فوج

تعاقب‌كنندگان ما از عقابهای هوا تیزروتراند
امروز چهارشنبه 06 بهمن 1400
تبليغات تبليغات

مراثی ارمیا,25_lamentations

25- مراثی ارمیا

نویسنده: ارمیا

محل نگارش: یهودا - مصر

مربوط به تاریخ: ــــــــــــــ

اتمام نگارش: 607 ق.د.م

 

مراثی ارمیا فصل 1

1 چگونه شهری كه پر از مخلوق بود منفرد نشسته است! چگونه آنكه در میان امتها بزرگ بود مثل بیوه‌زن شده است! چگونه آنكه در میان كشورها ملكه بود خراجگذار گردیده است!

2 شبانگاه زارزار گریه میكند و اشكهایش بر رخسارهایش می‌باشد. از جمیع محبانش برای وی تسلّی‌دهنده‌ای نیست. همة دوستانش بدو خیانت ورزیده دشمن او شده‌اند.

3 یهودا به سبب مصیبت و سختی بندگی جلای وطن شده است. در میان امتها نشسته راحت نمی‌یابد و جمیع تعاقب‌كنندگانش در میان جایهای تنگ به او در رسیده‌اند.

4 راههای صهیون ماتم میگیرند چونكه كسی به عیدهای او نمی‌آید. همة دروازه‌هایش خراب شده کاهنانش آه می‌كشند. دوشیزگانش در مرارت می‌باشند و خودش در تلخی.

5 خصمانش سر شده‌اند و دشمنانش فیروز گردیده زیرا كه یَهُوَه به سبب كثرت عصیانش او را ذلیل ساخته است. اطفالش پیش روی دشمن به اسیری رفته‌اند.

6 و تمامی زیبایی دختر صهیون از او زایل شده آقاانش مثل غزالهایی كه مرتعی پیدا میكنند گردیده از حضور تعاقب كننده بی‌قو‌ّت میروند.

7 اورشلیم در روزهای مذلّت و شقاوت خویش تمام نفایسی را كه در ایام سابق داشته به یاد می‌آورد. زیرا كه قوم او به دست دشمن افتاده‌اند و برای وی مدد كننده‌ای نیست. دشمنانش او را دیده برخرابیهایش خندیدند.

8 اورشلیم به شد‌ّت گناه ورزیده و از این سبب مكروه گردیده است. جمیع آنانی كه او را محترم میداشتند او را خوار می‌شمارند چونكه برهنگی او را دیده‌اند. و خودش نیز آه می‌كشد و به عقب برگشته است.

9 نجاست او در دامنش می‌باشد و آخرت خویش را به یاد نمی‌آورد. و بطور عجیب پست گردیده برای وی تسلّی دهنده‌ای نیست. ای یَهُوَه مذلّت مرا ببین زیرا كه دشمن تكبر می‌نماید.

10 دشمن دست خویشرا بر همة نفایس او دراز كرده است. زیرا امتهایی را كه امر فرمودی كه به جماعت تو داخل نشوند دیده است كه به مقدس او در می‌آیند.

11 تمام قوم او آه كشیده نان می‌جویند. تمام نفایس خود را به جهت خوراك داده‌اند تا جان خود را تازه كنند. ای یَهُوَه ببین و ملاحظه فرما زیرا كه من خوار شده‌ام.

12 ای جمیع راه‌گذریان آیا این در نظر شما هیچ است؟ ملاحظه كنید و ببینید آیا غمی مثل غم من بوده است كه بر من عارض گردیده و یَهُوَه در روز حد‌ّت خشم خویش مرا به آن مبتلا ساخته است؟

13 آتش از اعلی‌علیین به استخوانهای من فرستاده آنها را زبون ساخته است. دام برای پایهایم گسترانیده مرا به عقب برگردانیده و مرا ویران و در تمام روز غمگین ساخته است.

14 یوغ عصیان من به دست وی محكم بسته شده آنها به هم پیچیده برگردن من برآمده است. یَهُوَه قو‌ّت مرا زایل ساخته و مرا به دست كسانی كه با ایشان مقاومت نتوانم نمود تسلیم كرده است.

15 یَهُوَه جمیع شجاعان مرا در میانم تلف ساخته است. جماعتی بر من خوانده است تا جوانان مرا منكسر سازند. و یَهُوَه آن دوشیزه یعنی دختر یهودا را در چرخشت پایمال كرده است.

16 به سبب این چیزها گریه میكنم. از چشم من از چشم من آب می‌ریزد زیرا تسلّی‌دهنده و تازه‌كنندة جانم از من دور است. پسرانم هلاك شده‌اند زیرا كه دشمن غالب آمده است.

17 صهیون دستهای خود را دراز میكند اما برایش تسلّی‌دهنده‌ای نیست. یَهُوَه دربارة یعقوب امر فرموده است كه مجاورانش دشمن او بشوند پس اورشلیم در میان آنها مكروه گردیده است.

18 یَهُوَه عادل است زیرا كه من از فرمان او عصیان ورزیده‌ام. ای جمیع امتها بشنوید و غم مرا مشاهده نمایید! دوشیزگان و جوانان من به اسیری رفته‌اند.

19 محبان خویش را خواندم اما ایشان مرا فریب دادند. کاهنان و مشایخ من كه خوراك می‌جستند تا جان خود را تازه كنند در شهر جان دادند.

20 ای یَهُوَه نظر كن زیرا كه در تنگی هستم. احشایم می‌جوشد و دلم در اندرون من منقلب شده است چونكه به شد‌ّت عصیان ورزیده‌ام. در بیرون شمشیر هلاك میكند و در خانه‌ها مثل موت است.

21 می‌شنوند كه آه می‌كشم اما برایم تسلّی دهنده‌ای نیست. دشمنانم چون بلای مرا شنیدند مسرور شدند كه تو اینرا كرده‌ای. اما تو روزی را كه اعلان نموده‌ای خواهی آورد و ایشان مثل من خواهند شد.

22 تمامی شرارت ایشان به نظر تو بیاید. و چنانكه با من به سبب تمامی معصیتم عمل نمودی به ایشان نیز عمل نما. زیرا كه ناله‌های من بسیار است و دلم بی‌تاب شده است.

مراثی ارمیا فصل 2

 1 چگونه یَهُوَه از غضب خود دختر صهیون را به ظلمت پوشانیده و جلال اسرائیل را از آسمان به زمین افكنده است. و قدمگاه خویش را در روزِ خشم خود به یاد نیاورده است.

2 یَهُوَه تمامی مسكنهای یعقوب را هلاك كرده و شفقت ننموده است. قلعه‌های دختر یهودا را در غضب خود منهدم ساخته و سلطنت و آقاانش را به زمین انداخته بی‌عصمت ساخته است.

3 در حد‌ّت خشم خود تمامی شاخهای اسرائیل را منقطع ساخته‌ دست راست خود را از پیش روی دشمن برگردانیده است. و یعقوب را مثل آتش مشتعل كه از هر طرف می‌بلعد سوزانیده است.

4 كمان خود را مثل دشمن‌زه كرده با دست راست خود مثل عد‌ُو برپا ایستاده است. و همة آنانی را كه در خیمة دختر صهیون نیكو منظر بودند به قتل رسانیده غضب خویش را مثل آتش ریخته است.

5 یَهُوَه مثل دشمن شده اسرائیل را هلاك كرده و تمامی قصرهایش را منهدم ساخته و قلعه‌هایش را خراب نموده است. و برای دختر یهودا ماتم و ناله را افزوده است.

6 سایبان خود را مثل (كَپری) در بوستان خراب كرده مكان اجتماع خویشرا منهدم ساخته است. یَهُوَه عیدها و سبَت‌ها را در صهیون به فراموشی داده است. و در حد‌ّت خشم خویش پادشاهان و کاهنان را خوار نموده است.

7 یَهُوَه مذبح خود را مكروه داشته و مقد‌َس خویش را خوار نموده و دیوارهای قصرهایش را به دست دشمنان تسلیم كرده است. و ایشان در خانة یَهُوَه مثل ایام عیدها صدا می‌زنند.

8 یَهُوَه قصد نموده است كه حصارهای دختر صهیون را منهدم سازد. پس ریسمانكار كشیده دست خود را از هلاكت بازنداشته بلكه خندق و حصار را به ماتم درآورده است كه با هم نوحه میكنند.

9 دروازه‌هایش به زمین فرو رفته است پشت‌بندهایش را خراب و خرد ساخته است. پادشاه و آقاانش در میان امتها می‌باشند و هیچ شریعتی نیست. و انبیای او نیز رؤیا از جانب یَهُوَه نمی‌بینند.

10 مشایخ دختر صهیون بر زمین نشسته خاموش می‌باشند و خاك بر سر افشانده پلاس می‌پوشند. و دوشیزگان اورشلیم سر خود را بسوی زمین می‌افكند.

11 چشمان من از اشكها كاهیده شد و احشایم به جوش آمده و جگرم به سبب خرابی دختر قوم من بر زمین ریخته شده است. چونكه اطفال و شیرخوارگان در كوچه‌های شهر ضعف میكنند. 12 و به مادران خویش میگویند: گندم و شراب كجا است؟ زیرا كه مثل مجروحان در كوچه‌های شهر بیهوش میگردند و جانهای خویشرا به آغوش مادران خود می‌ریزند.

13 برای تو چه شهادت توانم آورد و تو را به چه چیز تشبیه توانم نمود ای دختر اورشلیم! و چه چیز را به تو مقابله نموده تو را ای دوشیزه دختر صهیون تسلّی دهم! زیرا كه شكستگی تو مثل دریا عظیم است و كیست كه تو را شفا تواند داد.

14 انبیای تو رؤیاهای دروغ و باطل برایت دیده‌اند و گناهانت را كشف نكرده‌اند تا تو را از اسیری برگردانند بلكه وحی‌ِ كاذب و اسباب پراكندگی برای تو دیده‌اند.

15 جمیع ره‌گذریان بر تو دستك می‌زنند و سخریه نموده سرهای خود را بر دختر اورشلیم می‌جنبانند (و می‌گویند): آیا این است شهری كه آنرا كمال زیبایی و ابتهاج تمام زمین میخواندند؟

16 جمیع دشمنانت دهان خود را بر تو گشوده استهزا می‌نمایند و دندانهای خود را به هم افشرده میگویند كه آنرا هلاك ساختیم. البته این روزی است كه انتظار آنرا كشیدیم حال آنرا پیدا نموده و مشاهده كرده‌ایم.

17 یَهُوَه آنچه را كه قصد نموده است بجا آورده و كلامی را كه از ایام قدیم فرموده بود به انجام رسانیده آنرا هلاك كرده و شفقت ننموده است. و دشمنت را بر تو مسرور گردانیده شاخ خصمانت را برافراشته است.

18 دل ایشان نزد یَهُوَه فریاد برآورده (میگوید): ای دیوارِ دخترِ صهیون شبانه‌روز مثل رود اشك بریز و خود را آرامی مده و مردمك چشمت راحت نبیند!

19 شبانگاه در ابتدای پاسها برخاسته فریاد برآور و دل خود را مثل آب پیش روی یَهُوَه بریز و دستهای خود را به خاطر جان اطفالت كه از گرسنگی به سر هر كوچه بیهوش می‌گردند نزد او برافراز 20 (بگو): ای یَهُوَه بنگر و ملاحظه فرما كه چنین عمل را به چه كس نموده‌ای! آیا میشود كه زنان میوة رحم خود و اطفالی را كه به ناز پرورده بودند بخورند؟ و آیا میشود كه کاهنان و انبیا در مقدس یَهُوَه كشته شوند؟

21 جوانان و پیران در كوچه‌ها بر زمین می‌خوابند. دوشیزگان و جوانان من به شمشیر افتاده‌اند. در روز غضب خود ایشانرا به قتل رسانیده كُشتی و شفقت ننمودی.

22 ترسهای مرا از هر طرف مثل روز عید خواندی و كسی نبود كه در روز غضب یَهُوَه نجات یابد یا باقی ماند. و آنانی را كه به نازپرورده و تربیت نموده بودم دشمن من ایشانرا تلف نموده است.

مراثی ارمیا فصل 3

1 من آن مرد هستم كه از عصای غضب وی مذلّت دیده‌ام.

2 او مرا رهبری نموده‌به تاریكی در آورده است و نه به روشنایی.

3 به درستی كه دست خویشرا تمامی روز به ضد‌ّ من بارها برگردانیده است.

4 گوشت و پوست مرا مندرس ساخته و استخوانهایم را خرد كرده است.

5 به ضد‌ّ من بنا نموده مرا به تلخی و مشقّت احاطه كرده است.

6 مرا مثل آنانی كه از قدیم مرده‌اند در تاریكی نشانیده است.

7 گرد من حصار كشیده كه نتوانم بیرون آمد و زنجیر مرا سنگین ساخته است.

8 و نیز چون فریاد و استغاثه می‌نمایم دعای مرا منع میكند.

9 راههای مرا با سنگهای تراشیده سد‌ّ كرده است و طریقهایم را كج نموده است.

10 او برای من خرسی است در كمین نشسته و شیری كه در بیشة خود می‌باشد.

11 راه مرا منحرف ساخته مرا دریده است و مرا مبهوت گردانیده است.

12 كمان خود را زه كرده مرا برای تیرهای خویش هدف ساخته است.

13 و تیرهای تركش خود را به گُردِ‌ه‌های من فرو برده است.

14 من به جهت تمامی قوم خود مضحكه و تمامی روز سرود ایشان شده‌ام.

15 مرا به تلخیها سیر كرده و مرا به اَفَسنتین مست گردانیده است.

16 دندانهایم را به سنگ‌ریزه‌ها شكسته و مرا به خاكستر پوشانیده است.

17 تو جان مرا از سلامتی دور انداختی و من سعادتمندی را فراموش كردم

18 و گفتم كه قو‌ّت و امید من از یَهُوَه تلف شده است.

19 مذلّت و شقاوت مرا اَفَسنتین و تلخی به یادآور.

20 تو البته به یاد خواهی آورد زیرا كه جان من در من منحنی شده است.

21 و من آنرا در دل خود خواهم گذرانید و از این سبب امیدوار خواهم بود.

22 از رأفت‌های یَهُوَه است كه تلف نشدیم زیرا كه رحمتهای او بی‌زوال است.

23 آنها هر صبح تازه میشود و امانت تو بسیار است.

24 و جان من میگوید كه یَهُوَه نصیب من است بنابراین بر او امیدوارم.

25 یَهُوَه به جهت كسانی كه بر او توكّل دارند و برای آنانی كه او را می‌طلبند نیكو است.

26 خوب است كه انسان امیدوار باشد و با سكوت انتظار نجات یَهُوَه را بكشد.

27 برای انسان نیكو است كه یوغ را در جوانی خود بردارد.

28 به تنهایی بنشیند و ساكت باشد زیرا او آنرا بر وی نهاده است.

29 دهان خود را برخاك بگذارد كه شاید امید باشد.

30 رخسار خود را به زنندگان بسپارد و از خجالت سیر شود.

31 زیرا یَهُوَه تا به ابد او را ترك نخواهد نمود.

32 زیرا اگر چه كسی را محزون سازد لیكن برحسب كثرت رأفت خود رحمت خواهد فرمود.

33 چونكه بنی‌آدم را از دل خود نمی‌رنجاند و محزون نمی‌سازد.

34 تمامی اسیران زمین را زیر پا پایمال كردن

35 و منحرف ساختن حق‌ّ انسان به حضور حضرت‌اعلی

36 و منقلب نمودن آدمی در دعویش منظور یَهُوَه نیست.

37 كیست كه بگوید و واقع شود اگر یَهُوَه امر نفرموده باشد.

38 آیا از فرمان حضرت اعلی هم بدی و هم نیكویی صادر نمی‌شود؟

39 پس چرا انسان تا زنده است و آدمی به سبب سزای گناهان خویش شكایت كند؟

40 راههای خود را تجسس و تفحص بنماییم و بسوی یَهُوَه بازگشت كنیم.

41 دلها و دستهای خویش را بسوی خدایی كه در آسمان است برافرازیم

42 (و بگوییم): “ما گناه كردیم و عصیان ورزیدیم و تو عفو نفرمودی. 43 خویشتنرا به غضب پوشانیده ما را تعاقب نمودی و به قتل رسانیده شفقت نفرمودی. 44 خویشتنرا به ابر غلیظ مستور ساختی تا دعای ما نگذرد. 45 ما را در میان امتها فضله و خاكروبه گردانیده‌ای.”

46 تمامی دشمنان ما بر ما دهان خود را می‌گشایند.

47 خوف و دام و هلاكت و خرابی بر ما عارض گردیده است.

48 به سبب هلاكت دختر قوم من نهرهای آب از چشمانم می‌ریزد.

49 چشم من بلا انقطاع جاری است و باز نمی‌ایستد.

50 تا یَهُوَه از آسمان ملاحظه نماید و ببیند.

 

51 چشمانم به جهت جمیع دختران شهرم جان مرا می‌رنجاند.

52 آنانی كه بی‌سبب دشمن منند مرا مثل مرغ بشد‌ّت تعاقب می‌نمایند.

53 جان مرا در سیاهچال منقطع ساختند و سنگها بر من انداختند.

54 آبها از سر من گذشت پس گفتم: منقطع شدم.

55 آنگاه ای یَهُوَه از عمقهای سیاهچال اسم تو را خواندم.

56 آواز مرا شنیدی پس گوش خود را از آه و استغاثة من مپوشان!

57 در روزی كه تو را خواندم نزدیك شده فرمودی كه نترس.

58 ای یَهُوَه دعوی جان مرا انجام داده و حیات مرا فدیه نموده‌ای!

59 ای یَهُوَه ظلمی را كه به من نموده‌اند دیده‌ای. پس مرا دادرسی فرما!

60 تمامی كینة ایشان و همة تدبیرهایی را كه به ضد‌ّ من كردند دیده‌ای.

61 ای یَهُوَه مذّمت ایشانرا و همة تدبیرهایی را كه به ضد‌ّ من كردند شنیده‌ای!

62 سخنان مقاومت كنندگانم را و فكرهایی را كه تمام روز به ضد‌ّ من دارند (دانسته‌ای).

63 نشستن و برخاستن ایشانرا ملاحظه فرما زیرا كه من سرود ایشان شده‌ام.

64 ای یَهُوَه موافق اعمال دستهای ایشان مكافات به ایشان برسان.

65 غشاوة قلب به ایشان بده و لعنت تو بر ایشان باد!

66 ایشان را به غضب تعاقب نموده از زیر آسمانهای یَهُوَه هلاك كن.

مراثی ارمیا فصل 4

 1 چگونه طلا زنگ گرفته و زر خالص منقلب گردیده است؟ سنگهای قدس به سر هر كوچه ریخته شده است.

2 چگونه پسران گرانبهای صهیون كه به زر ناب برابر می‌بودند مثل ظروف سفالین كه عمل دست كوزه‌گر باشد شمرده شده‌اند؟

3 شغالها تیز پستانهای خود را بیرون آورده بچه‌های خویشرا شیر می‌دهند. اما دختر قوم من مانند شتر مرغِ بر‌ّی بیرحم گردیده است.

4 زبان اطفال شیرخواره از تشنگی به كام ایشان می‌چسبد و كودكان نان می‌خواهند و كسی به ایشان نمی‌دهد.

5 آنانی كه خوراك لذیذ می‌خوردند در كوچه‌ها بینوا گشته‌اند. آنانی كه در لباس قرمز تربیت یافته‌اند مزبله‌ها را در ‎آغوش می‌كشند.

6 زیرا كه عصیان دختر قوم من از گناه سدوم زیاده است كه در لحظه‌ای واژگون شد و كسی دست بر او ننهاد.

7 نذیرگان او از برف صاف‌تر و از شیر سفید‌تر بودند. بدن ایشان از لعل سرختر و جلوة ایشان مثل یاقوت كبود بود.

8 اما صورت ایشان از سیاهی سیاهتر شده است كه در كوچه‌ها شناخته نمی‌شوند. پوست ایشان به استخوانهایشان چسبیده و خشك شده مثل چوب گردیده است.

9 كشتگان شمشیر از كشتگان گرسنگی بهترند. زیرا كه اینان از عدم محصول زمین مجروح شده كاهیده میگردند.

10 زنان مهربان اولاد خود را می‌پزند به دستهای خویش. و آنها در هلاكت دختر قوم من غذای ایشان هستند.

11 یَهُوَه غضب خود را به اتمام رسانیده حد‌ّت خشم خویشرا ریخته است و آتشی در صهیون افروخته كه اساس آنرا سوزانیده است.

12 پادشاهان جهان و جمیع سكنة ربع مسكون باور نمی‌كردند كه عد‌ُو و دشمن به دروازه‌های اورشلیم داخل شود.

13 به سبب گناه انبیا و گناه کاهنانش كه خون عادلان را در اندرونش ریختند.

14 مثل كوران در كوچه‌ها نوان میشوند و از خون نجس شده‌اند كه لباس ایشانرا لمس نمیتوانند كرد.

15 و به ایشان ندا میكنند كه دور شوید نجس (هستید)! دور شوید دور شوید و لمس منمایید! چون فرار میكردند نوان میشدند و در میان امتها میگفتند كه در اینجا دیگر توقّف نخواهند كرد.

16 خشم یَهُوَه ایشانرا پراكنده ساخته و ایشانرا دیگر منظور نخواهد داشت. به کاهنان ایشان اعتنا نمی‌كنند و بر مشایخ رأفت ندارند.

17 چشمان ما تا حال در انتظار اعانت باطل ما كاهید میشود. بر دیده‌بانگاههای خود انتظار كشیدیم برای امتی كه نجات نمی‌توانند داد.

18 قدمهای ما را تعاقب نمودند به حدی كه در كوچه‌های خود راه نمی‌توانیم رفت. آخرت ما نزدیك است و روزهای ما تمام شده زیرا كه اجل ما رسیده است.

19 تعاقب‌كنندگان ما از عقابهای هوا تیزروتراند. ما را بر كوهها تعاقب میكنند و برای ما در صحرا كمین میگذارند.

20 مسیح یَهُوَه كه نفخة بینی ما می‌بود در حفره‌های ایشان گرفتار شد كه دربارة او میگفتم زیر سایة او در میان امتها زیست خواهیم نمود.

21 مسرور باش و شادی كن ای دختر ادوم كه در زمین عوض ساكن هستی! بر تو نیز این جام خواهد رسید و مست شده عریان خواهی شد. 22 ای دختر صهیون سزای گناه تو تمام شد و تو را دیگر جلای وطن نخواهد ساخت. ای دختر ادوم عقوبت گناه تو را به تو خواهد رسانید و گناهان تو را كشف خواهد نمود.

مراثی ارمیا فصل 5

 1 ای یَهُوَه آنچه بر ما واقع شد به یادآور و ملاحظه فرموده عار ما را ببین. 2 میراث ما از آن غریبان و خانه‌های ما از آنِ اجنبیان گردیده است.

3 مایتیم و بی‌پدر شده‌ایم و مادران ما مثل بیوه‌ها گردیده‌اند.

4 آب خود را به نقره می‌نوشیم و هیزم ما به ما فروخته میشود.

5 تعاقب كنندگان ما به گردن ما رسیده‌اند و خسته شده راحت نداریم.

6 با اهل مصر و آشور دست دادیم تا از نان سیر شویم.

7 پدران ما گناه ورزیده نابود شده‌اند و ما متحمل عصیان ایشان گردیده‌ایم.

8 غلامان بر ما حكمرانی میكنند و كسی نیست كه از دست ایشان رهایی دهد.

9 از ترس شمشیر اهل بیابان نان خود را بخطر جان خویش می‌یابیم.

10 پوست ما به سبب سمومِ قحط مثل تنور سوخته شده است.

11 زنان را در صهیون بی‌عصمت كردند و دوشیزگان را در شهرهای یهودا.

12 آقاان از دست ایشان به دار كشیده شده و به مشایخ اعتنا ننمودند.

13 جوانان سنگهای آسیا را برمیدارند و كودكان زیر بار هیزم می‌افتند.

14 مشایخ از دروازه‌ها نابود شدند و جوانان از نغمه‌سرایی خویش.

15 شادی دل ما نیست شد و رقص ما به ماتم مبد‌ّل گردید.

16 تاج از سر ما افتاد وای بر ما زیرا كه گناه كردیم.

17 از این جهت دل ما بیتاب شده است و به سبب این چیزها چشمان ما تار گردیده است.

18 یعنی به خاطر كوه صهیون كه ویران شد و روباهان در آن گردش میكنند.

19 اما تو ای یَهُوَه تا ابدالآباد جلوس می‌فرمایی و كرسی تو تا جمیع دهرها خواهد بود.

20 پس برای چه ما را تا به ابد فراموش كرده و ما را مد‌ّت مدیدی ترك نموده‌ای.

21ای یَهُوَه ما را بسوی خود برگردان و بازگشت خواهیم كرد و ایام ما را مثل زمان سلف تازه‌كن.

 

22 و الّا ما را بالّكل رد‌ّ نموده‌ای و بر ما بینهایت غضبناك شده‌ای.

تورات.

 

 

دسته بندي: کتاب انلاین,کتاب عهد عتیق و جدید,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد