فوج

با اسلام، خون حفظ می شود (و امانت بازگردانده می شود) ولی پاداش براساس ایمان است
امروز پنجشنبه 01 آبان 1399
تبليغات تبليغات

پایه های اسلام


 


پایه های اسلام


 

[١4٨٢]١-ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: اسلام بر روی پنج چیز ساخته شد: نماز، زکات، روزه، حجّ و ولایت. و برای چیزی فریاد زده نشد آنسان که [در روز غدیر خم]برای ولایت فریاد زده شد.

[١4٨٣]٢-عجلان گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: مرا بر حدود ایمان آگاه کن. فرمودند: گواهی به این که معبودی جز خداوند نیست و محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]رسول خدا است.

و اقرار به آنچه او از سوی خدا آورده است. و نمازهای پنجگانه، دادن زکات و روزۀ ماه رمضان، حجّ خانۀ خدا، پیروی از ولیّ ما و دشمنی با دشمنانمان و همراهی با راست گفتاران.

[١4٨4]٣-فضیل یسار از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: اسلام بر پنج چیز بنا نهاده شد: بر نماز و زکات و روزه و حجّ و ولایت. و برای چیزی فریاد زده نشد، آنسان که برای ولایت فریاد زده شد. ولی مردم آن چهار چیز را برگرفته، این-یعنی ولایت-را وارهاندند.

[١4٨5]4-عزرمی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: سنگ های اجاق اسلام سه چیز است: نماز و زکات و ولایت. که هیچ کدام از آن ها جز با دوتای دیگر درست نمی شود.

[١4٨6]5-زراره از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: اسلام بر پنج چیز بنا نهاده شد: بر نماز و زکات و حجّ و روزه و ولایت. زراره گفته است: من گفتم: و کدام یک از آن ها برتر است؟ فرمودند: ولایت برتر است؛ زیرا که کلید آن ها است.

و والی، همان راهنمای به سوی آن چهارتا است. من عرض کردم: و پس از آن، کدام برتر است؟ فرمودند: نماز، که رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمودند:

نماز، ستون دینتان است. من گفتم: و پس از آن کدام یک؟ فرمودند: زکات؛ زیرا خدا آن را همدوش نماز کرده و پس از نماز آورده است.

و رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمودند: زکات، گناهان را از میان می برد. من عرض کردم: و پس از آن، کدام یک برتر است؟ فرمودند: حجّ. خداوند عزّتمند فرمود: (و برای خدا به گردن مردم، حجّ این خانه است. کسی که بتواند راهی به سویش بیابد.

و آن که کفر ورزد، خداوند از همۀ جهانیان بی نیاز است.) [آل عمران (٣) :٩٧]و رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمود: یک حجّ پذیرفته شده، بهتر از بیست نماز نافله است. و کسی که بر این خانه هفت طوافش را بشمارد و دو رکعت آن را به خوبی بگزارد، خداوند او را می آمرزد. و دربارۀ روز عرفه و روز مزدلفه نیز سخنانی فرمود. من عرض کردم: و به دنبال آن، کدام است؟

فرمودند: روزه. گفتم: چرا روزه در پایان همه قرار گرفته است؟ فرمودند: رسول خدا درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمود: روزه، سپر دوزخ است. زراره گوید: سپس حضرت فرمود:

همانا برترین چیزها آن است که چون از انجامش بازماندی توبه ای نداشته باشد، جز آن که بازگردی و همان را به انجام رسانی.

دربارۀ نماز و زکات و حجّ و ولایت هیچ چیزی جز انجام آن ها جایشان را نمی گیرد ولی روزه وقتی از تو فوت شد یا کوتاهی کردی یا به مسافرت رفتی، به جایش روزه هایی جز آن روزه را به انجام رسانی و گناهش را با صدقه جبران می کنی و دیگر، قضایی به گردنت نیست.

درحالی که دربارۀ آن چهار تا، چیزی جز خود آن ها، تو را کفایت نمی کند. سپس فرمودند: بالا و والاترین امر و کلید و در آن چیزها و نیز خشنودی خداوند مهربان، اطاعت از امام، پس از شناختن او است.

خداوند عزّتمند می فرماید: (هرکس از رسول خدا اطاعت کند، از خداوند اطاعت کرده است و هر کس سر بپیچد، ما تو را برای نگاهبانی شان نفرستاده ایم.) [نساء (4) :٨٠]

هان! اگر مردی شب به عبادت برخیزد و روز، روزه بدارد و همۀ اموالش را صدقه داده، همۀ عمرش را حجّ گزارد ولی، ولایت ولیّ خداوند را نشناسد تا از او پیروی کند و همۀ اعمالش به راهنمایی او باشد. او در پاداش خداوند شکوهمند حقّی ندارد و از اهل ایمان هم نیست.

سپس فرمودند: خداوند از میان آنان نیکوکارشان را به احسان و آمرزش خویش، به بهشت می برد.

[١4٨٧]6-عیسای سریّ گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: برایم از پایه هایی از اسلام بفرمایید که هیچ کسی نمی تواند در شناختن چیزی از آن ها کوتاهی کند. پایه هایی که هرکس در شناختن چیزی از آن ها کوتاهی کند، دینش تباه شده، [خداوند]کرداری را از او نمی پذیرد.

و کسی که آن ها را بشناسد و عمل کند، سزاوار دینش شده و عملش از او پذیرفته می شود و ندانستن چیزی از امور دیگر او را در تنگنا نمی گذارد؟ فرمودند: گواهی به این که معبودی جز خداوند نیست و ایمان به این که محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرستادۀ او است. و اقرار به آنچه او از سوی خداوند آورده است و حقّی در اموال که زکات است.

و ولایتی که خداوند عزّتمند به آن فرمان داده است که ولایت خاندان محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-است. راوی گوید: من عرض کردم: آیا دربارۀ ولایت از کتاب یا سنّت فضیلتی هست که برای کسی که به آن چنگ زده، شناخته شده باشد؟

فرمودند: بله، خداوند عزّتمند می فرماید: (ای کسانی که ایمان آورده اید، از خداوند فرمان برید و از رسول او و صاحبان امر از میان خودتان، اطاعت کنید.) [نساء (4) :5٩]و رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمود: کسی که امامش را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیّت مرده است. و امام، رسول خدا بود و امیر مؤمنان علیه السّلام. ولی دیگران گفتند:

معاویه، امام بود. سپس حسن علیه السّلام بود و سپس حسین علیه السّلام. ولی دیگران گفتند:

یزید معاویه. و [پس از حسین علیه السّلام]و حسین بن علی بود. ولی آن دو برابر نیست، برابر نیست. راوی گفته است: آن گاه حضرت خاموش شد و سپس فرمود: ادامه بدهم؟ حکم اعور به ایشان گفت: بله، جانم فدایت. فرمودند: سپس علی حسین بود و سپس ابو جعفر محمّد علی.

و پیش از آن که ابو جعفر [علیه السلام]امام شود، شیعه مناسک حجّ و حلال و حرامش را نمی شناخت تا ایشان امام شده، در دانش را برایشان گشود و مناسک حجّ و حلال و حرامشان را روشن کرد؛ آنسان که مردم به آنان نیازمند شدند، پس از آن که آنان به مردم نیازمند بودند.

و امر امامت این گونه است. و زمین جز با امام برقرار نیست. و کسی که امامش را نشناخته، بمیرد، به مرگ جاهلیّت مرده است. و بیشترین نیازت به آنچه عقیده داری، وقتی است که جانت به این جا برسد-و با دست به گردنش اشاره کرد- و دنیا از تو ببرد، که می گویی: من بر امر نیکویی بودم.

این حدیث از طریق سلسله سند دیگری نیز روایت شده است.

[١4٨٨]٧-عبد اللّه عجلان از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: اسلام بر پنج [پایه]بنا شد: ولایت و نماز و زکات و روزۀ ماه رمضان و حجّ.

[١4٨٩]٨-فضیل از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: اسلام بر پنج چیز بنا شد: نماز و زکات و روزه و حجّ و ولایت. و برای چیزی فریاد زده نشد، آنسان که در روز غدیر برای ولایت فریاد زده شد.

[١4٩٠]٩-عیسای سریّ گفت: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: به من بفرمایید پایه های اسلام بر چه چیزی بنا شده است که وقتی آن ها را برگیرم، کردارم پاک شود و ندانستن چیزهای دیگر به من زیان نزند.

فرمودند: گواهی به این که معبودی جز خداوند نیست و محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش- رسول خدا است و اقرار به آنچه او از نزد خداوند آورده است و حقّی در اموال برای زکات و ولایتی که خدای عزّتمند به آن فرمان داده است که ولایت خاندان محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-است. و رسول خدا فرمود: هرکس امام خود را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیّت مرده است.

و خدای شکوهمند فرموده است: (از خدا اطاعت کنید و از فرستادۀ او و صاحبان امر از میان خودتان، اطاعت کنید.) [نساء (4) :5٩]که علی علیه السّلام بود. و پس از او به حسن علیه السّلام رسید و پس از او به حسین علیه السّلام و پس از او به علی حسین، سپس به محمّد علی. و امر امامت بدین سان است.

که زمین جز با امام درست نمی شود. و کسی که امامش را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیّت مرده است. و این بهترین چیزی است که هر یک از شما به شناختن آن نیاز دارد، وقتی جانش به این جا می رسد-و با دست به گردنش اشاره کرد-که در آن هنگام می گوید: من بر امر نیکویی بودم.

[١4٩١]١٠-ابو جارود گفته است: به حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم: ای پسر رسول خدا، آیا از محبّتم به شما و همراهی و پیروی ام از شما آگاهید؟ فرمودند: بله. عرض کردم: من از شما پرسشی دارم تا درباره اش پاسخی به من بفرمایید. که من نابینایم و نمی توانم در هر هنگام به زیارتتان بیایم.

فرمود: سخنت را بگو. عرض کردم: برایم از دینتان بگویید. دینی که شما و خاندانت با آن از خداوند شکوهمند فرمان می برید تا من نیز به وسیلۀ آن از خداوند فرمان برم. فرمودند: اگرچه مقدّمه را کوتاه آوردی ولی پرسش بزرگی کردی.

و به خدا سوگند دین خودم و پدرانم را که با آن از خداوند شکوهمند اطاعت می کنیم به تو می دهم: گواهی به این که معبودی جز خداوند نیست و محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرستادۀ او است و اقرار به آنچه او از جانب خداوند آورده است، دوستی با ولیّ ما و بیزاری از دشمنانمان، تسلیم در برابر فرمان ما و انتظار قائم مان و کوشش و پرهیزگاری.

[١4٩٢]١١-علی ابو حمزه گفت: شنیدم که ابو بصیر به حضرت صادق علیه السّلام عرض کرد: جانم فدایت! برایم از دینی بفرمایید که خداوند عزّتمند بر بندگانش واجب کرده که بر آنان روا نیست به آن جاهل باشند و از ایشان جز آن پذیرفته نیست. فرمودند: دوباره بگو.

او باز گفت. پس فرمود: گواهی به این که معبودی جز خداوند نیست و محمّد-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرستادۀ او است، به پا داشتن نماز، پرداختن زکات، گزاردن حجّ خانۀ خدا برای کسی که توانایی دارد و روزۀ ماه رمضان. آن گاه لختی خاموش شد و دوبار فرمود: و ولایت.

سپس فرمود: این چیزی است که خداوند بر بندگان واجب کرده است. و پروردگار در روز قیامت از بندگانش نخواهد پرسید که چرا بیش از آنچه بر تو واجب کردم، عملی انجام ندادی؟ ولی هرکس چیزی بیفزاید، خدا نیز بر او می افزاید. رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-سنّت های نیکویی نهاده که سزاوار است مردم به آن ها عمل کنند.

[١4٩٣]١٢-عبد الحمید ابو علاء ازدی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم می فرماید: همانا خدای عزّتمند پنج چیز را بر آفریدگانش واجب کرد. در چهار تا از آن ها رخصت داد و در یکی نه.

[١4٩4]١٣-اسماعیل جعفی گفت: مردی با نامه ای به همراه، به نزد حضرت باقر علیه السّلام آمد. حضرت باقر علیه السّلام به او فرمود: این نامۀ مخاصم (مناظره گر) است. در آن از دینی پرسیده که عمل، در آن پذیرفته می شود. او عرض کرد. خدا شما را رحمت کند!

برای همین آمده بودم. حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: گواهی به این که معبودی جز خداوند یگانۀ بی شریک نیست و محمّد-بر او و بر خاندانش سلام-بنده و فرستادۀ او است و اقرار به آنچه او از جانب خداوند آورده است و دوستی با ما اهل بیت و بیزاری از دشمنانمان و گردن نهادن به فرمان ما و پرهیزگاری و فروتنی و انتظار برای قائم ما. که دولتی برای ما است که وقتی خدا بخواهد آن را می آورد.

[١4٩5]١4-عمرو حریث گفت: به نزد حضرت صادق علیه السّلام که در خانۀ برادرش عبد اللّه محمّد بود رفتم و عرض کردم: جانم فدایت! چرا به این خانه آمده اید؟ فرمودند: برای تفریح. من عرض کردم: جانم فدایت! آیا دینم را برایتان باز نگویم؟ فرمود: چرا، بگو.

من عرض کردم: من خدا را اطاعت می کنم با گواهی به این که معبودی جز خداوند یگانۀ بی شریک نیست و محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]بنده و فرستادۀ او است و رستاخیز فراخواهد آمد و تردیدی در آن نیست و خداوند مردگان را برمی انگیزد، برپایی نماز و دادن زکات و روزۀ ماه رمضان و حجّ خانۀ خدا و ولایت علی امیر مؤمنان پس از رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-و ولایت حسن و حسین و ولایت علی بن حسین و ولایت محمّد بن علی و ولایت تو پس از او-درودهای خداوند برایشان-و این که شما امامان من هستید. که بر این دین زنده ام و بر این دین می میرم و با آن از خدا اطاعت می کنم.

حضرت فرمودند: ای عمرو! به خدا سوگند این دین خدا و دین پدران من است که من در نهان و آشکار با آن، از خدا فرمان می برم. پس از خدا پروا دار و جز در میان خوبان جلوی زبانت را بگیر و نگو که من خودم هدایت یافتم. بلکه خداوند تو را هدایت می کند. پس سپاس نعمتی را که خدا به تو داده، به جای آر و از کسانی مباش که وقتی می آیی، جلوی رویت زخم زبان می زنند و چون می روی، در پشت سرت.

ولی مردم را بر گردنت هم سوار نکن که اگر مردم را بر گردنت سوار کنی، نزدیک باشد که استخوان شانه ات را بشکنند. [١4٩6]١5-سلیمان خالد از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: آیا به تو از اصل و شاخه و والاترین عظمت اسلام خبر ندهم؟

من عرض کردم: چرا، جانم به فدایت! فرمودند: اصل آن، نماز است، شاخه اش زکات و والاترین عظمتش، جهاد است. سپس فرمود: می خواهی از درهای خیر به تو خبر دهم؟ من عرض کردم: بله، جانم فدایت! فرمودند: روزه که سپری نگاهدارنده از آتش است، صدقه که گناه را می برد و از خواب برخاستن مرد در میانۀ شب برای یاد خدا. سپس این آیه را خواند: (پهلو از بستر خواب برمی دارند.) [سجده (٣٢) :١6]

با اسلام، خون حفظ می شود (و امانت بازگردانده می شود) ولی پاداش براساس ایمان است


 

[١4٩٧]١-قاسم صیرفی گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم می فرماید: با اسلام خون حفظ شده و امانت ادا می گردد و زنان حلال می شوند ولی پاداش براساس ایمان است.

[١4٩٨]٢-محمّد مسلم از یکی از دو صادقین علیهما السّلام روایت کرده که فرمودند:

ایمان، اقرار است و کردار، ولی اسلام، اقرار بی کردار است.

[١4٩٩]٣-جمیل درّاج گفته است: از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ این آیه پرسیدم: (اعراب گفتند: ما ایمان آورده ایم. بگو ایمان نیاورده اید. بلکه بگویید: اسلام آوردیم که هنوز ایمان به دل هاتان داخل نشده است.) [حجرات (4٩) :١4]فرمودند: مگر نمی دانی که ایمان غیر از اسلام است.

[١5٠٠]4-سفیان سمط گفت: مردی از حضرت صادق علیه السّلام دربارۀ اسلام و ایمان پرسید که چه فرقی میان آن ها است؟ حضرت پاسخش نداد. دوباره پرسید.

حضرت پاسخی نداد. سپس در راه به هم برخوردند، درحالی که کوچ آن مرد نزدیک بود. حضرت صادق علیه السّلام به او فرمود: گویا کوچت نزدیک است؟ عرض کرد: بله. فرمود: در خانه به دیدارم بیا. او به خانۀ حضرت رفته، پرسید که فرق میان اسلام و ایمان چیست؟

فرمود: اسلام، همان ظاهری است که مردم دارند؛ گواهی به این که معبودی جز خداوند یگانۀ بی شریک نیست و محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]

بنده و فرستادۀ او است، برپایی نماز، دادن زکات، حجّ خانۀ خدا و روزۀ ماه رمضان. این اسلام است. و فرمود: ایمان به همراه آن امور، شناختن این امر [ولایت]است که اگر به آن امور اقرار کند و این امر را نشناسد، مسلمان، ولی گمراه است.

[١5٠١]5-ابو بصیر گفت: از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که دربارۀ این آیه (اعراب گفتند: ما ایمان آوردیم. بگو شما ایمان نیاورده اید. بلکه بگویید اسلام آوردیم.) می فرماید: پس هرکس گمان کند آنان ایمان آوردند، دروغ گفته است. و هرکس بپندارد که آنان اسلام نیاوردند نیز، دروغ گفته است.

[١5٠٢]6-قاسم شریک مفضّل گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم می فرماید:

با اسلام خون حفظ شده، امانت ادا می شود و زنان حلال می گردند ولی پاداش براساس ایمان است.

اصول کافی ج3ص...62

 

فرستاده و پیامبر



دسته بندي: کتاب انلاین,حدیث,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد