فوج

کفاره ظهار چیست؟
امروز یکشنبه 06 مهر 1399
تبليغات تبليغات

احکام طلاق و اقسام ان


 


طلاق


 

 

 

طلاق

 

احکام طلاق/احکام عده

 

س 1411

 

اشاره

 

- اگر کسی با رضایت زن خود را طلاق رجعی بدهد آیا اگر بعد از طلاق در بین عدّه رجوع کند این رجوع شوهر به رضایت زن موکول است یا نه؟

 

ج

 

- در طلاق رجعی جواز رجوع زوج به زوجه در بین عدّه مشروط به رضایت زوجه نیست.

 

س 1412

 

اشاره

 

- اگر شخصی از طرف عده‌ای وکیل برای خواندن طلاق شود و بعد از اجراء طلاق که بعضی از آنها رجعی و بعضی دیگر بائن است یقین نماید که یکی از طلاقها باطل و شرائط صحت نداشته است در فرض سؤال اگر کسی که طلاق را خوانده است اسامی مطلّق و مطلقه را نداند و آنان را نشناسد وظیفه شرعی او چه خواهد بود؟

 

ج

 

- در فرض سؤال وکیل باید به ترتیب موکّل اوّلی و دوّمی و سوّمی و هکذا

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 60

الی آخر از طرف هر یک از آنها زوجه او را طلاق رجعی و خلعی بما بذلت که واقعاً معین است اجراء طلاق کند و در مورد لزوم اجراء طلاق در طهر غیر مواقعه دو طلاق به فاصله ده روز انجام دهد.

 

س 1413

 

اشاره

 

- شخصی که در طهر غیر مواقعه می‌خواهد عیال خود را طلاق بدهد اگر شبهةً یا بزنا با این زن نزدیکی انجام بگیرد شوهر می‌تواند او را طلاق بدهد یا خیر؟

 

ج

 

- در مورد سؤال زنا و یا وطی بشبهه از غیر زوج مضرّ بطلاق زوج نیست.

و اللَّه العالم

 

س 1414

 

اشاره

 

- مردی با زنی به مدّت دو ماه با اجرای صیغه موقّت با هم بوده‌اند، پس از دو ماه بدون اجرای صیغه عقد با توافق طرفین تبدیل به دائمی گردیده و بعد از یک سال و نیم زندگی می‌خواهند از یکدیگر جدا شوند. آیا اجرای صیغه طلاق لازم است یا خیر؟

 

ج

 

- در فرض سؤال که بعد از تمام شدن مدّت عقد انقطاعی بدون اجراء عقد با هم زندگی زناشوئی داشته‌اند نسبت به یکدیگر اجنبی هستند و محتاج بطلاق نیست و پس از جدائی اگر هر دو جاهل به مسأله بوده‌اند در صورتی که زن حامل نباشد باید بمقدار سه طهر عدّه نگه دارد و اگر حامل باشد تا موقع وضع حمل باید عدّه نگه دارد و با فرض جهل هر دو چنانچه فرزندی بوجود آمده باشد محکوم به حلال‌زاده است ولی اگر هر دو یا یکی از آنها عالم بمسأله بوده مقاربت آنها نسبت به آنکه عالم به مسأله بوده زنا محسوب می‌شود، و در نزاع موضوعی مرافعه شرعیّه لازم است.

 

س 1415

 

اشاره

 

- حدود یک ماه قبل این جانب با دختری با موافقت پدرش ازدواج کردم اما بعد از یک هفته بعلت مخالفت دائی آن خانم با این ازدواج عدّه‌ای از من خواهش کردند طلاق دهم اما من راضی به طلاق نبودم اما مع الوصف به شخصی برای طلاق وکالت دادم و او طلاق داد با شرائط فوق آیا چنین طلاقی صحیح است یا خیر؟

 

ج

 

- در فرض سؤال که طلاق دادن به جهت خواهش عدّه‌ای بوده نه اجبار و اکراه آنها، طلاق صحیح است. و اللَّه العالم.

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 61

 

س 1416

 

اشاره

 

- فردی همسر خود را طلاق داده است در حالی که قادر به استعلام بوده است، سپس همسر وی اظهار داشته است من در آن موقع طاهر نبوده‌ام، آیا قول او قبول است؟

 

ج

 

- در فرض سؤال قول زوجه قبول است و طلاق باطل است. و اللَّه العالم

 

س 1417

 

اشاره

 

- آیا استعلام شرط صحت است؟


 

ج

 

- برای زوج حاضر، استعلام، لازم است لکن اگر بدون استعلام، طلاق داد و بعد معلوم شد شرائط طلاق موجود بوده طلاق صحیح است و اگر معلوم شد شرایط موجود نبوده و یا حقیقت امر (تحقق شرایط یا عدم) معلوم نشد طلاق باطل است. و اللَّه العالم

 

س 1418

 

اشاره

 

- چنانچه زن بعد از اظهار اوّل، اظهار دارد که پاک بوده‌ام، حکم طلاق چیست؟

 

ج

 

- در مورد سؤال، اظهار دوّمی اثری ندارد و طلاق محکوم به بطلان است مگر اینکه شوهر یقین کند که اظهار دوّم صحیح است. و اللَّه العالم

 

س 1419

 

اشاره

 

- زنی دارم چند سال است از من قهر کرده و هر چند به دنبال او می‌فرستم حاضر نیست با من سازش کند و بنده هم به هیچ وجه حاضر نیستم او را طلاق دهم و دادگاه به اجبار می‌گوید باید طلاق داده شود و بنده هم راضی نیستم حالا بفرمایید که تکلیف چیست؟

 

ج

 

- طلاق بدون رضایت و اذن زوج باطل است ولی اگر طوری است که واقعاً نمی‌توانید با هم زندگی کنید و توافق اخلاقی ندارید مناسب است رضایت و اذن بدهید تا راحت شوید. و اللَّه العالم

 

س 1420

 

اشاره

 

- این جانب در سه مرحله از همسرم به صورت طلاق خلع جدا شده‌ام و دارای شش فرزند هستم. در زمان طلاق نوبت دوم هنگامی که در دفترخانه حضور پیدا کردیم همسرم در عادت ماهانه به سر می‌برد ولی به خاطر اینکه طلاق صورت گیرد این مطلب را از مسئول دفتر طلاق پنهان نگه داشت و اعلام 

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 62

کرد که پاک می‌باشد در صورتی که بعد از اجرای طلاق مادر و خواهر و دختر خاله همسرم می‌دانستند که همسرم بر خلاف گفته‌اش در عادت ماهانه می‌باشد، و هنگام طلاق نوبت سوم نیز دو نفر شاهد طلاق ما بودند که هر دو نفر شرب خمر داشتند و از مواد تریاک هم مُکرر استفاده می‌کرده و می‌کنند. نظر به اینکه دخترمان در حال ازدواج می‌باشد من و همسرم تصمیم گرفتیم به زندگی‌مان ادامه دهیم ضمناً از مدت طلاق سوّم هشت ماه گذشته است. لذا خواهشمندیم نظر شرعی و قانونی آن را اعلام بفرمایید.

 

ج

 

- به طور کلّی طلاق زوجه مدخول بها در حال حیض باطل است و همچنین طلاق در نزد غیر عدلین باطل است و در صورت بطلان طلاق، زوجه مذکوره به زوجیّت باقی است. و اللَّه العالم

 

س 1421

 

اشاره

 

- با توجه به اینکه ازدواج مجدد این جانب به علت عدم تمکین عام و خاص همسر اوّل و به حکم دادگاه صورت گرفته است، آیا ایشان می‌توانند به استناد شرطی که در قباله‌های ازدواج گذاشته شده مبنی بر اینکه هرگاه زوج بدون رضایت زوجه اقدام به ازدواج نماید زوجه وکیل است خود را مطلّقه نماید، بدون رضایت این جانب خود را مطلقه نماید؟

 

ج

 

- در فرض سؤال چنانچه شما در موقع ازدواج واقعاً زوجه را وکیل در طلاق نموده باشید و وکالت تعلیقی نباشد زوجه می‌تواند خود را مطلّقه نماید لکن اگر قبل از اجراء طلاق، زوجه را از وکالت عزل نمایید منعزل و اختیار طلاق با خود شما می‌شود و اگر وکالت تعلیقی بوده که اصل وکالت محقق نشده است.

 

س 1422

 

اشاره

 

- با توجه به اینکه طلاق به تقاضای زوجه بوده و خود ایشان از ابتدای ازدواج بدون دلیل موجّه و قابل قبول حاضر به زندگی نبوده‌اند و هنوز هم دوشیزه بوده و ساکن منزل پدری می‌باشند ولی این جانب حاضر به سازش و شروع زندگی می‌باشم.

 

ج

 

- در فرض سؤال اگر شما وکالت زوجه را هر چند منجزه و صحیحه واقع شده باشد ابطال کنید چنانچه با رضایت خودتان طلاق دهید باید نصف مهر را

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 63

بپردازید ولی می‌توانید رضایت بطلاق را مشروط به بذل مهریه نمایید و در هر صورت این جانب به شما نصیحت می‌کنم اگر زوجه به هیچ‌وجه حاضر به ادامه زندگی با شما نیست و تقاضای طلاق دارد با توجه به اینکه همسر دیگری اختیار کرده‌اید او را مطلقه نمایید انشاء الله مأجور خواهید بود. و اللَّه العالم

 

س 1423

 

اشاره

 

- زنی بعد از اجرای صیغه عقد نکاح با شوهرش ناسازگاری می‌کند و آمیزش هم صورت نگرفته بدون طلاق از هم فاصله می‌گیرند و زن با فرد دیگری نامزد می‌شود و عقد دائمی هم اجرا می‌گردد بعداً زوج دوّم اطلاع پیدا می‌کند که این زن شوهر دارد و بازهم ارتباطش را با این زن قطع نمی‌کند و با هم رفت و آمد دارند. حالا از باب اینکه زوج اوّل بتواند جلو منکر را بگیرد می‌تواند این زن را طلاق ندهد چون اگر طلاق بدهد باعث می‌شود که زن با زوج دوّم ادامه زندگی بدهد. آیا حرمت ابدی از یک طرف ایجاد می‌شود چون زن می‌دانسته است معقوده است با این حال بازهم با شخص دیگری عقد دائم انجام می‌گیرد و حالا این زن با این مرد دوّم حرام ابدی و مرد برای زن حرام مؤبد می‌شود؟

 

ج

 

- با علم زن و یا مرد دوّم به اینکه عقد زن شوهردار باطل است به مجرد عقد حرمت ابدی حاصل می‌شود و لو دخول انجام نشده باشد و اگر تنها راه جلوگیری از ارتباط آن دو عدم طلاق زوج باشد نباید او را طلاق دهد، و در نزاع موضوعی مرافعه شرعیّه لازم است. و اللَّه العالم

 

طلاق خلع


 

س 1424

 

اشاره

 

- این جانب طی درگیری از شوهرم جدا شده‌ام و با توجه به اینکه دوازده سکه بهار آزادی مهریه‌ام بود در حضور سه شاهد کلیّه حق و حقوقم را بخشیده‌ام و طلاق گرفته‌ام لذا ایشان بعد از چهل روز از جدایی ما به اتفاق دو نفر با حیله و نیرنگ بعنوان دادن نفقه به این جانب مراجعه کرده است و با اشاره‌ای کوتاه به دست من ادعا میکند که رجوع کرده‌ام حال این جانب رجوع ایشان را

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 64

قبول ندارم دستور چه می‌فرمایید؟

 

ج

 

- بطور کلّی چنانچه زوجه مایل نباشد با زوج خود زندگی کند و همه یا مقداری از مهریه خود را به زوج ببخشد که او را طلاق خلع بدهد بعد از وقوع چنین طلاقی زوج در عدّه حق رجوع به زوجه را ندارد بلی اگر قبل از خروج عدّه زوجه رجوع به بذل کند زوج در ایام عدّه میتواند رجوع کند. و در نزاع موضوعی مرافعه شرعیه لازم است.

 

س 1425

 

اشاره

 

- حدود دو سال قبل متارکه کرده‌ام و نوع طلاق خلع می‌باشد دو ماه بعد از طلاق شوهرم رجوع کرده بدون اینکه من به مهرم رجوع کنم آیا من شرعاً زن آن شخص هستم یا نه خواهشمندم در این مورد مرا راهنمایی کنید آیا رجوع صحیح است یا نه؟

 

ج

 

- بطور کلی اگر در طلاق خلع زوجه به مهریه رجوع نکرده رجوع زوج اثری ندارد و زوجه شرعاً زوجه او محسوب نمی‌شود.

 

س 1426

 

اشاره

 

- صیغه طلاق خلع و مبارات را اگر بصورت صیغه رجعی اجراء نماید صحیح است یا اعاده لازم است؟

 

ج

 

- اگر بعد از بذل زوجه بلا فاصله طلاق واقع شود و طلاق را مقیّد به علی ما بذلت نماید و لو بدون کلمه خلع و مبارات باشد طلاق خلع و مبارات صحیح است.

 

س 1427

 

اشاره

 

- اگر زنی برای شوهرش بنویسد که من مهرم را می‌بخشم و هر آنچه را از شما گرفته‌ام پس میدهم و هر آنچه را که داده‌ام می‌بخشم بشرط اینکه مرا طلاق دهی، شوهر نیز نوشته است که بنده با این درخواست با این شرایط موافقت می‌کنم، این ورقه موافقت برای طلاق بحساب می‌آید؟ و یا این نوشته دلالت بر وکالت ضمنی میکند؟ اگر شخص ثالث با استناد به این ورقه صیغه طلاق را جاری کند طلاق صحیح است یا خیر؟

 

ج

 

- عبارات مذکوره در سؤال که زوجه برای زوج نوشته بمنزله بذل- که در طلاق خلع لازم است- نیست و آنچه از آن استفاده میشود جلب موافقت زوج برای طلاق است و جواب زوج هم انشاء توکیل نیست فقط موافقت با طلاق است علاوه 

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 65

بر اینکه بعد از بذل زوجه باید زوج بدون فاصله بذل را قبول کند که در فرض سؤال چون بصورت نامه بوده، محقق نشده و در هر حال آنچه بعنوان طلاق خلع واقع شده اثر طلاق خلع را ندارد بلی اگر به توکیل زوج بوده و مشتمل بر لفظ طلاق هم بوده بعنوان طلاق رجعی صحیح است.

 

س 1428

 

اشاره

 

- کسی که زوجه‌اش حامله است و به طلاق خُلعی او را مطلقه می‌کند و زن قبل از وضع حمل به بذل رجوع نمی‌کند آیا این شخص می‌تواند قبل از وضع حمل به زوجه‌اش رجوع نماید و یا با خواهر زنش ازدواج کند یا خیر؟

 

ج

 

- در فرض سؤال که زوجه قبل از وضع حمل به بذل رجوع نمی‌کند زوج حق رجوع ندارد و می‌تواند با خواهر مطلقه ازدواج کند.

 

س 1429

 

اشاره

 

- خانمی کل مهریه‌اش را که عبارت از مبلغ هفتصد هزار تومان وجه و پنج عدد سکه طلا (بهار آزادی) بوده در مقابل اینکه شوهرش او را مطلّقه نماید صلح نموده به مبلغ یکصد هزار تومان طی 2 قسط پنجاه هزار تومانی (قسط 6 ماهه) پرداخت شود فلذا با وکالت از طرف زوجین و طبق حکم دادگاه مدنی خاص و با عنایت به اینکه زوج نیز قبول نموده صیغه طلاق خلع جاری گردیده. اینک زوجین نامبرده بر سر نوع طلاق مشاجره دارند زوج مدعی است به طلاق رجعی، و زوجه ادعای خلع دارد و زوج تصمیم به رجوع داشته ولی زوجه حاضر به سازش نمیشود (بلحاظ کراهت شدید از شوهر) لذا استدعا دارم در این خصوص حکم شرعی را بیان فرمائید.

 

ج

 

- در تحقق طلاق خلع بذل چیزی در مقابل طلاق از طرف زوجه و قبول زوج و یا وکیل آنها معتبر است بنابراین در مورد سؤال چنانچه منظور از مصالحه این است که منهای صد هزار تومان بقیه مهریّه در مقابل طلاق خلع بذل شده و طلاق هم در مقابل آن بذل واقع شده طلاق خلع اشکال ندارد ولی اگر در مقابل طلاق خلع چیزی قرار نداده‌اند فقط اصل مصالحه در مقابل طلاق خلع قرار داده شده کما اینکه ظاهر سؤال است وقوع طلاق خلع در این فرض مورد اشکال است. بلی در این فرض چنانچه در مقام اجرای طلاق کلمه طالق یا مطلّقه به تنهایی و یا منضماً به 

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 66

کلمه مختلعه گفته شده طلاق بعنوان رجعی محقّق شده. و در نزاع موضوعی مرافعه شرعیه لازم است. و اللَّه العالم.

 

س 1430

 

اشاره

 

- خانمی بعد از اینکه از شوهرش طلاق خلع گرفته است و بعد از اتمام عدّه با دیگری ازدواج نموده و سپس بعد از مدتی که با شوهر دوّم خود مباشرت هم نموده فهمیده که هنگام طلاق خلع در طهر مواقعه بوده و طلاق خلع صحیح نبوده بلا فاصله از شوهر دوّم بدون طلاق جدا شده و مجدداً از شوهر اوّل طلاق خلع گرفته حالا سؤال اینست که آیا از شوهر دوّم بعنوان مهر المثل چیزی بزن تعلق می‌گیرد یا نه و آیا الآن وکیل با توجه باینکه عقد بذل و طلاق خلع قبلی صحیح بوده باید طلاق خلع بخواند و یا طلاق رجعی نظر باینکه فقهاء فرموده‌اند طلاق خلع باید بلا فاصله بعد از عقد بذل خوانده شود؟

نظر شریفتان را بفرمائید.

 

ج

 

- در فرض سؤال، چنانچه وکالت سابق از طرف زوج، برای قبول بذل و طلاق خلع و نیز وکالت از طرف زوجه برای بذل باقی است وکیل باید طلاق خلع بدهد و در هر حال نسبت به مهر المثل بنابر احتیاط، زوجین با یکدیگر مصالحه نمایند. و اللَّه العالم.

 

احکام عده


 

س 1431

 

اشاره

 

- احتراماً چنانچه مستحضرید در اکثر فتاوا و از جمله فتوای حضرتعالی مدت عده برای زنان چهار ماه ذکر گردیده است و این در حالی است که اخیراً تحقیقات پزشکی گویای مستند و مستدل این مطلب است که مدت عده کمتر از هجده ماه سبب بروز بیماریهای جنسی و احیاناً ایدز می‌شود. حال آیا به منظور پیشگیری از بروز امراض جنسی و ایدز آیا می‌توان مدت عده را به هجده ماه افزایش داد؟

 

ج

 

- توجه داشته باشید که حکمت عده عدم اختلاط میاه و پاکی نسب است نه مصونیت از ایدز یا بیمارهای دیگر و در عده وفات، مدت چهار ماه و ده روز و در طلاق میزان دیگری دارد و اما مبتلا بودن زوج و یا زوجه به مرض مسری و غیره 

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 67

مربوطه به عدّه نیست و آن باید با آزمایش طبی روشن شود و علاوه اختیار با خود زن و مرد است می‌توانند پس از گذشتن مدت عده شرعی ازدواج نمایند و می‌توانند بعد از هجده ماه و بیشتر ازدواج کنند به هر حال زیاد کردن مدت عدّه به این عنوان بدعت و حرام است. و اللّه العالم

 

س 1432

 

اشاره

 

- آیا زن بعد از تمام شدن عدّه طلاق میتواند شوهر خود را غسل (میّت) بدهد و اگر بعد از انقضای عدّه شوهر کرده باشد حکم مسأله چه صورتی دارد؟

 

ج

 

- در فرض سؤال قبل از تمام شدن عدّه نیز جواز غسل محلّ اشکال است بلکه اقرب عدم جواز است.

 

س 1433

 

اشاره

 

- زنی بعد از پاک شدن از حیض با شوهرش نزدیکی کرده است و بعد از آن طلاق داده شده است. بعداً معلوم شده از همین نزدیکی کردن حامله است.

آیا آن طلاق صحیح است یا خیر؟ و نیز آیا زن می‌تواند بعد از زایمان شوهر کند یا خیر؟

در صورت صحیح بودن طلاق مهریه و مخارج دیگر بعهده شوهر می‌باشد یا خیر؟ آیا پدر دختر حق بخشیدن مهریه و جهیزیه دختر به شوهرش را دارد یا خیر؟

 

ج

 

- در فرض سؤال، چنانچه یقین داشته باشند که اجراء صیغه طلاق بعد از حامله شدن واقع شده طلاق صحیح است و زن میتواند بعد از زایمان شوهر کند و احتیاط مستحب آن است که دوباره او را طلاق دهد ولی قبل از طلاق دوم با او معامله زن و شوهری ننماید و شوهر باید مهریه و همچنین نفقه زن را در تمام مدت حمل بدهد و مخارج ولادت طفل نیز بر عهده شوهر است و پدر دختر حق بخشیدن مهریه و نفقه او را ندارد مگر با رضایت و وکالت خود دختر.

 

س 1434

 

اشاره

 

- خانمی که در اثر عمل جراحی رحم او را برداشته‌اند و یا لوله‌های رحم او را بسته‌اند که آبستن نمیشود و خانمی که یائسه نیست، ولی اصلًا خون حیض ندیده و نمی‌بیند اگر او را طلاق بدهند عدّه دارد یا ندارد؟

 

ج

 

- بلی زن مذکوره، عدّه دارد با سایر زنها تفاوت ندارد مگر اینکه پس از برداشتن رحم مطلقاً حائض نشود که در این صورت اجراء صیغه طلاق باید پس از

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 68

گذشتن سه ماه تمام از تاریخ نزدیکی با همسر باشد و پس از طلاق هم سه ماه تمام عدّه نگهدارد و همچنین زن مذکوره در ذیل سؤال.

 

س 1435

 

اشاره

 

- زید زوجه حامله خود را طلاق می‌دهد و بعد از طلاق فوت زید با وضع حمل زوجه مطلّقه در یک آن اتّفاق می‌افتد آیا در صورت تقارن فوت زید با وضع حمل، زوجه از ماترک میّت ارث می‌برد یا نه و در فرض سؤال آیا زوجه باید عدّه وفات نگهدارد یا خیر؟

 

ج

 

- در فرض مذکور تحقّق وضع حمل موجب خروج زوجه از عدّه است و تقارن فوت زوج با آن مفهومش تحقق موت بعد از انقضاء عدّه است و اگر مقصود تقارن موت با حال تحقق وضع حمل باشد ظاهر اینست که تا تحقّق خارجی عرفی صادق نشده، موت در حال عدّه است و در این صورت زن از شوهر ارث می‌برد و باید عدّه وفات نگهدارد و فرض تحقق وضع حمل با موت در آن واحد فرض نادر و اثبات آن بسیار مشکل است.

 

س 1436

 

اشاره

 

- این جانب همسر خود را طلاق داده‌ام در حال عصبانیّت شدید همسرم بعلّت عصبانیت زیاد به مجری طلاق نگفته که در ایّام عادت ماهانه است و اصلًا از مسأله در عادت اطّلاع نداشته است پس از مدّتی که متوجه شده به محضر دار مراجعه نموده و جریان را گفته است جواب داده اگر چه طلاق باطل است لکن بعلت ثبت نمی‌توانم تغییر دهم خواهشمندم تکلیف این جانبان را از نظر زوجیت و بطلان ثبت بیان فرمایید.

 

ج

 

- بطور کلّی طلاق باید در طهر غیر مواقعه باشد و چنانچه در حال عادت حیض ماهانه واقع شده باشد باطل است، و در خصوص مورد سؤال چنانچه زن مدّعیه است که در حین اجراء صیغه طلاق پاک نبوده و در حیض بوده و مرد نیز یقین بصدق او داشته باشد و دعوی طرف دیگر نداشته باشد طلاق محکوم ببطلان است و زوجیّت آنها باقی است بنابراین سر دفتر طلاق نیز که باستناد اخبار زن بطهارت از حیض طلاق را جاری کرده باید با تقاضای زوجین این جریان را در حاشیه دفتر طلاق و در طلاق‌نامه ثبت نماید و بامضاء آنها برساند و اگر نزاعی در

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 69

بین باشد مرافعه شرعیه لازم است.

 

س 1437

 

اشاره

 

- دختری را برای پسری عقد کرده‌اند و دخول نموده از دُبر و بدون اینکه عدّه نگهدارد برای پسر دیگری عقد کرده چه صورتی دارد؟

 

ج

 

- در فرض سؤال عقد دوّم باطل است و دختر باید عدّه نگهدارد و بعد میتواند با دیگری ازدواج کند پس اگر در ازدواج دوّم دختر و پسر دوم هر دو جاهل بمسأله بوده‌اند گناهی نکرده‌اند و چنانچه با پسر دوم نزدیکی بعمل نیامده بعد از تمام شدن عدّه دختر اگر پسر دوم بخواهد با او ازدواج کند باید بعقد جدید باشد و اگر نزدیکی بعمل آمده هر چند از دبر باشد دختر بر او حرام ابدی شده و دیگر نمیتواند با او ازدواج کند و در این صورت دختر باید بعد از تمام شدن عدّه اول یک عدّه هم برای نزدیکی با پسر دوم نگهدارد و بعد از تمام شدن هر دو عدّه ازدواجش با غیر مرد دوم مانع ندارد و اگر هر دو عالم بمسأله بوده‌اند چه دخول واقع شده باشد و چه واقع نشده بیکدیگر حرام ابدی شده‌اند.

 

س 1438

 

اشاره

 

- زنی که مرتب برای افراد متعدد در عقد نکاح موقت قرار می‌گیرد نیاز به عده دارد؟

 

ج

 

- با فرض اینکه یائسه نباشد و مدخوله باشد عده دارد و چنانچه حیض می‌بیند عده او بعد از تمام شدن مدت یا بذل آن، دو حیض تمام است و اگر در سنّ من تحیض است و حیض نمی‌بیند عده او چهل و پنج روز است. و اللَّه العالم

 

طلاق غائب

 

س 1439

 

اشاره

 

- شخصی از تاریخ 3/ 1/ 63 مفقود الاثر تا تاریخ 3/ 1/ 74 از حیات و ممات او اطلاع در دست نیست همسر ایشان در تاریخ 3/ 1/ 73 شوهر نموده حکم این موضوع را طبق فتوای حضرت عالی خواهانم.

 

ج

 

- بطور کلّی اگر زوجه یقین بموت زوج، حاصل کند و از تاریخ یقین به موت، چهار ماه و ده روز عدّه وفات نگهدارد پس از آن میتواند شوهر کند لکن اگر بعد از شوهر رفتن معلوم شود که در تاریخ ازدواج او با مرد دوّم شوهر او زنده بوده 

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 70

ازدواج باطل است، و به زوجیّت شوهر اوّل باقی است و باید از مرد دوّم بدون طلاق جدا شود و چنانچه دخول هم واقع شده باشد بر مرد دوّم حرام ابدی است و چنانچه زوجه شک در حیات و موت شوهر داشته باشد حق ازدواج با کسی را ندارد مگر اینکه به دستور مجتهد جامع الشرائط که در رساله‌ها ذکر شده عمل کرده باشد.

 

س 1440

 

اشاره

 

- شوهر دخترم مدت 4 سال است که مفقود الاثر گردیده است و از طریق روزنامه‌های کثیر الانتشار هم آگهی پخش نموده‌ایم و لکن متأسفانه هیچ گونه اطلاع از ایشان بدست نیاوردیم و دختر حقیر از ایشان صاحب یک دختر بچه نیز شده است و هم اکنون 6 ساله است لذا از محضر مبارک حضرت عالی استدعی داریم که تکلیف ما را معیّن و مشخّص فرمائید.

 

ج

 

- بطور کلّی زنی که شوهر او مفقود الاثر شده و موت و حیات او معلوم نیست و اموالی هم ندارد که نفقه زوجه او از آن پرداخت شود و متبرعی هم که نفقه زوجه او را تأمین نماید نباشد در این صورت میتواند به حاکم شرع جامع الشرائط مراجعه نماید و حاکم ضرب الاجل تعیین مینماید که تا مدت چهار سال از حال شوهر مفقود الاثر او زیر نظر آن مجتهد تفحص شود و بعد از گذشت این چهار سال که در آن فحص ادامه داشته چنانچه حال او معلوم نشد بحاکم شرع مراجعه می‌نماید و حاکم شرع او را مطلّقه می‌نماید و بعد از گذشتن چهار ماه و ده روز از زمان طلاق می‌تواند با مرد دیگر ازدواج نماید.

 

سه طلاقه

 

س 1441

 

اشاره

 

- مردی زنش را سه طلاقه شرعی نموده است میدانیم که این زوجه بر این زوج حرام مؤبّد است مگر آنکه محلّل در کار باشد لیکن همین شوهر در عدّه طلاق سوّم با او زنا کرده است اکنون سؤال این است که آیا بعد از محلّل میتواند این زن را بنکاح خود در آورد یا خیر؟

 

ج

 

- در مورد سؤال زانی میتواند بعد از محلّل با آن زن ازدواج کند. و اللَّه العالم.

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 71

 

س 1442

 

اشاره

 

- اگر فردی سه بار زوجه غیر مدخول بهای خودش را طلاق داد اگر باز قصد ازدواج با او را داشته باشد آیا احتیاج به محلّل دارد یا نه؟

 

ج

 

- در فرض سؤال، ازدواج مطلّق با زوجه مفروضه بدون محلّل حرام است.

 

س 1443

 

اشاره

 

- در جواب سؤال زنی که با شوهرش شرط کرده بود که بعد از پنج سال ازدواج او را طلاق بدهد فرموده بودید که این شرط فعل منافات با مقتضای عقد و دوام عقد ندارد و لازم الوفاء می‌باشد.

درحالی‌که فقهاء فرموده‌اند اگر مطلقه ثلاثه با محلّل شرط کند که با تو ازدواج می‌کنم به شرط اینکه بعد از مواقعه مرا طلاق بدهی بطلان این شرط عند الفقهاء مفروغ عنه عنه بلکه متفق علیه می‌باشد مستدعی است نظر مبارک را در فرع مذکور بیان و فرق بین مسألتین را به طور مشروح و مستدلّ بیان فرمائید.

 

ج

 

- آنچه ظاهراً در مسأله محلل بطلان آن مورد اتفاق است این است که بر محلل شرط کند (اذا حلّلها فلا نکاح بینهما) که مفادش این است که بعد از وقوع وطی محلّل، نکاح به خودی خود مرتفع باشد و زوجیت بین آنها نباشد که این شرط را علاوه بر آنکه مخالف اجماع شمرده‌اند با کتاب و سنّت که دلالت دارند بر اینکه نکاح (لا یرتفع بغیر الطلاق الا فی موارد مخصوصه لیس المقام منها) مخالف است علاوه بر اینکه از بعض روایات نیز بطلان این شرط قابل استفاده است مثل صحیح محمد بن قیس عن ابی جعفر علیه السلام (ح 2 ب 10 من ابواب المهور) بلکه خبر دیگر محمد بن قیس (ح 1 ب 38 من ابواب المهور) و اما نسبت به شرط طلاق بر زوج که شرط فعل است نه نتیجه، اجماع بر بطلان محقق و مسلم نیست و اگر هم باشد اجماع کاشف از رأی معصوم علیه السلام یا خبر معتبر نیست مضافاً بر اینکه در مورد شرط عدم طلاق بر زوج خبر دلالت بر جواز و صحت دارد (کافی ج 5 ح 404 عن منصور بن بزرج و وسائل ب 20 من ابواب المهور) و ظاهراً فرقی بین فعل و ترک طلاق نیست و با عدم معارضه با اخبار دیگر وجهی برای عدم عمل و حمل بر تقیه نیست مع ذلک در مسأله محلّل ینبغی مراعات الاحتیاط بترک شرط الطلاق.

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 72

 

ظهار

 

س 1444

 

اشاره

 

- شخصی آگاه به مسأله در حال مجامعت با همسرش ظهار کرده تکلیف زوجین چیست؟

 

ج

 

- ظهار در حال مجامعت اثری ندارد. و اللَّه العالم

 

س 1445

 

اشاره

 

- اگر کسی زنی را به عربی طلاق ظهار دهد و متن عربی را به این صورت بگوید «ظهرک کظهر امی» ولی شاهد هم نداشته باشد. وظیفه این فرد چیست؟

 

ج

 

- در فرض سؤال که دو نفر شاهد عادل حضور نداشته ظهار اثری ندارد. و اللَّه العالم.

 

س 1446

 

اشاره

 

- شخصی از روی ناراحتی به زن دائمی خود بگوید تو دیگر جای مادر و خواهرم هستی آیا این زن حرام ابدی میشود؟

 

ج

 

- اگر شرایط لازم برای طلاق موجود نبوده موجب حرمت زوجه نمی‌شود و اگر با تمام شرائط باشد موجب حرمت می‌شود ولی با اداء کفاره رفع حرمت میشود.

 

س 1447

 

اشاره

 

- کفاره ظهار چیست؟

 

ج

 

- کفاره ظهار بترتیب بنده آزاد کردن، دو ماه روز گرفتن و اطعام 60 مسکین است.

 

مسائل متفرقه طلاق

 

س 1448

 

اشاره

 

- اگر زنی در منزل همسر خود چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی در عذاب باشد و همسر وی از او خواسته باشد عقایدی را که خلاف اعتقادات یک مسلمان است به زور بپذیرد، حکم شرعی چیست؟

 

ج

 

- هرگونه آزار رساندن چه روحی و چه جسمی حرام است و گاهی موجب دیه می‌شود و آزار شونده می‌تواند به دادگاه صالح مراجعه و دادخواهی کند و چنانچه عقایدی را که می‌خواهد به زن بزور تحمیل کند از عقایدی باشد که موجب کفر است و خود اقرار باعتقاد به آنها داشته باشد کافر است و زن از زوجیت او

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 73

خارج است و بدون طلاق بعد از گذشتن عده می‌تواند شوهر کند. و اللَّه العالم

 

س 1449

 

اشاره

 

- با توجه به وکالت ضمن عقد زوجه وکیل است تا در صورت تحقق شرایط مذکور در عقدنامه به دادگاه مراجعه و تقاضای طلاق نماید. آیا عدم تمایل به ادامه زندگی از سوی زوجه عسر و حرج محسوب می‌شود تا به استناد آن زوجه بتواند تقاضای طلاق از دادگاه بنماید؟

 

ج

 

- مجرد عدم تمایل به ادامه زندگی عسر و حرج محسوب نمی‌شود.

و اللَّه العالم

 

س 1450

 

اشاره

 

- مدتی قبل به عقد جوانی درآمدم، بعد از مدتی بین ما اختلاف پیدا شد و من چندین بار به خانه والدین خود برگشتم بعداً وی از کرده خود پشیمان شد و پوزش طلبید و مرا به منزل برد وی قول داد که دیگر دعوی نخواهد کرد اما موقعی که خانه برد بمن گفت که نیازهای جنسی و هوسهای شیطانی دوستش را نیز تأمین کنم ولی من از این فعل قبیح و شنیع امتناع نمودم در نتیجه او مرا کتک زد و مورد شکنجه قرار داد. مرا از این وضعیت نجات دهید.

 

ج

 

- از خصوص مورد اطلاع نداریم بطور کلّی شوهر حق ندارد که زوجه خود را به گناه و ادرار کند و بر زن واجب است که از این عمل شنیع خودداری نماید و چنانچه شوهر از معاشرت بمعروف و یا تسریح باحسان امتناع نماید زوجه میتواند به حاکم شرع مراجعه، تا حاکم او را مجبور به یکی از دو امر نماید و در صورت امتناع زوج، با درخواست زوجه، حاکم شرع او را مطلّقه می‌کند. و اللَّه العالم.

 

س 1451

 

اشاره

 

- شرایط سیزده‌گانه‌ای که در ورقه‌ای که به پیوست ارسال می‌شود مندرج در دفتر اسناد ازدواج و عقدنامه می‌باشد به تصویب شورایعالی قضائی رسیده است و سردفتر ازدواج مکلف است شرایط مذکور را مورد به مورد به زوجین تفهیم نماید و آن شرط معتبر است که مورد توافق زوجین واقع و به امضای آنها رسیده باشد پس از این مقدمه استدعا دارم به سؤالاتی که ذیلًا ذکر می‌شود جواب مرقوم فرمائید.

1- آیا شرط اوّل که در مورد نصف دارائی است شرط فعل است یا

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 74

شرط نتیجه؟

2- آیا وکالت بلاعزل با حق توکیل نیز که در ضمن عقد نکاح یا عقد خارج لازم زوج به زوجه می‌دهد که در موارد دوازده‌گانه حق طلاق با زوجه باشد شرط فعل است یا شرط نتیجه؟ چون زوجه پیش از اجرای صیغه عقد و نکاح با قبول تمام شرایط از طرف زوج حاضر است که با مشارٌ الیه ازدواج کند).

3- در صورتی که شرط نتیجه باشد آیا زوج می‌تواند زوجه را از وکالتی که به مشارٌ الیها داده عزل کند؟ یا با توافق زوجین زوجه از وکالت عزل شود؟ و شرائط دوازدگانه اسقاط و ملغی شود یا زوجه خود را از وکیل بودن از طرف زوج عزل کند.

4- در صورتی که وکالت بلاعزل با حق توکیل غیری که زوج در ضمن عقد نکاح یا عقد خارج لازم به زوجه داده باشد که در موارد دوازده‌گانه حق طلاق با زوجه باشد نه شرط فعل باشد نه شرط نتیجه آیا زوج می‌تواند زوجه را از وکالت بلاعزل با حق توکیل غیری که در ضمن نکاح یا عقد خارج لازم به مشار الیها داده عزل کند و یا با توافق زوجین از وکالت عزل یا خود زوجه از وکالتی که زوج به مشار الیها داده خود را عزل کند یا اینکه تا زمانی که زوجه همسر زوج می‌باشد و نکاح منحل نشده وکالت بلاعزل با حق توکیل غیری که زوج به زوجه در ضمن عقد نکاح یا عقد خارج لازم داده به قوت خود باقی است. در صورتی که زوج مرتکب یکی از موارد دوازده‌گانه شد زوجه می‌تواند با اختیار خود اعمال وکالت نکند و خود را با انجام تشریفات شرعی و قانونی مطلّقه نماید هر زمانی که اراده کند این اختیار را دارد که اعمال وکالت را بکند.

 

ج

 

الف- شرط اوّل شرط فعل است و لکن چون مجهول است باطل می‌باشد و التزام به آن الزام‌آور نیست. و اللَّه العالم 

ج ب- این شرط نیز شرط فعل است لکن یادآوری دو امر لازم است اوّل اینکه وکالت مذکوره در صورتی صحیح است که منجّز باشد و اگر تعلیقی باشد باطل و بی‌اثر است دوّم اینکه بعد از تحقق وکالت منجّزه اگر زوج زوجه را از وکالت عزل نماید زوجه از وکالت منعزل می‌شود و قید بلاعزل در این جهت اثری ندارد و از

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 75

این توضیح جواب سؤالات بعدی روشن می‌شود ضمناً اگر زوجه به طور صحیح از طرف زوج وکالت داشته باشد و زوج هم او را از وکالت عزل نکرده باشد مختار است در این که خود را مطلّقه نماید و یا بر زوجیت با زوج خود باقی باشد و به هر حال الزام اشخاص بر شرط این امور در ضمن عقد یا عقد خارج جایز نیست.

و اللَّه العالم

 

س 1452

 

اشاره

 

- احتراماً به استحضار حضرتعالی می‌رساند که مردی از دادگاه تقاضای طلاق همسرش را می‌نماید و بر اساس مقررات دولت جمهوری اسلامی در صورتی که طلاق به تقاضای مرد باشد، چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاً در خانه شوهر به عهده وی نبوده است انجام داده باشد، دادگاه می‌بایست اجرة المثل کارهای انجام شده را محاسبه و حکم به پرداخت آن بدهد و یا مبلغی از بابت نحله به زوجه پرداخت شود (زوجه در جلسه دادگاه اظهار می‌دارد: که من حاضر به طلاق نیستم و اگر شوهرم خواست طلاق بدهد باید مهریه و نفقه من را نقداً بپردازد و اجرة المثل سالهایی را که با هم زندگی کرده‌ایم و 16 سال می‌باشد ولی در صورت جلسه دادگاه 14 سال ذکر شده به مبلغ یک میلیون تومان می‌خواهم و کار منزل را انجام داده و اکثر کارها به امر و اجبار شوهرم بوده است) دادگاه اقدام به محاسبه اجرة المثل طبق نظر کارشناس می‌نماید و شوهر نیز رسماً قبول می‌کند که اجرة المثل را بپردازد ولی زوجه با قصد اینکه شوهرش وی را طلاق ندهد و در فرض عدم طلاق و استمرار زندگی اظهار می‌دارد (من اجرة المثل خود را نمی‌خواهم و به شوهرم بخشیدم و با طلاق موافق نیستم و حاضرم با شوهرم با خوبی و خوشی زندگی کنم) با این وجود زوج اقدام به طلاق وی نموده است.

لازم به ذکر است که: زوج و زوجه هر دو معلم بوده و زوجه تمام حقوق خود را در طی سالهای زندگی مشترک صرف احداث منزلی که سند آن به نام زوج بوده و همچنین اموری که شرعاً به عهده زوج بوده، نموده است.

اکنون با توجه به توضیحات فوق حضرتعالی مرقوم بفرمایید:

الف- آیا زوجه می‌تواند با توجه به انجام طلاق و اتمام عده، اجرة المثل 

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 76

معین شده را از زوج تقاضا نماید؟

ب- با توجه به اینکه صرف حقوق معلمی توسط زوجه، به امید استمرار زندگی در منزل زوج بوده است، آیا زوجه می‌تواند مبالغ هزینه شده از ملک خود را مسترد داشته و از همسر سابق بگیرد؟

 

ج

 

- در مسأله طلاق شرعاً جواز و صحت آن موکول بپرداخت وجهی بعنوان اجرة المثل عمل زوجه و حتی پرداخت نفقه او نیست و در مسأله اجرة المثل کار و عمل در خانه زوج اگر بدستور شوهر و بقصد گرفتن اجرت انجام داده باشد اجرة المثل را طلبکار است خواه شوهر او را طلاق بدهد یا همسری آنها برقرار باشد و اگر بدستور شوهر نبوده و یا بقصد گرفتن مزد انجام نداده اجرة المثل عمل را طلبکار نیست خواه شوهر او را طلاق بدهد یا طلاق ندهد و در این جهت اگر زن مدعی دستور زوج باشد باید دعوای خود را اثبات نماید و به هر صورت اگر زوجه طلبی را که از زوج دارد خواه از باب اجرة المثل عمل در خانه زوج باشد یا از جهت دیگر (مثل صداق) بزوج ببخشد بشرط اینکه او را طلاق ندهد و زوج او را طلاق بدهد زوج میتواند بخشش و هبه را فسخ نماید و طلب خود را از او بگیرد و نسبت به مخارجی که زوجه در خانه شوهر کرده اگر بدستور او بوده از زوج طلبکار است و هر مبلغی را که باو داده اگر بقصد بخشش و هبه نبوده نیز از شوهر طلبکار است و در این مسائل حقّی که زوجه پیدا میکند ثابت است خواه طلاق بین آنها واقع شود یا نشود چنانچه باختیاری که زوج نسبت به طلاق دارد ارتباط ندارد باید هر مسلمان مرد باشد یا زن تسلیم حکم خدا باشد. والله العالم

 

س 1453

 

اشاره

 

- زنی از شوهرش شکایت کرده و در دادگاه که او قادر به امر زناشوئی نیست و به علت پیری از همبستری عاجز است و من در حال اضطرار بسر می‌برم اگر از قرائنی صدق گفتارش ثابت شود این نوع اضطرار موجب طلاق او می‌باشد یا خیر؟

 

ج

 

- امر طلاق با زوج است و علّت مذکور موجب الزام زوج به طلاق نیست. و اللَّه العالم.

جامع الاحکام، ج‌2، ص: 77

احکام تنظیم خانواده و لقاح مصنوعی (حاملگی خارج از رحم)


 

 


 

دسته بندي: کتاب انلاین,احکام اسلامی,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد