فوج

عطار نيشابوري
امروز یکشنبه 19 مرداد 1399
تبليغات تبليغات

فتوت نامه_عطار

زبان را در بدی گفتن میآموز//پشیمانی خوری تو هم یکی روز

ترا آنگه به آید مردی و زور//که بینی خویشتن را کمتر ازمور

مگو هرگز که: خواهم کردن اینکار//اگر دستت دهد میکن بکردار

دسته بندي: شعر,عطار,

تذکرة الأولیاء_عطار

بزرگی گفت: سحرگاهی به در مسجد حسن رفتم. به نماز. در مسجد بسته بود

و حسن در درون مسجد دعا می‌کرد و قومی آمین می‌گفتند. صبر کردم تا روشنتر

شد. دست بر در نهادم، گشاده شد. در شدم، حسن را دیدم - تنها - متحیر شدم.

چون نماز بگزاردیم، قصه با وی بگفتم و گفتم: خدایرا مرا از این...

دسته بندي: شعر,عطار,

اشترنامه_عطار

سالک ره کرده چون ره کرد و رفت//همچنان چون برق تازان می برفت

در رسید او پردهٔ هفتم تمام//دید آنجا گه مقام بی مقام

خویشتن بالای اشیا یافت او//وان نهانی راز پیدا یافت او

دسته بندي: شعر,عطار,

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد