فوج

هرکس از خدا و رسولش اطاعت کند به رستگاری بزرگی دست یافته است. [احزاب (
امروز دوشنبه 23 تیر 1399
تبليغات تبليغات

ولایت در قران


 


نکته ها و قطعه هایی از قرآن دربارۀ ولایت


 

[١٠٨٢]١-سالم حنّاط گوید: به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم: برایم از این سخن خداوند پاک و والا بفرمایید: آن را روح الامین بر تو نازل کرد.

بر دلت تا از بیم دهندگان باشی. به زبان روشن عربی. [شعرا (٣6) :١٩٣ تا ١٩5]فرمود: آن ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است.[١٠٨٣]٢-مردی از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند: ما آن امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرض کردیم و آنان از برداشتن آن سر تافته، از آن هراسیدند. و انسان آن را برداشت. که او بسیار ستمکار و بسیار نادان است. [احزاب (٣٣) :٧٢]پرسیده و روایت کرده که فرمودند: آن ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است.

[١٠٨4]٣-عبد الرحمان کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند شکوهمند: کسانی که ایمان آورده، ایمانشان را با ستمی نیالودند. [انعام (6) :٨٢. . .] روایت کرده که فرمودند: به ولایتی که محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش- آورده [ایمان آورد]با ولایت فلانی و فلانی نیامیختند. که آن [ایمانی]آمیخته به ستم است.

[١٠٨5]4-حسین بن نعیم صحّاف گفت: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم: گروهی از شما کافرید و گروهی از شما مؤمن. [تغابن (64) :٢]فرمودند: خداوند ایمانشان و کفرشان را با ولایت ما شناخت. در روزی که آن پیمان را در پشت آدم علیه السّلام که ذرّه بودند از آنان گرفت.

[١٠٨6]5-محمّد فضیل از حضرت ابو الحسن علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند شکوهمند: آنان به نذر خود وفا می کنند. [انسان (٧6) :٧]روایت کرده که فرمودند: به نذری که از ایشان گرفته شده-که عبارت از ولایت ما است-وفا می کنند.

[١٠٨٧]6-ربعی عبد اللّه از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند: و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شده، به پا دارند. [مائده (5) :66]روایت کرده که فرمودند: ولایت است.

[١٠٨٨]٧-عبد اللّه عجلان از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این سخن آن والا: بگو من از شما بر رسالتم پاداشی جز دوستی نزدیکانم نمی خواهم. [شورا (4٢) :٢٣] روایت کرده که فرمودند: ایشان ائمّه علیهم السّلام هستند.

[١٠٨٩]٨-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند: و هرکس از خدا و رسولش اطاعت کند به رستگاری بزرگی دست یافته است. [احزاب (٣٣) :٧١]روایت کرده که این گونه نازل شده است: و هرکس (دربارۀ ولایت علی و امامان پس از او) از خدا و. . .

[١٠٩٠]٩-از محمّد مروان حدیثی که سندش را به امامان [علیهم السّلام]رسانده دربارۀ این سخن خداوند شکوهمند: و شما حقّ ندارید رسول خدا را آزار دهید. [احزاب (٣٣) :5٣]روایت شده که دربارۀ علی و امامان [علیهم السّلام]است. همانند کسانی که موسی را آزار دادند و خداوند او را از آنچه در حقّ او می گفتند مبرّا ساخت. [احزاب (٣٣) :6٩]

[١٠٩١]١٠-علی عبد اللّه گفت: مردی از امام دربارۀ این سخن آن والا پرسید: و هرکس از هدایتم پیروی کند گمراه و شقی نمی شود. [طه (٢٠) :١٢٣]فرمودند: کسی که به امامان معتقد شده، از فرمانشان پیروی کرده و از اطاعتشان درنگذرد.

[١٠٩٢]١١-از احمد بن محمّد عبد اللّه حدیثی که سندش را بالا برده دربارۀ این سخن آن والا: سوگند به این سرزمین. شهری که تو در آن هستی. و سوگند به پدر و فرزندش. [بلد (٩٠) :١ تا ٣]روایت شده که فرمودند: امیر مؤمنان و فرزندانش امامان علیهم السّلام هستند.[١٠٩٣]١٢-عبد الرحمان کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند والا: و بدانید هر غنیمتی که به دست می آورید، خمس آن برای خدا و رسول و نزدیکان است. [انفال (٨) :4١]روایت کرده که فرمودند: نزدیکان، امیر مؤمنان و امامان علیهم السّلام هستند.

[١٠٩4]١٣-عبد اللّه سنان گفت: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم: و از کسانی که آفریدیم گروهی به حقّ هدایت کرده، با آن عدالت می ورزند. [اعراف (٧) :١٨١]فرمودند: آنان ائمّه [علیهم السّلام]هستند.

[١٠٩5]١4-عبد الرّحمان کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن آن والا: او کسی است که این کتاب را بر تو فروفرستاد. که از جملۀ آن آیه هایی است استوار که اصل کتاب است. [آل عمران (٣) :٧]روایت کرده که فرمودند: امیر مؤمنان علیه السّلام و امامان هستند.

و آیه های دیگر متشابه اند. [آل عمران (٣) :٧]فلانی و فلانی اند. و کسانی که در دل هاشان انحرافی است. [آل عمران (٣) :٧]اصحاب آنان و اهل ولایتشان هستند. در جستجوی فتنه و جستجوی تأویلش از آن چه متشابه است پیروی می کنند. درحالی که تفسیرش را جز خدا و راسخان در علم نمی دانند. [آل عمران (٣) :٧ ]که امیر مؤمنان و ائمّه علیهم السّلام هستند.

[١٠٩6]١5-عبد اللّه عجلان از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این سخن آن والا: آیا گمان کردید که رها می شوید درحالی که هنوز خداوند کسانی از شما را که جهاد کرده و غیر از خدا و رسولش و مؤمنان محرم اسرار نگرفتند، [از دیگران]مشخّص نساخته است.

[توبه (٩) :١6]روایت کرده که مقصود از مؤمنان، ائمّه علیهم السّلام هستند: [کسانی که] محرم اسراری جز اینان نگرفتند.[١٠٩٧]١6-حلبی گوید: دربارۀ این سخن آن والا: و اگر به صلح میل کردند. [انفال (٨) :6١]به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: صلح چیست؟ فرمودند: ورود به امر [ولایت]ما.

[١٠٩٨]١٧-زراره از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این سخن آن والا: همۀ تان از حالی به حال دیگر منتقل می شوید. [انشقاق (٨4) :١٩]روایت کرده که فرمودند: ای زراره! مگر این مردم پس از پیامبرشان دربارۀ فلانی و فلانی و فلانی از حالی به حال دیگر منتقل نشدند؟

[١٠٩٩]١٨-عبد اللّه جندب گفت: از حضرت ابو الحسن علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم: ما آن سخن را یکی پس از دیگری برایشان آوردیم شاید متذکّر شوند. [قصص (٢٨) :5١]فرمودند: از امامی به امام دیگر.

[١١٠٠]١٩-سلام از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه: بگویید ما به خدا و آنچه برای ما نازل کرده ایمان آورده ایم. [بقره (٢) :١٣6]روایت کرده که فرمودند: مقصود از آن علی علیه السّلام و فاطمه و حسن و حسین [علیهم السّلام]هستند.

و پس از ایشان دربارۀ ائمّه علیهم السّلام جاری شده است. سپس این سخن از خداوند به مردم باز می گردد. که فرمود: و اگر آنان ایمان بیاورند به مانند آنچه شما ایمان آورده اید [یعنی به علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمّه علیهم السّلام]هدایت شده اند. و اگر سر بگردانند، در خلاف و دشمنی هستند. [بقره (٢) :١٣٧]

[١١٠١]٢٠-عبد اللّه عجلان از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه: همانا سزاوارترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کردند و این پیامبر و کسانی که ایمان آوردند. [آل عمران (٢) :6٨]روایت کرده که فرمودند: آنان ائمّه علیهم السّلام و کسانی هستند که از ایشان پیروی کردند.

[١١٠٢]٢١-مالک جهنی گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: این آیه چیست؟ و این قرآن بر من وحی شده تا با آن شما را بیم دهم. و کسی که به او می رسد. [انعام (6) :١٩]فرمودند: هرکس از خاندان محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]به درجۀ امامت برسد، او با قرآن بیم می دهد. چنان که رسول خدا -درود خدا بر او و بر خاندانش-با آن بیم داد.

[١١٠٣]٢٢-جابر از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه: و پیش از این از آدم پیمان گرفته بودیم امّا او فراموش کرد. و ما برایش عزمی نیافتیم. [طه (٢٠) :١١5]روایت کرده که فرمودند: دربارۀ محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]و ائمّه پس از او از آدم پیمان گرفته بودیم.

که او رها کرد و عزمی نداشت که آنان چنین اند. و همانا اولو العزم، چنین نامیده شده اند؛ زیرا خداوند از آنان دربارۀ محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]و اوصیای پس از او و مهدی و سیرۀ او پیمان گرفت و عزم همۀ آنان بر آن پیمان و اقرار به آن قرار گرفت.

[١١٠4]٢٣-عبد اللّه سنان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: به خدا سوگند آیه چنین بر محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-نازل شده است: و پیش از این از آدم (کلماتی دربارۀ محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]و علی و فاطمه و حسن و حسین و ائمّه از فرزندان آنان علیهم السّلام) پیمان گرفته بودیم امّا او فراموش کرد. [به عقیده شیعیان قرآن به هیچ عنوان تحریف نشده و این روایات قابل بررسی و تأویل است]

[١١٠5]٢4-ثمالی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: خداوند به پیامبرش-درود خدا بر او و بر خاندانش-وحی کرد: به آنچه بر تو وحی شده چنگ بزن که تو بر صراط مستقیمی. [زخرف (4٢) :4٣]فرمود: [یعنی]تو بر ولایت علی هستی و علی همان صراط مستقیم است.

[١١٠6]٢5-جابر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: جبرئیل این آیه را چنین بر محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-نازل کرد: آنان به بهای بدی خودشان را فروختند تا به آنچه خداوند (دربارۀ علی) نازل کرد به ستم منکر شوند. [بقره (٢) :٩٠]

[١١٠٧]٢6-جابر گوید: جبرئیل علیه السّلام این آیه را چنین بر محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]نازل کرد: و اگر از آنچه [دربارۀ علی]بر بندۀ مان نازل کردیم در تردید هستید، سوره ای همانند آن بیاورید. [بقره (٢) :٢٣]

[١١٠٨]٢٧-منخّل از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: جبرئیل علیه السّلام این آیه را چنین بر محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-نازل کرد: ای کسانی که کتاب داده شده اید به آنچه (دربارۀ علی که نوری روشنگر است) نازل کرده ایم ایمان بیاورید. [نسا (4) :4٧]

[١١٠٩]٢٨-جابر از حضرت باقر علیه السّلام چنین روایت کرده است: و اگر اندرزهایی که (دربارۀ علی) به آنان داده می شد انجام می دادند برایشان بهتر بود. [نسا (4) :66]

[١١١٠]٢٩-عبد اللّه عجلان از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه ای کسانی که ایمان آورده اید همگی به صلح و آشتی درآیید و از گام های شیطان پیروی نکنید که او دشمنی آشکار برای شما است. [بقره (٢) :٢٠٨]روایت کرده که فرمودند: یعنی در ولایت ما.[١١١١]٣٠-مفضّل عمر گوید: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم: ولی شما زندگی دنیا را ترجیح می دهید. [اعلی (٨٧) :١6]فرمودند: ولایت آنان را. درحالی که آخرت بهتر و پایدارتر است. [اعلی (٨٧) :١٧]فرمودند: ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است. این ها در کتب آسمانی پیشین آمده است. در کتاب های ابراهیم و موسی. [اعلی (٨٧) :١٨ و ١٩]

[١١١٢]٣١-جابر از حضرت باقر علیه السّلام چنین روایت کرده است: آیا هرگاه (محمّد) آنچه دلخواه شما نیست (دوستی علی) بیاورید، شما گردنکشی کنید. و گروهی (از خاندان محمّد) را تکذیب کنید و گروهی را بکشید. [بقره (٢) :٨٧]

[١١١٣]٣٢-محمّد سنان از حضرت رضا علیه السّلام دربارۀ این آیه گران است بر مشرکان به ولایت علی آنچه آنان را به سویش می خوانی. [شورا (4٢) :١٣]که ای محمّد عبارت از ولایت علی است. چنین در کتاب نوشته است.

[١١١4]٣٣-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ آیۀ ستایش برای خداوندی است که ما را به این رهنمون شد و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود ما راه را نمی یافتیم.

[اعراف (٧) :4٣]روایت کرده که فرمود: وقتی قیامت شود، پیامبر-درود خدا بر او و بر خاندانش-و امیر مؤمنان و ائمّه از فرزندان او علیهم السّلام خوانده شده، بر مردم نصب می شوند. پس وقتی شیعیانشان ایشان را می بینند، می گویند: ستایش برای خداوندی است که ما را به این رهنمون شد و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود ما راه را نمی یافتیم. که مقصود این است: خداوند ما را به ولایت امیر مؤمنان و امامان از فرزندانش علیهم السّلام هدایت کرد.

[١١١5]٣4-عبد اللّه کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ آیات از چه چیز از هم سؤال می کنند. از خبر بزرگ. [نبأ (٧٨) :١ و ٢]روایت کرده که فرمودند: خبر بزرگ، ولایت است. و چون از این آیه پرسیدم: آن جا ولایت برای خداوند حقّ است. [کهف (١٨) :44]فرمودند: ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است.

[١١١6]٣5-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ آیۀ و خالصانه به دین رو کن. [روم (٣٠) :٣٠]روایت کرده که فرمودند: آن ولایت است.

[١١١٧]٣6-از ابراهیم همدانی حدیثی که سندش را به حضرت صادق رسانده دربارۀ آیۀ و ما ترازوهای عدالت را در روز قیامت برپا می کنیم. [انبیا (٢١) :4٧] روایت شده که فرمودند: [آن ترازوها]پیامبران و اوصی علیهم السّلام هستند.

[١١١٨]٣٧-مفضّل عمر گوید: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم: قرآنی جز این بیاور یا او را عوض کن. [یونس (١١) :١5]فرمودند: آن ها گفتند: یا علی علیه السّلام را عوض کن.

[١١١٩]٣٨-ادریس عبد اللّه گفت: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ تفسیر این آیه پرسیدم: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟ گفتند: ما از نمازگزاران نبودیم. [مدّثر (٧4) :4٢ و 4٣]فرمودند: مقصودشان این است که: ما از پیروان امامانی نبودیم که خداوند پاک و والا دربارۀ شان فرمود: و پیشگامان پیشگامند.

که آنان مقرّبانند. [واقعه (56) :١٠ و ١١]مگر نمی دانی که مردم اسبی را که در مسابقه به دنبال پیشی گیرنده است، مصلّی می نامند. همین معنا قصد شده آن جا که فرمود: ما از مصلّین نبودیم. یعنی از پیروان پیش افتادگان نبودیم.

[١١٢٠]٣٩-از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ آیۀ و این که اگر آن ها در راه پایداری کنند با آبی فراوان سیرابشان می کنیم. [جن (٧٢) :١6]روایت شده که خدا می فرماید: ما دل آنان را با ایمان سیراب می کنیم. و آن راه همان ولایت علی بن ابی طالب و اوصیا علیهم السّلام است.

[١١٢١]4٠-محمّد مسلم گفت: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیۀ خداوند عزّتمند پرسیدم: کسانی که گفتند پروردگارمان خداوند است و سپس پایداری کردند. [فصّلت (4١) :٣٠]حضرت فرمودند: [یعنی]بر ائمّه یکی پس از دیگری استوار ماندند. که فرشتگان بر آنان نازل می شوند که: نترسید و اندوهگین نباشید. و بشارت بر شما به آن بهشتی که وعده داده شده اید. [فصّلت (4١) :٣٠]

[١١٢٢]4١-ابو حمزه گفته است: از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این سخن خدای والا پرسیدم: بگو شما را یک اندرز می دهم. [سبأ (٣4) :46]فرمودند: شما را به ولایت علی علیه السّلام اندرز می دهم. همان یک اندرزی که خدای پاک و والا فرمود: شما را یک اندرز می دهم.

[١١٢٣]4٢-عبد الرّحمان کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خدای عزّتمند: کسانی که ایمان آورده، سپس کافر شده، باز ایمان آوردند و دیگربار کافر شده، سپس به کفرشان افزودند. [نساء (4) :١٣٧]هرگز توبۀ شان پذیرفته نمی شود. [آل عمران (٣) :٣٠]روایت کرده که فرمودند: دربارۀ فلانی و فلانی و فلانی نازل شده است.

که در آغاز کار به پیامبر-درود خدا بر او و بر خاندانش-ایمان آورده، وقتی ولایت بر آنان عرضه شد آن گاه که پیامبر-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمود: «هرکه من مولای اویم این علی مولای او است.» کافر شدند. سپس با بیعت با امیر مؤمنان علیه السّلام ایمان آورده چون رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش- درگذشت، کافر شدند و به آن بیعت اقرار نکردند سپس با بیعت گرفتن برای خودشان از کسانی که با آن حضرت بیعت کرده بودند، به کفرشان افزودند. پس در اینان چیزی از ایمان نماند.

[١١٢4]4٣-همو از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه کسانی که پس از روشن شدن هدایت برای آن ها به حقّ پشت کردند. [محمّد (4٧) :٢5]روایت کرده که آنان فلانی و فلانی و فلانی اند. که در ترک ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام از ایمان برگشتند. من این آیه را برایشان گفتم: آن به این خاطر است که آنان به کسانی که نزول وحی خداوند را نمی پسندیدند گفتند: ما در برخی کارها از شما پیروی می کنیم. [محمّد (4٧) :٢6]فرمودند: به خدا سوگند! این دربارۀ آن دو و پیروانشان نازل شد.

و این سخن خداوند عزّتمند است که توسّط جبرئیل علیه السّلام بر محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-نازل کرد: آن به این خاطر است که آنان به کسانی که نزول وحی (دربارۀ علی علیه السّلام) را نپسندیدند، گفتند: ما در برخی کارها از شما پیروی می کنیم. ایشان فرمودند: آنان بنی امیّه را به پیمانشان خواندند تا این امر پس از پیامبر-درود خدا بر او و بر خاندانش-به ما نرسد و از خمس چیزی به ما ندهند. و گفتند: اگر آن را به ایشان بدهیم به چیزی نیازمند نشده و به نبودن این امر در میان شان اهمیّت نمی دهند.

پس گفتند: ما در برخی کارهایی که به آن دعوتمان کرده اید از شما اطاعت می کنیم. و آن خمس است که از آن چیزی به ایشان نمی دهیم. و این که فرمود «نزول وحی خداوند را نپسندیدند.» آنچه خدا نازل کرد، ولایت واجب امیر مؤمنان علیه السّلام بود. و ابو عبیده همراه و کاتبشان بود. آن گاه خدا چنین نازل کرد: بلکه کاری را استوار کردند و ماییم استوارکننده. یا می پندارند که ما اسرارشان و سخنان در گوشی شان را نمی شنویم. . . [زخرف (4٣) :٧٩ و ٨٠]

[١١٢5]44-همو از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند و هرکس بخواهد در آن جا منحرف شده، ستمی کند. [حجّ (٢٢) :٢5]روایت کرده که فرمودند: دربارۀ کسانی نازل شد وقتی به درون کعبه درآمده و بر کفر و انکارشان به آنچه دربارۀ امیر مؤمنان علیه السّلام نازل شده بود پیمان و قرارداد بستند. پس در آن خانه با ستمشان به رسول خدا و ولیّ او منحرف شدند. و دورباد مردم ستمکار [از رحمت خداوند].

[١١٢6]45-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند و به زودی می دانید چه کسی در گمراهی آشکار است. [ملک (6٧) :٢٩]روایت کرده که ای گروه تکذیب گران! وقتی به شما از رسالت پروردگارم دربارۀ علی و امامان پس از او علیهم السّلام خبر دادم [می دانید که]چه کسی در گمراهی آشکار است. چنین نازل شده است.

و دربارۀ این آیه اگر کج کنید یا روی بگردانید. [نساء (4) :١٣5]فرمود: اگر آن امر را تحریف کنید و از آنچه امر شده اید روی بگردانید خداوند به آنچه می کنید آگاه است. [نساء (4) :١٣5]و دربارۀ این آیه به یقین کسانی را که (به سبب ترک ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام کافر شدند (در دنیا) عذابی سخت می چشانیم و آن ها را به بدترین اعمالی که انجام می دادند کیفر می دهیم. [فصّلت (4١) :٢٧]

[١١٢٧]46-ولید صبیح از حضرت صادق علیه السّلام چنین روایت کرده است: این به خاطر آن است که وقتی خداوند به یکتایی (و اهل ولایت) خوانده شد کفر ورزیدید. [غافر (4٠) :١٢]

[١١٢٨]4٧-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند فرازمند چنین روایت کرده است: کسی عذابی روی دهنده خواست. که برای کافران (به ولایت علی) از آن نگاه دارنده ای نیست. [معارج (٧٠) :١ و ٢]سپس ایشان فرمودند: به خدا سوگند جبرئیل چنین بر محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-نازل کرد.[١١٢٩]4٨-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه شما (دربارۀ موضوع ولایت) گفتار گوناگونی دارید. کسی که برگشته است از آن بازمی گردد. [ذاریات (5١) :٨ و ٩]روایت کرده که فرمودند: کسی که از ولایت برگشته است از بهشت بازمی ماند.

[١١٣٠]4٩-از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه ولی او از آن گردنۀ مهّم نگذشت، و تو چه می دانی آن گردنه چیست؟ آزادی بنده ای است. [بلد (٩٠) :١١ تا ١٣] روایت شده که فرمودند: مقصود از «آزادی بنده ای است.» ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است. که همانا آن آزاد کردن بنده ای است.

[١١٣١]5٠-با همان سند از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه به کسانی که ایمان آورده اند بشارت بده که برایشان نزد خداوند پیشینه ای از راستی است. [یونس (١٠) :٢]روایت شده که فرمودند: آن ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است.

[١١٣٢]5١-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه چنین روایت کرده است: اینان دو گروهند که دربارۀ پروردگارشان به جدال پرداختند. و کسانی که (به ولایت علی) کفر ورزیدند، لباس هایی از آتش برایشان بریده شد. [حجّ (٢٢) :١٩]

[١١٣٣]5٢-عبد الرحمان کثیر گفت: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند والا پرسیدم: در آن جا آن ولایت برای خداوند حقّ است. [کهف (١٨) :44] فرمودند: ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است.

[١١٣4]5٣-عبد الرحمان کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه رنگ خدا و کیست از جهت رنگ از خدا نیکوتر باشد. [بقره (٢) :١٣٨]روایت کرده که فرمودند: مؤمنان را در آن پیمان، با ولایت رنگ کرد.

[١١٣5]54-محمّد بن علی حلبی از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ آیه پروردگارا مرا و پدر و مادرم را بیامرز و کسی را که با ایمان به خانه ام درآمد. [نوح (٧١) :٢٨] روایت کرده که مقصود ولایت است. کسی که در ولایت داخل شود به خانۀ پیامبران علیهم السّلام درآمده است.

و در این آیه همانا خداوند می خواهد پلیدی را از شما خاندان ببرد و کاملا پاکتان گرداند. [احزاب (٣٣) :٣٣]مقصود ائمّه علیهم السّلام و ولایتشان است. که هرکس در آن داخل شود به خانۀ پیامبر-درود خدا بر او و بر خاندانش- درآمده است.

[١١٣6]55-محمّد فضیل گوید: به حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: بگو به فضل و رحمت خداوند باید شادمان باشند که آن از آنچه گرد می آورند بهتر است. [یونس (١٠) :5٨]فرمودند: به ولایت محمّد و آل محمّد [علیهم السّلام]که آن از آنچه در دنیاشان گرد می آورند بهتر است.

[١١٣٧]56-زید شحّام گفته است: حضرت صادق علیه السّلام به من-شب جمعه ای بود و در راه بودیم-فرمودند: قرآن بخوان که امشب شب جمعه است.

و من خواندم روز جدایی، وعده گاه همۀ آنان است. روزی که هیچ دوستی کمترین کاری برای دوستش نمی کند و خود نیز یاری نمی شوند. مگر کسی که خدایش رحمت کند. [دخان (44) :4٠ تا 4٢]حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: به خدا سوگند! ماییم کسانی که خدا رحمت کند و به خدا سوگند! ماییم کسانی که خداوند استثنا کرده است. ولی ما به آنان (دوستان) کارسازی می کنیم.

[١١٣٨]5٧-یحیای سالم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: وقتی آیۀ و گوشی شنوا آن را درمی یابد. [الحاقّه (6٩) :١٢]نازل شد، رسول خدا -درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمود: آن گوش تو است ای علی. [١١٣٩]5٨-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: جبرئیل علیه السّلام این آیه را چنین بر محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-نازل کرد: امّا کسانی که (در حقّ خاندان محمّد) ستم کردند، سخن را بر غیر آنچه به آنان گفته شده بود تغییر دادند.

پس ما بر کسانی که (در حقّ خاندان محمّد) ستم کردند به سبب گناهی که می کردند عذابی از آسمان فروفرستادیم. [بقره (٢) :5٩]

[١١4٠]5٩-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: جبرئیل علیه السّلام این آیه را چنین نازل کردند: کسانی که کفر ورزیده (در حقّ خاندان محمّد) ستم کردند، هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید و آنان را به راهی هدایت نخواهد کرد. جز راه دوزخ که جاودانه در آن خواهند ماند و این بر خداوند آسان است. [نساء (4) :١6٨]سپس فرمود: ای مردم رسول خدا (دربارۀ ولایت علی) حقّ را از سوی پروردگارتان آورده است. پس ایمان بیاورید که برایتان بهتر است. و اگر (به ولایت علی) کفر بورزید، آنچه در آسمان ها و زمین است برای خداوند است. [نساء (4) :١٧٠]

[١١4١]6٠-جابر از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که این آیه چنین نازل شده است: و اگر آنان انجام می دادند آنچه را (دربارۀ علی) اندرز داده می شدند برایشان بهتر بود. [نساء (4) :66]

[١١4٢]6١-مالک جهنی گوید: برای حضرت صادق علیه السّلام این آیه را خواندم و این قرآن به من وحی شده تا با آن شما را بیم دهم و کسی که به او رسد [انعام (6) :١٩] فرمودند: کسی از خاندان محمّد که به امامت می رسد با قرآن بیم می دهد چنان که رسول خدا

-درود خدا بر او و بر خاندانش-با آن بیم می داد.

[١١4٣]6٢-مردی نزد حضرت صادق علیه السّلام این آیه را خواند: بگو: عمل کنید که خداوند و فرستاده اش و مؤمنان عملتان را می بینند. [توبه (٩) :١٠5]حضرت فرمودند: آن چنین نیست. و «مأمونان» است و آن مأمونان [ایمنی یافتگان]ماییم.

[١١44]6٣-هشام حکم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: این صراط علی است که مستقیم است. [حجر (١5) :4١][در قرآن علیّ است یعنی این صراط برعهدۀ من مستقیم است.]

[١١45]64-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: جبرئیل این آیه را چنین نازل کرد: امّا بیشتر مردم (نسبت به ولایت علی) جز کفران نخواستند. [اسرا (١٧) :٨٩]و فرمود: این آیه را چنین نازل کرد: و بگو این حقّ از سوی پروردگارتان است (دربارۀ ولایت علی) هرکه خواهد ایمان آورد و هرکس خواهد کفر ورزد. ما برای ستمکاران (به خاندان محمّد) آتشی آماده کرده ایم. [کهف (١٨) :٢٩]

[١١46]65-محمّد فضیل از حضرت ابو الحسن علیه السّلام دربارۀ آیۀ و همانا مسجدها برای خداوند است. پس چیزی را با خداوند نخوانید. [جنّ (٧٢) :١٨]روایت کرده که فرمودند: آن ها همان اوصیاء هستند.

[١١4٧]66-سلام مستنیر از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ آیۀ بگو این راه من است که از روی بصیرت من و آن که مرا پیروی کرد به سوی خدا می خوانیم. [یوسف (١٢) :١٠٨]روایت کرده که فرمودند: رسول خدا و امیر مؤمنان و اوصیای پس از ایشان هستند.

[١١4٨]6٧-سالم حنّاط گفت: از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم: و هرکس از مؤمنان را که در آن جا بودند بیرون بردیم. و جز یک خانۀ مسلمان در آن نیافتیم. [ذاریات (5١) :٣5 و ٣6]حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: خاندان محمّدند که در آن جا جز ایشان نماندند.

[١١4٩]6٨-زراره از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ آیۀ وقتی آن را از نزدیک دیدند صورت کافران زشت و سیاه می گردد و گفته می شود: این است آنچه تقاضا می کردید. [ملک (6٧) :٢٧]روایت کرده که فرمودند: این دربارۀ امیر مؤمنان و اصحابی که کردند آنچه کردند نازل شده است.

که امیر مؤمنان علیه السّلام را در غبطه انگیزترین جا می بینند. پس صورتشان زشت و سیاه می شود و به آنان گفته می شود: «این است آنچه تقاضا می کردید.» این کسی است که نامش را به خودتان می بستید.

[١١5٠]6٩-عبد الرحمان کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ آیۀ سوگند به شاهد و مشهود [بروج (٨5) :٣]روایت کرده که فرمودند: آنان پیامبر-درود خدا بر او و بر خاندانش-و امیر مؤمنان علیه السّلام هستند.

[١١5١]٧٠-احمد بن عمر حلاّل گفت: از حضرت ابو الحسن علیه السّلام دربارۀ آیۀ پس آوازدهنده ای در میانشان بانگ می زند که لعنت خدا بر ستمکاران باد. [اعراف (٧) :44]پرسیدم: فرمودند: آن آوازدهنده، امیر مؤمنان علیه السّلام است.

[١١5٢]٧١-عبد الرحمان کثیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ آیۀ و سوی گفتار پاک هدایت شدند و به راه ستوده هدایت شدند. [حجّ (٢٢) :٢4]روایت کرده که فرمودند: آنان حمزه و جعفر و عبیده و سلمان و ابو ذر و مقداد اسود و عمّارند که سوی امیر مؤمنان علیه السّلام هدایت شدند.

و در این آیه خداوند ایمان را محبوب شما ساخته و آن را در دل هاتان آراسته (مقصود امیر مؤمنان است.) و کفر و فسق و گناه را منفورتان ساخته است. [حجرات (4٩) :٧]اوّلی و دومی و سومی هستند.[١١5٣]٧٢-ابو عبیده گفت: از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم: کتابی پیش از این یا اثری علمی برایم بیاورید اگر راست می گویید. [احقاف (46) :4] فرمودند: مقصود از کتاب، تورات و انجیل است. و مقصود از اثری علمی، علم اوصیای پیامبران است.

[١١54]٧٣-علی جعفر گفت: از حضرت ابو الحسن علیه السّلام شنیدم می فرماید: وقتی رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-تیم و عدی و بنی امیّه را دید که بر فراز منبرش قرار می گیرند، بسیار غمگین شد پس خداوند پاک و والا آیه ای از قرآن نازل کرد تا به آن اقتدا کرده (مایۀ دلداری شود:) و چون به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید، جز ابلیس که امتناع کرد، [همه]سجده کردند. [طه (٢٠) :١١6]سپس به او وحی کرد: ای محمّد! من فرمان دادم و اطاعت نشدم، پس ناراحت نشو از این که وقتی دربارۀ وصی ات امر کردی، اطاعت نشدی.

[١١55]٧4-حسین بن نعیم صحّاف گفت: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم: برخی از شما کافر و برخی تان مؤمن اند. [تغابن (64) :٢]فرمودند: خداوند شکوهمند ایمان و کفرشان را با دوستداری ما شناخت در روزی که در پشت آدم علیه السّلام ذرّه بودند و از ایشان پیمان گرفت و از ایشان دربارۀ این آیه پرسیدم از خداوند اطاعت کنید و از رسول اطاعت کنید و اگر روی بگردانید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه ای ندارد [تغابن (64) :١٢]

فرمودند: هان به خدا سوگند پیش از شما کسی هلاک نشد و تا قیام قائم ما علیه السّلام کسی هلاک نمی شود مگر به سبب ترک ولایت ما و انکار حقّمان. و رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-از دنیا نرفت مگر این که حقّ ما را بر گردن این امّت واجب کرد. و خداوند هرکه را خواهد به صراط مستقیم هدایت می کند.

[١١56]٧5-علی جعفر از برادرش موسای جعفر علیهما السّلام دربارۀ این آیه و چاه بی صاحب و کاخ های افراشته. [حجّ (٢٢) :45]روایت کرده که فرمودند: چاه بی صاحب امام خاموش است و کاخ افراشته امام گویا.

با سندی دیگر علی جعفر مانند این حدیث را از حضرت ابو الحسن روایت کرده است.

[١١5٧]٧6-مردی از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه به تو و همۀ پیامبران پیشین وحی شده که اگر شرک بورزی عملت تباه می شود. [زمر (٣٩) :65]روایت کرده که فرمودند: مقصود این است که اگر در ولایت جز او را شریک بگیری. بلکه تنها خداوند را بندگی کرده و از شاکران باش. [زمر (٣٩) :66]یعنی بلکه تنها خداوند را به وسیلۀ اطاعت بندگی کرده، از این که به وسیلۀ برادر و پسر عمویت یاری ات کردم از شاکران باش.

[١١5٨]٧٧-احمد عیسی گفت: حضرت صادق از پدرش و او از نیایش علیهم السّلام دربارۀ این آیه نعمت خداوند را می شناسند و سپس انکار می کنند. [نحل (١6) :٨٣] روایت کرده که فرمودند: وقتی این آیه همانا ولیّ شما خداوند و رسول او و کسانی اند که ایمان آوردند: کسانی که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.

[مائده (5) :55]چند نفری از اصحاب رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-در مسجد مدینه گرد آمدند و یکی به دیگری گفت: نظرتان دربارۀ این آیه چیست؟ یکی از آنان گفت: اگر به این آیه کافر شویم، به آیه های دیگر هم کافر می شویم و اگر ایمان بیاوریم، این خواری ما است که علی بن ابی طالب بر ما چیره شود.

آن گاه گفتند: ما می دانیم که محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش] در آنچه می گوید: راستگو است ولی ما از او پیروی می کنیم و از فرمان علی اطاعت نمی کنیم. پس این آیه نازل شد: نعمت خدا را می شناسند و سپس انکارش می کنند. یعنی ولایت علی بن ابی طالب را می شناسند ولی بیشترشان به این ولایت کافر می شوند.[١١5٩]٧٨-سلام گوید: از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم کسانی که آهسته بر زمین راه می روند. [فرقان (٢5) :6٣]فرمودند: آنان اوصیای هراسان از دشمنان هستند.

[١١6٠]٧٩-از اصبغ نباته روایت شده که او از امیر مؤمنان علیه السّلام دربارۀ این آیه از من و از پدر و مادرت سپاسگزاری کن که بازگشت تان به سوی من است. [لقمان (٣١) :١4]پرسیده و حضرت فرموده است: پدر و مادری که خداوند سپاس از آنها را واجب کرده، کسانی هستند که علم را به وجود آورده و حکمت را به ارث گذاشتند و مردم به فرمانبری از ایشان امر شده اند.

سپس خداوند فرموده است: بازگشت به سوی من است. پس بازگشت بندگان به سوی خدا است و راهنمای به آن پدر و مادرند. سپس سخن را به پسر حنتمه و رفیقش برگردانده، دربارۀ آنان و پیروانشان فرموده است: و اگر با تو برای شرک ورزیدن به من ستیزه کردند. [لقمان (٣١) :١5]

یعنی دربارۀ وصیّت و عدول از آنچه به اطاعتش امر شده ای از آنان اطاعت نکن و سخنشان را نشنو. سپس سخن را به پدر و مادر بازگردانده، فرموده است: و با آنان در دنیا به نیکی رفتار کن. [لقمان (٣١) :١5] می فرماید: فضیلت آن دو را به مردم شناسانده و به راه آنان دعوت کن.

و این سخن او است: و از راه کسانی پیروی کن که به سوی من بازگشته اند. که بازگشت تان به سوی من است. [لقمان (٣١) :١5]حضرت فرمود: به سوی خدا سپس به سوی ما. پس از خدا پروا کنید و از پدر و مادر نافرمانی نکنید که خرسندی آن دو خرسندی خدا است و خشمشان خشم خدا.

[١١6١]٨٠-عمرو حریث گفته است: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند فرازمند پرسیدم: مانند درخت پاکی که ریشه اش استوار است و تنه اش در آسمان. [ابراهیم (١4) :٢4]او گوید: حضرت فرمودند: رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-ریشۀ آن و امیر مؤمنان علیه السّلام تنه اش و ائمّه از فرزندان ایشان شاخه های آن هستند.

و علم امامان میوۀ آن است و شیعه های باایمانشان برگ های آن، آیا در آن چیز دیگری است؟ او گوید من عرض کردم: نه به خدا سوگند. فرمودند: به خدا سوگند! مؤمن که به دنیا می آید برگی در آن پدیدار می شود و مؤمن که می میرد، برگی از آن می افتد.

[١١6٢]٨١-هشام حکم از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمندکسی که از پیش (یعنی در میثاق) ایمان نیاورده یا در ایمانش خیری به دست نیاورده، ایمانش به او سودی نمی دهد. [انعام (6) :١5٨]روایت کرده که فرمودند: آن اقرار به پیامبران و اوصیا به ویژه امیر مؤمنان علیه السّلام است. فرمود: ایمانش سودی نمی دهد؛ زیرا از او گرفته شده است.

[١١6٣]٨٢-ابو حمزه از یکی از حضرات باقر و صادق علیهما السّلام دربارۀ سخن خداوند شکوهمندآری کسی که مرتکب گناه شود و گناهش او را فراگیرد. [بقره (٢) :٨١]روایت کرده که فرمودند: وقتی که امامت امیر مؤمنان علیه السّلام را انکار کند آنان اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود. [بقره (٢) :٨١].

[١١64]٨٣-ابو عبیدۀ حذّاء گفته است: از حضرت باقر علیه السّلام دربارۀ استطاعت و سخن مردم پرسیدم که این آیه را خوانده مردم همواره در اختلافند جز کسی که پروردگارت رحم کند. و برای همین آنان را آفریده است. [هود (١١) :١١٨ و ١١٩]و فرمود: ای ابو عبیده! مردم در رسیدن به سخن [حقّ]گونه گونند و همگی در نابودی اند. من عرض کردم: جز کسی که پروردگارت رحم کند؟

فرمود: آنان شیعیان مایند. و برای رحمتش آنان را آفریده است. و این سخن او است که و برای آن ایشان را آفریده است. می فرماید: برای اطاعت امام آفرید و امام همان رحمتی است که می فرماید: رحمتم بر همه چیز گسترده است. [اعراف (٧) :١56]یعنی علم امام.

و علم او که برگرفته از علم خدا است بر همه چیز گسترده است. و آنان شیعیان ما هستند. سپس فرمود: و آن را برای کسانی که پرهیز کنند خواهم نوشت. [اعراف (٧) :١56] یعنی از ولایت و اطاعت غیر امام [پرهیز کنند.]سپس فرمود: آن را در نزد خودشان در تورات و انجیل می یابند. [اعراف (٧) :١5٧]یعنی پیامبر و وصی قائم [علیهما السّلام]راکه آنان را به نیکی و معروف فرمان می دهد. (وقتی قیام کند) و از منکر بازمی دارد. [اعراف (٧) :١5٧]و منکر کسی است که برتری امام و امام را انکار کند.

و چیزهای پاکیزه را برایشان حلال می کند. [اعراف (٧) :١5٧]که علم آموزی از اهلش باشدو پلیدی ها را حرام می کند. [اعراف (٧) :١5٧]و پلیدی ها سخن کسی است که مخالفت کند. و بار سنگین شان را از دوششان برمی دارد. [اعراف (٧) : ١5٧]و آن گناهانی است که پیش از شناختن فضیلت امام در آن بودند.

و زنجیرهایی را که بر گردنشان بوده است. [اعراف (٧) :١5٧]و زنجیرها همان سخنانی است که به آن امر نشده بودند که عبارت از ترک فضیلت امام است. و چون فضیلت امام را شناختند بار گران شان را از دوششان برداشتند. و بار گران همان گناه است. همان زنجیرها. سپس آنان را معرفی کرده، فرمود: کسانی که به او (یعنی به امام) ایمان آورده، او را بزرگ داشته، یاری اش کردند و از نوری که با او نازل شده بود پیروی کردند، رستگارانند. [اعراف (٧) :١5٧]یعنی کسانی که از بندگی غیر خدا و طاغوت دوری کردند. و غیر خدا و طاغوت فلانی و فلانی و فلانی اند. و بندگی اطاعت مردم از آنان است.

سپس فرمود: و به سوی پروردگارتان بازگردید و در برابرش تسلیم شوید. [زمر (٣٩) :54]سپس پاداششان داد و فرمود: آن بشارت در زندگی دنیا و در آخرت برای آنان است. [یونس (١٠) :64]و آنان را امام به قیام قائم علیه السّلام و ظهورش و به کشته شدن دشمنان و به نجات در آخرت و درآمدن بر محمّد-درود خدا بر محمّد و خاندان راستین اش-در کنار حوض بشارت می دهد.

[١١65]٨4-عمّار ساباطی گفته است: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم: آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده مانند کسی است که به خشم خدا دچار شده و جایگاهش دوزخ است و چه سرانجام بدی. آنان درجاتی نزد خداوندند.

[آل عمران (٣) :١6٢ و ١6٣]فرمودند: کسانی که از رضای خدا پیروی کردند، امامان هستند. و ای عمّار به خدا سوگند آنان درجاتی برای مؤمنان اند. و با ولایت و معرفتشان به ما است که خداوند اعمالشان را چندین برابر کرده، درجات بلندشان را بالا می برد.

[١١66]٨5-عمّار اسدی از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه سخنان پاکیزه به سوی او بالا می رود و عمل نیکو را بالا می برد. [فاطر (٣5) :١٠]روایت کرده که ولایت ما اهل بیت است-و با دست به سینه اش اشاره کرد-پس کسی که ولایت ما را نداشته باشد خداوند عملی را برایش بالا نمی برد.

[١١6٧]٨6-سماعۀ مهران از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه دو بهره از رحمتش به شما دهد. [حدید (5٧) :٢٨]روایت کرده که فرمودند: حسن و حسین علیهما السّلام هستند. و برایتان نوری قرار دهد که با آن راه بروید. [حدید (5٧) :٢٨] امامی است که از او پیروی می کنید.

[١١6٨]٨٧-یکی از اصحاب از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه و از تو می پرسند آیا آن حقّ است. [یونس (١٠) :5٣]روایت کرده که فرمود: آنچه دربارۀ علی می گویی. بگو آری به پروردگارم سوگند آن قطعا حقّ است و شما آن را در نمی یابید. [یونس (١٠) :5٣].

[١١6٩]٨٨-ابان تغلب گوید: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: جانم فدایت! این آیه چیست؟ و او از آن گردنه نگذشت. [بلد (٩٠) :١١]فرمودند: کسی که خداوند او را به ولایتمان گرامی داشته از آن گردنه می گذرد. و ماییم آن گردنه که هرکس از آن بگذرد نجات یافته است.

او گوید: آن گاه حضرت خاموش شد. سپس به من فرمود: آیا نمی خواهی سخنی به تو بیاموزم که از دنیا و آنچه در آن است برایت بهتر باشد؟ من عرض کردم: چرا جانم فدایت. فرمود: این سخن او است که آن آزاد کردن بنده ای است. [بلد (٩٠) :١٣]سپس فرمود: مردم همگی بندگان آتش اند، جز تو و اصحابت. خداوند گردن شما را به ولایت ما اهل بیت از آتش آزاد ساخته است.

[١١٧٠]٨٩-سماعه از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند و به پیمانم وفا کنید [بقره (٢) :4٠]روایت کرده که فرمودند: [یعنی]به ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام تا به پیمانتان وفا کنم. [بقره (٢) :4٠][یعنی]دربارۀ بهشت با شما وفا کنم.

[١١٧١]٩٠-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند و وقتی آیات روشن ما بر آنان خوانده می شود کافران به مؤمنان می گویند: کدام یک از دو دسته جایگاهی بهتر و مجلسی آراسته تر دارند؟ [مریم (١٩) :٧٣]روایت کرده که فرمودند: رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-قریش را به ولایت ما خوانده بود و آنان روی گردانده، انکار کردند.

آن گاه کسانی از قریش که کفر ورزیدند به کسانی که ایمان آوردند-کسانی که به امیر مؤمنان و ما خاندان اقرار کردند-برای سرزنش شان گفتند: کدام یک از دو دسته، جایگاهی بهتر و مجلسی آراسته تر دارند؟ پس خداوند در ردّشان فرمود: چه بسیار اقوامی را [از پیشینیان]پیش از ایشان نابود کردیم که اثاث و جلوۀ زندگی بهتری داشتند. [مریم (١٩) :٧4]من گفتم: و این سخن چیست؟

کسی که در گمراهی است خدای مهربان باید به او مهلت دهد. [مریم (١٩) : ٧5]فرمودند: همۀ آنان در گمراهی بودند. نه به ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام ایمان آوردند نه به ولایت ما. پس گمراه و گمراه کننده گشتند. و خداوند به آنان در گمراهی و طغیانشان مهلت می دهد تا بمیرند.

و خداوند آنان را به بدترین جایگاه و ناتوان ترین سربازان می رساند. من عرض کردم: و این آیه چیست؟ تا وقتی که ببینند آنچه را وعده داده می شدند. یا عذاب را یا قیامت را. پس خواهند دانست که چه کسی جایش بدتر و سپاهش ناتوان تر است. [مریم (١٩) :٧5]فرمودند: امّا این که فرمود: تا وقتی که ببینند آنچه را وعده داده می شدند. آن قیام قائم علیه السّلام و قیامت است.

که آن روز خواهند دانست چه چیزی از سوی خداوند با دستان قائمش بر آنان فرود می آید. و آن چنان است که می فرمایدکسی که (نزد قائم) بدترین جایگاه و ناتوان ترین سربازان را دارد. من عرض کردم: و این آیه و کسانی که در راه هدایت گام نهادند خداوند بر هدایتشان می افزاید.

[مریم (١٩) :٧6]فرمودند: آن روز به سبب پیروی شان از قائم علیه السّلام هدایتی بر هدایتشان می افزاید؛ زیرا او را انکار نمی کنند. من عرض کردم: و این آیه چیست؟ آنان مالک شفاعت نیستند مگر کسی که نزد آن مهربان عهد و پیمانی دارد. [مریم (١٩) :٨٧]فرمودند: مگر کسی که با ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام و امامان پس از او به خداوند نزدیک شود. و این همان عهد و پیمان نزد خداوند است.

من عرض کردم: این آیه چیست؟ همانا کسانی که ایمان آورده، کارهای نیکو انجام دادند، آن مهربان محبّتی برای آنان در دل ها می گذارد. [مریم (١٩) : ٩6]فرمودند: ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام آن محبّتی است که خداوند فرازمند فرموده است.

من عرض کردم: و همانا آن را بر زبانت آسان ساختیم تا پرهیزگاران را به وسیلۀ آن بشارت داده، دشمنان سرسخت را بیم دهی. [مریم (١٩) :٩٧]فرمودند: همانا خداوند وقتی امیر مؤمنان علیه السّلام را به عنوان راهنما منصوب کرد آن را بر زبانش آسان ساخت.

آن گاه مؤمنان را با آن بشارت داده، کافران را بیم داد. کسانی که خداوند از آنان به عنوان سرسخت یاد کرده است. یعنی کافران. راوی گوید: از حضرت دربارۀ این سخن خداوند پرسیدم: تا مردمی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشدند و خودشان غافلند. [یاسین (٣6) :6]فرمودند: تا مردمی را که در میانشان هستی بیم دهی چنان که پدرانشان بیم داده شدند ولی آنان از خدا و رسولش و تهدید او غافلند. آن فرمان دربارۀ بیشترشان (از کسانی که به ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام و امامان پس از او اقرار نمی کنند.)

ثابت شده، برای همین ایمان نمی آورند. [یاسین (٣6) :٧]به امامت امیر مؤمنان و اوصیای پس از او [ایمان نمی آورند.]و چون اقرار نکردند، کیفرشان آن می شود که خدا فرمود: بر گردن هاشان غل و زنجیری می گذاریم که تا چانه هاشان می رسد و سرهاشان بی حرکت می ماند. [یاسین (٣6) :٨]در آتش دوزخ. سپس فرمود: و در برابرشان و پشت سرشان سدّی قرار می دهیم و می پوشانیمشان تا جایی را نبینند.

[یاسین (٣6) :٩]کیفری از او برای آنان. چنان که آنان ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام و امامان پس از او را انکار کردند. این در دنیا است. و در آخرت در آتش دوزخ (با غل و زنجیری که بر گردنشان است) سرهاشان بی حرکت می ماند. سپس فرمود: ای محمّد! و برای آنان برابر است که بیمشان بدهی یا بیمشان ندهی. آنان ایمان نمی آورند.

[یاسین (٣6) :١٠]به خدا و به ولایت علی و کسانی که پس از اویند [ایمان نمی آورند. سپس فرمود: تو تنها، کسی را بیم می دهی که از ذکر پیروی کرده است (یعنی امیر مؤمنان علیه السّلام) و از آن مهربان در نهان ترسیده است. پس ای محمّد! او را به آمرزش و پاداشی گران بشارت بده. [یاسین (٣6) :١١]

[١١٧٢]٩١-محمّد فضیل گوید: از حضرت ابو الحسن ماضی [امام کاظم]علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند پرسیدم: می خواهند نور خدا را با دهان هاشان خاموش کنند. [صف (6١) :٨]فرمودند: می خواهند ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام را با دهان هاشان خاموش کنند. گفتم: ولی خدا نورش را کامل می کند. [صف (6١) :٨]فرمودند: ولی خداوند امامت را کامل می کند.

چنان که فرموده است: کسانی که به خدا و رسولش و نوری که نازل کردیم ایمان آوردند. [برگرفته از تغابن (64) :٨]که نور همان امام است. من عرض کردم: او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حقّ فرستاد. [صف (6١) :٩]فرمودند: او کسی است که رسولش را به ولایت برای وصی اش فرمان داده است و ولایت همان دین حقّ است. من گفتم: تا او را بر همۀ دین ها چیره کند.

[صف (6١) :٩] فرمودند: او را هنگام قیام قائم [علیه السّلام]بر تمام ادیان چیره می کند. فرمودند: خداوند می فرماید: و خداوند نورش را کامل می کند. [یعنی]ولایت قائم رااگرچه کافران (به ولایت علی) نپسندند. [صف (6١) :٩]من عرض کردم: این آیه است؟ فرمودند: بله، این حرف تنزیل است و غیر آن تأویل است. [آن گاه]این آیه را خواندم: این به خاطر آن است که نخست ایمان آورده، سپس کافر شدند.

[منافقین (6٣) :٣]فرمودند: خداوند پاک و والا کسانی را که در موضوع ولایت وصی از رسولش پیروی نکردند منافقین نام داد. و کسی را که وصیت و امامت او را انکار کرد مانند کسی قرار داد که محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]را انکار کرده است.

و به این سبب آیه ای نازل کرده، فرمود: ای محمّد! منافقان (به ولایت وصی ات) نزدت آمده، گفتند: ما گواهی می دهیم که تو فرستادۀ خداوندی و خدا می داند که تو فرستادۀ اویی و خدا گواهی می دهد که منافقان (به ولایت علی) دروغزن اند. سوگندهاشان را سپر قرار داده اند تا از راه خداوند بازدارند (و راه همان وصی است.) و بد است آنچه انجام می دهند. این به خاطر آن است که نخست (به رسالت تو) ایمان آورده، سپس (به ولایت وصی ات) کافر شدند. پس (خداوند) بر دل هاشان مهر زد ولی آنان نمی فهمند.

[منافقین (6٣) :٣]من عرض کردم: معنای نمی فهمند چیست؟ فرمودند: یعنی دربارۀ نبوّت تو فکر نمی کنند. گفتم: و هنگامی که به آنان گفته شود: بیایید تا رسول خدا برایتان آمرزش خواهد. [منافقین (6٣) :5]؟ فرمودند: و هنگامی که به آنان گفته شود: به ولایت علی بازگردید تا پیامبر از گناهانتان برای شما آمرزش بخواهدسرهاشان را برمی گردانند. [منافقین (6٣) :5]خدا می فرماید: و آنان را می بینی که (از ولایت علی) بازمی دارند درحالی که (به او) تکبّر می ورزند.

[منافقین (6٣) :5]سپس گفتار خداوند متوجّه معرفی آنان شده، فرمود: برای آنان برابر است که برایشان آمرزش بخواهی یا آمرزش نخواهی. خداوند هرگز آنان را نخواهد آمرزید. که همانا خداوند مردم فاسق را هدایت نمی کند. [منافقین (6٣) :6]یعنی ستمکاران به وصی ات را هدایت نمی کند من خواندم: آیا آن که وارونه بر چهرۀ خویش راه رود هدایت یافته تر است یا آن که راست قامت در صراط مستقیم گام برمی دارد. [ملک (6٧) :٢٢]فرمودند: خداوند کسی را که از ولایت علی منحرف شده به کسی مانند کرده است که بر صورتش راه می رود و در کارش هدایت نمی شود.

و کسی را که از او پیروی کند راست قامت و بر صراط مستقیم قرار داده است. و صراط مستقیم امیر مؤمنان علیهم السّلام است. او گوید: من این آیه را خواندم آن گفتار فرستاده ای ارجمند است. [الحاقه (6٩) :4٠]؟ فرمودند: یعنی [گفتار] جبرئیل از سوی خدا دربارۀ ولایت علی علیه السّلام. او گوید من گفتم: و گفتار یک شاعر نیست. امّا اندکی ایمان می آورید. [الحاقه (6٩) :4١]فرمود: آنان گفتند: همانا محمّد به پروردگارش دروغ می بندد. خدا این را دربارۀ علی به او فرمان نداده است.

 پس خداوند این آیه را نازل کرده، فرمود: (همانا ولایت علی) آیه ای از پروردگار جهانیان است. و اگر (محمّد) به ما سخنی دروغ می بست. دست راستش را می گرفتیم. سپس رگ قلبش را می زدیم. [الحاقه (6٩) :4٣ تا 45]سپس سخن را بازگردانده، فرمود: همانا آن (ولایت علی) تذکّری برای پرهیزگاران (جهانیان) است. و ما می دانیم که برخی از شما تکذیب کنندگانید، و همانا او (علی) مایۀ حسرت کافران است.

و آن (ولایتش) یقین راستین است. پس (ای محمّد) به نام پروردگار بزرگت تسبیح بگو. [الحاقه (6٩) :4٨ تا 5٢]یعنی: پروردگار بزرگی را سپاسگزاری کن که این فضیلت را به تو داد. من این آیه را خواندم: وقتی هدایت (قرآن) را شنیدیم به آن ایمان آوردیم. [جنّ (٧٢) :١٣]فرمودند: هدایت همان ولایت است.

[یعنی]به مولایمان ایمان آوردیم. و کسی که به ولایت مولایش ایمان آورداز نقصان و ستم نمی ترسد. [جنّ (٧٢) :١٣]من عرض کردم: آیه است؟ فرمود: نه، تأویل است من این آیه را خواندم من مالک هدایت و زیانی برای شما نیستم [جنّ (٧٢) :٢١]فرمودند: همانا رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-مردم را به ولایت علی خواند. قریش نزدش گرد آمده، گفتند: ای محمّد! ما را از این معاف کن.

و رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-به آنان فرمود: این با خدا است. با من نیست. پس آنان، او را متّهم کرده، از نزدش بیرون آمدند. و خداوند این آیه را نازل کرد: بگو من مالک زیان و هدایتی برای شما نیستم. بگو هیچ کس به من در برابر خداوند (اگر بر او عصیان کنم) پناه نمی دهد و من پناهگاهی جز او نمی یابم. جز این که از سوی او ابلاغ کنم و پیام هایش (دربارۀ علی) را برسانم. [جنّ (٧٢) :٢١ تا ٢٣]من گفتم: این آیه است؟

فرمودند: بله. سپس خداوند برای تأکید فرمود: و هرکس (دربارۀ ولایت علی) از خدا و رسولش نافرمانی کند آتش دوزخ برای او است و در آن جاودانه خواهند بود. [جنّ (٧٢) :٢١ تا ٢٣]من خواندم: تا وقتی ببینند آنچه را وعده داده می شدند و بدانند که چه کسی یاورانش ناتوان تر و کم شمارتر است. [جنّ (٧٢) :٢4][فرمودند:]مقصود از آن قائم [علیه السّلام]و یاران او است.

من این آیه را خواندم: و در برابر آنچه می گویند شکیبا باش. [مزّمل (٧٣) :١٠]فرمود: [آنچه]دربارۀ تو می گویند. و به طرزی شایسته از آنان دوری کن و (ای محمّد) تکذیب گران صاحب نعمت (وصی ات) را به من واگذار و اندکی مهلتشان ده. [مزّمل (٧٣) :١٠ و ١١]گفتم: این آیه است. فرمود: بله. من این آیه را خواندم: تا اهل کتاب یقین کنند. [مدّثر (٧4) :٣١]فرمود: یقین کنند که خداوند و فرستاده اش و وصی او حقّند. گفتم: و بر ایمان مؤمنان بیفزاید. [مدّثر (٧4) :٣١] فرمود: با ولایت وصی بر ایمانشان بیفزاید. گفتم: و اهل کتاب و مؤمنان تردید نکنند. [مدّثر (٧4) :٣١]فرمود: به ولایت علی [تردید نکنند]. من عرض کردم: این تردید چیست؟ فرمود: مقصود از آن اهل کتاب و مؤمنانی هستند که خداوند یاد کرده و فرموده است: و در ولایت تردید نمی کنند. من خواندم: و این جز تذکّری برای بشر نیست. [مدّثر (٧4) :٣١]فرمود: بله ولایت علی علیه السّلام است.

من خواندم: که آن یکی از مسائل بزرگ است. [مدّثر (٧4) :٣5]فرمود: ولایت است. من خواندم: برای هر کس از شما که خواهد جلو رود یا عقب بماند. [مدّثر (٧4) :٣٧]فرمود: کسی که به سوی ولایت ما پیش آید، از دوزخ عقب افتد و آن که از ما عقب افتد به سوی دوزخ پیش می رود. مگر اصحاب یمین. [مدّثر (٧4) :٣٩]فرمودند: به خدا سوگند آنان شیعیان ما هستند. من خواندم از نمازگزاران نبودیم. [مدّثر (٧4) :4٣]فرمودند: ولایت وصی محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]و اوصیای پس از او را نپذیرفتیم. و بر آن ها درود نمی فرستادند. من خواندم: چرا آنان از تذکّر روی گردان هستند؟ [مدّثر (٧4) :4٩]فرمودند: از ولایت روی گردان اند.

من خواندم: چنین نیست، این یک تذکّر است. [مدّثر (٧4) :54]فرمودند: ولایت است. من این آیه را خواندم: به نذر وفا می کنند. [انسان (٧6) :٧]فرمودند: [یعنی]به خاطر خداوند به نذری که در میثاق دربارۀ ولایت ما از آنان گرفته شده است وفا می کنند. من خواندم همانا ما این قرآن را به تو نازل کردیم. [انسان (٧6) :٢٣]فرمودند: تنزیلی به ولایت علی ٧. من عرض کردم: این آیه است؟ فرمودند: بله، این تأویل است.

من خواندم همانا این تذکّری است. [انسان (٧6) :٢٩]فرمودند: ولایت است. من خواندم هرکس را بخواهد در رحمتش داخل می کند. [انسان (٧6) :٣١]فرمود: در ولایت ما [داخل می کند]. [سپس]فرمود: و برای ستمکاران عذابی دردناک آماده کرده است. [انسان (٧6) :٣١]آیا نمی بینی خدا می فرماید: به ما ستم نکردند بلکه آنان به خودشان ستم کردند. [بقره (٢) :5٧]فرمود: همانا خداوند گرامی تر و والاتر از آن است که به او ستم شود یا خود را به ستمی نسبت دهد. بلکه خداوند ما را با خودش درآمیخت پس ستم ما را ستم خودش و ولایتمان را ولایت خودش قرار داد. سپس برای آن آیه ای به پیامبرش نازل کرده، فرمود: و ما به آنان ستم نکردیم بلکه آنان به خودشان ستم کردند.

[نحل (١6) :١١٨]من گفتم: این آیه است؟ فرمود: بله. من خواندم: وای در آن روز بر تکذیب گران. [مرسلات (٧٧) :١5]فرمودند: یعنی ای محمّد! وای بر تکذیب کنندگان ولایت علی [ابو طالب]علیه السّلام که بر تو وحی کرده ام. آیا پیشینیان را نابود نکردیم؟ سپس دیگران را به دنبال آنان خواهیم فرستاد.

[مرسلات (٧٧) :١6 و ١٧]فرمودند: پیشینیان کسانی اند که رسولان را در اطاعت از اوصیا تکذیب کردند. این گونه با مجرمان رفتار می کنیم. [مرسلات  فرمود: کسانی که نسبت به خاندان محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]گناه کرده و دربارۀ وصی اش کردند آنچه کردند.

عرض کردم: همانا پرهیزگاران [مرسلات (٧٧) :4١]چیست؟ فرمود: به خدا سوگند! ما و شیعیانمان هستیم. کسی جز ما بر آیین ابراهیم نیست و مردمان دیگر از آن دورند. من خواندم: روزی که روح و فرشتگان در صفی می ایستند و سخن نمی گویند. [نبا (٧٨) :٣٨] فرمود: به خدا سوگند ماییم که در روز قیامت اجازه [سخن گفتن]داریم و راست گفتاران هستیم. من عرض کردم: چه می گویید وقتی سخن بگویید؟ فرمود: از بزرگی پروردگارمان می گوییم و بر پیامبران درود فرستاده، برای شیعیانمان شفاعت و خواهشگری می کنیم و پروردگارمان ما را رد نمی کند. من این آیه را خواندم چنین نیست، همانا نامۀ بدکاران در سجّین است. [مطففین (٨٣) :٧] فرمودند: آنان کسانی اند که در حقّ ائمّه بد کرده و به آنان ستم کردند.

من خواندم سپس به آنان گفته می شود: این است آنچه تکذیبش می کردید. [مطففین (٨٣) :١٧] فرمودند: مقصود، امیر مؤمنان علیه السّلام است. من عرض کردم: آیه است؟ فرمود: بله.

[١١٧٣]٩٢-ابو بصیر از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این سخن خداوند عزّتمند هرکس از یاد من روگردان شود، زندگی تنگی دارد. [طه (٢٠) :١٢4]روایت کرده که فرمودند: مقصود ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است. من خواندم و او را روز قیامت کور برمی انگیزیم. [طه (٢٠) :١٢4]فرمودند: یعنی در آخرت کورچشم و در دنیا کوردل از [پذیرش]ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام. [و]فرمود: و او در قیامت سرگردان است و می گوید: چرا مرا کور برانگیختی، من که بینا بودم که [خداوند]می فرماید: چنان که آیات ما به سویت درآمد و تو آن ها را فراموش کردی. [طه (٢٠) :١٢5 و ١٢6]

حضرت فرمود: [و]آن آیات ائمّه علیهم السّلام هستند. و تو آن ها را فراموش کردی و امروز خود تو همان گونه فراموش می شوی. [طه (٢٠) :١٢6]یعنی تو آیه ها را رها کردی و امروز همان گونه که ائمّه علیهم السّلام را رها کردی و فرمانشان را اطاعت نکرده، سخنشان را نشنیدی. خودت در آتش رها می شوی من خواندم و این گونه جزا می دهیم کسی را که زیاده روی کرده، به آیات پروردگارش ایمان نیاورد و عذاب آخرت سخت تر و پایدارتر است. [طه (٢٠) :١٢٧]فرمودند: یعنی کسی که به ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام جز او را شریک کند و به آیه های پروردگارش ایمان نیاورده، ائمّه [علیهم السّلام]را از روی دشمنی رها کند و پیروی شان نکرده، دوستشان نداشته باشد.

من خواندم خداوند به بندگانش مهربان است به هرکه بخواهد روزی می دهد. [شورا (4٢) :١٩] فرمودند: ولایت امیر مؤمنان علیه السّلام است. من خواندم آن که زراعت آخرت خواهد [شورا (4٢) :٢٠]فرمود: معرفت امیر مؤمنان علیه السّلام و امامان است. بر زراعتش می افزاییم. [شورا (4٢) :٢٠]یعنی بر آن معرفت می افزاییم، تا بهره اش را از دولت شان دریافت کند. و کسی که کشت دنیا خواهد کمی از آن به او می دهیم ولی در آخرت هیچ بهره ای ندارد. [طه (4٢) :٢٠]فرمود: [یعنی]برای او بهره ای در همراهی قائم [علیه السّلام]در دولت حقّ نیست.

امدن جنیان نزد ائمه(ع)

 

اصول کافی ج2ص......366



دسته بندي: کتاب انلاین,حدیث,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد