بودن این است که کاری کند تا او ظلم نکند مثل اینکه او را نصیحت نماید و مفاسد ظلم را برای او بیان نماید.
بیست و هشتم او را تسلیم دشمن نکند و خوار نگرداند او را بتنها گذاردنش.
بیست و نهم از برای او دوست داشته باشد آنچه را از برای خود دوست داشه از نیکی‌ها.
سی‌ام از برای او مکروه شمارد آنچه از برای خود مکروه می‌شمارد از بدیها.
سوّم از اقسام عدالت عدالتی است که میان زندگان و ذو الحقوق ایشان می‌باشد از اموات، مثل اینکه قروض مردگان خود را اداء کنند، و وصیّتهای ایشان را بجا آورند، و ایشان را یاد کنند به تصدّق و دعا.
از آنچه مذکور شد معلوم می‌شود که نهایت کمال و غایت سعادت از برای هر شخصی اتّصاف او است به صفت عدالت و میانه‌روی در جمیع صفات و افعال باطنه و ظاهره، خواه از اموری باشد که مخصوص ذات او و متعلّق بخود او باشد، یا امری باشد که میان او و دیگری بوده باشد، و نجات در دنیا و آخرت حاصل 
سه رساله، ص: 71 
نمی‌شود مگر به استقامت بر وسط و ثبات بر مرکز، پس ای جان برادر اگر طالب سعادتی سعی کن تا جامع جمیع کمالات باشی و در جمیع امور مختلفه وسط و میانه‌روی را شعار خود کنی، پس اوّل سعی کن که متوسط باشی میان علم و عمل و جامع این هردو مرتبه باشی به قدر استطاعت و امکان، و اکتفاء به یکی از این‌دو مکن که هرکه اکتفاء بیکی از این هردو نماید از شکنندگان پشت پیغمبر خواهد بود.
سه رساله، ص: 72

ملحقات کبائر المعاصی

 

فصل اوّل آثاری که در روایات و اخبار از برای گناهان بیان شده:

1- عن ابی عبد الله علیه السلام قال: الذنوب التی تغیر النعم البغی، و الذنوب التی تورث الندم القتل، و التی تنزل النقم الظلم، و التی تهتک الستور شرب الخمر، و التی تحبس الرزق الزنا، و التی تعجل الفناء قطیعة الرحم، و التی ترد الدعا و تظلم الهواء عقوق الوالدین. «1»
ترجمه: حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: گناهانی که نعمت را دیگرگون کنند شورش ناروا است، و گناهانی که موجب پشیمانیند قتل و آدم‌کشی است، و گناهانیکه بلا نازل کند ستم است، و گناهانی که آبرو را می‌برد شرابخواری است و گناهانی که روزی را حبس و کم می‌کند زنا است و آنها که مرگ را زود رسانند قطع رحم است و آنها که دعا را برگردانند و فضا را تیره سازند اذیت پدر و مادر است.
2- عن ابی جعفر علیه السلام قال: وجدنا فی کتاب رسول الله صلی 
______________________________
(1)- کافی 2/ 447.
سه رساله، ص: 73 
اللّه علیه و آله اذا ظهر الزنا من بعدی کثرموت الفجاة، و اذا طفف المکیال و المیزان اخذهم الله بالسنین و النقص، و اذا منعوا الزکاة منعت الارض برکتها من الزرع و الثمار و المعادن کلها، و اذا جاروا فی الاحکام تعاونوا علی الظلم و العدوان، و اذا نقضوا العهد سلط الله علیهم عدوهم، و اذا قطعوا الارحام جعلت الاموال فی ایدی الاشرار، و اذا لم یامروا بالمعروف و لم ینهوا عن المنکر و لم یتبعوا الاخیار من اهل بیتی سلط الله علیهم شرارهم فیدعوا خیارهم فلا یستجاب لهم «2».
ترجمه: حضرت امام محمد باقر علیه السلام می‌فرمایند: در کتاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله یافتیم که هرگاه پس از من زنا پدیدار گردد مرگ ناگهانی فراوان شود، و هرگاه در کیل و وزن (پیمانه و ترازو) کم بدهند خدایشان به قحطی و کاستی مأخوذ دارد، و هرگاه از زکوة دریغ کنند زمین از برکت خود نسبت بزراعت و میوه‌ها و همه معادن دریغ کند، و هرگاه حکم بناحق کنند به ستم و عدوان کمک می‌کنند، و هرگاه پیمان شکنند خدا دشمنانرا بر آنها چیره سازد، و هرگاه قطع رحم کنند خدا مال را بدست اشرار اندازد، و هرگاه امر به معروف و نهی از منکر نکنند و پیروی از نیکان خاندان من ننمایند خدا بدهای آنها را بر آنها مسلّط گرداند پس نیکان آنها دعا کنند ولی مستجاب نشود.
3- عن ابی عبد الله علیه السلام قال: کان ابی علیه السلام یقول:
مامن شئی افسد للقلب من خطیئة ان القلب لیواقع الخطیئة فما تزال به 
______________________________
(2)- کافی 2/ 374.
سه رساله، ص: 74 
حتی تغلب علیه فیصیر اعلاه اسفله. «3»
ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند چیزی تباه‌کن‌تر برای دل از گناه نیست، به درستیکه دل هم‌آغوش گناه شود و پیوسته گناه بدان برآید تا بر آن چیره گردد و آنرا سرنگون سازد.
________________________________________
تهرانی، احمد بن محمد باقر مجتهدی، سه رساله، در یک جلد، در راه حق، قم - ایران، ششم، 1423 ه ق

سه رساله؛ ص: 74
4- عن ابی عبد الله علیه السلام قال: اما انه لیس من عرق یضرب و لا نکبة و لا صداع و لا مرض الا بذنب، و ذلک قول الله عز و جل فی کتابه و ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر ثم قال ما یعفو الله اکثر مما یؤاخذ به. «4»
ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند هیچ رگی نلرزد و پائی برنخورد و سری درد نگیرد و بیماری نیابد جز به خاطر گناهی، و این است مقصود از گفتار خدای عزّ و جل در سوره شوری آیه 30: آنچه مصیبت بشماها می‌رسد در اثر کارهایی است که خودتان انجام داده‌اید و خدا بسیاری را هم گذشت می‌کند- سپس حضرت فرمود:
آنچه خدا از آن گذشت می‌کند بیشتر است از آنچه مؤاخذه می‌کند.
5- عن ابی عبد الله علیه السلام قال کان امیر المؤمنین علیه السلام یقول لا تبدین عن واضحة و قد عملت الاعمال الفاضحة و لا یامن البیات من عمل السیئات «5»
ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود مبادا دندان ز خنده نمایان کنی در حالی که 
______________________________
(3)- کافی 2/ 268.
(4)- کافی 1/ 269.
(5)- کافی 1/ 269.
سه رساله، ص: 75 
کردارت تو را برسوائی کشانده و نباید از بلای شبگیر آسوده باشد آنکه بدکرداری کند.
6- عن ابی بصیر قال سمعت ابا عبد الله علیه السلام یقول اذا اذنب الرجل خرج فی قلبه نکتة سوداء فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتی تغلب علی قلبه فلا تفلح بعدها ابدا. «6»
ترجمه: ابی بصیر می‌گوید از امام صادق علیه السّلام شنیدم می‌فرمود چون مرد گناه کند در دلش نقطه سیاهی برآید و اگر توبه کند نابود شود و اگر بر گناه افزاید بر آن سیاهی فزوده گردد تا سیاهی بر دلش چیره شود پس از آن هرگز رستگار نگردد.
______________________________
(6)- کافی 1/ 271.
سه رساله، ص: 76

فصل دوم روایات در بیان مذمّت همنشینی با گنهکاران.

1- عن ابی عبد الله عن ابیه علیهما السلام قال قال لی علی بن الحسین صلوات الله علیهما: یا بنی انظر خمسة فلا تصاحبهم و لا تحاد- ثهم و لا ترا فقهم فی طریق فقلت: یا ابه من هم؟ قال: ایاک و مصاحبة الکذاب فانه بمنزلة السراب یقرب لک البعید و یباعد لک القریب، و ایاک و مصاحبة الفاسق فانه بائعک باکلة او اقل من ذلک، و ایاک و مصاحبة البخیل فانه یخذلک فی ماله احوج ما تکون الیه، و ایاک و مصاحبة الاحمق فانه یریدان ینفعک فیضرک، و ایاک و مصاحبة القاطع لرحمه فانی وجدته ملعونا فی کتاب الله عز و جل فی ثلاث مواضع ... «7»
ترجمه: امام صادق علیه السّلام از حضرت امام محمد باقر علیه السّلام نقل می‌کند که فرمودند پدرم علی بن الحسین علیهما السّلام به من فرمود: پسر جانم پنج کس را در نظر دار و با آن‌ها همراه و هم‌سخن و رفیق راه مشو گفتم: پدر جان چه کسانند؟ فرمود بپرهیز از همراهی با کذّاب زیرا که او مانند سراب است نزدیک کند بتو دور را و دور کند از تو نزدیک را، و بپرهیز از همراهی فاسق و بدکار زیرا او تو را به یک خوراکی یا به کمتر از آن بفروشد، بپرهیز از اینکه با بخیل رفاقت کنی زیرا او مالش را از تو دریغ دارد بتو کمک 
______________________________
(7)- کافی 2/ 376.
سه رساله، ص: 77 
مالی ندهد هنگامیکه بی‌نهایت بدان نیازمندی، بپرهیز از اینکه با احمق رفاقت کنی زیرا او میخواهد بتو سود رساند از نفهمی بتو زیان رساند، بپرهیز از اینکه با کسیکه قاطع رحم است رفاقت کنی زیرا من در سه موضع از قرآن یافتم که باو لعن شده 1- آیة 23 سورة محمد (ص) 2- آیة 24 سورة رعد 3- آیة 27 سورة بقره.
2- عن ابی عبد الله السلام قال من کان یؤمن بالله و الیوم الاخر فلا یجلس مجلسا ینتقص فیه امام او یعاب فیه مؤمن. «8»
ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند هرکه ایمان بخدا و روز قیامت دارد در مجلسی که امام را کم شمارند و یا عیب مؤمنی گفته شود ننشیند.
3- عن ابی عبد الله علیه السلام قال لا ینبغی للمؤمن ان یجلس مجلسا یعصی الله فیه و لا یقدر علی تغییره. «9»
ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند سزاوار نیست برای مؤمن در مجلسی نشیند که خدا در آن نافرمانی می‌شود و او هم نمی‌تواند آنرا تغییر دهد.
4- عن ابی عبد الله علیه السلام انه قال لا تصحبوا اهل البدع و لا تجالسوهم فتصیروا عند الناس کواحد منهم. قال رسول الله صلی اللّه علیه و آله: المرء علی دین خلیله و قرینه. «10»
______________________________
(8)- کافی 2/ 377.
(9)- کافی 2/ 374.
(10)- کافی 2/ 375.
سه رساله، ص: 78 
ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند با اهل بدعت (یعنی با کسانی که داخل کرده‌اند در دین چیزی را که در دین نبوده) هم‌صحبت نشوید و با آنها ننشینید تا در نظر مردم چون یکی از آنها محسوب شوید، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله فرموده است: مرد هم‌کیش دوست و رفیق خود است.
سه رساله، ص: 79

فصل سوم در مدح اعتراف بگناه نزد خدا و پشیمانی از آن

1- عن ابی جعفر علیه السلام قال: و الله ما ینجو من الذنب الا من اقربه و قال: ایضا کفی بالندم توبة. «11»
ترجمه: امام محمّد باقر علیه السلام فرمودند: بخدا از گناه رها نشود جز کسیکه بدان اعتراف کند و نیز فرمود: پشیمانی بس است برای توبه.
2- عن ابی جعفر علیه السلام قال: لا و الله ما اراد الله تعالی من الناس الا خصلتین ان یقروا له بالنعم فیزیدهم و بالذنوب فیغفرها لهم. «12»
ترجمه: امام محمّد باقر علیه السلام فرمودند: نه بخدا، خداوند تعالی از مردم نخواسته است جز دو خصلت، اعتراف به نعمتهای او تا نعمت را بر ایشان بیفزاید، و اعتراف بگناهان خود تا آنها را برایشان بیامرزد.
3- عن بعض اصحابه عن ابی عبد الله علیه السلام قال: سمعته یقول: ان الرجل لیذنب الذنب فیدخله الله به الجنة قلت: یدخله الله بالذنب الجنة؟ قال: نعم انه لیذنب فلا یزال منه خائفا ماقتا لنفسه فیرحمه الله فیدخله الجنة. «13»
______________________________
(11)- کافی 2/ 426.
(12)- کافی 2/ 426.
(13)- کافی 2/ 426.
سه رساله، ص: 80 
ترجمه: یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام می‌گوید از حضرت شنیدم می‌فرمود بدرستیکه مرد گناهی کند و خدا بوسیلۀ آن گناه او را به بهشت ببرد گفتم خدا بگناه او را ببهشت برد؟ فرمود:
آری سرّش این است که او گناهی می‌کند و پیوسته از آن گناه ترسان و بر خود خشمگین است و خدا باو ترحّم می‌کند و او را به بهشت می‌برد.
4- عن ابی عبد الله علیه السلام ان الله یحب العبد ان یطلب الیه فی الجرم العظیم و یبغض العبد ان یستخف بالجرم الیسیر. «14»
ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند خدا دوست دارد که بنده‌ای از جرم بزرگی طلب گذشت کند، و دشمن دارد بنده‌ای را که جرم اندک را خوار و بی‌اعتبار شمارد و در مقام توبه و تدارک آن نباشد.
______________________________
(14)- کافی 2/ 427.
سه رساله، ص: 81

فصل چهارم در مدح توبه و شرائط آن

1- از وهب نقل شده روزی شیطان برای حضرت یحیی علیه السلام آشکار شد اظهار داشت می‌خواهم ترا نصیحت کنم یحیی گفت من بنصیحت تو تمایل ندارم ولی از وضع و طبقات مردم مرا اطلاعی بده شیطان گفت بنی آدم از نظر ما به سه دسته تقسیم می‌شوند.
1- عدۀ که مانند شما معصومند چون از آنها مأیوسیم از دستشان راحتیم می‌دانیم نیرنگ و حیله‌های ما در آنها تأثیر نمی‌کند.
2- دسته‌ای هم برعکس در پیش ما شبیه توپی هستند که در دست بچه‌های شما است به هر طرف بخواهیم آنها را می‌بریم کاملا در اختیار ما هستند.
3- طایفه سوّم رنج و ناراحتی برای ما از هردو دسته قبل بیشتر دارند یکی از ایشان را در نظر می‌گیریم جدّیّت زیاد می‌کنیم تا او را فریب دهیم همینکه فریب خورد و قدمی به میل ما برداشت یک‌مرتبه متذکّر می‌شود و از کرده خود پشیمان می‌گردد روی به توبه و استغفار می‌آورد هرچه رنج برای او کشیده‌ایم از بین می‌برد باز برای مرتبۀ دوّم در صدد اغواء و گمراهیش برمی‌آئیم این‌بار نیز پس از موفقیّت که او را به گناه می‌کشیم فورا متوجّه شده توبه می‌کند نه از او مأیوسیم و نه می‌توانیم مراد خود را از چنین شخصی بگیریم پیوسته برای اغواء این دسته در رنجیم.
سه رساله، ص: 82 
2- علامه حلی در منهاج الکرامة می‌نویسد که بشر حافی به دست موسی بن جعفر علیه السّلام توبه نمود روزی آن حضرت در بغداد از کنار منزل بشر عبور می‌کرد صدای سازونواز از داخل منزل بگوش می‌رسید در این موقع کنیز بشر برای ریختن خاکروبه از خانه خارج شد آن جناب به کنیز فرمود: صاحب این خانه بنده است یا آزاد جواب داد حرّ و آزاد است.
حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود راست می‌گوئی اگر بنده می‌بود از مولای خود ترس داشت.
کنیز وارد منزل شد بشر بر سر سفره شراب نشسته بود علّت تأخیر کردن او را پرسید جواب داد شخصی ردّ می‌شد از من سؤال کرد صاحب این خانه عبد است یا حرّ پاسخ دادم حرّ است گفت آری اگر بنده بود از آقای خود می‌ترسید.
این سخن چنان در قلب بشر تأثیر کرد که سر از پا نشناخت با پاهای برهنه از منزل خارج شده خود را به موسی بن جعفر علیه السّلام رسانید به دست آن حضرت توبه کرد و از گذشته خود پوزش خواسته با چشم گریان بازگشت از آن روز اعمال زشت خود را ترک کرد و از جمله زهّاد بشمار رفت گویند چون با پای برهنه از پی موسی بن جعفر علیه السّلام دوید و با این‌حال توبه کرد او را حافی (پابرهنه) لقب داده‌اند.
3- در نهج البلاغة نقل شده که شخصی در حضور امیر المؤمنین علیه السّلام گفت استغفر اللّه آن جناب فرمود: «ثکلتک امک» مادرت بسوگواریت بنشیند می‌دانی استغفار چیست؟
سه رساله، ص: 83 
استغفار درجۀ علیّین است اسمی است که بر شش معنی گفته می‌شود.
اولها الندم علی ما مضی.
اول: پشیمانی از کردار ناپسندیده گذشته.
الثانی العزم علی ترک العود الیه ابدا.
دوم: تصمیم بر اینکه گناهان گذشته را هیچ وقت تکرار نکنی.
الثالث ان تودی الی المخلوقین حقوقهم حتی تلقی الله املس لیس علیک تبعة.
سوم: حقوقی که مردم بر تو دارند به آنها ردّ کنی تا خدای را ملاقات نمائی پاک و بر تو گناهی نباشد.
الرابع ان تعمد الی کل فریضة علیک ضیعتها فتودی حقها.
چهارم: هر واجبی که ترک کرده انجام بدهی و آنرا جبران کنی.
الخامس ان تعمد الی اللحم الذی نبت علی السحت فتذیبه بالاحزان حتی تلصق الجلد بالعظم و ینشأ بینهما لحم جدید.
پنجم: با حزن و اندوه گوشتی که از حرام روئیده ذوب نمائی به طوری که پوست بدنت به استخوان بچسبد و بین آنها گوشت تازه بروید.
السادس ان تذیق النفس الم الطاعة کما اذقتها حلاوة المعصیته «15»
ششم: رنج عبادت و بندگی را به تن بچشانی چنانکه شیرینی 
______________________________
(15)- نهج البلاغه حکمت 409.
سه رساله، ص: 84 
گناه را بآن چشانده‌ای.
فعند ذلک تقول استغفر اللّه.
پس آنگاه که این شرایط جمع گشت می‌گوئی استغفر اللّه یعنی این استغفار حقیقی و کامل است.
4- عن معاویة بن وهب قال: سمعت ابا عبد الله علیه السّلام یقول: اذا تاب العبد توبة نصوحا احبه الله فستر علیه فی الدنیا و الاخرة فقلت و کیف یستر علیه قال ینسی ملکیه ما کتبا علیه من الذنوب و یوحی الی جوارحه: اکتمی علیه ذنوبه و یوحی الی بقاع الارض: اکتمی ما کان یعمل علیک من الذنوب، فیلقی الله حین یلقاه و لیس شئ یشهد علیه بشئ من الذنوب. «16»
ترجمه: معاویة بن وهب می‌گوید از امام صادق علیه السّلام شنیدم می‌فرمود: چون بنده توبه نصوح کند خدا او را دوست دارد و در دنیا و آخرت بر او پرده‌پوشی کند من گفتم چگونه پرده‌پوشی کند از او؟
فرمود: هرچه از گناهان که دو فرشته موکّل بر او برایش نوشته‌اند از یادشان ببرد و به اعضای بدنش وحی کند که گناهان او را نهان دارند و بهر زمینی که در او گناه کرده وحی کند که آنچه گناه بروی تو کرده است پنهان ساز و در هنگام ملاقات او با خدا هیچ گواهی بر گناهانش اقامه نشود.
5- عن ابی عبیدة الحذاء قال سمعت ابا جعفر علیه السّلام یقول ان الله اشد فرحا بتوبة عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیلة ظلماء 
______________________________
(16)- کافی 2/ 431.
سه رساله، ص: 85 
فوجدها فالله اشد فرحا بتوبة عبده من ذلک الرجل براحلته حین وجدها. «17»
ترجمه: ابی عبیدة الحذّاء گوید شنیدم از امام محمّد باقر علیه السّلام که می‌فرمود بدرستیکه خدای تعالی به توبه و بازگشت بنده خود شادتر باشد از مردی که در شب تار شتر و توشه خود را گم کرده باشد و آنرا بدست آورد و بجوید خدا بتوبه بنده خود از این کسی که راحله و زاد و توشه خود را پیدا کرده شاد و خوشحال‌تر است.
6- قال ابو عبد الله علیه السّلام ان الله یحب العبد المفتن التواب و من لم یکن ذلک منه کان افضل. «18»
ترجمه: امام صادق علیه السّلام فرمودند بدرستیکه خدا بنده گول خورده و توبه کار را دوست می‌دارد و آنکه این گناه از او سر نزده از آنکه گناه کرده و توبه کرده برتر و بالاتر است.
______________________________
(17)- کافی 3/ 435.
(18)- کافی 2/ 435.
سه رساله، ص: 86

فصل پنجم در بیان چند حدیث راجع باستغفار از گناه و فایده آن.

 

1- عن ابی عبد الله علیه السّلام قال العبد المؤمن اذا اذنب ذنبا اجله الله سبع ساعات فان استغفر الله لم تکتب علیه شی و ان مضت الساعات و لم یستغفر کتب علیه سیئة و ان المؤمن لیذکر ذنبه بعد عشرین سنة حتی یستغفر ربه فیغفر له و ان الکافر لینساه من ساعته. «19»
ترجمه: امام صادق علیه السّلام فرمودند چون بنده گناهی کند خدای تعالی هفت ساعت باو مهلت دهد و اگر از خدا آمرزش خواست چیزی بر او نوشته نشود و اگر این ساعتها گذشت و آمرزش نخواست یک گناه بر او نوشته شود بدرستیکه مؤمن تا پس از بیست سال هم گناه خود را یادآور شود تا از آن بدرگاه پروردگار آمرزش جوید خدا او را بیامرزد اما کافر همان ساعت گناهش را فراموش کند.
2- عن علی بن رئاب قال سالت ابا عبد الله علیه السّلام عن قول الله عز و جل و ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدکم- ارایت ما اصاب علیا و اهل بیته علیهم السلام من بعده هو بما کسبت ایدیهم و هم اهل بیت طهارة معصومون فقال ان رسول الله (ص) یتوب الی الله و یستغفره فی کل یوم و لیلة مائة مرة من غیر ذنب ان الله یخص اولیاءه 
______________________________
(19)- کافی 2/ 437.
سه رساله، ص: 87 
بالمصائب لیأجرهم علیها من غیر ذنب. «20»
ترجمه: علی بن رئاب گوید از امام صادق علیه السّلام پرسیدم از تفسیر قول خدای عزّ و جل و ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم یعنی آنچه بشما رسد در برابر آنچه است که خود کرده‌اید.
بفرمائید آنچه هم به علی علیه السّلام و خاندانش بعد از او رسید در برابر آنچه بود که خود آنها کرده بودند با اینکه آنان خاندان طهارت، و معصوم بودند.
امام علیه السلام در پاسخ فرمودند که رسول خدا صلی اللّه- علیه و آله در هر شبانه‌روزی گناه نکرده صدبار به درگاه خدا توبه و استغفار می‌کرد بدرستیکه خدا دوستنانش را مصیبت‌زده و گرفتار می‌کند تا بدانها اجر و ثواب دهد بی‌آنکه گناهی کرده باشند.
3- قال ابو عبد الله علیه السّلام: ان الله اذا اراد بعبد خیرا فاذنب ذنبا اتبعه بنقمة و یذکره الاستغفار، و اذا اراد بعبد شرا فاذنب ذنبا اتبعه بنعمة لینسیه الاستغفار و یتمادی بها، و هو قول الله عز و جل: سنستدرجهم من حیث لا یعلمون، بالنعم عند المعاصی. «21»
ترجمه: امام صادق علیه السّلام فرمودند بدرستی که خدا چون خیر بندۀ را خواهد و آن بنده گناهی کند خدا دنبالش او را کیفری دهد و بیاد او آورد استغفار را، و چون شرّ بنده‌ای را خواهد و آن بنده گناهی کند دنبالش به او نعمتی دهد تا استغفار را از یاد او ببرد و بآن گناه 
______________________________
(20)- کافی 2/ 450.
(21)- کافی 2/ 452.
سه رساله، ص: 88 
ادامه دهد و اینست معنی قول خدای عزّ و جلّ (182- الاعراف) محقّقا آنها را از راهی که ندانند (یعنی بوسیلۀ نعمت دادن وقتیکه مرتکب گناه شوند.) کم‌کم هلاک می‌کنیم.
خاتمه شامل ترجمه قسمتی از خطبه ... نهج البلاغة «22» درباره گناهکاران و اندرز بشنوندگان.
گناهکاران که در راه ضلالت و گمراهی قدم نهاده‌اند از هیچگونه نافرمانی پروا ندارند، تا اینکه خداوند کیفر گمراهیشان را بآنها نمایان ساخته، بخواهد آنان را از پشت پرده‌های غفلت و نافرمانیشان بیرون آورد، مرگ، ایشان را دریابد، آنگاه روآورند بآخرت که بآنها پشت کرده، عذاب و بدبختی را بهرۀ آنان قرار داده، و پشت کنند بدنیا که بایشان رو آورده، پس از آنچه می‌خواستند از لذّت و خوشی دنیا و بدست آورده بودند سود نبردند، زیرا نتوانستند همراه بیاورند، و از هوا و آرزوشان که بآن رسیده بودند بهره‌مند نگردیدند، زیرا با رفتن آنها آرزوها همه بر باد رفته است.
و من شما و خودم را از این پیشآمد (گرفتاری و سرگردانی و عذاب و بیچارگی) برحذر مینمایم، تا از خواب غفلت بیدار شده بلذّتها و خوشی‌های ناپایدار دنیا دل نبندید، پس باید مرد از خود سود برد در بدبختی و زیان نماند، زیرا بینای واقعی کسی است که اندرز خدا و رسول و ائمّۀ اطهار را شنیده در آن تفکّر و اندیشه نماید، و بدنیا نگاه کرده و به بیوفائی آن آشنا گردد، و از عبرتها سودمند شود، آنگاه 
______________________________
(22)- نهج البلاغه فیض الاسلام ص 475.
سه رساله، ص: 89 
در راه راست روشن سیر نماید بشرط آنکه در آن از افتادن در گودالها و درّه‌ها (خواهشهای نفس) و از گمراه شدن در اشتباه‌کاریهای شیطان دوری کند، و بر زیان خود اقدام نکرده گمراهان را یاری ننماید. به بیراهه رفتن در راه حق، یا تغییر در گفتار، یا برای گفتن سخن راست، ترس بخویشتن راه دادن.
پس ای شنونده از بیهوشی بهوش بیا، و از خواب غفلت و بیخبری خود بیدار شو، و از شتاب کردن آرام گیر، و در آنچه بتو وارد شده است بر زبان پیغمبر امّی صلی اللّه علیه و آله و چاره و گریزی از آن نیست، بدقّت اندیشه کن، و مخالفت و دوری نما کسی را که از اندیشه نمودن در فرمایشات پیغمبر صلی اللّه علیه و آله اعراض کرده، و بغیر آن توجّه نموده است، و واگذار او را بآنچه که بآن خوشنود است، و فخر و ناز و کبر و خودپسندی را از خویشتن دور کن، و گور خود را بیاد آور، که گذر تو از آنجا است، و همانطور که بجا میآری جزا داده میشوی، و آنچه را میکاری درو میکنی، و آنچه را امروز از پیش فرستاده‌ای فردا در قیامت بر آن وارد میگردی، پس برای خود جائی آماده کن و اکنون که فرصت داری برای روز بازگشت خویش توشه‌ای بفرست، پس ای شنونده برحذر باش، و ای بیخبر کوشش نما، و از احوال قیامت کسی ترا مانند شخصی آگاه مانند پیغمبر و ائمّه اطهار علیهم السلام مطلّع نمیکند، از جمله احکام خدا در قرآن محکم و استوار، که تجاوز از آن نمیتوان کرد و به پیرو آنها پاداش داده راضی و خوشنود میشود و برای مخالفت آنها کیفر مقرّر فرموده و بخشم میآید آنستکه بنده‌ای که از دنیا میرود اگرچه با عبادت و 
سه رساله، ص: 90 
بندگی بخود رنج داده. و عمل خویش را ظاهرا خالص نموده باشد سودی بدست نمیآورد در حالیکه ملاقات کند پروردگارش را با یکی از این خصلتهای پنجگانه زیر که از آنها توبه و بازگشت نکرده باشد:
اول: شرک بخدا در آنچه بر او واجب گردانیده از عبادت و پرستش خود (دیگری را شریک او قرار دهد، خواه آشکار خواه پنهان، که عبارت است از ریاء و خودنمائی). قرآن می‌فرماید:
فَمَنْ کٰانَ یَرْجُوا لِقٰاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صٰالِحاً وَ لٰا یُشْرِکْ بِعِبٰادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (سوره کهف آیه 110).
یعنی کسیکه امیدوار است رحمت پروردگارش شامل حال او گردد باید کار شایسته بجا آورد و در پرستش پروردگارش کسی را شریک قرار ندهد.
دوم: با هلاک کردن و از بین بردن دیگری خشم خویشتن را برطرف نماید. قرآن می‌فرماید:
وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذٰاباً عَظِیماً. (سوره نساء آیه 92).
یعنی هرکه مؤمنی را از روی قصد بکشد کیفر او دوزخ است که در آن جاوید می‌ماند و خداوند بر او غضب نموده او را از رحمت خویش دور و عذاب بزرگ برایش آماده فرماید.
سوم: بیان کردن کار زشتی را که دیگری بجا آورده، قرآن می‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ. (سوره نور آیه 19).
سه رساله، ص: 91 
یعنی آنان که دوست دارند کار ناشایسته و زشت دربارۀ کسانیکه ایمان آورده‌اند فاش گردد برای ایشان در دنیا و آخرت عذاب دردناک است.
چهارم: بمردم روآوردن برای درخواست حاجتی بوسیله آشکار نمودن بدعتی در دین خود قرآن می‌فرماید:
وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوٰاهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللّٰهِ (سوره قصص آیه 50).
یعنی کیست گمراه‌تر از کسیکه آرزوی خود را پیروی کند بدون راهنمائی از جانب خدا.
پنجم: مردم را بنفاق و دوروئی ملاقات کردن و یا در میان ایشان بدو زبان رفتار نمودن یعنی در ظاهر خود را دوست و ثناگو نشان داده در پشت سر دشمن و بدگو باشد قرآن می‌فرماید:
إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّٰارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیراً (سوره نساء آیه 145).
یعنی مردم دورو در پائین‌ترین درجۀ آتش دوزخ قرار خواهند گرفت و هرگز برای ایشان یاوری نمی‌یابی که آنان را از آنجا بیرون آورد.
عظمت و بزرگی این مثل را که ذکر میشود بفهم و در آن اندیشه کن، زیرا مثل نشان‌دهنده است شبیه و مانند خود را، مقصود چهارپایان از جهت کمال قوّه شهویّه شکمهاشان است، همیشه در بند آب و علفند، و مقصود درندگان دشمنی و آزار رساندن بغیرشان است، و مقصود زنها آرایش زندگانی دنیا و فساد و تباهکاری نمودن در آن است، یعنی بایستی انسان خود را از عالم حواسّ ترقّی داده قوّه 
سه رساله، ص: 92 
استعداد خویش را بکار انداخته، از صفات رذیله دوری نماید، پس اگر از قوّه شهویّه و غضبیّه پیروی نماید با چهار پایان و درندگان یکسان است، و اگر آرایش دنیا را شعار خویشتن قرار داده در فساد و تباهکاری بکوشد، در سلک زنان است، و اما صفاتی که باید پیروی نمود صفات مؤمنین است، که آنان در برابر خداوند سبحان فروتن و متواضع و بمردم پنددهنده و مهربان و از قهر خدا ترسناک‌اند.
اللهم وفقنا لما تحب و ترضی.
خدایا ما را توفیق بده بکارهائی که تو دوست داری و راضی میشوی.
اللهم ارزقنا توفیق الطاعة و بعد المعصیته و صدق النیة و عرفان الحرمة.
خدایا ما را توفیق طاعت و دوری از گناه روزی گردان و نیّت با خلوص و حقیقت و معرفت بآنچه نزد تو محترم است عطا فرما و انا العبد العاصی احمد بن باقر المجتهدی التهرانی.
سه رساله، ص: 93

عنوان و نام پدیدآور : سه رساله: گناهان کبیره، محرم و نامحرم احکام الغیبه/ احمد مجتهدی تهرانی
مشخصات نشر : قم: موسسه در راه حق، ۱۳۷۷.

دسته بندي: کتاب انلاین,احکام اسلامی,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد